ابتدای وقت نماز مغرب PDF چاپ پست الکترونیکی

ابتدای وقت نماز مغرب

مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام

محمد جعفری

بسم الله الرحمن الرحیم

در این پژوهش، اقوال فقهای شیعه[1] - از قدمای ایشان تا معاصرین- و نیز نظرات مذاهب اربعه عامه، در موضوع «ابتدای وقت نماز مغرب» جمع آوری شده­ است. از آنجا که این پژوهش بر اساس الگوی خاصی تهیه شده است، در هر دوره تعداد مشخصی از کتب مورد توجه قرار گرفته و احیاناً کتب بیشتری نیز بررسی شده است.

طرح مسئله: ابتدای وقت نماز مغرب چه زمانی است؟

مظان بحث: این مسئله در کتاب الصلاه و در بسیاری از کتب، ذیل عنوان «مواقیت الصلاه» بحث شده است.

البته در کتاب الصوم نیز به مناسبت بیانِ وقت افطار، مورد اشاره قرار گرفته است و از آنجا که هر دو بحث، مبتنی بر زمان مغرب شرعی است، از مطالب مطرح در هر یک، میتوان در دیگری نیز استفاده کرد، لکن غالب فقها تفصیل بحث را در کتاب الصلاه آورده و در کتاب الصوم تنها اشاره­ای به آن نموده­اند. بحث دیگری نیز در کتاب الحج، مربوط به زمان افاضة از عرفات مطرح است که این بحث نیز با دو بحث فوق الذکر هم پوشانی دارد گرچه در برخی از کتب عامه، ملازمة آن با دو بحث پیشین، انکار شده است.

اقوال فقهای شیعه:

چنانچه برخی از فقها از جمله صاحب حدائق فرموده است، لا خلاف بين الأصحاب في ان أول وقت صلاة المغرب هو غروب الشمس و انما الخلاف في ما به يتحقق الغروب  فلذا دو قول در این زمینه وجود دارد:

  1. سقوط القرص(غیبوبة الشمس)- مراد سقوط ظاهری و حسی قرص است.
  2. زوال الحمرة المشرقية

قول عامه:

ایشان بر قول اول اجماع دارند. [1]

تفصیل اقوال قدمای از شیعه (قبل از شیخ طوسی[2]):

مقدمه: نکات دقیقی در خصوص موضوع مورد پژوهش باید مورد توجه قرار گیرد:

نکته1: سه حالت یرای قرص خورشید در هنگام غروب وجود دارد؛

الف: سقوط حقیقی قرص از افق

ب: سقوط ظاهری و حسی

ج: سقوط و هبوطی که مدتی پس از سقوط ظاهری رخ میدهد

نکته2: سقوط حقیقی قرص از افق، زماناً مقدم بر سقوط ظاهری و حسی است و این به دلیل شکست نور خورشید در هنگام برخورد با جوّ زمین است. شکست نور موجب میشود که تا مدتی پس از سقوط حقیقیِ قرص، قرص خورشید در افق قابل رؤیت باشد. مسلما هیچ یک از فقهاء سقوط حقیقی را ملاک مغرب شرعی نمیداند.

نکته3: مراد از حالت سوم حالتی از سقوط قرص است که بین آن و زوال حمرة مشرقیه، تقارن زمانی وجود داشته باشد. بسیاری از فقهای دوره­های متأخر با حمل کردن تعبیراتی چون «اذا غاب القرص» بر همین حالت، بین روایات باب جمع کرده و کلمات قدما را نیز اینگونه فهمیده­اند.

نکته4: در کلمات فقهای دوره اول و حتی دوره دوم، عباراتی هست که فهم مقصود گوینده از آن بسیار مشکل است. همین تعبیرات که به گونه­ای در روایات نیز هست، موجب بروز اختلاف شده است.

در برخی تعبیرات، ملاک را سقوط قرص و زوال حمرة مشرقیه را نشانه و وسیلة یقین به آن دانسته­اند. یعنی سقوط قرص زماناً با زوال حمرة مشرقیه تقارن ندارد و مقدم بر آن است اما آنچه موجب یقین به سقوط قرص – به ویژه در مناطق غیر مسطح- میشود، زوال حمرة مشرقیه است.

اما در برخی تعبیرات دیگر، ملاک را سقوط قرص دانسته و زوال حمره را مقارن و ملازم با آن تصور کرده­اند فلذا چنین قائل شده­اند که ملاک سقوط قرص است و ملاکِ سقوط قرص، زوال حمرة مشرقیه است.

چنانچه گذشت، برداشتِ بسیاری از فقهای متأخر از کلام این دسته از قدما و نیز روایات باب، این است که ملاکِ مغرب شرعی و ابتدای وقت نماز مغرب، زوال حمرة مشرقیه است و از آنجا که زوال حمرة مشرقیه با حالت سوم[3] از حالات قرص، تقارن زمانی دارد، در دسته­ای از روایات و برخی از تعبیرات قدما، سقوط قرص، ملاک دانسته شده است.

به نظر نگارنده، مراد قدما در این تعبیرات، همان حالت دوم یعنی سقوط ظاهری و حسی است گرچه به اشتباه بین این حالت و زوال حمرة مشرقیه تقارن و تلازم زمانی تصور کرده­ و اینگونه بین روایات باب جمع کرد­ه­اند. زیرا ارادة حالت سوم از لفظ «سقوط القرص» بسیار خلاف ظاهر است. مضافاً بر این که ظاهر برخی از تعبیرات نیز مؤید ماست؛

  1. الکافی، ج3، ص 280: ..... وَ لَيْسَ هَذَا مِمَّا يُخَالِفُ الْحَدِيثَ الْأَوَّلَ إِنَّ لَهَا وَقْتاً وَاحِداً لِأَنَّ الشَّفَقَ هُوَ الْحُمْرَةُ وَ لَيْسَ بَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ وَ بَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّفَقِ إِلَّا شَيْ‌ءٌ يَسِيرٌ وَ ذَلِكَ أَنَّ عَلَامَةَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ بُلُوغُ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ وَ لَيْسَ بَيْنَ بُلُوغِ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ وَ بَيْنَ غَيْبُوبَتِهَا إِلَّا قَدْرُ مَا يُصَلِّي الْإِنْسَانُ صَلَاةَ الْمَغْرِبِ وَ نَوَافِلَهَا إِذَا صَلَّاهَا عَلَى تُؤَدَةٍ وَ سُكُونٍ وَ قَدْ تَفَقَّدْتُ ذَلِكَ غَيْرَ مَرَّةٍ وَ لِذَلِكَ صَارَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ ضَيِّقاً.
  2. المقنعه، ص 93: أول وقت المغرب مغيب الشمس و علامة مغيبها عدم الحمرة من المشرق المقابل للمغرب في السماء و ذلك أن المشرق مطل على المغرب فما دامت الشمس ظاهرة فوق أرضنا هذه فهي تلقى ضوءها على المشرق في السماء فترى حمرتها فيه فإذا ذهبت الحمرة منه علم أن القرص قد سقط و غاب و آخره أول وقت عشاء الآخرة.

بنابراین ما این دسته از فقها را جزو قائلین به قول اول یعنی سقوط القرص(غیبوبة الشمس) به حساب میاوریم گرچه بسیاری از فقهای متأخر برداشت دیگری داشته­اند.

جمع بندی: حال بعد از این مقدمه، میتوان گفت که فقهای دورة اول همگی قائل به قول اول یعنی ملاکیت سقوط ظاهری قرص بوده­اند. البته تعبیرات بسیاری از ایشان صریح در این مطلب است و این انتساب در مورد این عده، نیازی به دقتی که بیان شد ندارد.

تذکر: غیر از مواردی که متذکر میشویم، در باقی موارد صراحت یا ظهور قوی در اختیار قول اول وجود دارد.

  1. الفقه، ص73 [2] – علی الأظهر
  2. کلینی(الکافی، ج3، ص278)[3] – علی الأظهر
  3. ابن ابی عقیل(مجموعه فتاوی، ص25) [4] – علی الأظهر
  4. مغربی(دعائم الاسلام، ج1، ص138)[5] – علی الأظهر
  5. ابن جنید(مجموعه فتاوی، ص47) [6]
  6. شیخ صدوق(المقنع، ص205)[7]
  7. شیخ صدوق(الهدایه، ص129)[8]
  8. شیخ صدوق)من لایحضره الفقیه، ج1، ص218 - ج2، ص129)[4] [9]
  9. شیخ مفید) المقنعه، ص93 – ص300 [10] (

10. سید مرتضی (الناصریات، ص193)[5] [11]

11. حلبی( الکافی فی الفقه، ص137)[12] – علی الأظهر

12. سلار(المراسم، ص62)[13]

تفصیل اقوال فقهای دوره دوم(از شیخ طوسی تا علامه حلی)

نکته: در این دوره نیز آن مشکلی که مطرح کردیم گرچه بسیار کمتر رنگتر امّا وجود دارد. شیخ در اکثر کتب فقهی خود تصریح به قول اول دارد و در نهایه نیز به نظر ما همین قول را اختیار کرده گرچه مشکل سابق الذکر[6] در آن وجود دارد فلذا برخی آن را بر حالت سوم حمل کرده­اند. این مطلب نسبت به تهذیب و استبصار نیز صادق است.

با توجه به دقّتی که گذشت به نظرنگارنده، تمامی فقهای دورة دوم نیز قائل به قول اول میباشند. تفاوت این دوره نسبت به دورة قبل این است که غالب تعبیرات در این دوره صراحت یا ظهور قوی در اختیار قول اول(غیاب شمس) دارد فلذا این انتساب نسبت به اکثر فقهای این دوره نیاز به دقتی که بیان شد را ندارد.

  • شیخ طوسی)تهذیب، ج2، ص27)[7] [14]
  • شیخ طوسی(الخلاف، ج1، ص261)[15]
  • شیخ طوسی(المبسوط، ج1، ص74)[16]
  • شیخ طوسی )النهایه، ص59)[17]
  • ابن حمزه(الوسیله، ص(83 [18] – علی الأظهر
  • ابن زهره)غنیه، ص69) [19]
  • ابن ادریس)السرائر، ج1، ص 195)[8] [20]
  • کیدری(اصباح الشریعه، ص59) [21]
  • محقّق )الشرایع، ج1، ص (51) [22]
  • محقّق) المعتبر، ج2، ص 40) [23] – علی الأظهر

تفصیل اقوال فقهای دوره سوم (از علامه تا صاحب جواهر):

نکته: میتوان گفت شروع برداشتهای ناصواب (البته به نظر نگارنده) از کلمات قدما، در این دوره اتفاق افتاده است و ظاهرا همین عامل موجب شده که قائلین به قول دوم از این دوره به بعد در اکثریت باشند.(البته مبتنی بر آنچه توضیحش گذشت).

الف- قائلین به قول دوم[9] (اعتبار ذهاب حمرة مشرقیه):

  1. علامه(تذکره، ج2، ص310)[24] ایشان این قول را قول مشهور دانسته است.
  2. علامه(قواعد، ج1، ص246)[25] – علی الأظهر
  3. فخرالمحققین(ایضاح، ج1، ص74)[26] – علی الأظهر
  4. شهید اول(دروس، ج1، ص139)[27]
  5. محقق ثانی(جامع المقاصد، ج2، ص17)[28]
  6. بحرانی(حدائق، ج6، ص163)[29]
  7. سید جواد عاملی(مفتاح الکرامه، ج2، ص25)[30]

ب- قائلین به قول اول( ملاکیّت غیاب قرص):

  1. محقق اردبیلی(مجمع الفائده، ج2، ص20)[31] – علی الأظهر
  2. عاملی(مدارک، ج3، ص49)[32]
  3. نراقی(مستند، ج4، ص27)[33]

ج- غیر واضح:

  1. علامه(مختلف، ج2، ص19)[34] البته احتمال اختیار قول اول (غیبوبة الشمس) بیشتر است.
  2. شهید ثانی(مسالک، ج1، ص140)[35] البته ظهوری ضعیف دراختیار قول دوم دارد.

جمع بندی: اکثریت فقهای این دوره قائل به قول دوم(اعتبار ذهاب حمره) هستند.

تفصیل اقوال فقهای دوره چهارم (از صاحب جواهر تا کنون):

الف- قائلین به قول دوم[10] (اعتبار ذهاب حمرة مشرقیه):

  1. نجفی(جواهر الکلام، ج4، ص84)[36]
  2. سید یزدی(عروة محشی، ج2، ص252) [37]
  3. شیخ عبدالکریم حائری(عروة محشی، ج2، ص252) [38]
  4. نائینی(عروة محشی، ج2، ص252)[39]
  5. آقا ضیاء الدین عراقی(عروة محشی، ج2، ص252)[40]
  6. سید ابوالحسن اصفهانی(عروة محشی، ج2، ص252)[41]
  7. محمد حسین کاشف الغطاء(عروة محشی، ج2، ص252)[42]
  8. سید حسین بروجردی(عروة محشی، ج2، ص252)[43]
  9. سید عبدالهادی شیرازی(عروة محشی، ج2، ص252)[44]
  10. سید احمد خوانساری(عروة محشی، ج2، ص252)[45]
  11. امام خمینی(توضیح المسائل المحشی، ج1، ص407)[46]
  12. اراکی(توضیح المسائل المحشی، ج1، ص407)[47]
  13. گلپایگانی(توضیح المسائل المحشی، ج1، ص407) [48]
  14. فاضل(توضیح المسائل المحشی، ج1، ص407) [49]
  15. شبیری زنجانی[11](توضیح المسائل المحشی، ج1، ص407) [50]
  16. صافی(توضیح المسائل المحشی، ج1، ص407) [51]
  17. سبحانی(توضیح المسائل، ص215) [52]

ب- قائلین به قول اول( ملاکیّت غیاب قرص):

  1. همدانی(مصباح، ج9، ص142) [53]
  2. سید محمد سعید طباطبائی(منهاج، ج1، ص160) [54]
  3. بهجت(توضیح المسائل المحشی، ج1، ص407) [55]
  4. مکارم(توضیح المسائل المحشی، ج1، ص407) [56]
  5. سید صادق روحانی(منهاج، ج1، ص186)[57]

ج- قائلین به احتیاط واجب در تأخیر نماز مغرب تا ذهاب حمرة مشرقیه:

  1. حکیم(عروة محشی، ج2، ص252)[58]
  2. تبریزی(توضیح المسائل المحشی، ج1، ص407)[59]
  3. خامنه­ای(توضیح المسائل المحشی، ج1، ص439)[60]- علی الأظهر
  4. سیستانی(توضیح المسائل المحشی، ج1، ص407)[61]
  5. وحید(منهاج، ج2، ص147)[12] [62]
  6. فیاض(منهاج، ج1، ص202)[13] [63]

د- قائلین به احتیاط واجب در تأخیر نماز مغرب تا ذهاب حمرة مشرقیه امّا نسبت به نماز ظهر و عصر ملاک را سقوط قرص دانسته­ا­ند:

  1. آل یاسین(عروة محشی، ج2، ص252)[64]
  2. خوئی(عروة محشی، ج2، ص252)[65]

جمع بندی: اکثریت فقهای این دوره، قائل به قول دوم(اعتبار ذهاب حمره) هستند.

جمع بندی نهایی: به نظر نگارنده فقهای دوره اول و دوم، قائل به قول اول (ملاک بودن سقوط ظاهری قرص) بوده­اند.

اما فقهای دوره های بعد نیز اگرچه اکثراً قائل به قول دوم میباشند اما این مطلب ناشی از برداشت متفاوت ایشان (متفاوت با برداشت نگارنده) از عبارات فقهای متقدم و البته از روایات باب بوده است. به نظر ما تعبیرات مختلف روایات بدین جهت است که اگرچه ملاک، سقوط ظاهری قرص است لکن زوال حمرة مشرقیه، نشانه و وسیلة یقین به آن بیان شده است. یعنی سقوط قرص زماناً با زوال حمرة مشرقیه تقارن ندارد و مقدم بر آن است اما آنچه موجب یقین به سقوط قرص – به ویژه در مناطق غیر مسطح- میشود، زوال حمرة مشرقیه است. حال مراد برخی از قدما از علامت بودن ذهاب برای سقوط همین است و اما برخی دیگر، ملاک را سقوط قرص دانسته و زوال حمره را مقارن و ملازم با آن تصور کرده­اند فلذا چنین قائل شده­اند که ملاک سقوط قرص است و ملاکِ سقوط قرص، زوال حمرة مشرقیه است و این تعبیرات موجب شده فقهای متأخر، اکثریت قدما (یعنی غیر از کسانی که تصریح به قول اول کرده­اند) را قائل به قول دوم تصور کنند و کلام ایشان و نیز روایات را بر حالت سوم قرص یعنی حالتی از هبوط و سقوط قرص که بین آن و زوال حمرة مشرقیه، تقارن زمانی وجود داشته باشد حمل نمایند. البته در این بین، برخی انتسابهای ناصوابی هم وجود دارد که اشتباه بوده و هیچ توجیهی ندارد مانند انتسابی که در مفتاح­الکرامه (ج2، ص25) آمده است: و ظاهر السرائر أنه )قول به اعتبار ذهاب حمره مشرقیه) مذهب الشيخ في جميع كتبه.

****************************** ضمیمه *********************************

[1] الفقه علي مذاهب الاربعه ج1 ص 166:

تعرف أوقات الصلاة بخمس أمور: .... ثالثها: مغيب الشمس، ويعرف به وقت المغرب

-        ص168: يبتدئ المغرب من مغيب جميع قرص الشمس، وينتهي بمغيب الشفق الأحمر

المبسوط سرخسي ج 1 – ص 144:

قَالَ (وَوَقْتُ الْمَغْرِبِ مِنْ حِينِ تَغْرُبُ الشَّمْسُ إلَى أَنْ يَغِيبَ الشَّفَقُ عِنْدَنَا) وَقَالَ الشَّافِعِيُّ - رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى -: لَيْسَ لِلْمَغْرِبِ إلَّا وَقْتٌ وَاحِدٌ مُقَدَّرٌ بِفِعْلِهِ فَإِذَا مَضَى بَعْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ مِقْدَارُ مَا يُصَلَّى فِيهِ ثَلَاثَ رَكَعَاتٍ خَرَجَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ لِحَدِيثِ إمَامَةِ جِبْرِيلَ - عَلَيْهِ السَّلَامُ - «فَإِنَّهُ صَلَّى الْمَغْرِبَ فِي الْيَوْمَيْنِ فِي وَقْتٍ وَاحِدٍ» .

(وَلَنَا) حَدِيثُ أَبِي هُرَيْرَةَ - رَضِيَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ - قَالَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - إنَّ أَوَّلَ وَقْتِ الْمَغْرِبِ حِينَ تَغِيبُ الشَّمْسُ وَآخِرَهُ حِينَ يَغِيبُ الشَّفَقُ

المغني ج1 ص267:

[مَسْأَلَة وَقْتُ الْمَغْرِبِ]

(525) مَسْأَلَةٌ: قَالَ: وَإِذَا غَابَتْ الشَّمْسُ وَجَبَتْ الْمَغْرِبُ، وَلَا يُسْتَحَبُّ تَأْخِيرُهَا إلَى أَنْ يَغِيبَ الشَّفَقُ أَمَّا دُخُولُ وَقْتِ الْمَغْرِبِ بِغُرُوبِ الشَّمْسِ فَإِجْمَاعُ أَهْلِ الْعِلْمِ. لَا نَعْلَمُ بَيْنَهُمْ خِلَافًا فِيهِ، وَالْأَحَادِيثُ دَالَّةٌ عَلَيْهِ.

الام ج1 -92: [وَقْتُ الْمَغْرِبِ]

قَالَ الشَّافِعِيُّ: لَا وَقْتَ لِلْمَغْرِبِ إلَّا وَاحِدٌ وَذَلِكَ حِينَ تَغيبُ الشَّمْسُ

المجموع (شرح مهذب)ج3 - ص 28:

أول وقت المغرب إذا غابت الشمس لما روى ان جبرائيل عليه السلام صلي المغرب حين غابت وافطر الصائم

- ص 29: فَأَوَّلُ وَقْتِ الْمَغْرِبِ إذَا غَرَبَتْ الشَّمْسُ وَتَكَامَلَ غُرُوبُهَا وَهَذَا لَا خِلَافَ فِيهِ نَقَلَ ابْنُ الْمُنْذِرِ وَخَلَائِقُ لَا يُحْصَوْنَ الْإِجْمَاعَ فِيهِ قَالَ أَصْحَابُنَا وَالِاعْتِبَارُ سُقُوطُ قُرْصِهَا بِكَمَالِهِ وَذَلِكَ ظَاهِرٌ فِي الصَّحْرَاءِ قَالَ الشَّيْخُ أَبُو حَامِدٍ وَالْأَصْحَابُ وَلَا نَظَرَ بَعْدَ تَكَامُلِ الْغُرُوبِ إلَى بَقَاءِ شُعَاعِهَا بَلْ يَدْخُلُ وَقْتُهَا مَعَ بَقَائِهِ وأما في العمران وقلل الجبال فالاعتبار بان لا يرى شئ مِنْ شُعَاعِهَا عَلَى الْجُدَرَانِ وَقُلَلِ الْجِبَالِ وَيُقْبِلُ الظَّلَّامُ مِنْ الْمَشْرِقِ

شرح كبير لابن قدامه ج 1- ص438:

(مسألة) (ثم المغرب وهي الوتر ووقتها من مغيب الشمس إلى مغيب الشفق الاحمر) لا خلاف بين أهل العلم في دخول وقت المغرب بغروب الشمس والاحاديث تدل عليه.

* تذکرة الفقهاء (علامه حلی ره) ج2- ص 310:

قال بعض الاصحاب: سقوط القرص  و هو ظاهر في الصحاري، و أما في العمران و الجبال فيستدل عليه بأن لا يبقى شي‌ء من الشعاع على رءوس الجدران، و قلل الجبال، و عليه الجمهور كافة.[14]

[2] أول وقت المغرب سقوط القرص و علامة سقوطه أن يسود أفق المشرق

[3] بَابُ وَقْتِ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ‌

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ تَدْرِي كَيْفَ ذَاكَ قُلْتُ لَا قَالَ لِأَنَّ الْمَشْرِقَ مُطِلٌّ عَلَى الْمَغْرِبِ هَكَذَا وَ رَفَعَ يَمِينَهُ فَوْقَ يَسَارِهِ فَإِذَا غَابَتْ هَاهُنَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَاهُنَا.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا غَابَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ يَعْنِي مِنَ الْمَشْرِقِ فَقَدْ غَابَتِ الشَّمْسُ مِنْ شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ حِجَاباً مِنْ ظُلْمَةٍ مِمَّا يَلِي الْمَشْرِقَ وَ وَكَّلَ بِهِ مَلَكاً فَإِذَا غَابَتِ الشَّمْسُ اغْتَرَفَ ذَلِكَ الْمَلَكُ غُرْفَةً بِيَدِهِ ثُمَّ اسْتَقْبَلَ بِهَا الْمَغْرِبَ يَتْبَعُ الشَّفَقَ وَ يُخْرِجُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ قَلِيلًا قَلِيلًا وَ يَمْضِي فَيُوَافِي الْمَغْرِبَ عِنْدَ سُقُوطِ الشَّفَقِ فَيُسَرِّحُ [فِي الظُّلْمَةِ] الظُّلْمَةَ ثُمَّ يَعُودُ إِلَى الْمَشْرِقِ فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ نَشَرَ جَنَاحَيْهِ فَاسْتَاقَ الظُّلْمَةَ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَى الْمَغْرِبِ حَتَّى يُوَافِيَ بِهَا الْمَغْرِبَ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: وَقْتُ سُقُوطِ الْقُرْصِ وَ وُجُوبِ الْإِفْطَارِ أَنْ تَقُومَ بِحِذَاءِ الْقِبْلَةِ وَ تَتَفَقَّدَ الْحُمْرَةَ الَّتِي تَرْتَفِعُ مِنَ الْمَشْرِقِ فَإِذَا جَازَتْ قِمَّةَ الرَّأْسِ إِلَى نَاحِيَةِ الْمَغْرِبِ فَقَدْ وَجَبَ الْإِفْطَارُ وَ سَقَطَ الْقُرْصُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقُرْصُ فَإِنْ رَأَيْتَ بَعْدَ ذَلِكَ وَ قَدْ صَلَّيْتَ فَأَعِدِ الصَّلَاةَ وَ مَضَى صَوْمُكَ وَ تَكُفُّ عَنِ الطَّعَامِ إِنْ كُنْتَ أَصَبْتَ مِنْهُ شَيْئاً.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ عُمَرَ بْنَ حَنْظَلَةَ أَتَانَا عَنْكَ بِوَقْتٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذاً لَا يَكْذِبُ عَلَيْنَا قُلْتُ قَالَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقُرْصُ إِلَّا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ إِذَا جَدَّ بِهِ السَّيْرُ أَخَّرَ الْمَغْرِبَ وَ يَجْمَعُ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ الْعِشَاءِ فَقَالَ صَدَقَ وَ قَالَ وَقْتُ الْعِشَاءِ حِينَ يَغِيبُ الشَّفَقُ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ وَ وَقْتُ الْفَجْرِ حِينَ يَبْدُو حَتَّى يُضِي‌ءَ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ‌ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَغَابَ قُرْصُهَا.

8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ فَقَالَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع أَتَى النَّبِيَّ ص لِكُلِّ صَلَاةٍ بِوَقْتَيْنِ غَيْرَ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ فَإِنَّ وَقْتَهَا وَاحِدٌ وَ وَقْتَهَا وُجُوبُهَا.

9 وَ رَوَاهُ- عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ قَالا قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّ لِكُلِّ صَلَاةٍ وَقْتَيْنِ غَيْرَ الْمَغْرِبِ فَإِنَّ وَقْتَهَا وَاحِدٌ وَ وَقْتَهَا وُجُوبُهَا وَ وَقْتَ فَوْتِهَا سُقُوطُ الشَّفَقِ.

- وَ رُوِيَ أَيْضاً أَنَّ لَهَا وَقْتَيْنِ آخِرُ وَقْتِهَا سُقُوطُ الشَّفَقِ.

وَ لَيْسَ هَذَا مِمَّا يُخَالِفُ الْحَدِيثَ الْأَوَّلَ إِنَّ لَهَا وَقْتاً وَاحِداً لِأَنَّ الشَّفَقَ هُوَ الْحُمْرَةُ وَ لَيْسَ بَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ وَ بَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّفَقِ إِلَّا شَيْ‌ءٌ يَسِيرٌ وَ ذَلِكَ أَنَّ عَلَامَةَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ بُلُوغُ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ وَ لَيْسَ بَيْنَ بُلُوغِ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ وَ بَيْنَ غَيْبُوبَتِهَا إِلَّا قَدْرُ مَا يُصَلِّي الْإِنْسَانُ صَلَاةَ الْمَغْرِبِ وَ نَوَافِلَهَا إِذَا صَلَّاهَا عَلَى تُؤَدَةٍ وَ سُكُونٍ وَ قَدْ تَفَقَّدْتُ ذَلِكَ غَيْرَ مَرَّةٍ وَ لِذَلِكَ صَارَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ ضَيِّقاً.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ قَالَ: سَأَلَ عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطٍ أَبَا الْحَسَنِ ع وَ نَحْنُ نَسْمَعُ الشَّفَقُ الْحُمْرَةُ أَوِ الْبَيَاضُ فَقَالَ الْحُمْرَةُ لَوْ كَانَ الْبَيَاضُ كَانَ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع مَتَى تَجِبُ الْعَتَمَةُ- قَالَ إِذَا غَابَ الشَّفَقُ وَ الشَّفَقُ الْحُمْرَةُ فَقَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنَّهُ يَبْقَى بَعْدَ ذَهَابِ الْحُمْرَةِ ضَوْءٌ شَدِيدٌ مُعْتَرِضٌ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الشَّفَقَ إِنَّمَا هُوَ الْحُمْرَةُ وَ لَيْسَ الضَّوْءُ مِنَ الشَّفَقِ.

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاتَيْنِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ.

...... 15- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَيْهِ الرَّجُلُ يَكُونُ فِي الدَّارِ تَمْنَعُهُ حِيطَانُهَا النَّظَرَ إِلَى حُمْرَةِ الْمَغْرِبِ وَ مَعْرِفَةَ مَغِيبِ الشَّفَقِ وَ وَقْتِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ مَتَى يُصَلِّيهَا وَ كَيْفَ يَصْنَعُ فَوَقَّعَ ع يُصَلِّيهَا إِذَا كَانَ عَلَى هَذِهِ الصِّفَةِ عِنْدَ قَصْرَةِ النُّجُومِ وَ الْمَغْرِبَ عِنْدَ اشْتِبَاكِهَا وَ بَيَاضُ مَغِيبِ الشَّمْسِ قَصْرَةُ النُّجُومِ إِلَى بَيَانِهَا.

16- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الرِّضَا ع ذَكَرَ أَصْحَابُنَا أَنَّهُ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ إِذَا غَرَبَتْ دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ وَ أَنَّ وَقْتَ الْمَغْرِبِ إِلَى رُبُعِ اللَّيْلِ فَكَتَبَ كَذَلِكَ الْوَقْتُ غَيْرَ أَنَّ وَقْتَ الْمَغْرِبِ ضَيِّقٌ وَ آخِرُ وَقْتِهَا ذَهَابُ الْحُمْرَةِ وَ مَصِيرُهَا إِلَى الْبَيَاضِ فِي أُفُقِ الْمَغْرِبِ.

[4] قال ابن أبى عقيل: انّ أول وقت المغرب سقوط القرص و علامته أن يسودّ أفق السماء من المشرق و ذلك إقبال الليل و تقوية الظلمة في الجوّ و اشتباك النجوم

[5] رُوِّينَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ص وَ عَنْ آبَائِهِ أَنَّ أَوَّلَ وَقْتِ الْمَغْرِبِ غِيَابُ الشَّمْسِ‌

و هو أن يتواري القرص في أفق المغرب بغير مانع من حاجز يحجز دون الأفق من مثل جبل أو حائط أو نحو ذلك فإذا غاب القرص فذلك أول وقت صلاة المغرب و هو إجماع و علامة سقوط القرص إن حال حائل دون الأفق أن يسود أفق المشرق كذلك قال جعفر بن محمد علیه السلام

[6] قال السيّد المرتضى في الجمل: إذا غربت الشمس دخل وقت صلاة المغرب، فاذا مضى مقدار أداء ثلاث ركعات دخل وقت العشاء الآخرة و اشتركت الصلاتان في الوقت الى أن يبقى الى انتصاف الليل مقدار أداء أربع ركعات فيخرج وقت المغرب و يخلص ذلك المقدار للعشاء الآخرة. و اختاره ابن الجنيد و ابن زهرة و ابن إدريس.

[7] باب الوقت الذي يجوز فيه الإفطار‌

اعلم أنه لايحل لك الإفطار إلا إذا بدت لك ثلاثة أنجم، و هي تطلع مع غروب الشمس

[8] باب وقت المغرب و العشاء‌

قال الصادق عليه السلام: إذا غابت الشمس فقد (حل الإفطار، و) وجبت‌ الصلاة.

و وقت المغرب أضيق الأوقات، و هو (من حين غيبوبة الشمس إلى) غيبوبة الشفق.

[9]  وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع- وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقُرْصُ‌

وَ قَالَ سَمَاعَةُ بْنُ مِهْرَانَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الْمَغْرِبِ إِنَّا رُبَّمَا صَلَّيْنَا وَ نَحْنُ نَخَافُ أَنْ تَكُونَ الشَّمْسُ خَلْفَ الْجَبَلِ أَوْ قَدْ سَتَرَنَا مِنْهَا الْجَبَلُ فَقَالَ لِي لَيْسَ عَلَيْكَ صُعُودُ الْجَبَلِ

- بَابُ الْوَقْتِ الَّذِي يَحِلُّ فِيهِ الْإِفْطَارُ وَ تَجِبُ فِيهِ الصَّلَاةُ‌

رَوَى عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا غَابَ الْقُرْصُ 2 أَفْطَرَ الصَّائِمُ وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ‌

وَ قالَ أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي رِسَالَتِهِ إِلَيَّ يَحِلُّ لَكَ الْإِفْطَارُ إِذَا بَدَتْ ثَلَاثَةُ أَنْجُمٍ وَ هِيَ تَطْلُعُ مَعَ غُرُوبِ الشَّمْسِ 3 وَ هِيَ رِوَايَةُ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع

[10] أول وقت المغرب مغيب الشمس و علامة مغيبها عدم الحمرة من المشرق المقابل للمغرب في السماء و ذلك أن المشرق مطل على المغرب فما دامت الشمس ظاهرة فوق أرضنا هذه فهي تلقى ضوءها على المشرق في السماء فترى حمرتها فيه فإذا ذهبت الحمرة منه علم أن القرص قد سقط و غاب و آخره أول وقت عشاء الآخرة.

- ثم الحظر ممتد إلى دخول الليل و حد دخوله مغيب قرص الشمس و علامة مغيب القرص عدم‌ الحمرة من المشرق فإذا عدمت الحمرة من المشرق سقط الحظر و حل الإفطار بضروبه من الأكل و الشرب و الجماع و سائر ما يتبع ذلك مما يختص حظره بحال الصيام

[11] أن أول وقت المغرب مغيب الشمس

[12] أول وقت المغرب غروب الشمس- و هو أفضل- و علامة غروبها اسوداد المشرق بذهاب الحمرة

[13] وقت المغرب: عند غروب الشمس

[14] قَالَ الشَّيْخُ رَحِمَهُ اللَّهُ: وَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ مَغِيبُ الشَّمْسِ إِلَى قَوْلِهِ وَ وَقْتُ الْفَجْرِ‌

- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْبَغْدَادِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ فِي الْمَغْرِبِ إِذَا تَوَارَى الْقُرْصُ كَانَ وَقْتُ الصَّلَاةِ وَ أَفْطِرْ.

- وَ رُوِيَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْقَاسِمِ مَوْلَى أَبِي أَيُّوبَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاتَيْنِ إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ وَ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاتَيْنِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ.

- وَ رُوِيَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ فَقَالَ إِذَا غَابَ كُرْسِيُّهَا قُلْتُ وَ مَا كُرْسِيُّهَا قَالَ‌ قُرْصُهَا فَقُلْتُ مَتَى يَغِيبُ قُرْصُهَا قَالَ إِذَا نَظَرْتَ إِلَيْهِ فَلَمْ تَرَهُ.

- وَ رَوَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الصُّهْبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ الشَّحَّامِ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أُؤَخِّرُ الْمَغْرِبَ حَتَّى تَسْتَبِينَ النُّجُومُ قَالَ فَقَالَ خَطَّابِيَّةٌ إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع نَزَلَ بِهَا عَلَى مُحَمَّدٍ ص حِينَ سَقَطَ الْقُرْصُ.

- الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَغَابَ قُرْصُهَا قَالَ وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ أَخَّرَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَيْلَةً مِنَ اللَّيَالِي الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ مَا شَاءَ اللَّهُ فَجَاءَ عُمَرُ فَدَقَّ الْبَابَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ نَامَ النِّسَاءُ نَامَ الصِّبْيَانُ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ لَيْسَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُونِي وَ لَا تَأْمُرُونِي إِنَّمَا عَلَيْكُمْ أَنْ تَسْمَعُوا وَ تُطِيعُوا.

- سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي طَالِبٍ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي يَزِيدَ وَ هُوَ دَاوُدُ بْنُ فَرْقَدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا غَابَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ حَتَّى يَمْضِيَ مِقْدَارُ مَا يُصَلِّي الْمُصَلِّي ثَلَاثَ رَكَعَاتٍ فَإِذَا مَضَى ذَلِكَ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ حَتَّى يَبْقَى مِنِ انْتِصَافِ اللَّيْلِ مِقْدَارُ مَا يُصَلِّي الْمُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ فَإِذَا بَقِيَ مِقْدَارُ ذَلِكَ فَقَدْ خَرَجَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَ بَقِيَ وَقْتُ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ إِلَى انْتِصَافِ اللَّيْلِ.

فَأَمَّا الَّذِي يَدُلُّ عَلَى اعْتِبَارِ مَغِيبِ الشَّمْسِ.

مَا رَوَاهُ- مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ تَدْرِي كَيْفَ ذَاكَ قُلْتُ لَا قَالَ لِأَنَّ الْمَشْرِقَ مُطِلٌّ عَلَى الْمَغْرِبِ هَكَذَا وَ رَفَعَ يَمِينَهُ فَوْقَ يَسَارِهِ فَإِذَا غَابَتْ هَاهُنَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَاهُنَا.

- وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا غَابَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ يَعْنِي مِنْ نَاحِيَةِ الْمَشْرِقِ فَقَدْ غَابَتِ الشَّمْسُ مِنْ شَرْقِ الْأَرْضِ وَ مِنْ غَرْبِهَا.

- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِذَا غَابَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ يَعْنِي نَاحِيَةَ الْمَشْرِقِ فَقَدْ غَرَبَتِ الشَّمْسُ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ.

- وَ عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ: صَحِبْتُ الرِّضَا ع فِي السَّفَرِ فَرَأَيْتُهُ يُصَلِّي الْمَغْرِبَ إِذَا أَقْبَلَتِ الْفَحْمَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ يَعْنِي السَّوَادَ.

فَأَمَّا مَا رَوَاهُ- سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الْمَغْرِبِ إِنَّا رُبَّمَا صَلَّيْنَا وَ نَحْنُ نَخَافُ أَنْ تَكُونَ الشَّمْسُ خَلْفَ الْجَبَلِ أَوْ قَدْ سَتَرَنَا مِنْهَا الْجَبَلُ قَالَ فَقَالَ لَيْسَ عَلَيْكَ صُعُودُ الْجَبَلِ.

فَلَيْسَ بِمُنَافٍ لِمَا ذَكَرْنَاهُ مِنِ اعْتِبَارِ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ لِأَنَّهُ لَا يَمْتَنِعُ أَنْ تَكُونَ الْحُمْرَة قَدْ زَالَتْ عَنِ الْمَشْرِقِ وَ إِنْ كَانَتِ الشَّمْسُ بَاقِيَةً خَلْفَ الْجَبَلِ لِأَنَّ الشَّمْسَ إِنَّمَا تَغْرُبُ عَلَى قَوْمٍ وَ تَطْلُعُ عَلَى آخَرِينَ.

فَأَمَّا مَا رَوَاهُ- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلَهُ سَائِلٌ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ فِي كِتَابِهِ لِإِبْرَاهِيمَ ع- فَلَمّٰا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأىٰ كَوْكَباً فَهَذَا أَوَّلُ الْوَقْتِ وَ آخِرُ ذَلِكَ غَيْبُوبَةُ الشَّفَقِ وَ أَوَّلُ وَقْتِ الْعِشَاءِ ذَهَابُ الْحُمْرَةِ وَ آخِرُ وَقْتِهَا إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ يَعْنِي نِصْفَ اللَّيْلِ.

وَ مَا رَوَاهُ- سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي هَمَّامٍ إِسْمَاعِيلَ بْنِ هَمَّامٍ قَالَ: رَأَيْتُ الرِّضَا ع وَ كُنَّا عِنْدَهُ لَمْ يُصَلِّ الْمَغْرِبَ حَتَّى ظَهَرَتِ النُّجُومُ ثُمَّ قَامَ فَصَلَّى بِنَا عَلَى بَابِ دَارِ ابْنِ أَبِي مَحْمُودٍ.

- وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ ابْنَيْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ دَاوُدَ الصَّرْمِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ ع يَوْماً فَجَلَسَ يُحَدِّثُ حَتَّى غَابَتِ الشَّمْسُ ثُمَّ دَعَا بِشَمْعٍ وَ هُوَ جَالِسٌ يَتَحَدَّثُ فَلَمَّا خَرَجْتُ عَنِ الْبَيْتِ نَظَرْتُ وَ قَدْ غَابَ الشَّفَقُ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ الْمَغْرِبَ ثُمَّ دَعَا بِالْمَاءِ فَتَوَضَّأَ وَ صَلَّى.

فَهَذِهِ الْأَخْبَارُ مَحْمُولَةٌ عَلَى حَالِ الضَّرُورَةِ لِأَنَّ مَعَ الضَّرُورَةِ يَجُوزُ تَأْخِيرُ الصَّلَاةِ- عَنْ أَوَّلِ وَقْتِهَا وَ الَّذِي يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ‌

مَا رَوَاهُ- سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ أَبِي طَالِبٍ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَكُونُ مَعَ هَؤُلَاءِ وَ أَنْصَرِفُ مِنْ عِنْدِهِمْ عِنْدَ الْمَغْرِبِ فَأَمُرُّ بِالْمَسَاجِدِ فَأُقِيمَتِ الصَّلَاةُ فَإِنْ أَنَا نَزَلْتُ أُصَلِّي مَعَهُمْ لَمْ أَتَمَكَّنْ مِنَ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ وَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ فَقَالَ ائْتِ مَنْزِلَكَ وَ انْزِعْ ثِيَابَكَ وَ إِنْ أَرَدْتَ أَنْ تَتَوَضَّأَ فَتَوَضَّأْ وَ صَلِّ فَإِنَّكَ فِي وَقْتٍ إِلَى رُبُعِ اللَّيْلِ.

- وَ رَوَى الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يُونُسَ وَ عَلِيٍّ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَكُونُ فِي جَانِبِ الْمِصْرِ فَتَحْضُرُ الْمَغْرِبُ وَ أَنَا أُرِيدُ الْمَنْزِلَ فَإِنْ أَخَّرْتُ الصَّلَاةَ حَتَّى أُصَلِّيَ فِي الْمَنْزِلِ كَانَ أَمْكَنَ لِي وَ أَدْرَكَنِي الْمَسَاءُ أَ فَأُصَلِّي فِي بَعْضِ الْمَسَاجِدِ قَالَ فَقَالَ صَلِّ فِي مَنْزِلِكَ.

- وَ رَوَى سَعْدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ الْمَدَائِنِيِّ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ إِذَا حَضَرَتْ هَلْ يَجُوزُ أَنْ تُؤَخَّرَ سَاعَةً قَالَ لَا بَأْسَ إِنْ كَانَ صَائِماً أَفْطَرَ وَ إِنْ كَانَتْ لَهُ حَاجَةٌ قَضَاهَا ثُمَّ صَلَّى.

- وَ رَوَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ فَقَالَ إِذَا كَانَ أَرْفَقَ بِكَ وَ أَمْكَنَ لَكَ فِي صَلَاتِكَ وَ كُنْتَ فِي حَوَائِجِكَ فَلَكَ أَنْ تُؤَخِّرَهَا إِلَى رُبُعِ اللَّيْلِ قَالَ قَالَ لِي هَذَا وَ هُوَ شَاهِدٌ فِي بَلَدِهِ.

- وَ رُوِيَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ عُمَرَ بْنَ حَنْظَلَةَ أَتَانَا عَنْكَ بِوَقْتٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَنْ لَا يَكْذِبُ عَلَيْنَا‌ قُلْتُ قَالَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقُرْصُ إِلَّا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ إِذَا جَدَّ بِهِ السَّيْرُ أَخَّرَ الْمَغْرِبَ وَ يَجْمَعُ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ الْعِشَاءِ فَقَالَ صَدَقَ وَ قَالَ وَقْتُ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ حِينَ يَغِيبُ الشَّفَقُ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ وَ وَقْتُ الْفَجْرِ حِينَ يَبْدُو حَتَّى يُضِي‌ءَ.

- وَ رَوَى أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ فِي اللَّيْلَةِ الْمَطِيرَةِ يُؤَخِّرُ مِنَ الْمَغْرِبِ وَ يُعَجِّلُ مِنَ الْعِشَاءِ فَيُصَلِّيهِمَا جَمِيعاً وَ يَقُولُ مَنْ لَا يَرْحَمْ لَا يُرْحَمْ.

- وَ عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ تُدْرِكُهُ صَلَاةُ الْمَغْرِبِ فِي الطَّرِيقِ أَ يُؤَخِّرُهَا إِلَى أَنْ يَغِيبَ الشَّفَقُ قَالَ لَا بَأْسَ بِذَلِكَ فِي السَّفَرِ فَأَمَّا فِي الْحَضَرِ فَدُونَ ذَلِكَ شَيْئاً.

فَهَذِهِ الْأَخْبَارُ كُلُّهَا دَالَّةٌ عَلَى أَنَّ هَذِهِ الْأَوْقَاتَ لِصَاحِبِ الْأَعْذَارِ لِأَنَّهَا مُقَيَّدَةٌ بِالْمَوَانِعِ وَ مَا يَجْرِي مَجْرَاهَا وَ الَّذِي يَكْشِفُ عَمَّا ذَكَرْنَاهُ وَ أَنَّهُ لَا يَجُوزُ تَأْخِيرُ الْمَغْرِبِ- عَنْ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ إِلَّا عَنْ عُذْرٍ مَا ثَبَتَ أَنَّهُ مَأْمُورٌ فِي هَذَا الْوَقْتِ بِالصَّلَاةِ وَ الْأَمْرُ عِنْدَنَا عَلَى الْفَوْرِ فَيَجِبُ أَنْ تَكُونَ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ وَاجِبَةً فِي هَذِهِ الْحَالِ وَ يَدُلُّ عَلَيْهِ أَيْضاً.

مَا رَوَاهُ- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الصُّهْبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أُؤَخِّرُ الْمَغْرِبَ حَتَّى تَسْتَبِينَ النُّجُومُ قَالَ فَقَالَ خَطَّابِيَّةٌ إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع نَزَلَ عَلَى مُحَمَّدٍ ص حِينَ سَقَطَ الْقُرْصُ.

- وَ رَوَى أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ قَدْ كَانَ أَفْسَدَ عَامَّةَ أَهْلِ الْكُوفَةِ وَ كَانُوا لَا يُصَلُّونَ الْمَغْرِبَ حَتَّى يَغِيبَ الشَّفَقُ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ لِلْمُسَافِرِ وَ الْخَائِفِ وَ لِصَاحِبِ الْحَاجَةِ.

- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ: مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْمَغْرِبَ طَلَبَ فَضْلِهَا.

- وَ رَوَى سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مَا تَقُولُ فِي الرَّجُلِ الَّذِي يُصَلِّي الْمَغْرِبَ بَعْدَ مَا يَسْقُطُ الشَّفَقُ فَقَالَ لِعِلَّةٍ لَا بَأْسَ قُلْتُ فَالرَّجُلُ يُصَلِّي الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ قَبْلَ أَنْ يَسْقُطَ الشَّفَقُ فَقَالَ لِعِلَّةٍ لَا بَأْسَ.

- وَ رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ ذَرِيحٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ إِنَّ أُنَاساً مِنْ أَصْحَابِ أَبِي الْخَطَّابِ يُمَسُّونَ بِالْمَغْرِبِ حَتَّى تَشْتَبِكَ النُّجُومُ قَالَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِمَّنْ فَعَلَ ذَلِكَ مُتَعَمِّداً.

* الاستبصار فيما اختلف من الأخبار؛ ج‌1، ص: 262

بَابُ وَقْتِ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ‌

940- 1- أَخْبَرَنِي الْحُسَيْنُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْبَغْدَادِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ فِي الْمَغْرِبِ إِذَا تَوَارَى الْقُرْصُ كَانَ وَقْتُ الصَّلَاةِ وَ الْإِفْطَارِ.

941- 2- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْقَاسِمِ مَوْلَى أَبِي أَيُّوبَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِي الْمَغْرِبِ إِذَا تَوَارَى الْقُرْصُ كَانَ وَقْتُ الصَّلَاتَيْنِ إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ وَ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاتَيْنِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ.

942- 3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ فَقَالَ إِذَا غَابَ كُرْسِيُّهَا قُلْتُ وَ مَا كُرْسِيُّهَا قَالَ قُرْصُهَا فَقُلْتُ مَتَى يَغِيبُ قُرْصُهَا قَالَ إِذَا نَظَرْتَ إِلَيْهِ فَلَمْ تَرَهُ.

943- 4- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الصُّهْبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ الشَّحَّامِ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أُؤَخِّرُ الْمَغْرِبَ حَتَّى تَسْتَبِينَ النُّجُومُ قَالَ فَقَالَ خَطَّابِيَّةٌ إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع نَزَلَ بِهَا عَلَى مُحَمَّدٍ ص حِينَ سَقَطَ الْقُرْصُ.

944- 5- الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَغَابَ قُرْصُهَا.

945- 6- سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي طَالِبٍ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي يَزِيدَ وَ هُوَ دَاوُدُ بْنُ فَرْقَدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا غَابَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ حَتَّى يَمْضِيَ مِقْدَارُ مَا يُصَلِّي الْمُصَلِّي ثَلَاثَ رَكَعَاتٍ فَإِذَا مَضَى ذَلِكَ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ حَتَّى يَبْقَى مِنِ انْتِصَافِ اللَّيْلِ مِقْدَارُ مَا يُصَلِّي الْمُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ فَإِذَا بَقِيَ مِقْدَارُ ذَلِكَ فَقَدْ خَرَجَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَ بَقِيَ وَقْتُ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ إِلَى انْتِصَافِ اللَّيْلِ.

946- 7- الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ الْمِيثَمِيِّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُصَلِّي الْمَغْرِبَ حِينَ تَغِيبُ الشَّمْسُ حَتَّى يَغِيبَ حَاجِبُهَا.

947- 8- عَنْهُ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: وَقْتُ الْمَغْرِبِ حِينَ تَغِيبُ الشَّمْسُ.

948- 9- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: وَقْتُ الْمَغْرِبِ مِنْ حِينٍ تَغِيبُ الشَّمْسُ إِلَى أَنْ تَشْتَبِكَ النُّجُومُ.

949- 10- عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ ذَرِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ جَبْرَئِيلَ ع أَتَى النَّبِيَّ ص فِي الْوَقْتِ الثَّانِي فِي الْمَغْرِبِ قَبْلَ سُقُوطِ الشَّفَقِ.

950- 11- عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‌ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ قَالَ مَا بَيْنَ غُرُوبِ الشَّمْسِ إِلَى سُقُوطِ الشَّفَقِ.

951- 12- فَأَمَّا مَا رَوَاهُ الْحَسَنُ بْنُ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ قَالَ قَالَ لِي مَسُّوا بِالْمَغْرِبِ قَلِيلًا فَإِنَّ الشَّمْسَ تَغِيبُ عِنْدَكُمْ قَبْلَ أَنْ تَغِيبَ مِنْ عِنْدِنَا.

952- 13- عَنْهُ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ صَبَّاحٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع يَتَوَارَى الْقُرْصُ وَ يُقْبِلُ اللَّيْلُ ثُمَّ يَزِيدُ اللَّيْلُ ارْتِفَاعاً وَ تَسْتَتِرُ عَنَّا الشَّمْسُ وَ تَرْتَفِعُ فَوْقَ اللَّيْلِ حُمْرَةٌ وَ يُؤَذِّنُ عِنْدَنَا الْمُؤَذِّنُونَ أَ فَأُصَلِّي حِينَئِذٍ وَ أُفْطِرُ إِنْ كُنْتُ صَائِماً أَوْ أَنْتَظِرُ حَتَّى تَذْهَبَ الْحُمْرَةُ الَّتِي فَوْقَ اللَّيْلِ فَكَتَبَ إِلَيَّ أَرَى لَكَ أَنْ تَنْتَظِرَ حَتَّى تَذْهَبَ الْحُمْرَةُ وَ تَأْخُذَ بِالْحَائِطَةِ لِدِينِكَ.

953- 14- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلَهُ سَائِلٌ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ فِي كِتَابِهِ لِإِبْرَاهِيمَ ع- فَلَمّٰا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأىٰ كَوْكَباً فَهَذَا أَوَّلُ الْوَقْتِ وَ آخِرُ ذَلِكَ غَيْبُوبَةُ الشَّفَقِ وَ أَوَّلُ وَقْتِ الْعِشَاءِ ذَهَابُ الْحُمْرَةِ وَ آخِرُ وَقْتِهَا إِلىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ نِصْفِ اللَّيْلِ.

954- 15- سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي هَمَّامٍ إِسْمَاعِيلَ بْنِ هَمَّامٍ قَالَ: رَأَيْتُ الرِّضَا ع وَ كُنَّا عِنْدَهُ لَمْ نُصَلِّ الْمَغْرِبَ حَتَّى ظَهَرَتِ النُّجُومُ ثُمَّ قَامَ فَصَلَّى بِنَا عَلَى بَابِ دَارِ ابْنِ أَبِي مَحْمُودٍ.

955- 16- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ دَاوُدَ الصَّرْمِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ ع يَوْماً فَجَلَسَ يُحَدِّثُ حَتَّى غَابَتِ الشَّمْسُ ثُمَّ دَعَا بِشَمْعٍ وَ هُوَ جَالِسٌ يَتَحَدَّثُ فَلَمَّا خَرَجْتُ مِنَ الْبَيْتِ نَظَرْتُ وَ قَدْ غَابَ الشَّفَقُ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ الْمَغْرِبَ ثُمَّ دَعَا بِالْمَاءِ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّى.

فَالْوَجْهُ الْأَوَّلُ فِي هَذِهِ الْأَخْبَارِ أَحَدُ شَيْئَيْنِ أَحَدُهُمَا أَنْ يَكُونَ إِنَّمَا أَمَرَهُمْ أَنْ يُمَسُّوا بِالْمَغْرِبِ قَلِيلًا وَ يَحْتَاطُوا لِيُتَيَقَّنَ بِذَلِكَ سُقُوطُ الشَّمْسِ لِأَنَّ حَدَّهَا غَيْبُوبَةُ الْحُمْرَةِ عَنْ نَاحِيَةِ الْمَشْرِقِ لَا غَيْبُوبَتُهَا عَنِ الْعَيْنِ يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ‌

956- 17- مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا غَابَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ يَعْنِي مِنَ الْمَشْرِقِ فَقَدْ غَابَتِ الشَّمْسُ مِنْ شَرْقِ الْأَرْضِ وَ مِنْ غَرْبِهَا.

957- 18- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِذَا غَابَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ يَعْنِي مِنْ نَاحِيَةِ الْمَشْرِقِ فَقَدْ غَابَتِ الشَّمْسُ مِنْ شَرْقِ الْأَرْضِ وَ مِنْ غَرْبِهَا.

958- 19- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ: صَحِبْتُ الرِّضَا ع فِي السَّفَرِ فَرَأَيْتُهُ يُصَلِّي الْمَغْرِبَ إِذَا أَقْبَلَتِ الْفَحْمَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ يَعْنِي السَّوَادَ.

959- 20- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ تَدْرِي كَيْفَ ذَلِكَ قُلْتُ لَا قَالَ لِأَنَّ الْمَشْرِقَ مُطِلٌّ عَلَى الْمَغْرِبِ هَكَذَا وَ رَفَعَ يَمِينَهُ فَوْقَ يَسَارِهِ فَإِذَا غَابَتْ مِنْ هَاهُنَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَاهُنَا.

960- 21- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ مَرْوَانَ‌ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّمَا أَمَرْتُ أَبَا الْخَطَّابِ أَنْ يُصَلِّيَ الْمَغْرِبَ حِينَ تَغِيبُ الْحُمْرَةُ مِنْ مَطْلَعِ الشَّمْسِ فَجَعَلَهُ هُوَ الْحُمْرَةَ الَّتِي مِنْ قِبَلِ الْمَغْرِبِ فَكَانَ يُصَلِّي حِينَ يَغِيبُ الشَّفَقُ.

961- 22- فَأَمَّا مَا رَوَاهُ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ أَوْ غَيْرِهِ قَالَ: صَعِدْتُ مَرَّةً جَبَلَ أَبِي قُبَيْسٍ وَ النَّاسُ يُصَلُّونَ الْمَغْرِبَ فَرَأَيْتُ الشَّمْسَ لَمْ تَغِبْ إِنَّمَا تَوَارَتْ خَلْفَ الْجَبَلِ عَنِ النَّاسِ فَلَقِيتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يُصَلِّي فَأَخْبَرْتُهُ بِذَلِكَ فَقَالَ لِي وَ لِمَ فَعَلْتَ ذَلِكَ بِئْسَ مَا صَنَعْتَ إِنَّمَا نُصَلِّيهَا إِذَا لَمْ نَرَهَا فَوْقَ الْجَبَلِ غَابَتْ أَوْ غَارَتْ مَا لَمْ يَتَجَلَّلْهَا سَحَابٌ أَوْ ظُلْمَةٌ تُظْلِمُهَا وَ إِنَّمَا عَلَيْكَ مَشْرِقُكَ وَ مَغْرِبُكَ وَ لَيْسَ عَلَى النَّاسِ أَنْ يَبْحَثُوا.

962- 23- عَنْهُ عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الْمَغْرِبِ إِنَّا رُبَّمَا صَلَّيْنَا وَ نَحْنُ نَخَافُ أَنْ تَكُونَ الشَّمْسُ خَلْفَ الْجَبَلِ وَ قَدْ سَتَرَنَا مِنْهَا الْجَبَلُ قَالَ فَقَالَ لَيْسَ عَلَيْكَ صُعُودُ الْجَبَلِ.

فَلَا تَنَافِيَ بَيْنَ هَذَيْنِ الْخَبَرَيْنِ وَ بَيْنَ مَا اعْتَبَرْنَاهُ فِي غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ مِنْ زَوَالِ الْحُمْرَةِ مِنْ نَاحِيَةِ الْمَشْرِقِ لِأَنَّهُ لَا يَمْتَنِعُ أَنْ يَكُونَ قَدْ زَالَتِ الْحُمْرَةُ عَنْهَا وَ إِنْ كَانَتِ الشَّمْسُ بَاقِيَةً خَلْفَ الْجَبَلِ لِأَنَّهَا تَغْرُبُ عَنْ قَوْمٍ وَ تَطْلُعُ عَلَى آخَرِينَ وَ إِنَّمَا نَهَى عَنْ تَتَبُّعِهَا وَ صُعُودِ الْجَبَلِ لِرُؤْيَتِهَا لِأَنَّ ذَلِكَ غَيْرُ وَاجِبٍ بَلِ الْوَاجِبُ عَلَيْهِ مُرَاعَاةُ مَشْرِقِهِ وَ مَغْرِبِهِ مَعَ زَوَالِ اللَّبْسِ وَ الْأَعْذَارِ وَ الْوَجْهُ الثَّانِي فِي الْأَخْبَارِ الَّتِي قَدَّمْنَاهَا أَنْ تَكُونَ مَخْصُوصَةً بِصَاحِبِ الْأَعْذَارِ وَ مَنْ لَهُ حَاجَةٌ لَا بُدَّ مِنْهَا يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ‌

963- 24- مَا رَوَاهُ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو‌ بْنِ سَعِيدٍ الْمَدَائِنِيِّ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ إِذَا حَضَرَتْ هَلْ يَجُوزُ أَنْ يُؤَخِّرَهَا سَاعَةً قَالَ لَا بَأْسَ إِنْ كَانَ صَائِماً أَفْطَرَ وَ إِنْ كَانَتْ لَهُ حَاجَةٌ قَضَاهَا ثُمَّ صَلَّى.

[15] أول وقت المغرب، إذا غابت الشمس

[16] و وقت المغرب غيبوبة الشمس و آخره غيبوبة الشفق و هو الحمرة من ناحية المغرب و علامة غيبوبة الشمس هو أنه إذا رأى الآفاق و السماء مصحية و لا حائل بينه و بينها و رآها قد غابت عن العين علم غروبها، و في أصحابنا من يراعى زوال الحمرة من ناحية المشرق و هو الأحوط. فأما على القول الأول إذا غابت الشمس عن البصر و رأى ضوئها على جبل يقابلها أو مكان عال مثل منارة إسكندرية أو شبهها فإنه يصلى و لا يلزمه حكم طلوعها بحيث طلعت، و على الرواية الأخرى لا يجوز ذلك حتى تغيب في كل‌ موضع تراه، و هو الأحوط.

[17] و أوّل وقت صلاة المغرب عند غيبوبة الشّمس. و علامته سقوط القرص. و علامة سقوطه عدم الحمرة من جانب المشرق.

[18] وقت المغرب غروب الشمس و علامته زوال الحمرة من ناحية المشرق

[19] فإذا غربت الشمس، خرج وقت العصر و دخل وقت المغرب

[20] بالغروب ينقضي وقت العصر فإذا غربت الشمس و يعرف غروبها بذهاب الحمرة من ناحية المشرق، فإذا ذهبت دخل وقت صلاة المغرب

[21]  أول وقت المغرب غيبوبة الشمس بأن يراها غابت عن العين و السماء مصحية[15] و لا حائل بينه و بينها، و في أصحابنا من يراعي زوال الحمرة من ناحية المشرق  و هو أحوط، فإذا غابت عن البصر و رأى ضوءها على جبل يقابلها أو مكان عال كمنارة الإسكندرية مثلا فإنه يصلي على القول الأول، و لا يجوز على الثاني حتى تغيب في كل موضع

[22] فما بين زوال الشمس إلى غروبها وقت للظهر و العصر و يختص الظهر من أوله بمقدار أدائها و كذلك العصر من آخره و ما بينهما من الوقت مشترك و كذا إذا غربت الشمس دخل وقت المغرب و يعلم الغروب باستتار القرص و قيل بذهاب الحمرة من المشرق و هو الأشهر.

[23] مسئلة: أول وقت المغرب عن غروب الشمس، و هو إجماع العلماء

[24] أول وقت المغرب غروب الشمس‌ بإجماع العلماء، و اختلف علماؤنا في علامته فالمشهور- و عليه العمل- إذا ذهب الشفق المشرقي لقول النبيّ صلّى اللّه عليه و آله: (إذا أقبل الليل من هنا، و أدبر النهار من هنا، و غربت الشمس، أفطر الصائم) و قول الصادق عليه السلام: «وقت المغرب إذا تغيرت الحمرة في الأفق و ذهبت الصفرة و قبل أن تشتبك النجوم» و عنه عليه السلام: «وقت المغرب إذا ذهبت الحمرة من المشرق».

و قال بعضهم: سقوط القرص و هو ظاهر في الصحاري، و أما في العمران و الجبال فيستدل عليه بأن لا يبقى شي‌ء من الشعاع على رءوس الجدران، و قلل الجبال، و عليه الجمهور كافة.

[25] أول وقت المغرب غيبوبة الشمس المعلومة بذهاب الحمرة المشرقية

[26] عدم حاشیه فخرالمحققین به مطلب قواعد

[27] أوّل وقت المغرب غروب الشمس، و يعلم بذهاب الحمرة المشرقيّة على الأقوى لا باستتار القرص

[28] و أول وقت المغرب غيبوبة الشمس- المعلومة بذهاب الحمرة المشرقية- (1) إلى أن يذهب الشفق

(1)قوله: (و أوّل وقت المغرب غيبوبة الشّمس المعلومة بذهاب الحمرة المشرقيّة). هذا هو الأصحّ، و عليه عمل أكثر الأصحاب، لقول الباقر عليه السّلام: «إذا غابت الحمرة من هذا الجانب- يعني المشرق- فقد غابت الشّمس من شرق الأرض و من غربها» «1»، و روى الكليني عن ابن أبي عمير مرسلا عن الصّادق عليه السّلام:

قال: «وقت سقوط القرص، و وجوب الإفطار أن يقوم بحذاء القبلة، و يتفقد الحمرة الّتي ترتفع من المشرق، فإذا جازت قمة الرأس إلى ناحية المغرب فقد وجب الإفطار و سقط القرص» «2» و هو صريح في أنّ زوال الحمرة علامة سقوط القرص، الّذي هو غيبوبة الشّمس، و مرسل ابن أبي عمير كالمسند.

و للشيخ قول بأنّ الغروب يتحقّق باستتار القرص «3»، لقول الصّادق عليه السّلام: «وقت المغرب إذا غربت الشّمس، فغاب قرصها» «4»، و لقوله عليه السّلام لأبي أسامة و قد صعد جبل أبي قبيس و النّاس يصلّون المغرب، فرأى الشّمس لم تغب، و إنّما توارت خلف الجبل: «بئس ما صنعت، إنّما تصليها إذا لم ترها، خلف جبل غابت أو غارت، فإنّما عليك مشرقك و مغربك، و ليس على النّاس أن يبحثوا» «5» و جوابه: لا دلالة فيهما على تحقق الغروب قبل ذهاب الحمرة، فتبقى الأخبار الصّريحة باعتبار زوالها بغير معارض.

______________________________
(1) الكافي 3: 278 حديث 2، التهذيب 2: 29 حديث 84، الاستبصار 1: 265 حديث 956.

(2) الكافي 3: 279 حديث 4، التهذيب 4: 185 حديث 516.

(3) المبسوط 1: 74.

(4) الكافي 3: 279 حديث 7، التهذيب 2: 28 حديث 81، الاستبصار 1: 263 حديث 944.

(5) الفقيه 1: 142 حديث 661، التهذيب 2: 264 حديث 1053، الاستبصار 1: 266 حديث 961 باختلاف يسير.

[29] - لا خلاف بين الأصحاب في ان أول وقت صلاة المغرب هو غروب الشمس قال في المعتبر و هو إجماع العلماء، و انما الخلاف في ما به يتحقق الغروب فالمشهور- و هو الذي عليه الأكثر من المتقدمين و المتأخرين- انه انما يعلم بزوال الحمرة المشرقية عن قمة الرأس إلى ناحية المغرب، و قيل انه عبارة عن غيبوبة القرص عن العين في الأفق مع عدم الحائل، و نقل عن الشيخ في المبسوط و المرتضى و ابن الجنيد و به صرح الصدوق في كتاب العلل و هو ظاهره في كتاب من لا يحضره الفقيه حيث‌اقتصر فيه على الاخبار الموافقة لهذا القول و لم يتعرض لشي‌ء من اخبار القول الآخر.

و منشأ ذلك هو اختلاف الأخبار الواردة في المسألة و الذي ظهر لي من الاخبار هو القول المشهور

[30] أول وقت المغرب غيبوبة الشمس  المعلومة بذهاب الحمرة المشرقية

(قوله) قدس اللّه تعالى روحه (و أول وقت المغرب غيبوبة الشمس)

بإجماع العلماء كما في (المعتبر و التذكرة) و هو قول كل من يحفظ عنه العلم لا نعرف فيه خلافا كما في (المنتهى) و عليه الإجماع كما في (الخلاف و الغنية و نهاية الإحكام و الذكرى و كشف اللثام) و في كشف الالتباس لا خلاف فيه‌

(قوله) قدس اللّه تعالى روحه (المعلومة بذهاب الحمرة المشرقية)

إجماعا كما في (السرائر) و عليه عمل الأصحاب كما في (المعتبر) و عليه العمل كما في (التذكرة) و هو المشهور كما في (كشف الالتباس و غاية المرام و إرشاد الجعفرية و الروض و مجمع البرهان و الحبل المتين و الكفاية و التذكرة) أيضا و في (الشرائع و الذكرى أنه أشهر و في (كشف اللثام) أنه مذهب المعظم و في (المنتهى و جامع المقاصد و المدارك و المفاتيح) أنه مذهب الأكثر و ظاهر (السرائر) أنه مذهب الشيخ في جميع كتبه (و الحسن) موافق للمشهور كما تفصح عن ذلك عبارته المنقولة عنه كما يأتي نقله و قد ظن (المصنف) في (المختلف) أنه مخالف للمشهور (و كذا) الصدوقان موافقان في (الرسالة و المقنع) على ما يأتي إن شاء اللّٰه تعالى (و صريح) الإستبصار موافقة المشهور أيضا و إن نسب إليه جماعة الخلاف و كأنهم لم يلحظوا تمام كلامه فيه (و خالف الصدوق) في العلل (و الشيخ) في وجه في المبسوط (و صاحب المنتقى) فيه و في رسالته (و تلميذه) في شرحها (و صاحب الكفاية و المفاتيح) فيه و في الوافي و يحتمله كلام (الصدوق) في الهداية (و سلار و السيد) في الميافارقيات (و القاضي) في (المهذب و شرح الجمل) لجعلهم الوقت سقوط القرص و ليس نصا و أولى بذلك قول أبي علي كذا قال في (كشف اللثام) و قواه صاحب (مجمع البرهان و المدارك) و نفي عنه البعد في (الحبل المتين) و الظاهر من (الأستاذ أدام اللّٰه تعالى حراسته) في حاشيته اختياره و عن (الحسن بن عيسى) أن أول وقت المغرب سقوط القرص و علامة سقوط القرص أن يسود أفق السماء من المشرق و ذلك الليل و تقوية الظلمة في الجو و اشتباك النجوم (و هذا) هو القول المشهور (و عن الصدوقين في الرسالة و المقنع) اعتبار ظهور ثلاثة أنجم انتهى و مجاوزة الحمرة سمت الرأس توافق ظهور ثلاثة أنجم (قال ثقة الإسلام) في الكافي (و الفاضل الميسي و الشهيد الثاني) في (الروض و المقاصد العلية و المسالك و الروضة) (و الفاضل الهندي) في (كشف اللثام) ينبغي التأخير إلى ذهاب الحمرة من ربع الفلك المشرقي أي ذهابها من الأفق إلى أن تجاوز سمت الرأس و استدل عليه بمرسل ابن أبي عمير و بخبر أبان و بما روي عن الرضا عليه السلام (قلت) و قال الصادق عليه السلام لمحمد بن شريح وقت المغرب إذا تغيرت الحمرة و ذهبت الصفرة و كأنه موافق لما ذهب إليه هؤلاء (بيان) أنكر بعض المتأخرين  وجود خبر صحيح يدل على المشهور (و بعض) قال إن الأخبار الدالة عليه قليلة على ضعفها و تعجب من صاحب التنقيح حيث قال إن الروايات به كثيرة (و نحن نقول يدل عليه (صحيح) يونس بن يعقوب عن الصادق عليه السلام أن الإفاضة من عرفات إذا ذهبت الحمرة من هاهنا و أشار بيده إلى المشرق و مطلع الشمس (و صحيح زرارة) حيث سأل الباقر عليه السلام عن وقت إفطار الصائم‌ (و صحيح) بكر بن محمد في الفقيه و هو بكر الثقة و قد اعترف بصحتها (بصحته خ ل) المولى الأردبيلي مع ما يعرف من حاله من التأمل في الأخبار و المصنف في المنتهى و المختلف (و صحيح) إسماعيل بن همام الثقة عن الرضا عليه السلام و قد اعترف بصحتها (بصحته خ ل) أيضا المقدس الأردبيلي (و مثلها صحيحة داود) الصرمي على الصحيح و قد مال إلى صحتها المولى الأردبيلي أيضا هذا من الصحيح و أما من غيره فإنه مما يزيد عن أول العقود (قال في مجمع البرهان) رأيت عشرة أخبار تدل على أن الاعتبار بغيبوبة الحمرة انتهى (و أنت) إذا لحظت الوافي أو الوسائل و أمعنت النظر ظهر لك صدق ما قلناه و الصريح من غير الصحيح (مرسل) ابن أشيم (و خبر) عمار (و خبر) محمد بن شريح (و خبر) محمد بن علي الذي صحب الرضا عليه السلام (و خبر) عبد اللّٰه بن وضاح (و مرسل) ابن أبي عمير الذي في قوة الصحيح بل هو صحيح عند جماعة من متأخري المتأخرين و في (الذكرى و جامع المقاصد) أنه كالمسند (و خبر) أبان بن تغلب (و مرسل) محمد بن سنان المروي في كتاب السياري (و ما روي) عن الرضا عليه السلام حيث قال و العمل على سواد المشرق إلى حد الرأس (و نحوه خبر السرائر) عن كتاب مسائل الرجال (و قد روي) نحوه في الإستبصار عن سهل عن علي بن الريان مضمرا (و في السرائر) أنه عن أبي الحسن عليه السلام إلي غير ذلك و أن هذه فيها بلاغ و أنها لعشرة كاملة (و قد عرفت) أن الصحاح خمسة أخبار صراح مع ما سمعت من الإجماعات و الشهرة مع موافقة الاحتياط بل و الاعتبار (هذا كله مضافا إلى مخالفة العامة (و دليل القول الآخر) جميع الأخبار المطلقة بأن وقتها غيبوبة الشمس أو القرص أو تواريه أو تواري الشمس لانصرافها لغة و عرفا إلى القرص دون الحمرة و أصحاب (القول المشهور) قائلون بموجبها (لكن) يقولون زوال الحمرة علامة الغروب و غيبوبة القرص و سندهم في ذلك جميع ما ذكر من إجماع و أخبار و شهرة و احتياط و اعتبار و مخالفة للعامة (و أما خبر جارود) فأظهر شي‌ء في التقية كما هو الظاهر من (خبر) أبان بن تغلب و الربيع و أبان بن أرقم و غيرهم (قالوا) أقبلنا من مكة الحديث كما يحتمل ذلك خبرا علي بن الحكم (و صباح) ابن سيابة (و أما خبر أبي أسامة) فمع صحة حمله على التقية لإمكان تضرره من العامة يحتمل (وجوها) من التأويل (منها) أنه عليه السلام إنما نهاه عن الصعود للبحث عن الغروب لعدم توقف علامته عليه فكان صعوده عبثا (و منها) ما ذكره في كشف اللثام قال إن قوله فرأيت الشمس لم تغب يحتمل معنى الزعم لا الإبصار احتمالا ظاهرا و يعينه إن انعطفت الجملة على ما اتصلت به أعني قوله الناس يصلون المغرب لا ما قبله و قوله عليه السلام إنما تصليها إذا لم ترها إما مجمل تبينه الأخبار المتقدمة أي لم ترها و لا حمرتها في المشرق أو للتقية أي يجب عليك الصلاة إذا لم ترها تقية انتهى (و ما يقال) من أن الغروب كالطلوع و المدار في الثاني على نفس القرص (فالجواب) على تقدير تسليمه أن الفارق الدليل (و الشهيد الثاني) في (الروض و المقاصد العلية) لم يفرق بينهما قال الاعتبار في طلوعها و غروبها لما كان بالأفق الحقيقي لا المحسوس و كان طلوعها يتحقق قبل بروزها بزمن طويل غالبا و من ثم اعتبر لها أهل الميقات مقدارا في الطلوع يعلم به و إن لم يشاهدها فكذلك القول في غروبها لعدم الفرق (و مثله) قال في (كشف اللثام) عند بيان آخر وقت الصبح قال و روي ذلك عن الرضا عليه السلام (قلت) في خبر ابن أشيم عن بعض أصحابنا عن أبي عبد اللّه عليه السلام ما يشير إلى وجه الفرق حيث قال عليه السلام وقت المغرب إذا ذهبت الحمرة من المشرق و تدري كيف ذلك قلت لا قال لأن المشرق مطل على المغرب هكذا‌و رفع يمينه فوق يساره‌

[31] أول المغرب، إذا غربت الشمس المعلوم بغيوبة الحمرة المشرقية إلى ان يمضي مقدار أدائها، ثم يشترك بينها، و بين العشاء الى ان يبقى لانتصاف الليل مقدار أداء العشاء فيختص بها.

______________________________

….و اما ان حصول الغروب بمجرد غيبوبة القرص، أو ذهاب الحمرة المشرقية: فظاهر الأخبار الكثيرة  هو الأول: و الأكثر على الثاني حتى الشيخ في التهذيب، مع انه قائل بالأول، للجمع بين الاخبار، و للبيان في اخبار كثيرة جدا: ان غيبوبة القرص تعلم بذهاب الحمرة المشرقية: و اصح الأخبار التي تمسكوا بها على ذلك البيان: رواية بريد بن معاوية العجلي (الثقة) قال:

سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول: إذا غابت الحمرة من هذا الجانب، يعني ناحية المشرق، فقد غابت الشمس من شرق الأرض و غربها و في أخرى روى بريد عن أحدهما،: قال عليه السّلام إذا غابت الحمرة من المشرق، فقد غابت الشمس من شرق الأرض و غربها هكذا الرواية الاولى في التهذيب، و في الكافي مثل الأخيرة و لا يخفى ان في سند الاولى قاسم بن عروة ، و هو ممن لم يصرح بالتوثيق، بل غير مذكور في الخلاصة، و قال في رجال ابن داود و الكشي ممدوح، و ما رأيت في الكشي مدحه، و ما ذكر غيره أيضا، بل قالوا:

هو القاسم بن عروة: و في الكشي: كان وزير أبي جعفر المنصور، ممدوح، و لو لم يكن هذا سببا للذم لم يكن مدحا.

مع ان المتن لا يخلو عن شي‌ء: و ليس في منطوقها دلالة، بل في مفهومها أيضا: لأن المفهوم: انه إذا لم تغب الحمرة لم تغب الشمس في شرق الأرض:
و ليس وقت المغرب غيبوبة الشمس من شرق الأرض حقيقة عند القائلين باستتار القرص، بل غيبوبتها من الحس و نزولها في الأفق الحسي، و هو موجود في اخبار كثيرة صحيحة  فالاستدلال بمثل هذا المفهوم في مقابلة تلك، مشكل: نعم انه مشهور و الاحتياط معه.

و أيضا يقولون: ان ابن أبي عمير ممن أجمعت العصابة على تصحيح ما صح عنه، و السند اليه صحيح، و القاسم قبله، فلا يضر، فتأمل فيه.

و رأيت عشرة أخبار مما يدل على ان الاعتبار بغيبوبة الحمرة: و يدل عليه أيضا صحيحة بكر بن محمد في الفقيه (و هو بكر الثقة بقرينة نقله عن ابى عبد الله عليه السّلام، و عدم ثبوت نقل غيره عنه، بل اما لم يرو عن إمام أو روى عن الكاظم الرضا عليهما السلام) انه سئله سائل عن وقت المغرب؟ فقال: ان الله تبارك و تعالى يقول في كتابه لإبراهيم عليه السّلام (فَلَمّٰا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأىٰ كَوْكَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّي) و هذا أول الوقت، و آخر ذلك غيبوبة الشفق فأول وقت العشاء الآخرة ذهاب الحمرة و آخر وقتها الى غسق الليل يعنى نصف الليل فيه دلالة على ان آخر العشاء نصف الليل: و قد سمى المصنف هذه الرواية في المنتهى و المختلف بالصحة أيضا: و يحمل قوله (و آخر ذلك) على وقت الفضيلة، للجمع كما مر.

و أيضا صحيحة أبي همام إسماعيل بن همام (الثقة) قال: رأيت الرضا عليه السلام، و كنا عنده لم يصل المغرب حتى ظهرت النجوم  و مثلها صحيحة داود الصرمي و لكن هو غير مصرح بالتوثيق، بل قيل له مسائل: و خبر آخر:

انى أحب ان أصلي المغرب وارى النجوم و الظاهر: انه عليه السّلام انما كان‌ يؤخر، لعدم تحقق الدخول، فتأمل فيه.

و أقوى ما يدل: على ان أول وقته استتار القرص- بعد أخبار صحيحة على غيبوبة الشمس مطلقا- صحيحة عبد الله بن سنان (الثقة، في الكافي و التهذيب). قال: سمعت أبا عبد اللّه عليه السلام يقول: وقت المغرب: إذا غربت الشمس فغاب قرصها و خبر زيد الشحام حيث صعد أبي قبيس الخبر  و في بعض الاخبار الغير الصحيح (متى تغيب قرصها؟) قال: إذا نظرت اليه فلم تره.

و الاولى غير صريحة، قابلة للتأويل المتقدم، و الباقي غير رواية الشحام غير صحيحة، و لكن العمل بها مشكل، فتأمل.

و اما دعوى الشارح في إثبات مذهب المشهور- و مستنده الأخبار الصحيحة عن الصادقين عليهما السلام: كقول الباقر عليه السلام: إذا غابت الحمرة من هذا الجانب (يعنى من المشرق) فقد غابت الشمس من شرق الأرض و غربها و قول الصادق عليه السلام: وقت سقوط القرص و وجوب الإفطار من الصيام، ان تقوم بحذاء القبلة و تتفقد الحمرة التي ترتفع من المشرق، فإذا جازت قمة الرأس إلى ناحية المغرب: فقد وجب الإفطار و سقط القرص - فغير ظاهرة عندي: و قد عرفت ان سند الأول غير صحيح، و دلالتها أيضا غير صريحة: و الثاني سنده ضعيف....

[32] و لا ريب أن الاحتياط للدين يقتضي اعتبار ذهاب الحمرة أو ظهور النجوم، و إن كان القول بالاكتفاء بغروب الشمس لا يخلو من قوة. قال في التذكرة: و هو- أي الغروب- ظاهر في الصحاري، و أما في العمران و الجبال فيستدل عليه بأن لا يبقى شي‌ء من الشعاع على رؤس الجدران و قلل الجبال . و هو حسن.

[33] أول وقت المغرب غروب الشمس اتّفاقا نصّا و فتوى‌ و إن وقع الخلاف فيما يعرف الغروب به.

فالأقوى، الموافق للمحكي عن الإسكافي و العلل و الهداية و الفقيه و المبسوط و الناصريات: أنه عبارة عن غيبوبة الشمس عن الأنظار تحت الأفق ، و هو محتمل كلام الميافارقيات، و الديلمي و القاضي و مال إليه المحقّق الأردبيلي و شيخنا البهائي  و اختاره صاحب المعالم في اثني عشريته، و قوّاه في المدارك و البحار و الكفاية و المفاتيح ، و والدي العلّامة قدّس سرّه، و نسبه في المعتمد إلى أكثر الطبقة الثالثة.

[34] مسألة: قال السيد المرتضى في الجمل: إذا غربت الشمس دخل وقت صلاة المغرب‌

فاذا مضى مقدار أداء ثلاث ركعات دخل وقت العشاء الآخرة و اشتركت الصلاتان في الوقت

أداء أربع ركعات، فيخرج وقت المغرب و يخلص ذلك المقدار للعشاء الآخرة  و اختاره ابن الجنيد ، و ابن زهرة ، و ابن إدريس.

و قال المفيد: آخر وقتها غيبوبة الشفق و هو الحمرة في المغرب.

و قال ابن أبي عقيل: إن أول وقت المغرب سقوط القرص و علامته أنّ يسود أفق السماء من المشرق، و ذلك إقبال الليل و تقوية الظلمة في الجوّ و اشتباك النجوم، فان جاوز ذلك بأقل قليل حتّى يغيب الشفق فقد دخل في الوقت الأخير.

و قال ابن بابويه: وقت المغرب لمن كان في طلب المنزل في سفر إلى ربع الليل، و كذا للمفيض من عرفات إلى جمع .

و قال سلّار: يمتدّ وقت العشاء الاولى إلى أنّ يبقى لغياب الشفق الأحمر مقدار أداء ثلاث ركعات.

و قال أبو الصلاح: آخر وقت الاجزاء ذهاب الحمرة من المغرب و آخر وقت المضطر ربع الليل.

و الحق ما ذهب إليه السيد المرتضى أوّلا.

لنا: قوله تعالى «أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ» و في بعض الأقوال أنّ غسق الليل نصفه، و ما رواه عبيد بن زرارة، عن أبي عبد اللّه- عليه السلام- قال: إذا غربت الشمس دخل وقت الصلاتين إلى نصف الليل إلّا أنّ هذه قبل هذه، و إذا زالت الشمس دخل وقت الصلاتين إلّا أنّ هذه‌ قبل هذه.

و عن داود بن فرقد، عن بعض أصحابنا، عن أبي عبد اللّه- عليه السلام- قال: إذا غابت الشمس فقد دخل وقت المغرب حتّى يمضى مقدار ما يصلّي المصلّي ثلاث ركعات، فاذا مضى ذلك فقد دخل وقت المغرب و العشاء الآخرة حتّى يبقى من انتصاف الليل مقدار ما يصلّي المصلّي أربع ركعات، فإذا بقي مقدار ذلك فقد خرج وقت المغرب و بقي وقت العشاء الآخرة إلى انتصاف الليل.

و لأنّ القول: باشتراك الوقت بعد الزوال بمقدار أداء الظهر بينها و بين العصر إلى قبل الغيبوبة بمقدار أداء العصر مع القول بعدم اشتراك الوقت بين المغرب و العشاء بعد مضي وقت المغرب إلى قبل انتصاف الليل بمقدار أداء العشاء [1] ممّا لا يجتمعان. و الأوّل ثابت فينتفي الثاني.

و بيان عدم الاجتماع أنّه خرق للإجماع، إذ كلّ من قال: بالاشتراك هناك، قال به هنا، فالفرق ثالث.

و بيان ثبوت الأول ما سبق من الأدلّة في المسألة المتقدّمة.

احتج الشيخان و السيد المرتضى و غيرهم بقوله تعالى «أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ» قال السيد: قيل: في الدلوك إنّه الزوال، و قيل:

إنّه الغروب، و هو عليهما جميعا يحصل وقت المغرب ممتدّا إلى غسق الليل، و الغسق: اجتماع الظلمة

و ما رواه إسماعيل بن جابر عن أبي عبد اللّه- عليه السلام- قال: سألته عن وقت المغرب، قال: من غروب الشمس إلى سقوط الشفق .

[35]  ......إذا غربت الشمس دخل الوقت المغرب........

و يعلم …. الغروب باستتار القرص، و قيل: بذهاب الحمرة من المشرق و هو الأشهر.

قوله: «و قيل بذهاب الحمرة المشرقية».

يتحقق ذهابها بتجاوزها جانب المشرق، و حدّه قمة الرأس، و هو دائرة نصف النهار. و هذا هو علامة سقوط القرص في الأفق الحقيقي، كما أن طلوعها فيه يكون قبل بروزها الى العين بيسير. و قد نبّه على ذلك في الأخبار. قال الباقر عليه السلام: «إذا غابت الحمرة من هذا الجانب فقد غابت الشمس من شرق الأرض و غربها» و مثله عن الصادق عليه السلام.

[36] ......فالعجب من هؤلاء المتأخّرين كيف أعرضوا عن ذلك و مالوا إلى القول الآخر مستندين إلى كثرة أخباره و صحّتها عكس القول الآخر، و لم يعلموا أنّ ذلك- في الحقيقة و النظر الصحيح- شاهد عليهم لا لهم؛ لأنّ أمر التقيّة في المقام يقضي بورود أكثر من تلك النصوص؛ ضرورة كونه من الامور الظاهرة التي تتكرّر في كلّ يوم، و لا يسع التخفّي فيها، فحفظوا أنفسهم و شيعتهم بذلك، فكثرة النصوص فيه دون الآخر أكبر شاهد على ما قلنا.

و خصوصاً و قد كان في الشيعة سابقاً من لا يحافظ على التقيّة و يفضح نفسه و إخوانه و إمامه، و لقد تأذّى الصادق عليه السلام منهم حتى ألجئوه إلى التقيّة في قوله و فعله، قال عليه السلام في خبر جارود: «يا جارود يُنصحون فلا يقبلون، و إذا سمعوا بشي‌ء نادوا به، أو حُدّثوا بشي‌ء أذاعوه، قلت لهم: مسّوا بالمغرب قليلًا فتركوها حتى اشتبكت النجوم، فأنا الآن اصلّيها إذا سقط القرص» ، على أنّهم عليهم السلام لم يألوا جهداً هنا في إظهار الحقّ و بيان الواقع تصريحاً و كناية. و من الغريب ما عن بعض الناس من دعوى قلّة أخبار المشهور و ضعفها، حتّى أنّه تعجّب ممّن أمر بالاحتياط أو غيره؛ لكثرة الأخبار الدالّة على المشهور.......... فظهر لك من ذلك كلّه أنّ تلك النصوص بين ما هو في الحقيقة لنا لا علينا، و هو المتضمّن دخول الوقت بغيبوبة القرص و لعلّه الأكثر؛ لما عرفت من أنّ المراد به عن تمام الافق و لا يكون إلّا بعد ذهاب الحمرة كما صرّحت به النصوص السابقة، و بين ما لا جابر لسنده و محمول على التقيّة.

[37] يعرف المغرب بذهاب الحمرة المشرقيّة عن سمت الرأس  و الأحوط زوالها من تمام ربع الفلك من طرف المشرق.

[38] (يعرف المغرب بذهاب الحمرة المشرقيّة عن سمت الرأس )

الأحوط إتيان الظهر و العصر قبل سقوط القرص، و إن كان الأقوى ما في المتن.

[39] عدم حاشیه بر مطلب سید در عروه

[40] عدم حاشیه بر مطلب سید در عروه

[41] عدم حاشیه بر مطلب سید در عروه

[42] عدم حاشیه بر مطلب سید در عروه

[43] عدم حاشیه بر مطلب سید در عروه

[44] عدم حاشیه بر مطلب سید در عروه

[45] عدم حاشیه بر مطلب سید در عروه

[46] مسأله 735 : مغرب، موقعى است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى‌شود از بين برود.

[47] مطلب اضافه­ای در این مورد، از ایشان در حاشیه بر مطلب امام خمینی (ره) در توضیح المسائل محشی نیاورده­اند.

[49] مطلب اضافه­ای در این مورد، از ایشان در حاشیه بر مطلب امام خمینی (ره) در توضیح المسائل محشی نیاورده­اند.

[50] مطلب اضافه­ای در این مورد، از ایشان در حاشیه بر مطلب امام خمینی (ره) در توضیح المسائل محشی نیاورده­اند.

[51] مطلب اضافه­ای در این مورد، از ایشان در حاشیه بر مطلب امام خمینی (ره) در توضیح المسائل محشی نیاورده­اند.

[52] (مسأله 626) مغرب موقعى است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى‌شود، از بين برود.

[53] يعلم (الغروب) أي غروب الشمس، الذي هو أوّل وقت صلاة المغرب إجماعا، كما عن جماعة نقله (باستتار القرص) عن العين في الافق مع عدم الحائل، كما عن غير واحد من القدماء- كالصدوق في العلل و ظاهر‌الفقيه و ابن أبي عقيل و المرتضى و الشيخ في مبسوطه - و جماعة من [متأخّري] المتأخّرين. (و قيل بذهاب الحمرة من المشرق، و هو الأشهر) بل المشهور كما ادّعاه غير واحد........ المتبادر من غروب الشمس الذي ورد التحديد به في غير واحد من الأخبار أيضا ليس إلّا استتار قرصها في الافق.

[54] المغرب عبارة عن غروب الشمس و سقوط قرصها و غيابه في الأفق. و مع الشك فيه لا بدّ من اليقين به. و يكفي في معرفته ذهاب الحمرة المشرقية، و هي الحمرة التي تظهر في جانب المشرق عند مغيب الشمس. بل يكفي تغير الحمرة و ذهاب الصفرة. و أما مع اليقين به فلا يجب الانتظار، بل يستحب الانتظار قليلا بما يقارب ذهاب الحمرة.

[55] مسأله:  مغرب موقعى است كه آفتاب از زمينى كه مسطح است غروب كند و منطقه‌اى كه پستى و بلندى دارد، مغرب آن موقعى است كه اگر زمين مسطّح بود آفتاب غروب مى‌كرد، ولى احتياط مستحبّ اين است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروبِ آفتاب پيدا مى‌شود از بين برود.

[56] مسأله: مغرب موقعى است كه قرص آفتاب در افق پنهان شود و احتياط آن است كه صبر كند تا سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى‌شود از بالاى سر بگذرد و به طرف مغرب برگردد، هنگام مغرب وقت نماز مغرب و عشا وارد مى‌شود و تا نيمه شب ادامه دارد.

[57] يعرف الغروب بسقوط القرص، و الاحوط استحبابا تأخير صلاة المغرب الى ذهاب الحمرة المشرقية.

[58] يعرف الغروب بذهاب الحمرة المشرقية على الأحوط.

[59] مسأله: احتياط واجب آن است كه قبل از اين كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى‌شود از بالاى سر انسان بگذرد انسان نماز مغرب را به جا نياورد.

[60] س 347: فاصلۀ زمانى بين غروب خورشيد و اذان مغرب چند دقيقه است؟

ج: ظاهر اين است كه با اختلاف فصل‌هاى سال تفاوت مى‌كند

س 356: اهل سنّت نماز مغرب را قبل از غروب شرعى مى‌خوانند، آيا جايز است در ايام حج و غير آن به آنها اقتدا كرده و به همان نماز اكتفا كنيم؟

ج: معلوم نيست كه نماز آنها قبل از داخل شدن وقت باشد و شركت در نماز جماعت آنها و اقتدا به آنان اشكال ندارد و مجزى است، ولى درك وقت نماز ضرورى است، مگر اين كه خود وقت هم از موارد تقيه باشد.

[61] مسأله: اگر انسان شك در غروب آفتاب داشته باشد و احتمال بدهد پشت كوهها يا ساختمانها يا درختان مخفى شده باشد، بايد قبل از اين كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى‌شود از بالاى سر انسان بگذرد، نماز مغرب را به جا نياورد. و اگر شك هم نداشته باشد، بنا بر احتياط واجب بايد تا وقت مذكور صبر كند.

[62] يعرف الغروب بسقوط القرص، و الأحوط لزوما تأخير صلاة المغرب إلى ذهاب الحمرة المشرقية.

[63] يعرف الغروب بسقوط القرص و اختفائه عن الأنظار، و الأحوط‌ لزوما تأخير صلاة المغرب إلى ذهاب الحمرة المشرقيّة.

[64] ( يعرف المغرب بذهاب الحمرة المشرقيّة عن سمت الرأس)

على الأحوط، كما أنّ الأحوط ان لم يكن أقوى عدم تأخير الظهرين اختياراً إلى استتار القرص، و مع التأخير فلا يترك الاحتياط بفعلهما قبل الذهاب البتة.

[65] ( يعرف المغرب بذهاب الحمرة المشرقيّة عن سمت الرأس)

بل بسقوط القرص بالنسبة إلى الظهرين و إن كان الأحوط لزوما مراعاة زوال الحمرة بالنسبة إلى صلاة المغرب.

والسلام


[1] . از آنجا که دعائم الاسلام از کتب اسماعیلیه بوده و در این پژوهش مورد توجه است، از لفظ امامیه استفاده نشده است.

[2] . از آنجا که مکررا از بزرگان فقهای امامیه که به دیار باقی سفر کرده­اند نام برده خواهد شد از ذکر دعای مرسوم صرف نظر کرده­ایم. از خداوند متعال رحمت و مغفرت و علوّ درجات را برای ایشان مسئلت میکنیم.

[3] . سقوط و هبوطی که پس از سقوط ظاهری رخ میدهد

[4]. در علل نیز همین نظر را دارد.

[5] . با توجه به اجماع عامه بر قول اول و از آنجا که سید در الانتصار فی انفرادات الامامیه متعرض این مسئله نشده، روشن میشود که در آنجا نیز همین نظر را دارد بلکه نظر امامیه را همین میداند.

[6] . این تعبیر که ملاک غیاب قرص است و علامتش عدم حمره در جانب مشرق است.

[7] . به نظر ما ایشان قول اول را اختیار کرده لکن چنین تصور نموده که بین سقوط ظاهری و حسیِّ قرص و ذهاب حمرة مشرقیه، تقارن وجود دارد. مؤیداتی واضحی بر مدعای ما در کلام ایشان وجود دارد گرچه برخی کلام وی را بر حالت سوم قرص حمل کرده­ و ایشان را نیز به عنوان هم نظر خود و قائل به قول دوم (البته در این کتاب) دانسته­اند. به نظر نگارنده، شیخ طوسی در استبصار نیز همین نظر را دارد. گرچه آنچه گذشت نسبت به این کتاب هم وجود دارد. مطالب ایشان در استبصار، در ضمیمه، بعد از تهذیب خواهد آمد.

[8] . کلام ایشان ظهور قوی در قول اول دارد. زیرا در یک سیاق، زمان انقضای وقت نماز عصر و ابتدای وقت نماز مغرب را بیان کرده و خود نیز در صفحات بعدی آورده که وقت انقضای عصر و ابتدای وقت نماز مغرب یکی است: عن الأئمة عليهم السلام، من قولهم: لا يخرج وقت صلاة، ما لم يدخل وقت صلاة أخرى و هذا يدل على أنّه إذا لم يدخل وقت صلاة أخرى، و هي المغرب، فإنّه لا يخرج وقت العصر. السرائر ج1، ص 198- الوسائل: الباب 4 من أبواب المواقيت.

[9] . به جهت اکثر بودن، مقدم شد.

[10] . به جهت اکثر بودن، مقدم شد.

[11]. از آنجا که مکررا از فقهای معاصری که در قید حیاتند (منّ الله علینا بطول حیاتهم) نام برده خواهد شد، از ذکر دعای مرسوم صرف نظر کرده­ایم. از خداوند متعال عافیت و طول عمر بابرکت برای ایشان مسئلت مینمائیم.

[12] . البته در عین حال ایشان تصریح کرده­اند که غروب به سقوط قرص است.

[13]. البته در عین حال ایشان تصریح کرده­اند که غروب به سقوط قرص است.

[14]. المجموع 3: 29، فتح العزيز 3: 20 و 21، المغني 1: 424، الشرح الكبير 1: 472، بداية المجتهد 1: 95.

[15] . الصحو: ذهاب الغيم يقال: أصحت السماء أي انقشع عنها الغيم فهي مصحية. مجمع البحرين

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج