حیله‌های شرعی ربا(وجه‌های بطلان حیله‌های شرعی ربا) PDF چاپ پست الکترونیکی

به نام خدا

سید مهدی تقوی                                                                                                          82038

حیله‌های شرعی ربا(وجه‌های بطلان حیله‌های شرعی ربا)

حضرت آیه‌الله سید محسن خرازی(حفظه‌الله) مجلة فقه أهل البيت عليهم السلام (بالعربية)؛ ج‌28، ص: 12

وجه‌های حرمت حیله‌های شرعیه‌

وجه اول: حیله‌های شرعیّه مقصود بالذات نیستند لذا نافذ و حلال نیستند. چون عقود تابع قصد هستند و وقتی قصد جدی به معامله‌ای تعلق نگیرد آن معامله صحیح  نخواهد بود.

مؤیّد دلیل ذکر شده روایت عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق(ع) می‌باشد: كان محمّد بن المنكدر يقول لأبي: يا أبا جعفر، رحمك اللّه! و الله  إنّا لنعلم (إنّك لتعلم) أنّك لو أخذت ديناراً و الصرف بثمانية عشر (بتسعة عشر) فدرت المدينة (بالمدينة كلّها) على أن تجد من يعطيك عشرين ما وجدته، و ما هذا إلّا فراراً (فرار) و كان أبي يقول: صدقت و اللّه! و لكنّه فرار من باطل إلى حقّ» تقریب تأیید این است که در این روایت معترض معامله‌ی مورد بحث را به دلیل عدم اقدام مردم نسبت به آن را معامله‌ای صوری می‌داند و قصد جدّی نسبت به آن را منتفی می داند و آن را  فرار از حرام با بازی با عناوین می‌پندارد.

جواب وجه اوّل:الف- آنچه در حصول عقود لازم است قصد به آن معامله است ولو اولاً و بالذات نباشد.و در حیله قصد جدّی وجود دارد چون شخص برای فرار از حرام قصد حیله را کرده است. ب- روایت بیان شده می‌تواند دلالت بر جواز حیله‌های شرعیّه کند چون حضرت  در این روایت در واقع می‌فرماید که شخص حیله کننده قصد ثانوی به معامله دارد یعنی به خاطر فرا از حرام به معامله‌ی حیله پناه برده است.

وجه دوم:حیله‌های شرعیه مصداق ربا می‌باشند چون:مثلاً هیچ فرقی نیست بین دریافت 10 دینار در مقابل تأخیر در اجل (که عرفاً ربا است) با بیع شئی که 10 دینار ارزش دارد به 20 دینار در صورت ازدیاد اجل(بیع نسیه).

جواب وجه دوم:در موارد حیله ربا صدق نمی‌کند چون صرف حصول زیاده به هر صورتی را ربا نمی‌گویند در موارد حیل هم هر چند زیاده با معامله‌ی حیله حاصل می‌شود اما چون قصد جدّی به عنوان ثانوی به معامله‌ی حیله تعلق گرفته است معامله صحیح است و ربا نخواهد بود. آنچه حرام است قرض ربوی و.... است نه بیع نسیه‌ای که نتیجه‌ی ربا را داشته باشد. وجه سوم: صدق ظلم بر موارد حیله

جواب وجه سوم: حصول و صدق ظلم فرع تحقق تعدی به حق غیر است و در صورتی که معامله‌ی حیله به سبب وجود قصد جدی صحیح باشد ظلم صادق نخواهد بود. علاوه بر اینکه صرف صدق ظلم دلالت بر حرمت تکلیفیه می‌کند.                  وجه چهارم:دقت در عبارت‌هائی چون «هذا السحت الذي يستجلب من المفاسد و المشاكل ما لا يحصى» ، و قولِه تعالى: «فَلَكُمْ‌ رُؤُسُ أَمْوٰالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لٰا تُظْلَمُونَ» ، و قولِه عليه السلام: «إنّ الدرهم منه كذا و كذا»، و ... نشان می‌دهد که خداوند به انجام معامله‌ی ربوی با صرف تغییر عناوین راضی نخواهد شد.

جواب وجه چهارم الف: صدق سحت بودن حیله فرع  بر ربا بودن و بطلان معامله است. ب-سختگیریها و شدت‌های نهی و منعی که در روایات وجود دارد فرع صدق ربا است و در صورت عدم صدق ربا جائی برای سختگیری وجود ندارد.ج-در موارد حیله وقتی قصد جدی به معامله‌ی حیله‌ی تعلّق گرفته است ادعای اینکه حیله تنها تغییر عنوان است ادعائی بدون دلیل است،بلکه در اینگونه موارد موضوع ربا برداشته شده است و در نتیجه حکم آن نیز نخواهد آمد.                                                                                                            وجه پنجم(کلام حضرت امام(ره) حضرت امام (ره) بعد از بیان دو قسم ربای معاوضی و قرضی، ربای معاوضی را نیز به دو قسم تقسیم می‌نماید الف-بین دو مثل تفاضل در قیمت وجود دارد ب- بین دو مثل تفاضل در قیمت وجود نداشته باشد.و بعد از بیان اقسام ربا بیان می‌نماید که قسمی را که عرف ربا نمی‌داند و ربا بودن آن تعبد محض است لذا می‌توان با اندک حیله‌ای از آن فرار کرد و به حلال پناه برد اما در دو قسم دوم از ربای معاوضی و همچنین در ربای قرضی چون ربای عرفی صادق است بنابراین نمی‌توان با حیله از آن فرار کرد. و اگر روایتی دال بر جواز حیله در دو قسم دو قسم اخیر آمده باشد قطعاً مخالف کتاب و سنت است و باید علم آن به اهلش واگذار کرد.

جواب وجه پنجم الف:ملاک در ربا بودن معامله‌ی متناجسین  تفاوت قیمت سوقیّه نیست بلکه ملاک مقدار و وزن است.بنابراین همه‌ی اشکالاتی که به حیله در اقسام دیگر وارد می‌شود بر این قسم هم وارد می‌شود و جواب هم همان جواب‌هاست و جواب خاصه‌ی امام صحیح نیست. ب- روایاتی داریم که حیله را در موارد ربای عرفی هم تجویز نموده‌اند و دلیلی براینکه درهمه‌ی این موارد قیمت سوقیّه مساوی لحاظ شده ‌است نداریم.

وجه ششم:تجویز حیله‌ موجب تهافت بلکه لغویّت در جعل حرمت ربا می‌باشد.

جواب وجه ششم الف- تهافت و تناقض در جعل در صورتی لازم می‌آید که موضوع دو حکم یکی باشد و در مورد حیله‌های ربا فرض بر این است که موضوعات متفاوت است چون اثبات شد که ربا بر حیله‌های ربا صدق نمی‌کند. و لغویّت در صورتی حاصل می‌شود که بعد از حلیّت حیله‌ی ربا اثری بر حرمت ربا بار نشود در حالی که با وجود تشریع حلیّت برای حیله بسیاری ربا انجام می‌دهند و حرمت ربا بیان وجود مفسده و عقوبت برای فاعل معامله‌ی ربوی در این موارد را دارد.

نکته

تجویز حیله‌ی ربا با حکمت‌هائی که برای حرمت ربا در روایات بیان شده است سازگاری ندارد.بنابراین حیله را در صورتی می‌توان تجویز نمود که حکمت‌های حرمت در مورد آنها موجود نباشد یعنی اخبار مجوزه حیله تخصیص به عدم وجود حکمت حرمت می‌خورند-چون حکمت‌ حرمت ربا در تعمیم مانند علت است و  در صورت وجود حکمت باید حکم حرمت هم ثابت شود والا این حکمت‌ها لغو خواهد شد.-

بعضی از حکمت‌های بیان شده در روایات عبارتند از :

1- ترک اصطناع معروف 2- ترک تجارت و معاملات مورد نیاز مردم 3- فساد اموال

اشکال اول ترک اصطناع معروف یک بار مقصود روایات نیست بلکه ترک اصطناعی مورد نظر روایات است که دأب و عادت مردم شود و این عادت با حلیت مطلق ربای قرض حاصل می‌شود و با تجویز حیله‌ی ربا حاصل نمی‌شود.

جواب اشکال اگرحلیه‌های ربا به طور مطلق جایز شود نتیجه‌ی حتمی آن ترک اصطناع معروف است و قطعاً ارباب معاملات به حیله متمسک می‌شدند و اصطناع معروف را ترک می‌کردند. و شاید علت اینکه مستشکل تصور کرده است از حلیت حیله ترک اصطناع معروف لازم نمی‌آید این باشد که زمان فعلی را لحاظ کرده است و در حالی که این تشبیه و قیاس صحیح نیست چون در زمان حال بعضی حکم به حلیت و بعضی قائل به حرمت شده‌اند لذا اصطناع معروف کاملاً ترک نشده است اما اگر فرض را ببریم جائی که همه‌ی علماء حکم به جواز بدهند قطعاً اصطناع معروف ترک خواهد شد.

اشکال دوم برای معمِّم بودن حکمت لازم است که حکمت روشن و واضح باشد در صورتی که در موارد حیله وجود حکمت روشن نیست.

جواب اشکال در معمِّم بودن حکمت روشن و واضح بودن تفصیلی لازم نیست بلکه وضوح اجمالی کافی است.

اشکال سوم حکمت‌های مذکور در قرض انتاجی وجود چون قرض انتاجی موجب سعه و گشایش کارها می‌شود و با وجود قرض انتاجی اصطناع معروف هم ممکن است.بنابراین قرض انتاجی ربوی نباید حرام باشد.

جواب اشکال تجویز ربا در قرض انتاجی موجب ترک تجارت توسط مقرضون می‌شود، چون کسب ربح از راه قرض ربوی آسان‌تر است.علاوه بر اینکه کسی که قرض گرفته است هم ممکن است انتاج را با پناه بردن به حیله ی شرعیّه ترک کند.

خلاصه نظر نویسنده مقاله در حرمت حیله‌های ربا

احوط این است که حیله جز در موارد ضرورت و حاجت عرفیّه جایز نیست،به خاطر جمع بین اطلاق ادله و روایاتی که حکمت‌های حرمت را بیان نموده‌‌اند به این بیان که آن اطلاقات با این روایات تخصیص می‌خورد.علاوه بر اینکه مورد اکثر این روایات موارد حاجت و اضطرار بوده است.

نکته 1- البته ضرورت از یک طرف کافی برای جواز حیله است.و برای کسی که در مورد او ضروت حاصل شده است ارتکاب حیله جایز است.

2- در زمان حاضر نیز که در بانک‌های اسلامی حیله‌ی ربا انجام می‌گیرد ممکن است به خاطر ضرورت حاصله برای حکومت باشد.و لذا طرف مقابل در صورتی جایز است مرتکب حیله شود و با بانک‌ قرار دادهای مشتمل بر حیله منعقد نماید که ضرورت  برای او نیز وجود داشته باشد.


آیات و روایات مورد استناد اهل تسننن در حرمت حیل ربا

آیه«وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنٰا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ* فَجَعَلْناها نَكالا لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ» و «وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كٰانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ يَوْمَ لٰا يَسْبِتُونَ لا تَأْتِيهِمْ كَذٰلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمٰا كٰانُوا يَفْسُقُونَ»

تقریب استدلال خداوند از صید نهی کرده بود اما این قوم با حیله صید کردند و خداوند لعنشان کرد و نسخ شدند.

اشکال استدلال آنچه که قوم یهود انجام داد دقیقا مصداق صید است نه کاری که حیله باشد چون صید یعنی گرفتن با حیله.

و آیه «وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلٰاثَةَ قُرُوءٍ وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ الله  فِي أَرْحاٰمِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِالله  وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ»

تقریب استدلال چون عادت زنان جاهلیّت بر کتمان حمل بود تا اینکه طفل را به شوهر بعدی نسبت دهد و برای اینکه کار به کذب که از حیله‌ها است متوسل می‌شدند. و قرآن این عمل را حرام اعلام نمود.

جواب استدلال نفس کتمان حرام است و توسّل به کذب برای کتمان توسّل از حرام به حرام است و با مورد بحث که توسّل به حیله برای فرار از حرام به حلال است متفاوت است. و آیات دیگر

و روایت نبوی «الاعمال بالنیّات و إنّما لكلّ امرئ ما نوى، فمن كانت هجرته إلى الله  و رسوله فهجرته إلى الله و رسوله، و من كانت هجرته إلى دنيا يصيبها أو امرأة ينكحها فهجرته إلى ما هاجر إليه » تقریب استدلال: ماهیّت همه‌ی اعمال با نیّت است بنابراین کسانی که قصدشان از حیله همان حصول ربح ربوی است معامله‌ی آنها ربا و حرام است.

جواب استدلال این حدیث همانگونه که مشهور قائلند مختص به عبادات است و ربطی به معاملات ندارد.

و روایات دیگری چون «لا يجمع بين متفرّق، و لا يفرّق بين مجتمع خشية الصدقة» ونبوی«قاتل الله  اليهود! حرّمت عليهم الشحوم فجملوها فباعوها» ونبوی«ليشربنّ ناس من امتي الخمر يسمّونها بغير اسمها؛ يُعزَف على رءوسهم بالمعازف و المغنّيات؛ يخسف الله  بهم الأرض، و يجعل منهم القردة و الخنازير» و نبوی«أمّا بعد، فإني أستعمل رجالًا منكم على امور مما ولّاني اللّٰه، فيأتي أحدكم فيقول: هذا لكم و هذه هدية اهديت لي،فهلّا جلس في بيت أبيه و امّه حتى تأتيه هديّته إن كان صادقاً! فو الله لا يأخذ أحدكم منها شيئاً بغير حقّه إلّا جاء الله  يحمله يوم القيامة؛ فلا أعرفنّ أحداً منكم لقي الله  يحمل بعيراً له رغاء أو بقرة لها خوار أو شاة تَيْعر. ثمّ رفع يديه حتى ظهر بياض إبطيه و قال: ألا هل بلّغت؟» و نبوی«إذا أقرض أحدكم قرضاً، فأهدى له أو حَمَلَه على الدابّة فلا يركبها و لا يقبله إلّا أن يكون جرى بينه و بينه قبل ذلك»و نبوی«لا تركبوا ما ارتكبت اليهود فتستحلّوا محارم الله  بأدنى الحيل»

نویسنده مقاله برای همه‌ی روایات مطرح شده جوابهائی مناسب بیان نموده است. و هیچ یک را به عنوان دلیل بر  حرمت تلقی نفرموده‌اند و عمده دلیل حرمت را همان دلیل بیان شده در سابق انتخاب نموده‌اند.                                           والسلام

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج