حد اکثر نفاس PDF چاپ پست الکترونیکی

 

توضیح مسأله

به خونی که زنها بعد از زایمان کردن می بینند نفاس گفته می شود، و به زنی که آن خون را می بیند «نفساء» اطلاق می گردد. برابر روایات، به محض خارج شدن این خون، برخی از تکالیف الزامی از زن برداشته می شود و برخی تکالیف الزامی دیگری بر او جعل می گردد. در زمان نفاس، او باید نماز نخواند، روزه را افطار نماید و از تمکین به شوهر خودداری کند و همچنین باید در مساجد توقف نکند و خواندن عزائم را ترک نماید. اهمیت این تکالیف الزامی فقهاء عظام را در طول تاریخ بر آن داشته است که درباره حد اکثر زمان نفاس توجه بیشتری نمایند و در صدد تعیین حد آن باشند. از اینرو می بینیم «حد اکثر مقدار نفاس» بحثی است که قرنها است ذهن فقهاء را به خود مشغول ساخته است. در مراجعه به روایات مربوطه، با ارقام گوناگونی برخورد می کنیم: «ده روز»، « هیجده روز»، «بیست و یک روز»، «سی روز»، «چهل روز» و حتی «عدم وجود حد» اعدادی هستند که در روایات درباره حد اکثر نفاس وارد شده است. برای برخی از فقهاء جمع بین روایات و انتخاب یکی از آنها چنان سخت نموده که اعتراف کرده اند تعیین حدّ اکثر نفاس از مشکلات سخت فقه است.[1] طرفه اینکه این اختلاف در بین عامه نیز بوده است و آنها نیز اعداد متفاوتی برای آن ذکر کرده اند که تفصیل آن در ادامه بیان خواهد شد.

همه می دانیم که برای وصول به حکم شرعی الهی و دست یازیدن به حکم اقرب الی الحق، وقوف به دیدگاه اندیشمندان فقه، از بدو تولد یک مسأله تا به امروز، چه مقدار مؤثر است. از اینرو برآنیم که اقوال فقهاء عظام امامیه را از صدر اول تا به اکنون استخراج کنیم و همچنین اشاره ای به اقوال عامه داشته باشیم.

با مراجعه به کلمات دانشوران فقه که در کتاب طهارت بیان شده است، به وضوح پی می بریم که بیشتر اقوال علماء امامیه بر محور ده روز و هیجده روز استوار است ولی علماء عامه اقوال دیگری دارند که به آنها اشاره خواهد شد.

 

بررسی تفصیلی اقوال فقهاء امامیه به شرح زیر است:

اقوال قدماء:

فقه الرضا: مؤلف این کتاب گویا در مسأله متوقف شده و نهایتاً تخییر بین ده، هیجده، و بیست و یک را پذیرفته است.[2]

کلینی: ایشان از کسانی است که قول به هیجده را نفی می کنند[3] اما اینکه اکثر نفاس را ده روز می دانند چه برای ذو العاده و چه برای غیر ذو العاده روشن نیست. بعید نیست که بگوییم ایشان نسبت به ذو العاده اکثر نفاس را ده روز می داند.

از نظر ابن ابی عقیل تا بیست و سه روز می تواند نفاس باشد.[4]

نظر دعائم الاسلام یافت نشد.

ابن جنید: قائل به هیجده روز است.[5]

شیخ صدوق در مقنع قائل به ده روز است.[6] لکن وی در هدایه فقط روایت دال بر هیجده را نقل کرده است که گویا به آن قائل است.[7] ایشان در فقیه با صراحت بیشتری قول به هیجده را پذیرا شده است.[8]

نویسنده جعفریات در باب «کم تقعد النفساء» روایت دال بر چهل روز را نقل کرده است و سپس در باب« دفع الحد عن الحائض و النفساء و المستحاضة حتى تطهر و عن الحامل حتى تضع» روایت دال بر عدم وجود حد برای نفساء را ذکر کرده است.[9].

در کلمات مرحوم شیخ مفید یک نوع پریشانی دیده می شود. وی در کتاب احکام النساء اکثر نفاس را یازده روز می داند از سوی دیگر در کتاب مقنعه بین ده روز و هیجده روز مردد است لکن در نهایت ده روز را انتخاب می کند.[10] ابن ادریس نقل می کند که همین اختلاف از ایشان مورد سؤال قرار گرفت و ایشان نظر نهایی خود را ده روز اعلام کردند.[11]

سید مرتضی در« انتصار» اکثر نفاس را هیجده روز دانسته و بر طبق آن ادعای اجماع می کند[12]. ولی در ناصریات در مسأله63 قول به ده روز را حد نفاس قرار می دهد.[13]. ابن ادریس می گوید سید مرتضی در آخرین تصنیف خود از قول به هیجده روز عدول کرده و ده روز را پذیرفته است.[14]

ابوالصلاح در کافی قائل به ده روز است.[15]

سلار در مراسم هیجده روز را معتقد شده است.[16]

شیخ طوسی در تهذیب قائل به ده روز شده و از روایات مخالف جواب داده است.[17] ایشان در خلاف با اینکه فرموده است بعضی از اصحاب قائل به هیجده روز شده اند لکن در نهایت ده روز را پذیرفته است.[18] همین قول را در مبسوط[19] و نهایه [20]نیز معتقد شده و در مبسوط آن را به اکثر اصحاب نسبت داده است.

ابن حمزه در وسیله حائض و نفساء را در همه احکام مشترک می داند و سپس تصریح می کند که یکی از مشترکات آنها این است که در هر دو ده روز حد اکثر آنهاست.[21]

در غنیه نیز ده روز انتخاب شده و بر طبق آن ادعای اجماع شده است.[22]

ابن ادریس در سرائر ده روز را الصحیح من الاقوال و المذاهب دانسته است.[23]

کیدری در اصباح الشیعه نیز ده روز را انتخاب کرده است.[24]

و نیز محقق در شرائع قول اظهر را ده روز می داند. [25]وی در معتبر با اینکه به اختلاف علماء اعتراف دارد و شهرت فتوایی برای هر کدام از دو قول را انکار می کند اما در عین حال معتقد است که شهرت روایی در پی قول به ده روز است و ایشان نیز همین قول را می پذیرند. [26]

نتیجه گیری:

بیشتر اقوال در این دوره بین ده روز و هیجده روز مردد است، البته قائلین به ده روز بیشتر از قائلین به هیجده روز هستند و سخن شیخ طوسی در مبسوط را که قائلین به ده روز را اکثر اصحاب می داند باید بر این اساس معنا کرد. با این حال نمی توان یکی از قولها را مشهور از دیگری دانست. نهایتاً قول به ده روز اشهر از قول به هیجده روز است. اما اقوال دیگر مثل بیست ویک روز، چهل روز، یا عدم وجود حد و غیر آنها بنا به فرموده مرحوم محقق در معتبر متروک و روایات دال بر آنها نادر است.[27] خلاصه اینکه نمی توان اجماع یا شهرتی نسبت به یکی از قولین تحصیل نمود و مسأله مورد اختلاف است.

اقوال متأخرین:

مرحوم علامه در تذکره در ابتداء قول به ده روز را دارای شهرت فتوایی می داند[28] که با توضیحی که بیان کردیم این نسبت درست نمی نماید. سپس در بیان دیدگاه مختار خود می فرماید: قول اقوی این است که اکثر نفاس ده روز می­باشد. بنابراین زنی که بیش از ده روز خون می بیند اگر در حیض خود ذو العاده باشد نفاس او به مقدار عادتش است و بیشتر از آن استحاضه می باشد و اگر ذو العاده نباشد نفاس او به مقدار ده روز است و بیشتر از آن استحاضه می باشد.[29]

ایشان در قواعد نیز به همین نظر معتقد هستند. می فرماید: برای مبتدئه و مضطربة الحیض اکثر نفاس ده روز است و مستقیمة الحیض به مقدار عادت خود رجوع می کند اگر خون نفاس وی سر ده روز قطع شود کل ده روز نفاس وی است.[30]

ممکن است توهم شود که دیدگاه ایشان در این دو کتاب تفصیل بین ذو العاده و غیر ذو العاده است، مبنی بر اینکه اکثر نفاس برای ذو العاده به مقدار عادت  و برای غیر ذو العاده ده روز است. فلذا دیدگاه وی نظر جدیدی  محسوب شده و با قول به ده روز بودن اکثر نفاس متفاوت است. لکن به نظر می رسد که دیدگاه ایشان در این دو کتاب موافق نظر ده روز است و با نظر آنها تفاوت ندارد؛ چون آنها که اکثر نفاس را ده روز می دانند مقصودشان این نیست که هر خونی که زن تا ده روز می بیند نفاس است بلکه مقصود آنها این است که بیشترین مدت زمانی که خون محکوم به نفاس است ده روز می باشد. یعنی تا ده روز می تواند نفاس باشد نه اینکه قطعاً نفاس است. شاهد بر این مطلب  این است که آنها برای این مطلب به تساوی حکم نفساء با حایض استدلال کرده اند[31] و فرموده اند همانطور که اکثر حیض ده روز است اکثر نفاس هم ده روز است. ناگفته پیداست که ده روز بودن حیض به این معنا نیست که هر خونی که تا ده روز بیاید محکوم به حیض است بلکه به این معناست که بیشترین مدت زمانی که می توان خونی را حیض دانست ده روز است. شواهد دیگری نیز وجود دارد که به جهت اختصار از آنها صرفنظر می کنیم.

از اینرو سخن مرحوم علامه که می گوید اگر مستقیمة الحیض نفساء شود و خون او تا بعد از ده روز امتداد داشته باشد به مقدار عادت او نفاس است و بقیه استحاضه می باشد با سخن دیگر فقهاء که قائل به ده روز هستند منافاتی ندارد. فلذا می بینیم که خود علامه در ابتداء کلامشان می فرمایند اکثر نفاس ده روز است و سپس تفصیل بین ذو العاده و غیر ذو العاده را مطرح می کنند. این چینش اقوی شاهد است بر اینکه تفصیل ایشان به همان ده روز برمی گردد.

البته دیدگاه ایشان در مختلف، هم با دیدگاه سائر فقهاء فرق می کند و هم با دیدگاه خودشان در دو کتاب گذشته. وی دیدگاه خود را چنین بیان می کند: مختار ما در این کتاب بر خلاف آنچه که در اکثر کتابهای خود اختیار نمودیم این است که حد اکثر نفاس برای ذو العاده به مقدار عادت و برای مبتدأة  هیجده روز است.[32]

با توجه به توضیحی که در بالا به آن اشاره رفت در واقع ایشان در این کتاب حداکثر نفاس را برای ذوالعاده ده روز و برای مبتدئة هیجده روز می دانند.

بعد از مرحوم علامه بیشتر متأخرین قائل به ده روز شده اند. فخر المحققین در ایضاح از آنجا که به کلام مرحوم علامه تعلیقه نزده است روشن می شود که ایشان نیز جزء طرفداران ده روز است.[33] شهید اول در دروس[34]، محقق ثانی در جامع المقاصد[35]، شهید ثانی در مسالک[36]، نراقی در مستند الشیعة [37]، همگی قائل به ده روز هستند. فقط دو نفر از متأخرین با آنها مخالفت کرده اند، یکی از آنها محقق اردبیلی است که ایشان  نظر مرحوم علامه در مختلف را انتخاب کرده است. گویا صاحب مدارک نیز مایل به آن است ولی به جهت احتیاط ده روز را ترجیح داده است[38]. و دیگری صاحب حدائق است. ایشان بر آن است که اکثر نفاس برای ذو العادة به مقدار عادت[39] و برای غیر ذو العادة ده روز است.[40]

نتیجه گیری:

شهرت بسیار قوی متأخرین بر ده روز است.

آراء معاصرین

صاحب جواهر ده روز را قول اقوی می داند[41]. میرزای قمی،[42] شیخ انصاری[43]، محقق همدانی،[44]سید یزدی[45] و قاطبه محشّین عروة[46] یعنی آیات عظام: شیخ علی جواهری، سید محمد فیروز آبادی، نائینی، شیخ عبدالکریم حائری، سید ابوالحسن اصفهانی، محمد رضا آل یاسین، محمد حسین کاشف الغطاء، سید حسین بروجردی، سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم،[47] امام خمینی، آقای خویی،[48] و گلپایگانی، جملگی قائل به ده روز هستند. فقط محقق عراقی است که احتیاط واجب را نسبت به غیر ذو العادة هیجده روز می داند.[49] همچنین شهید صدر[50]، آیت الله سیستانی،[51] آیت الله وحید،[52] آیت الله فاضل،[53] آیت الله بجهت[54] نیز از طرفداران قول به ده روز می باشند.

نتیجه گیری:

بنابراین شهرت بسیار قوی معاصرین نیز بر پذیرش ده روز می باشد.

اقوال عامه

شصت روز، دیدگاه شافعی مالك، و أبو ثور، و داود، و عطاء، و الشعبي، و عبيد الله بن الحسن العنبري و حجاج بن أرطاة است.

چهل روز دیدگاه أبو حنيفة، ثوري، أحمد، إسحاق، و أبو عبيد است.

دیدگاه حسن بصری پنجاه روز است و دیدگاه لیث بن سعد هفتاد روز می باشد.[55]

همانطور که ملاحظه می شود اقوال عامه مردد بین چهل روز، پنجاه روز، شصت روز و هفتاد روز است. این اقوال سبب شده است که علماء امامیه روایات دال بر این اعداد را به تقیه حمل کنند.[56]

نتیجه گیری نهایی:

شهرت بسیار قوی فقهاء بر ده روز است.

 

 


[1] . مجمع الفائدة و البرهان في شرح إرشاد الأذهان؛ ج‌1، ص: 169. «و اما أكثره فهو من مشكلات هذا العلم لاختلاف الأخبار الكثيرة الصحيحة بحيث لا يكاد يمكن الجمع الا بالحمل على التقيّة أو التخيير بين الثلثين و الأربعين إلى الخمسين، و ثمانية عشر و غير ذلك». شبیه این مطلب در مدارک الاحکام ج2، ص:46 هم بیان شده است.

[2] . و النفساء تدع الصلاة أكثره مثل أيام حيضها و هي عشرة أيام و تستظهر بثلاثة أيام ثم تغتسل فإذا رأت الدم عملت كما تعمل المستحاضة و قد روي ثمانية عشر يوما و روي ثلاثة و عشرين يوما و بأي هذه الأحاديث أخذ من جهة التسليم جاز. فقه الرضا؛ ص: 191

[3] . عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ سَأَلَتِ امْرَأَةٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَتْ إِنِّي كُنْتُ أَقْعُدُ مِنْ نِفَاسِي عِشْرِينَ يَوْماً حَتَّى أَفْتَوْنِي بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ لِمَ أَفْتَوْكِ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً فَقَالَ رَجُلٌ لِلْحَدِيثِ الَّذِي رُوِيَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ حِينَ نَفِسَتْ بِمُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ أَسْمَاءَ سَأَلَتْ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ قَدْ أُتِيَ بِهَا ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً وَ لَوْ سَأَلَتْهُ قَبْلَ ذَلِكَ لَأَمَرَهَا أَنْ تَغْتَسِلَ وَ تَفْعَلَ مَا تَفْعَلُهُ الْمُسْتَحَاضَةُ. الكافي (ط - الإسلامية)، ج‌3، ص: 98

[4] . قال ابن أبي عقيل في كتاب المتمسك: أيامها عند آل الرسول صلى الله عليه و آله أيام حيضها، و أكثره أحد و عشرون يوما، فإن انقطع دمها في أيام حيضها صلت و صامت، و إن لم ينقطع صبرت ثمانية عشر‌ يوما، ثم استظهرت بيوم أو يومين، فإن كانت كثيرة الدم صبرت ثلاثة أيام ثم اغتسلت و احتشت و استثفرت و صلت. حياة ابن أبي عقيل و فقهه، ص: 58

[5] . و قد اختلف علماؤنا في أكثر مدّة النفاس، .... و قال السيد المرتضى: ثمانية عشر يوما، و هو اختيار... ابن الجنيد. مجموعة فتاوى ابن جنيد؛ ص: 34

[6] .  و إن ولدت المرأة قعدت عن الصلاة عشرة أيام. المقنع (للشيخ الصدوق)؛ ص: 50

[7] . قال الصادق عليه السلام: إن أسماء بنت عميس‌ الخثعمية نفست بمحمد بن أبي بكر في حجة الوداع، فأمرها النبي صلى الله عليه و آله و سلم أن تقعد ثمانية عشر يوما.  فأيما امرأة طهرت قبل ذلك فلتغتسل و لتصل. الهداية في الأصول و الفروع، ص: 100

[8] . «وَ إِذَا وَلَدَتِ الْمَرْأَةُ قَعَدَتْ عَنِ الصَّلَاةِ عَشَرَةَ أَيَّامٍ إِلَّا أَنْ تَطْهُرَ قَبْلَ ذَلِكَ فَإِنِ اسْتَمَرَّ بِهَا الدَّمُ تَرَكَتِ الصَّلَاةَ مَا بَيْنَهَا وَ بَيْنَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً». من لا يحضره الفقيه؛ ج‌1، ص: 101

[9] . الجعفريات - الأشعثيات؛ ص: 25

[10] . «و أكثر أيام النفاس ثمانية عشر يوما و قد جاءت أخبار معتمدة بأن انقضاء مدة النفاس مدة الحيض و هو عشرة أيام و عليه أعمل لوضوحه عندي». المقنعة (للشيخ المفيد)؛ ص: 57

[11] . «و ذكر الشيخ المفيد محمد بن محمد بن النعمان رضي اللّه عنه في جواب سائل سأله فقال: كم قدر ما تقعد النفساء عن الصّلاة؟ و كم مبلغ أيام ذلك؟ فقد رأيت في كتابك كتاب أحكام النساء أحد عشر يوما، و في الرّسالة المقنعة ثمانية عشر يوما، و في كتاب الإعلام أحد و عشرين يوما، فعلى أيّها العمل دون صاحبته؟ فأجابه بأن قال: الواجب على النفساء أن تقعد عشرة أيام، و انّما ذكرت في كتبي ما روي من قعودها ثمانية عشر يوما، و ما روي في النوادر استظهارا بأحد و عشرين يوما، و عملي في ذلك على عشرة أيام» السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، ج‌1، ص: 53‌

[12] . «و مما انفردت به الإمامية: القول بأن أكثر النفاس مع الاستظهار التام ثمانية عشر يوما». ایشان در ادامه می فرماید: فإن الأيام التي ذكرناها مجمع على أنها نفاس. الانتصار في انفرادات الإمامية؛ ص: 129

 

[13] . «عندنا أن الحد في نفاس المرأة أيام حيضها التي تعهدها». المسائل الناصريات؛ ص: 171

[14] . السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى؛ ج‌1، ص: 154

[15] . « و أما النفاس فهو الدم الحادث عقيب الولادة، فإذا انقطع عنها في اليوم الثاني أو الثالث اغتسلت و صامت و صلت، و ان استمر بها صبرت عشرا فإن رأت بعد العشر دما فعلت فعل المستحاضة.» الكافي في الفقه؛ ص: 129

[16] . «أكثره ثمانية عشر يوما، و أقله انقطاع الدم». المراسم العلوية و الأحكام النبوية؛ ص: 44

[17] . ر.ک: تهذيب الأحكام؛ ج‌1، ص: 174.

[18] . الخلاف؛ ج‌1، ص: 243. «أكثر النفاس عشرة أيام، و ما زاد عليه حكمه حكم الاستحاضة، و في أصحابنا من قال ثمانية عشر يوما».

[19] . المبسوط في فقه الإمامية؛ ج‌1، ص: 69. «و أكثر النفاس عند أكثر أصحابنا مثل أكثر الحيض عشرة أيام».

[20] . النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى؛ ص: 29. «و لا يكون حكم نفاسها أكثر من عشرة أيّام».

[21] . الوسيلة إلى نيل الفضيلة؛ ص: 61. «و أما النفساء فهي المرأة التي ترى الدم عقيب الولادة و حكمها حكم الحائض في جميع المحرمات و المكروهات و أكثر الأيام».

[22] . غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع؛ ص: 40. «و أما دم النفاس فهو الحادث عقيب الولادة، و أكثره عشرة أيام، و كل دم تراه بعدها فهو استحاضة. و هي و الحائض سواء في جميع الأحكام إلا في حكم واحد، و هو أن النفاس ليس لأقله حد، و ذلك بدليل الإجماع السالف».

[23] . السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، ج‌1، ص: 154‌. » حكمها حكم الحائض سواء، في جميع الأحكام اللازمة للحائض، بغير خلاف، و في أكثر أيامها على الصحيح من الأقوال و المذهب».

[24] . إصباح الشيعة بمصباح الشريعة؛ ص: 40. « و أكثره عشرة، و قيل: ثمانية عشر يوما».

[25] . شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام؛ ج‌1، ص: 27«أكثر النفاس عشرة أيام على الأظهر».

[26] . المعتبر في شرح المختصر؛ ج‌1، ص: 252. « و في أكثره روايات: أشهرها انه لا يزيد عن أكثر الحيض».

[27] . همان، ص: 254‌.

[28] . تذكرة الفقهاء (ط - الحديثة)؛ ج‌1، ص: 327.

[29] . همان، ص: 329. «مسألة 103: إذا زاد الدم على الأكثر- و هو عشرة عندنا، و ستون عند الشافعي و أربعون عند أبي حنيفة - فالأقوى عندي أنها إن كانت ذات عادة في الحيض جعلت نفاسها عدد أيام حيضها و الباقي استحاضة، و إن لم تك ذات عادة كان نفاسها عشرة أيام».

[30] . قواعد الأحكام في معرفة الحلال و الحرام؛ ج‌1، ص: 220. «و لا حد لأقله فجاز أن يكون لحظة؛ و أكثره للمبتدئة و مضطربة الحيض عشرة أيام، و مستقيمته ترجع الى عادتها في الحيض إلا أن ينقطع على العشرة فالجميع نفاس».

[31] . شیخ مفید در مقنعه، سلار در مراسم، شیخ در تهذیب و مبسوط، ابن حمزه در وسیله، ابن زهره در غنیه، ابن ادریس در سرائر و محقق در معتبر و برخی دیگر از فقهاء چنین استدلال نموده اند.

[32] . مختلف الشيعة في أحكام الشريعة، ج‌1، ص: 379‌. »و الذي اخترناه نحن في أكثر كتبنا: أنّ المرأة إن كانت مبتدأة في الحيض تنفّست بعشرة أيّام فإن تجاوز الدم فعلت ما تفعله المستحاضة بعد العشرة، و إن لم تكن مبتدأة و كانت ذات عادة مستقرّة تنفّست بأيّام الحيض، و ان كانت‌عادتها غير مستقرة فكالمبتدأة، و الذي نختاره هنا أنها ترجع إلى عادتها في الحيض إن كانت ذات عادة، و إن كانت مبتدأة صبرت ثمانية عشر يوما».

[33] . إيضاح الفوائد في شرح مشكلات القواعد، ج‌1، ص: 57‌

[34] . الدروس الشرعية في فقه الإمامية؛ ج‌1، ص: 100. «و لا حدّ لأقلّه غير مسمّاه، و أكثره عشرة».

[35] . جامع المقاصد في شرح القواعد؛ ج‌1، ص: 347.

[36] . مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام؛ ج‌1، ص: 76

[37] . مستند الشيعة في أحكام الشريعة، ج‌3، ص: 47‌. »و أكثره العشرة».

[38] . مدارك الأحكام في شرح عبادات شرائع الإسلام، ج‌2، ص: 48‌. »و كيف كان، فلا ريب في أن للمعتادة الرجوع إلى العادة، لاستفاضة الروايات الواردة بذلك و صراحتها. و إنما يحصل التردد في المبتدئة خاصة من الروايات الواردة بالثمانية عشر، و من أن مقتضى رجوع المعتادة إلى العادة كون النفاس حيضا في المعنى، فيكون أقصاه عشرة، و طريق الاحتياط بالنسبة إليها واضح».

[39] . ایشان تصریح کرده است که برای ذو العادة بیشترین عدد ممکن برای نفاس مقدار عادت است لذا مطلبی که ما نسبت به کلام مرحوم علامه آوردیم در اینجا قابل تطبیق نیست.

[40] . الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، ج‌3، ص: 321‌. »و بالجملة فالأظهر عندي و الأقرب هو ان المعتادة ترجع الى عادتها بلا اشكال كما عرفت من الاخبار المتقدمة، و اما غيرها فالأمر فيها دائر بين الثمانية عشر و العشرة و اخبار الثمانية عشر قد عرفت ما فيها من التعارض و انه لا يمكن الجمع بينها إلا بوجه تخرج به عن صحة الاستدلال بها مع تأيد القول بالعشرة بما ذكرناه من الوجوه فعليه العمل و به الفتوى».

[41] . جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌3، ص: 376‌. »و كيف كان فلا ريب ان الأقوى عدم إمكان زيادته على العشر»

[42] . غنائم الأيام في مسائل الحلال و الحرام، ج‌1، ص: 242‌. »و القول الأوّل(عشرة أیام) هو المستفاد من فحوى الأخبار المعتبرة المستفيضة جدّاً.

[43] . كتاب الطهارة (للشيخ الأنصاري)؛ ج‌4، ص: 129. «و لكن الإنصاف: أنّ ما دلّ على الاستظهار إلى العشرة له ظهور تامّ في المطلب، سواء جعلنا الاستظهار بمعنى طلب الظهور أم جعلناه بمعنى الاحتياط، فهو كافٍ مع ما قد عرفت من الشهرة المحقّقة و الإجماع المنقول و المرسلة الأُولى المتقدّمة عن المفيد»

[44] . مصباح الفقيه؛ ج‌4، ص: 395. «و كيف كان فلا يهمّنا الإطناب في هذا المقام بعد الاعتماد على مرسلة المفيد، و اللّٰه العالم بحقائق أحكامه».

[45] . العروة الوثقى (للسيد اليزدي)؛ ج‌1، ص: 360. «و أكثره عشرة أيام».

[46] . العروة الوثقى (المحشى)، ج‌1، ص: 606‌.

[47] . منهاج الصالحين (المحشى للحكيم)؛ ج‌1، ص: 97

[48] . منهاج الصالحين (للخوئي)، ج‌1، ص: 68‌.

[49] . العروة الوثقى (المحشى)، ج‌1، ص: 606‌.

[50] . منهاج الصالحين (المحشى للحكيم)؛ ج‌1، ص: 97

[51] . منهاج الصالحين (للسيستاني)، ج‌1، ص: 90‌

[52] . منهاج الصالحين (للوحيد)، ج‌2، ص: 73‌

[53] الأحكام الواضحة (للفاضل)، ص: 60‌.

[54] . وسيلة النجاة (للبهجة)، ص: 88‌.

[55] . ر.ک: المغنی ج1ص209، الخلاف، ج‌1، ص: 244‌ و تذكرة الفقهاء (ط - الحديثة)، ج‌1، ص: 328‌. مرحوم شیخ در خلاف می نویسد: قال الشافعي: أكثر النفاس ستون يوماً، و به قال مالك، و أبو ثور، و داود، و عطاء، و الشعبي، و عبيد الله بن الحسن العنبري، و حجاج بن أرطاة. و قال أبو حنيفة، و الثوري، و أحمد، و إسحاق، و أبو عبيد: أربعون يوما».و حكى ابن المنذر عن الحسن البصري انه قال: خمسون يوما، و ذهب الليث بن سعد إلى أنه سبعون يوما».

[56] . محقق در معتبر ج‌1، ص: 254‌ می نویسد: «...ما تضمنه بعض الأحاديث، من ثلاثين يوما، و أربعين، و خمسين، فإنه متروك لا عمل عليه».

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج