آثار فقه الحدیثی و سندی نقل به معنا PDF چاپ پست الکترونیکی

به نام خدا

سید علی مرتضوی                                                                                                                 84099

آثار فقه الحدیثی و سندی نقل به معنا

محمد تقی اکبرنژاد ، فقه(کاوشی نو در فقه اسلامی) شماره 56 صفحه99 تا 137

یکی از مباحث مهم در علوم حدیث و مباحث مربوط به آن آثار حدیثی و عملی و استنباطی نقل به معنای روایات است.ائمه علیهم السلام به راویان احادیث اجازه داده اند که احادیث را نقل به معنا کنند فلذا باید بررسی شود که آثار نقل به معنا شدن روایات ائمه علیهم السلام چیست و چه ارتباطی با نظریه عرف گرایانه در مقابل تفسیر ادیبانه و عاقلانه از روایات دارد.همچنین در کیفیت جمع روایات و به دست آوردن منظور ائمه علیهم السلام از خلال چندین روایت با تعابیر مختلف و میزان دقت در آنها مؤثر است.

بعضی معتقدند که باید در روایات دقتهای فلسفی و ادبی و عقلایی را به کار برد به دلیل اینکه امام حکیم است و حکمت او وقداست کلام او باعث می شود که امام علیه السلام در انتخاب هر لفظ دلیلی خاصی داشته باشند و معنای خاصی از آن در نظر داشته باشند فلذا باید برای به دست آوردن مراد واقعی امام همه دقتهای لازم به کار برده شود و تفاوتهای لطیف لغات  و کلمات در نظر گرفته شود تا بتوان مراد واقعی امام را به دست آورد.مانند استفاده یکی از فضلاء از روایات مبنی بر اینکه حد رجم یک حکم اجرایی نیست بلکه فقط برای ایجاد ترس در مردم است که در ادامه اشاره خواهد شد. همچنین یکی دیگر از فضلاء برخلاف نظر مشهور معتقد است که فرقی بین زنان قرشی و غیر قرشی در سن یائسگی تفاوتی ندارند و همه زنان اغلب در پنجاه سالگی یائسه می شوند و اگر زنی از هر ایل و تبار بعد از پنجاه سالگی خون ببیند حیض است و برای توجیه روایتی[1] که زنان قرشی را از سن یائسگی پنجاه سالگی استثناء کرده است این گونه جواب داده است که اگر واقعا منظور امام استثناء کردن زنان قرشی بود رساتر بود که می‌فرمود: «الا القرشیه» نه اینکه بفرماید: «الا ان تکون امرأة من قریش» و این استفاده از کلمات زائد دلیلی دارد و دلیل آن جواب دادن به سوال مقدری است که در ذهن سائل است که اگر واقعا زنان در پنجاه سالگی یائسه می شوند پس چگونه حضرت خدیجه در شصت سالگی حضرت زهرا را به دنیا آورده اند که با این جمله جواب این سوال داده می شود.

مدعای اول: نقل به معنا تأثیری در نوع برداشت و تحلیل و تفسیر ندارد. و نقل به معنا به معنای مسامحه نقل روایات وتقدس زدایی از آن‌ها نیست.

مدعای دوم: حداقل پنج اثر مهم در نقل به معنا وجود دارد که اگر چه اینها در نقل به لفظ هم وجود دارد اما در نقل به معنا روشن تر هستند.

1- کنار گذاشتن دقتهای ادبی و عقلی در تفسیر روایات

2- عمل به قدر مشترک الفاظ هم خانواده

3-حل شدن مشکل بعضی از اجمال و تفصیلهایی که در ظاهر غیر حکیمانه می نمایاند. و آسان شدن طریقه جمع آن‌ها

4-سنجش میزان دقت اصحاب در نقل روایات

5- بازگرداندن چند روایت به یک روایت

دلیل مدعای اول:

الف)سخن گفتن امری عقلایی است و الفاظ اصالت ندارند و نقل به معنا هم امری عقلایی است در نتیجه عقلا به گونه ای سخن می گویند که قابل نقل به معنا باشد و نقل معنا تهدیدی برای آن محسوب نشود.

ب) نقل به معنا اصلا به معنای مسامحه در کلام نیست بلکه شرایط خاص خودش را دارد و تنها کسی می تواند نقل به معنا کند که مطمئن باشد مقصود گوینده را به خوبی متوجه شده است و می تواند آن را بدون کم و کاست با جمله بندی دیگری بیان کند.

ج)از آن جا که ائمه علیهم السلام می داند که راویان طبق سیره عقلاء نقل به معنا خواهند کرد و خودشان نیز با آن موافق بوده اند ممکن نیست به گونه ای سخن بگویند که در معنا ریزش قابل توجهی کند

د) اصحاب ائمه اگر چه نقل به معنا می کردند اما به تفاوت کلام ائمه با دیگران توجه داشته اند فلذا نهایت دقت در نقل به معنا را به کار می برده اند.

دلیل مدعای دوم:

اثر اول: وقتی که اجازه نقل به معنا داده شده است و کلمات و تعابیر ممکن است از راویان باشد نه ائمه علیهم السلام واضح است که دیگر جایی برای دقتهای عقلی و فلسفی باقی نمی ماند.

اثر دوم: علاوه بر دلیلی که ذکر شد مبنی بر اینکه سخن گفتن امری عقلایی است و نقل به معنا هم عقلایی است پس باید آن چه را که مردم و عرف از یک روایت می فهمند ملاک قرار داد در روایتی راوی از امام صادق علیه السلام سوال می کند که گاهی من سخنی از شما می شنوم و آن گونه که شما فرموده اید نقل نمی کنم که ایشان می فرمایند: «اگر به صلب معنا رسیده ای اشکال ندارد  مثل اینکه به جای تعال ، هلم به کار ببری یا به جای اقعد ، اجلس.» در حالی که از نظر ادبی می دانیم این کلمات با هم تفاوتهای ادبی دارند ولی با این حال امام صادق علیه السلام اجازه می فرمایند که اینها را به جای هم به کار ببرند.

اثر سوم: راوی به حسب نیاز و شرایط یا دور یا نزدیک بودن به زمان شنیدن به اجمال وتفصیل می افتد که این هم یک امر عادی وعقلایی است که همه در گفتارشان انجام می دهند مانند روایت سمره بن جندب یا حکایت بیماری موسی بن بکر[2]

اشکال به مدعای دوم: وقتی امام علیه السلام از تعابیر مختلف استفاده می کند مسلم است که از هر کدام معنای ویژه ای را در نظر دارد و برای فهم آن معنا باید نهایت دقت را در نظر گرفت.مثلا در بحث حد رجم  باید گفت حد رجم در اسلام وجود خارجی ندارد و یک حکم اجرایی نیست بلکه فقط برای ایجاد ترس در مردم است و برای اثبات این ادعا راههای سه گانه اثبات حد رجم که عبارت از علم قاضی و اقرار و شهادت عدول می باشد را منحصر در شهادت عدول کرده و دو راه اثبات زنا با علم قاضی و اقرار را مخدوش نموده بود.همچنین علاوه بر این کیفیت شهادت در زنای محصنه و غیر محصنه را متفاوت می داند به این صورت که در شهادت برای زنای غیر محصنه صرف دیدن جماع زن و مرد کافی است اما در زنای محصنه حتی دیدن به صورت میل در سرمه دان هم کافی نیست بلکه باید ورود و خروج را مشاهده کند.بنابراین شاهد باید از اول جماع تا آخر آن جا باشد و آن صحنه ها را مشاهده کند.و برای اثبات این مدعا از روایات این گونه استفاده کرده بود که در روایات رجم ادخال و اخراج موضوعیت دارد برخلاف روایات غیر رجم که الفاظ زنا و جماع آمده است و به همین دلیل در این گونه روایات امام علیه السلام از این تعبیر استفاده کرده است.

پاسخ اشکال: وقتی به ادله این بحث مراجعه می کنیم می بینیم که در بعضی روایات ادخال و اخراج آمده است[3] و در بعضی فقط ادخال و به جای آن عباراتی مانند جماع یا کالمیل فی المکحله اضافه شده است[4] و در برخی دیگر فقط از جماع سخن گفته شده است[5].حتی اگر روایت نقل به لفظ هم بود می توان استفاده کرد که منظور امام علیه السلام تنها بیان مصداق خارجی جماع است و برای توضیح گاه قیودی را اضافه نموده اند والا اگر قیود موضوعیت داشت معنا نداشت که در برخی موارد آن ها را حذف کنند.مخصوصا که وقتی احتمال نقل به معنا هست این احتمال تقویت می شود.

والسلام


[1] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا بَلَغَتِ الْمَرْأَةُ خَمْسِينَ سَنَةً لَمْ تَرَ حُمْرَةً إِلَّا أَنْ تَكُونَ امْرَأَةً مِنْ قُرَيْشٍ  (کافی ج3 ص 107)

[2] کافی ج6 ص 318 و319

[3] ٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا يُرْجَمُ رَجُلٌ وَ لَا امْرَأَةٌ حَتَّى يَشْهَدَ عَلَيْهِ أَرْبَعَةُ شُهُودٍ عَلَى الْإِيلَاجِ وَ الْإِخْرَاجِ (وسائل‏الشيعة ج28 ص95)

[4] َ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا يُرْجَمُ الرَّجُلُ وَ الْمَرْأَةُ حَتَّى يَشْهَدَ عَلَيْهِمَا أَرْبَعَةُ شُهَدَاءَ عَلَى الْجِمَاعِ وَ الْإِيلَاجِ وَ الْإِدْخَالِ كَالْمِيلِ فِي الْمُكْحُلَةِ (همان)

[5] َ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا يَجِبُ الرَّجْمُ حَتَّى (يَشْهَدَ الشُّهُودُ الْأَرْبَعُ) أَنَّهُمْ قَدْ رَأَوْهُ يُجَامِعُهَا (همان)

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج