بلوغ دختران PDF چاپ پست الکترونیکی

به نام خدا

عبدالرسول شاهسون                                                                                                      84087

بلوغ دختران

مؤلف : آیة الله سبحانی  ؛  مترجم :  علی اکبر کلانتری ، مجله فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی) شماره 24 ، صفحه 8 تا 57

انسان موجودی است که از بدو تولد رشد و نمو پیدا می کند و به تدریج بر توانائی های او افزوده می شود و کم کم به کمال می رسد، در این بین به مرتبه ای می رسد که صلاحیت موکول کردن وظایف و تکالیف دینی به او را پیدا می کند که به آن زمان، زمان بلوغ می گویند و با توجه به اینکه پسر و دختر توانائی های مختلفی دارند و پسر به لحاظ بدنی نیرومند تر از دختر است طبق قوانین طبیعی رشد او کندتر از دختر است و دیرتر به بلوغ می رسد و دختر زودتر بالغ می شود.

آنچه در این مقال مورد بحث است این است که دختران در چه زمانی به بلوغ می رسند و تکالیف شرعیه متوجه آنان می شود.

در بین فقهای شیعه این مطلب از مسلمات است که دختران در نه سالگی به بلوغ می رسند و اگر فقیهی با این فتوا در کتابی مخالفت کرده, در کتابی دیگر از مخالفت خود بازگشته است. چه بسا می توان میان برخی دیدگاهها نیز جمع کرد. از مثلاً می توان گفت: کسی که سن بلوغ دختر را ده سال دانسته, مقصود او, کامل شدن نُه سال است و این امر جز با وارد شدن در ده سال, دانسته نمی شود. بنابراین شهرت فتوایی بر نُه سال سن بلوغ دختران محقق شده است.

این نظر از گذشته در بین علمای شیعه مشهور بوده است و قدما این بحث را مطرح کرده و به آن پرداخته اند تا زمان حاضر که همین نظر مشهور و قریب به اجماع است.

برخی از سخنان فقها که نگارنده به آنها اشاره نموده است:

1. شیخ طوسی در کتاب خلاف, نوشته است:

«یراعی فی حدّ البلوغ فی الأناث بالسن تسع سنین.»

سپس شیخ بر این فتوا, ادعای اجماع کرده و قول دیگری را یاد نکرده است.

2. سخن شیخ در نهایه, چنین است:

«و حدّ الجاریة التی یجوز لها العقد علی نفسها, أو یجوز لها أن تولّی من یعقد علیها تسع سنین فصاعداً.»

3. در کتاب مبسوط می نویسد:

«وأما البلوغ فهو  شرط فی وجوب العبادات الشرعیّه. وحدّه الاحتلام فی الرجال, والحیض فی النساء, او الإنبات او الاشعار, او یکمل له خمس عشرةسنة والمرأة تبلغ عشرسنین.»

همانطور که گفته شد بین این سخن شیخ و سخن قبلی او می توان جمع کرد به اینکه کامل شدن نه سال جز با ورود به ده سالگی فهمیده نمی شود.

4. ابن ادریس, در سرائر می نویسد:

«بلوغ زن از پنج راه دانسته می شود: محتلم شدن, روییدن مو, رسیدن به نُه سال, و شیخ ما ابوجعفر (شیخ طوسی) در کتاب صوم مبسوط, بلوغ او را در ده سال دانسته, و در کتاب نهایه, سخن از نُه سال به میان آورده... و دو راه دیگر برای شناخت بلوغ دختر, حیض و باردار شدن است. چکیده سخن این که: سن بلوغ دختر, نُه سال است, زیرا او پیش از این سن, حیض و باردار نمی شود, از این رو, می توان بازگشت امر را به بالغ شدن در نُه سال دانست.

5. ابن سعید می نویسد:

«وبلوغ المرأة والرجل بالاحتلام, وتختص المرأة بالحیض وبلوغ عشر سنین.»

و ممکن است مقصود او, وارد شدن در ده سال که نشانه کامل گردیدن نُه سال است باشد.

همچنین مؤلف محترم سخنان فقهای بزرگی همچون ابن حمزه، مرحوم علامه، محقق اردبیلی، محدث بحرانی، و صاحب جواهر را ذکر کرده است که به خاطر رعایت اختصار از ذکر آنها صرف نظر می کنیم.

اقوال موجود در این بحث:

1.بلوغ دختر در نه سالگی.(نظر مشهور)

2. بلوغ دختر در سیزده سالگی.

3. بلوغ دختر, به عادت.

4. با توجه به اختلاف احکام, بلوغ دارای مراتبی است.

به عقیده مؤلف نظریه مشهور(نه سالگی) صحیح می باشد که بر آن ادعای اجماع نیز شده است؛ علاوه بر اعای اجماع نگارنده ده طایفه از روایات را که بر نظر مشهور دلالت دارد ذکر کرده است که برخی از آتها عبارت است از:

  1. روایاتی که صراحتاً سن بلوغ دختر را نه سالگی بیان کرده ؛
  2. روایاتی که می فرمایند: هرگاه دختر به نُه سال برسد, اموری متوجه او می شود که متوجه شخص بالغ می گردد؛
  3. روایاتی که می فرمایند: تا سن دختر, به نُه سال نرسد, نمی توان با او نزدیکی کرد؛
  4. روایاتی که می فرمایند: : اگر دختر در نُه سالگی ازدواج کند, فریب خورده ـ مخدوعه ـ یا دختر بچه نیست؛
  5. روایاتی که می فرمایند: همسر انسان در صورتی که قبل از نه سالگی به ازدواج او در آمده باشد، حق خیار دارد اما پس از آن چنین حقی ندارد؛

در مجموع شمار روایاتی که نگارنده برای این نظر ذکر کرده به بیست و پنج روایت می رسد.

پرسشها و اشکالات وارده به روایات:

1.نه ساله شدن از دو حالت, بیرون نیست, یا علامت طبیعی برای بالغ شدن است و یا به حکم شارع, اماره تعبّدی آن است.

در مورد فرض نخست, باید گفت: بلوغ طبیعی دختران از سال دوازدهم, آغاز می شود و گواه آن روییدن مو بر, بالای عورت و نیز عادت شدن است که پس از سپری شدن مدتی طولانی از نُه سالگی محقق می شود, و با وجود این, چگونه می توان نُه سالگی را نشانه طبیعی بلوغ دانست, با این که سن از لحاظ زمانی بر دو نشانه یاد شده, پیشی دارد و این دو, بی گمان نشانه طبیعی بلوغ هستند در مورد فرض دوم هم باید گفت: امام(علیه السلام), بالغ شدن دختر را در نُه سالگی, به حیض شدن او در این سن, تعلیل می کند. با وجود این تعلیل, چگونه می توان امر مورد تعلیل ـ بالغ شدن ـ را, امری تعبّدی دانست؟

2. اگر نُه سالگی حد شروع بلوغ است, پس چرا در پاره ای از روایات شاهد، نوعی تردید میان این سن و ده سالگی هستیم؟ از باب مثال امام باقر(علیه السلام) می فرماید:( لایدخل بالجاریة حتی یأتی لها تسع سنین او عشر سنین.)

3. در برخی روایات, نه سالگی, موضوع برای بخشی از احکام, مانند اجرای حدود, تصرف در اموال, جایز بودن نزدیکی, بیرون رفتن از یتیمی, واقع شده, و دلیلی بر این که نه سالگی, موضوع برای روزه, حج, زکات, نماز و پوشش هم باشد در اختیار نداریم.

پاسخ به اشکالات:

پاسخ اشکال اول: ملاحظه ای که بر این گفتار داریم این است که: بی گمان نُه ساله شدن, نشانه طبیعی بلوغ است که شارع از آن پرده برداشته است, زیرا مقصود از بلوغ, پیدایش نوعی جهش در مزاج و بنیه انسان است, جهشی که  کم کم در استخوان و گوشت و عصب و حس و فکر او اثر می گذارد. و دلیلی بر پیدایش همه آثار بلوغ در زمان واحد نداریم, زیرا بلوغ درجه و مرتبه هایی دارد که در شدت و ضعف با هم فرق می کنند و در نتیجه, آثار بلوغ  کم کم وهم برابر با, ر بالا رفتن سن, ظاهر می شود، بر این اساس هیچ مانعی ندارد, نُه سالگی را بسان روییدن مو و دیدن خون حیض نشانه طبیعی بلوغ بدانیم, با این تفاوت که نُه سالگی, نشانه نخستین مراحل بلوغ و آن دوتا نشانه های مراحل , بعدی آن هستند.

پاسخ اشکال دوم: باید گفت هدف در این حدیث, روشن کردن موضوع برای حکم روا بودنِ نزدیکی به دختر و تعیین حدِ شرعی آن, یعنی نُه سالگی است. و اما تردید میان این سن و ده سالگی شاید به خاطر مستحب بودنِ واپس انداختن نزدیکی، تا وقتی باشد که دختر رشد بیش تر کند و برای این کار شایستگی افزون تری پیدا کند.

پاسخ اشکال سوم: بر فرض که دلیلی بر بار شدن همه احکام بر نُه سالگی نداشته باشیم, قیاس اولویت, برای این منظور کافی است, به این بیان که اگر بر چنین شخصی بریدن دست و زدن تازیانه و سنگسار شدن و تصرف کردن, در اموال و نزدیکی کردن, بار شود, به طریق اولی, احکام حقیقی بر او بار خواهد شد.

نظر نگارنده:

همانطور که ذکر کردیم،نظر مؤلف همان نظر مشهور است و ایشان نه سالگی را زمان بلوغ دختر می دانند و بیست و پنج روایت در غالب ده دسته ذکر کردند و اشکالاتی را که بر روایات مورد استناد وارد شده را پاسخ گفتند و ادله و روایاتی را که برای سه قول دیگر ذکر شده است را پاسخ دادند؛

مثلاً برای قول دوم، از جانب محقق کاشانی سه روایت ذکر شده است (روایت عمار ساباطی، عبدالله بن سنان، ابوحمزه ثمالی ) که ایشان به برخی از آنها پاسخ گفته اند و برخی دیگر که سنداً و دلالةً تمام می باشند را در مقام علاج با روایات دیگر کنار گذاشته اند و روایات قول مشهور را در مقام تعارض ترجیح دادند.

همچنین برای قول سوم، به ده روایت از جمله صحیحه عبدالله بن سنان، موثه اسحاق بن عمار، معتبره سکونی، معتبر شهاب، روایت یونس بن یعقوب و روایت محمد بن مسلم  استدلال شده است که نگارنده به همه آنها خدشه وارد کرده است و استدلال به  آنها را تمام نمی داند.

قول چهارم که مرحوم فیض کاشانی اختیار کرده و آن را مقتضای جمع بین اخبار می داند، از جانب صاحب جواهر مورد مناقشه قرار گرفته است.

مرحوم صاحب جواهر می فرماید:این مطلب خلاف اجماع می باشد و فقها می گویند: همان بلوغی که برای تکلیف در عبادات ثابت می شود، در تکلیف در غیر عبادات نیز ثابت می شود.

نگارنده می فرماید:

اولاً این مطلب مخالف است با آن چه به گونه تواتر اجمالی از ائمه اهل بیت «علیهم السلام» رسیده است و آن این که حد بلوغ در دختر, دست کم در بخشی از عبادات, نُه سالگی است. این روایات, آنچنان فراوان است که یقین داریم نمی توان آنها را کنار گذاشت؛

ثانیاً مقصود از درستی عقدهایی که شخص بالغ اجرا می کند, تنها اجرای صیغه لفظی, از باب وکالت از غیر نیست, بلکه مقصود, انجام گرفتن بی واسطه این کار از ناحیه خود شخص بالغ است و روشن است که انجام چنین کاری, بستگی به وجود شایستگیها در شخص فروشنده و موجر و رهن گذارنده و طلاق دهنده است.

پایان

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج