رؤيت هلال از آيت اللّه جعفر سبحانى PDF چاپ پست الکترونیکی

 

 

آیا رویت هلال در شهرهایی که با هم اختلاف افق دارند معتبر است وموجب ثبوت  اول ماه شر عی می شود ؟

اگر دو شهر درافق متحد باشند، فقها اتفاق نظر دارند كه رؤيت هلال در يك شهر براى شهر ديگر كافى است همين طور اگر زمان طلوع هلال در آنها يكى باشد و نيز جايى كه زمان طلوع ماه در دو شهر مختلف باشد اما ثبوت ماه در يك شهر مستلزم اين باشد كه ماه براى شهر ديگر به طريق اولى ثابت باشد. مثلا ديده شدن ماه در شهرى كه در مشرق قراردارد، دليل وجود ماه در شهرى است كه در مغرب قرار دارد،.در هيچ يك از موارد فوق ميان فقها اختلاف نظر وجود ندارد. اختلاف نظر ميان فقها تنها در جايى است كه افق‌هامختلف باشد و هلال در شهر غربى ديده شود. در اين صورت‌اين سوال مطرح است كه آيا ديدن هلال در شهرهاى غربى، براى كسانى كه در شهرهاى شرقى زندگى مى كنند، كافى است؟ فقها در اين مساله سه گروه هستند‌ گروه اول: اساسا متعرض اين مساله نشده يا فرقى بين شهرهاى دور و نزديك قائل نشده يا تصريحى دراين زمينه ندارند‌ گروه دوم: اكثريت فقها را تشكيل مى دهند كه متعرض اين مساله شده و بين شهرهاى دور و نزديك تفاوت قائل شده‌اند‌ گروه سوم: بين شهرهاى نزديك و دور تفاوتى قائل نشده اند و حكم شهرهاى دور رابا شهرهاى نزديك يكى دانسته اند.

نيازى به ذكر فقهاى گروه اول نيست. مهم اشاره به فقهاى دو گروه ديگر است كه به آنها مى پردازيم‌. فقهايى كه وحدت افق را شرط دانسته‌اند‌گروهى از قدما نزديكى دو شهرى را كه در يكى از آنها ماه ديده شده است، شرط كرده اند. اولين آنها شيخ طوسى (385 آ 460 ه) است. تعدادى از كسانى كه ياد آور اين شرط شده اند عبارتند از:1

 

. شيخ طوسى درمبسوط، ج 1، ص 267 و 268.   2. ابن حمزه (550 ه) در الوسيله، ص 141.    3 . محقق حلى (602 676 ه)در معتبر، ج 2، ص 689.    4 . علامه (648 726 ه) در تذكره5       . علامه در منتهى المطلب، ج 25، ص 593.  6. شهيد اول (734 748 ق)  در دروس الشرعيه، ج 15، ص 284 و 285. 7. شهيد ثانى (911 966 ه) در مسالك الافهام، ج 25، ص 52. 8. مقدس اردبيلى (م 993 ه) در مجمع الفائده و البرهان، ج 5، ص 295.   9. صاحب مدارك (م 911 ق)در مدارك الاحكام، ج 6، ص 171    وتا پايان سال هزار هجرى هيچ يك از علماى اماميه به اتحاد حكم شهرهاى نزديك و دور فتوا نداده است.پس از سال هزار فقيهانى به چشم مى خورند كه قول به تساوى حكم شهرهاى دور و نزديك را ترجيح داده‌اند كه درراس آنها محدث كاشانى قرار دارد و شيخ يوسف بحرانى و ديگران هم از وى پيروى كرده اند. اينك سخنان آنها رايادآور مى شويم‌

 

. كسانى كه وحدت افق را شرط ندانسته‌اند‌                                                                                  محدث كاشانى (1007-/ 1091 ق) در وافى پس از نقل اخبارى دال بر اين كه چنانچه اهالى شهرى به رؤيت هلال شهادت دهند، اهالى شهرى كه هلال را نديده‌اند، بايستى قضاى روزه‌اى را كه نگرفته‌اند به جا آورند، مى‌گويد:امام (ع) مى‌فرمايد: «فان شهد اهل بلد آخر فاقضه، اگر يكى از اهالى شهر ديگر به ديدن ماه شهادت داد، روزه اى را كه نگرفته‌اى قضا كن.»ظاهرا فرقى نيست شهرى كه ديدن ماه در آن شهادت داده شده، از شهرهاى نزديك آن شهر باشد يا از شهرهاى دور زيرا اولا، حكم روزه برمبناى ديدن ماه است نه بر امكان ديدن ماه ثانيا، نزديكى و دورى، نزد عموم مردم قانون خاصى ندارد ثالثا، لفظ «رؤيت» اطلاق دارد. بنابراين آنچه ميان فقهاى متاخر ما مشهور شده است كه بين شهرهاى دور ونزديك فرق است، اجتهاد ايشان است و وجهى ندارد.

محدث بحرانى (م 1186 ه) فرموده است:اين تفصيل بین شهر های دور ونزدیک بر اساس كروى دانستن زمين است. اما اگر زمين را كروى ندانيم در اينصورت حق، تساوى حكم همه شهرهاست .                                                                                                                            نراقى در مستند از محدث كاشانى و محدث بحرانى پيروى كرده و فرموده است :حق اين است كه ديدن هلال در يك شهر مطلقا براى شهر ديگر كفايت مى كند، اعم از اين كه دو شهر نزديك هم باشند يا بسيار از يكديگر دور باشند زيرا اختلاف حكم دو شهر، متوقف براين است كه نسبت به ان، علم حاصل كنيم، در حالى كه قطعا نسبت به آن علم حاصل نمى شود «1».

صاحب جواهر (1200 1266 ق) در جواهر فرموده است:   با توجه به كروى بودن زمين، اگر به طلوع هلال در برخى از سرزمين ها و عدم طلوع آن در برخى ديگر كه دور از آن سرزمين هستند علم داشته باشيم، حكم اين سرزمين ها مساوى نيست.ولی چون بعید است كه معمولا چنين علمى حاصل شود.حكم به وجوب روزه برتمامى كسانى كه در اين سرزمين هستند، قوى است .

برخى مراجع عصر ما همچون آيت اللّه سيد محسن حكيم در مستمسك اين قول را تاييد كرده و آيت اللّه سيد ابوالقاسم خويى در منهاج الصالحين در چار چوب خاصى اين قول را برگزيده است و آن اين كه:

يك شب براى هر دو شهر، مشترك باشد اگر چه براى يك شهر اول شب باشد و براى شهر ديگر، آخر شب. اين حالت بر شهرهايى كه دريك نيمه كره زمين قرار دارند منطبق است نه برشهرهايى كه در دو نيمه زمين هستند به طورى كه هنگام غروب خورشيد در شهر ما، هنگام طلوع خورشيد برآن شهر باشد. دليل اين مطلب روشن است زيرا در حال حاضر آن جا روز است، پس معنا ندارد كه حكم كنيم آنجا اكنون شب اول ماه است «3».

 

نکاتی برای روشن تر شدن مساله

1. بنا به گفته ستاره شناسان ماه همزمان با گردش به دور خود به دور زمين نيز مى چرخد و هر دو گردش با هم آغاز شده و با هم پايان مى يابد و مدت اين دو گردش يك ماه كامل از ماه هاى زمين است.                                                                                                                                     2. زمان این گردش هر ماه نسبت به ماه ديگر متفاوت است.اين فاصله زمانى بين 29 روز و 19 ساعت تا 29 روز و 5 ساعت در نوسان است.

3. امكان ندارد گردش كره ماه، به دور كره زمين كمتر از 29 روز باشد. فقها بر اين مساله اتفاق نظر دارند .

4. مراد از وحدت يا اختلاف افق چيست؟ افق چيزى نيست جز محلى كه انسان درنهايت امتداد ديدش آسمان را منطبق بر زمين مى‌بيند روشن است كه مراد ما از وحدت افق، اين نيست. مراد از وحدت افق عبارت است از: وحدت دو شهر در طلوع و غروب. بنابراين دو شهرى كه در يك خط نصف النهار هستنداتحاد افق دارند.

ازطرف ديگر از آن جا كه ماه برعكس زمين از شرق به طرف غرب حركت مى كند اگر هلال در مكانى ديده شود، دليل براين است كه هلال در اين مكان تولد يافته است ولى دليل بر آن نيست كه در افق هاى شرقى هم تولد يافته است .

5. شكل گيرى هلال: كره ماه به خودى خود تاريك است و نور را از خورشيد به دست مى آورد. بنابراين همواره نيمى از ماه روشن و نيم ديگر تاريك است اما با توجه به حرکت ماه گاهی تمام نیمه روشن ماه برای ما قابل رویت است( مقابله نيرين) گاهی تمامی نیمه تاریک ماه به سمت ماست(محاق وتحت الشعاع) ونیمه روشنش به سمت خورشید(مقارنه نيرين )دراين حالت هيچ جزئى از ماه ديده نمى شود زيرا قسمت نورانى ماه در برابر ما قرار ندارد پس از اين، ماه كم كم از تحت شعاع خورشيد خارج شده و مقدارى از آن از ناحيه شرق و به صورت پرتويى باريك و هلالى‌شكل ديده مى شود. معناى شكل گيرى و تولد هلال همين است.

6. ماه قمرى با ماه طبيعى فرق دارد هنگامى كه ماه با حركت به طرف غرب، دور شدن از خورشيد را آغاز مى‌كند ماه طبيعى يا فلكى متحقق مى‌شود ولیکن هنوز قابل  رؤيت نباشد(ماه قمری یا شرعی محقق نشده باشد.)

7. ماه حركتش را از شرق به طرف غرب آغاز مى‌كند و به تدريج از نزديكى نير اعظم (خورشيد) خارج شده و به طرف آن حركت مى‌كند تا اين كه به هنگام غروب، هلال قابل رؤيت متولد شود. بنابراين مشاهده هلال دليل بر آن است كه در افق هاى غربى، رؤيت هلال ممكن است زيرا مسير حركت ماه، به سمت افق هاى غربى است و با رسيدن به اين نقطه ممكن است نور آن زياد شده باشدبرخلاف افقهای شرقی.

8. زمانى كه ماه از محاق در آيد و براى اولين بار هلال شرعى قابل رؤيت درافق خاصى شكل گيرد به طورى كه قبل ازآن هلالى در آن افق وجود نداشته باشد، دراين صورت نسبت افق ها به اين افق برحسب اختلافشان درطول جغرافيايى، متفاوت خواهد بود. بنابراين افق هايى كه در غرب آن افق قرار دارند، در آخر روز يا وسط روز و يا اوايل روز هستند در حالى كه افق هاى شرقى را شب ‌پوشانده و در نيمه شب يا پايان شب هستند. با اين وصف، چه شيوه اى رابراى شناخت آغاز ماه قمرى بايستى اختيار كرد؟

 

دراين جا چند احتمال وجود دارد‌

: الف) ثبوت ماه، امرى مطلق است نه نسبى، به اين معنا كه شكل گيرى هلال و قابليت آن براى ديدن در هر نقطه از نقاط جهان سبب ثبوت ماه شرعى در تمامى جهان مى شود. . ب) ثبوت ماه درهر نقطه از نقاط جهان سبب ثبوت ماه شرعى در آفاقى است كه در جزئى از شب، اگرچه يك ساعت، با آن افق مشترك باشند، بدون تفاوت ميان آفاق غربى و آفاق شرقى. . ج) امكان رؤيت هلال، كه آغاز تولد شرعى هلال است، سبب حلول ماه شرعى براى نقاط ى است كه هنگام غروب خورشيد و درصورت عدم مانع، هلال ماه در آنها ديده مى شود. چنان كه وضعيت افق هاى غربى نسبت به افقى كه هلال درآن ديده شده، چنين است. اما زمان، ماه شرعى ناميده نمى‌شود مگر پس از غروب خورشيد در هر افقى كه براى انسان در صورت عدم مانع، امكان رؤيت هلال وجود داشته باشد.

احتمال اول و دوم را نمى توان پذيرفت، زيرا بدين معنا است كه بپذيريم ماه شرعى در برخى‌آفاق از نيمه شب يا زمانى كه يك سوم از شب سپرى شده آغاز مى شود..

 

بررسی مستفاد از روایات

9. اگر چه در بسيارى از روايات روزه گرفتن و افطار معلق بر رؤيت هلال شده است، اما رؤيت هلال، طريقى براى علم به خروج ماه از محاق است. امورى چند اين مطلب راتاييد مى كند‌

: الف) بينه مى تواند به جاى رؤيت هلال بنشيند و اين نشان مى دهد رؤيت هلال در روايات به نحو كاشفيت اخذ شده است. ب) باگذشت سى روز از اولين روزى كه هلال ديده شده، حكم به خروج ماه سابق و حلول ماه جديد مى شود‌. ج) اگر به دليل عدم ثبوت هلال، روزه يوم الشك افطار شود، آن گاه ثابت گردد كه در شب [قبل از] آن روز، هلال وجود داشته است، قضاى آن واجب است‌. د) اگر هلال در شب بيست و نهم ماه رمضان ديده شود، معلوم مى شود كه روزه يك روز از روزهاى ماه رمضان گرفته نشده است‌. ه‍) اگر مكلفى به نيت آخر شعبان روزه بگيرد و سپس معلوم شود كه آن روز، روز اول ماه رمضان بوده، روزه‌اش صحيح است.

بر تمامى فروع مزبور نص وجود دارد و فقها در پرتو اين نصوص فتوا داده اند. واين كاشف از آن است كه رؤيت هلال در روايات به عنوان طريق حصول علم به وجود هلال در افق به هنگام غروب خورشيد، اخذ شده است.

10. از بيانات گذشته معلوم شد كه موضوع بحث، رؤيت است. حال آيا رؤيت، به ديدن با چشم معمولى، انصراف دارديا اين كه شامل چشمانى كه ديد قوى و تيزى دارند‌

هم مى شود؟ در هر صورت آيا موضوع، ديدن با چشم غير مسلح است يا اين كه شامل ديدن با چشمان مسلح به دوربين هاى قوى هم مى شود؟

شق اول مشهور است. بنابراين به رؤيت كسى كه چشمان تيز دارد و همچنين به ديدن با ابزار رصدى، اكتفا نمى‌شود و دليل براين مطلب چيزى جز انصراف ادله [به چشمان معمولى] نيست.

اما ممكن است ديدن با چشمان تيز قضيه را عوض كند، به اين صورت كه اگر فرض كنيم در شهرى دو نفر مورد اعتماد پيدا شود كه داراى چشمان تيز باشند و با چشمان غير مسلح، هلال را ببينند و نزد حاكم شرع شهادت دهند، آيا بر آنها روزه واجب است؟ بنابراين كه برآنها روزه واجب باشد، آيا شهادت آنها نزد حاكم مقبول است يامردود؟به نظر نمى‌رسد كه هيچ فقيهى عدم وجوب روزه بر آنها را بپذيرد زيرا اين، خلاف نصوص است‌بحث در فرض دوم اين است كه آيا حاكم شرع مى تواند شهادت آن دو نفر را رد كند بااين كه به وثاقت آنها علم دارد و مورد هم از مواردى نيست كه احتمال خطا در آن برود زيرا زمانى احتمال خطا مى‌رود كه هوا صاف باشد و آنان ادعاكنند كه هلال را ديده‌اند و از افراد تيز چشم نباشند؟ مويد اين نكته آن است كه اگر اين دو نفر ادعا كنند كه هلال راديده‌اند و هلال در شب بيست و نهم ديده شود، حاكم وظيفه‌اى ندارد جز اين كه كلام آنان را بپذيرد و به افطار حكم كند.

اينك سخن در ديدن با آلات رصدى است. ظاهر روايات، انصراف از ديدن با آلات رصدى است. باتوجه به اینکه ميان تولد طبيعى هلال و تولد شرعى آنتفاوت است و تلسكوپ ها تنها هلال طبيعى را نشان مى دهند نه هلال شرعى را.

 

دو وجه برای استدلال بر وحدت افق

وجه اول: شباهت خروج ماه از محاق با طلوع خورشيد‌                                                                       خروج ماه از تحت الشعاع بيشتر شبيه طلوع و غروب خورشيد است. یعنی همانطور که با اختلاف درجات حركت زمين، مشرق ها و مغرب متعدد پديد مى‌آيد.همين وضعيت براى هلال و خروج آن از محاق نيز وجود دارد.

اشکال بر اين استدلال:    بين طلوع و غروب خورشيد با طلوع هلال فرق است زيرا در هر لحظه در نقطه از زمين طلوعى و در نقطه‌اى ديگر مقابل آن غروبى محقق مى شود اين حالات از كيفيت قرار گرفتن كره زمين در برابر خورشيد انتزاع مى شود. در حالى كه در مورد هلال چنين نيست، زيرا هلال از كيفيت نسبت ماه به خورشيد به وجود مى آيد بدون اين كه كره زمين دخالتى در اين مساله داشته باشد، به طورى كه اگر فرض كنيم اساسا كره زمين وجود نداشته باشد، ماه با اشكال مختلفش ازهلال گرفته تا بدر و بالعكس به همان شكل كه اينك مشاهده مى كنيم، ظاهر خواهد شد.

 

رد اشکال

اگر زمين و بيننده‌اى فرضى كه به خورشيد و ماه نگاه كند، وجود نداشته باشد حالات چهارگانه هلال، تربيع، تثليث و بدر تحقق نخواهد يافت . والا آن قسمت از كره ماه كه در مقابل خورشيد است، هميشه نورانى است و قسمت پشت به خورشيد، هميشه تاريك است.

وجه دوم: اول ماه، همان وجود هلال به هنگام غروب خورشيد‌

از ادله استفاده مى شود كه درتحقق ماه شرعى، از ميان احتمالاتى كه ذكر شد، احتمال سوم صحيح است. مردم در مورد زياد و كم شدن ماه و حكمت آن، از رسول خدا (ص) سوال مى كردند. پيامبر به ايشان فرمود:حكمت زياد و كم شدن ماه چيزى است كه به مصالح دين و دنياى ايشان مربوط است، زيرا اگر هلال مانند خورشيد هميشه مدور ديده مى شد، تعيين وقت به واسطه آن امكان پذير نبود. بنابراين هلال ها بيان اوقات براى [نظام زندگى] مردم در دنيا و عباداتشان هستند.ملاحظه مى كنيم كه رسول خدا (ص) هلال را ميزان سنجش وقت قرارداده است و هلال هم چيزى جز رؤيت نوارى باريك در وقت غروب، نيست از اين رو هلال ناميده شده است كه وقتى ديده مى شود، مردم با ذكر آن هلهله مى‌كنند.

بنابراين ميقات، فقط به وجود آمدن هلال در وقتى از اوقات و خروج آن از محاق، نيست بلكه ميقات عبارت است از: به وجود آمدن هلال و رؤيت آن به هنگام غروب خورشيد.بنابراين رؤيت هلال در نقطه‌اى از نقاط زمين دليل بر حلول ماه در تمامى آفاق يا آفاقى كه در بخشى از شب با آن نقطه از زمين مشترك هستند، نيست زيرالازمه پذيرفتن چنين چيزى اين است كه آغاز ماه در آن سرزمين ها، هلالى است كه از ثلث يا نصف شب آغاز شده است. در حالى كه معيار حلول ماه براى هر فرد عبارت است از هلالى كه هنگام غروب آفتاب درسرزمين او محقق شده است.

 

. ادله قائلان به شرط نبودن وحدت افق‌

قائلان به شرط نبودن وحدت افق به چند دليل نقلى استدلال كرده‌اند كه به بررسى آنها مى پردازيم‌

: دليل اول: اطلاق ادله بينه‌

مقتضاى اطلاقات  نصوص اقامه بينه براى رؤيت هلال عدم فرق است بين اين كه رؤيت هلال در شهرى باشد كه روزه دار در آن به سر مى‌برد يا در غير آن و بين اين كه شهرى كه هلال در آن ديده شده با شهرى كه روزه دار در آن به سر مى‌برد در افق متحد باشد يا مختلف.

اشكال اين استدلال: ادعاى اطلاق اين نصوص نسبت به شهرهاى متحدالافق و مختلف الافق، بسيار بعيد است خصوصا با توجه به وسايل نقليه در ان زمان.

. دليل دوم: استدلال به نصوص خاص برشرط نبودن وحدت افق‌

1. امام صادق (ع) در صحيحه هشام بن حكم  در وسائل الشيعه، ج 7، باب 3، از ابواب ماه رمضان، ح 8. 2. صحيحه عبدالرحمن بن ابى عبداللّه  در وسائل الشيعه، ج 7، باب 3، از ابواب ماه رمضان، ح 8. 3. صحيحه اسحاق بن عمار دروسائل الشيعه باب 8، از ابواب احكام ماه رمضان، ح 3. 4. در صحيحه ابو بصير در وسائل الشيعه، ج 7، باب 12، از ابواب احكام ماه رمضان، ح 1.به مقتضاى نصوص مذكور، هلال و ثبوت ماه دريك شهر براى ديگر شهرها كافى است و در هيچ يك از اين روايات وحدت افق قيد نشده است.

اشکال بر استدلال  به روایات خاصه :با علم به اين كه وسايل نقليه آن دوران طی مسافتی که موجب اختلاف افق بین دو شهر باشدبعید است پساستدلال به اين اطلاقات، درست نيست.

دليل سوم صحيحه عيسى بن عبيد‌ :محمد بن عيسى بن عبيد روايت مى كند:ابوعمر به امام هادى (ع) نامه اى نوشت: مولاى من، چه بسا در مورد هلال ماه رمضان به مشكل مى‌افتيم هلال را در آسمان نمى بينيم و مانعى هم در آسمان وجود ندارد، در نتيجه مردم افطار مى كنند و ماهم با آنان افطار مى كنيم. گروهى از منجمان كه نزد ما هستند مى گويند: هلال درهمان شب در مصر، افريقا و اندلس ديده مى شود. مولاى من، آياگفته اينان در اين مورد جايز است و در نتيجه، ماه نسبت به شهرهاى مختلف، متفاوت بوده و روزه ما با روزه ايشان وفطر ما با فطرايشان متفاوت خواهد بود؟امام (ع) درپاسخ چنين نوشت‌ لاتصومن الشك، افطر لرؤيته و صم لرؤيته، روز شك را روزه نگيريد، با رؤيت هلال افطار كنيد و با رؤيت هلال روزه بگيريد.

وجه استدلال به اين صحيحه:    سوال كننده در مورد سخن منجمان كه هلال در اندلس و افريقا ديده مى شوداز امام سوال مى كند و امام هم پاسخ دادند كه با شك در حلول ماه، روزه واجب نيست، ولى نفرمود رؤيت هلال درشهرهاى دور، كفايت نمى كند.

 

اشکال بر این استدلال

پیش روی امام دو راه براى ارشاد راوى به حكم‌واقعى (يعنى عدم ملازمه بين رؤيت هلال در يك شهر و رؤيت هلال در شهر شرقى) وجود دارد‌

: راه اول: بیان اینکه رؤيت در آفاق غربى بر ظهور هلال در آفاق شرقى دلالت ندارد و به تشريح اين مطلب بپردازد‌ راه دوم: اين كه امام احتمال بروز خطا در محاسبه منجمان را گوشزد كند، به ويژه كه آسمان عراق صاف بوده و كسى هلال را نديده است و اين امر وجود خطا را در محاسبه منجمان تاييد مى كند.اما امام (ع) راه دوم را به دليل سهولت آن اختيار مى كند زيرا احتمال دارد موقعيت براى ايرادپاسخ اول، مناسب نبوده است.

یک موید برای تقویت قول عدم اعتبار وحدت افق

دعايى كه در نماز عيد وارد شده است وایه شریفه درباره شب قدر که بیانگر اینست که عید فطر وشب قدر یک روز ویک شب و یک حقیقت واحدو معین  برای همه مسلمانان هستند

 

اشکال بر این بیان :

بنا بركروى بودن زمين، گريزى از تعدد روز عيد و شب قدر نخواهد بود. یعنی چه وحدت افق را شرط بدانيم و چه شرط ندانيم، روز عيد متعدد است همچنان كه بنابر كروى بودن زمين، شب قدر نيز متعدد است.

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج