نماز مسافر در کتاب و سنت آیت الله جعفر سبحانی PDF چاپ پست الکترونیکی

 

 

موضوع مقاله

اين مقاله به يكى از موضوعات اختلافى ميان فقه شيعه و فقه اهل سنّت پرداخته است. به نظر فقيهان شيعه، مسافر با وجود شروطى كه در جاى خود ذكر شده است، مى‌بايست نمازش را كوتاه بخواند، امّا ميان فقهاى اهل سنّت اختلاف است؛ حنفيه با شيعه هم عقيده هستند ولى ساير مذاهب، قصر در نماز مسافر را جايز يا مستحب مؤكّد دانسته‌اند. در این مقاله پس از بررسی قرآن و روایات اهل سنت این نتیجه به دست می آید که دلیلی بر جواز تمام خواندن نماز در سفر وجود ندارد.

اقوال در مساله

مسلمانان به پيروى از قرآن كريم و سنت پيامبر (ص) معتقدند كه كوتاه خواندن نماز در سفر- هر چند ترسى در آن سفر وجود نداشته باشد- مشروع است[1]. اما بحث در اين است كه آيا قصر نماز در سفر، واجب، مستحب مؤكد يا جايز مى‌باشد؟ در این زمینه سه نظریه وجود دارد

اماميه و حنفيه[2] معتقدند كه كوتاه خواندن نماز در سفر واجب است و بر مسافر- در نمازهاى چهار ركعتى- خواندن دو ركعت واجب است.

از ديدگاه مالكيه- كوتاه خواندن نماز در سفر، مستحب مؤكد است؛ زيرا پيامبر (ص) اينچنين عمل مى‌كرده و ديده نشده كه ايشان در سفرهايش نمازها را تمام بخواند.

شافعيه و حنابله معتقدند كه كوتاه خواندن جايز است و مسافر مى‌تواند نمازهايش را تمام يا كوتاه بخواند.

استدلال بر وجوب

روایات دال بر قصر نماز مسافر

روايات بسيارى در صحاح و سنن و مسانيد از پيامبر (ص) نقل شده كه قصر واجب است و پيامبر (ص) در كليه سفرهايش، نمازها را كوتاه مى‌خوانده است. اينك نمونه‌اى از آنها را در اينجا مى‌آوريم:

روایت مسلم از عایشه

مسلم از عايشه، همسر پيامبر (ص) نقل كرده است كه گفت: ابتدا نماز در سفر و حضر به صورت دو ركعت دو ركعت واجب شد، اما سپس نماز سفر به همان صورت تثبيت شد و ركعات نماز غير مسافر اضافه شد[3]

اشکالات و جواب آنها

الف: اين حديث از قول عايشه، مقطوع است و عايشه در زمان تشريع نماز حضور نداشته است و اگر اين خبر درست بود، بايد به صورت متواتر نقل مى‌شد.جواب: اين استدلال درست نيست؛ زيرا مقتضاى عدالت راوى اين است كه او اين حديث را مستقيماً يا به واسطه عادل ديگرى از پيامبر (ص) شنيده باشد. اگر قرار باشد تنها رواياتى را از عايشه قبول كنيم كه با پيامبر (ص) بوده است، بخش بزرگى از روايات او از درجه اعتبار ساقط خواهد شد؛ زيرا عايشه روايات زيادى نقل كرده كه خود، شاهد آن نبوده است

ب- مراد از كلمۀ «فرضت» در روايت ياد شده، «قُدّرت» يعنى «مقدّر شده»، مى‌باشد.

ج- معناى «فرضت» اين است كه «براى كسى كه بخواهد به همان دو ركعت اكتفا كند»، آنگاه در نماز غير مسافر دو ركعت قطعى اضافه شد و نماز مسافر به همان صورت جواز اكتفا بر دو ركعت، تثبيت شد. ‌اين تفسير هم مخدوش است؛ زيرا خلاف ظاهر بوده و تفسير به رأى محسوب مى‌شود. تفسير به رأى نيز نه تنها در مورد كلام خدا، بلكه در مورد كلام رسول خدا (ص) و ديگران، نيز مردود است.

دیگر روایات

2. مسلم از ابن عباس روايت كرده است:خداوند با زبان پيامبرتان نماز را در غير سفر، چهار ركعت، در سفر دو ركعت و در حال ترس يك ركعت واجب كرده است.

3. مسلم از عيسى بن حفص بن عاصم بن عمر بن خطاب از پدرش روايت كرده است كه با ابن عمر در راه مكه بودم و نماز ظهر را براى ما دو ركعت خواند. او گفت:من در سفر با رسول خدا (ص) بودم و او تا زنده بود بيشتر از دو ركعت نماز در سفر نخواند و با ابوبكر در سفر بودم او هم تا زنده بود بر دو ركعت نيفزود و با عمر بودم، او هم تا زنده بود بر دو ركعت نيفزود آنگاه با عثمان بودم او هم تا زنده بود بر دو ركعت نيفزود و خداوند فرموده است: لقد كان لكم في رسول اللّه أُسوة حسنه.

4. مسلم از جبيربن نفير روايت كرده ست:با شرحبيل بن سمط به روستايى كه در هفده يا هجده فرسخى بود سفر كرديم. هنگام نماز، او نماز را دو ركعت خواند. دليل را از او پرسيدم. او گفت: عمر را ديدم كه در ذوالحليفه دو ركعت نماز خواند و علت را از او پرسيدم. در پاسخ گفت: من همانگونه كه ديدم رسول خدا (ص) انجام مى‌دهد، انجام مى‌دهم.

اين حديث دلالت دارد كه رسول خدا (ص) همواره در مسافرت نماز را كوتاه مى‌خوانده‌اند

روایات بسیار دیگر نیز از اهل سنت وجود دارد که برخی بر وجوب قصر دلالت دارند و برخی بر استمرار پیامبر بر قصر  و عدم تخطی از آن دلالت دارند.

کوتاه خواندن نماز در منی

روايات بسيارى وجود دارد كه نشان مى‌دهد رسول خدا (ص) و خلفاى بعد از او و حتى عثمان در چندين سال آغاز خلافتش، نماز را بدون استثنا در منى كوتاه مى‌خوانده‌اند. هنگامى هم كه عثمان پس از گذشت هشت سال از خلافتش، نماز را در منى تمام خواند، عليه او هياهو شد و وقتى عبداللّه بن مسعود شنيد كه خليفه نمازش را در منى تمام خوانده است، گفت: «إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ». اين عبارت تنها در جايى گفته مى‌شود كه مصيبت بزرگى روى داده باشد و اين نشان مى‌دهد كه عبداللّه بن مسعود عمل عثمان را به عنوان مصيبتى بزرگ در دين تلقى كرده بوده.كسى كه اين روايات ملاحظه کند، اعتراف مى‌كند كه تلقى صحابه اين بوده است كه كوتاه خواندن نماز در سفر واجب و تمام خواندن آن، مشروع نيست و گرنه چنانچه قصر جايز و يا مستحب بود، نبايستى خشم صحابه و تابعين عليه عثمان برانگيخته مى‌شد.

1. مسلم از عبداللّه بن عمر روايت كرده است كه گفت:رسول خدا (ص) در منى نمازش را دو ركعت خواند و ابوبكر بعد از او و عمر بعد از‌ ‌ابوبكر و عثمان درآغاز خلافتش چنين كردند. اما بعدها عثمان نمازش را در منى چهار ركعتى خواند و چنين بود كه ابن عمر هرگاه در منى نماز را با امام جماعت مى‌خواند، چهار ركعت مى‌خواند و هرگاه فرادا مى‌خواند، دو ركعت مى‌خواند.[4]

2. ابن حزم گفته است:از طريق عبدالرزاق از عبداللّه بن عمر و از نافع از ابن عمر روايتى به ما رسيده است كه او هرگاه نمازش را در منى به جماعت مى‌خواند، چهار ركعت مى‌خواند و هنگامى كه به خانه مى‌رفت آن را به صورت دو ركعتى اعاده مى‌كرد.[5]

3. مسلم از عبدالرحمن بن يزيد نقل كرده است كه:نماز را در منى با عثمان چهار ركعت خوانديم. كسى اين مطلب را براى عبداللّه بن مسعود نقل كرد و او استرجاع كرد و گفت: ما با رسول خدا (ص) در منى دو ركعت خوانديم و با ابوبكر صديق در منى دو ركعت خوانديم و با عمربن خطاب درمنى دو ركعت خوانديم. اى كاش بهره من از چهار ركعت دو ركعت مقبول بود. ‌

با توجه به این روایات ثابت می شود که کوتاه خواندن نماز در سفر واجب است. و اتمام نماز بدعتی بوده که بعد از زمان حضرت رسول مطرح شده است. چون پیامبر اکرم هیچگاه در سفر نماز را تمام به جا نیاورده اند.

ادله قائلین به جواز

تمسک به قرآن

خداوند در قرآن مى‌فرمايد: وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً؛[6]

هنگامى كه سفر مى‌كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد، اگر از فتنه و خطر كافران بترسيد؛ زيرا كافران براى شما دشمن آشكارى هستند.

در این آیه خداوند می فرماید که اگر به قصر خواندید گناهی بر شما نیست. این عبارت نشان می دهد که خواندن نماز به قصر جایز است چون نگفته که حتما باید به قصر بخوانید.

مناقشه (عدم دلالت آیه بر جواز)

آيه ياد شده دلالتى بر رخصت يا وجوب نمى‌كند بلكه اين آيه در صدد رفع توهم حظر (منع) است؛ زيرا اين توهم وجود داشته كه كوتاه خواندن نماز، موجب نقص در نماز مى‌شود. از اين رو خداوند مى‌فرمايد: «فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ»، يعنى: «اگر نماز را كوتاه خوانديد باكى نيست» و اين سخن چگونه دلالت مى‌كند كه كوتاه خواندن نماز در سفر جايز است (و نه واجب) بنابراين، آيه مزبور دلالتى بر جواز يا وجوب ندارد.

تمسک به روایات

روایت مسلم از یعلی

1. مسلم از يعلى بن اميه نقل كرده است كه: از عمر بن خطاب در مورد آيه: «فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ‌ َفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا» پرسيدم، گفت: از تعجب تو در شگفتم؛ زيرا همين مسأله را از رسول خدا (ص) پرسيدم و او در پاسخ فرمود: «صدقة منّ اللّه بها عليكم فاقبلوا صدقته». يعنى كوتاه خواندن نماز در سفر صدقه‌اى است كه خدا با آن بر شما منت گذاشته است، پس صدقه او را قبول كنيد.كيفيت دلالت روايت فوق بر رخصت اين است كه قبول صدقه از طرف كسى كه به او صدقه داده شده، واجب نيست.

مناقشه

اولا: امر به قبول صدقه نشان مى‌دهد كه چاره‌اى از قبول صدقه نيست و مطلوب ما هم همين است

ثانیا: مقايسه كردن صدقه و هديۀ خدا با صدقات مردم، قياس مع الفارق است؛ زيرا اگر صدقه دهنده انسان باشد، بر صدقه گيرنده واجب نيست كه صدقه و هديه او را قبول كند. اما اگر صدقه دهنده خدا باشد، قبول صدقه واجب است؛ زيرا صدقه خدا، امرى امتنانى است و منّت خدا گزاف نيست، بلكه ناشى از حكمت بالغۀ اوست. بنابراين از آنجا كه خداوند مى‌داند مصالح ذاتى بشر مقتضى چنين امتنانى است، قبول آن از طرف مردم امرى واجب است. از برخى روايات اهل بيت (ع) هم استظهار مى‌شود كه رد صدقه خدا حرام است.

به روایات دیگری هم تمسک شده است که سندا و دلالتا دارای مناقشه هستند.

روایت دارقطنی از محمد بن منصور

2.  دارقطنى از محمد بن منصور بن ابى جهم از نصربن على از عبداللّه بن داود از مغيرة بن زياد موصلى از عطاء از عايشه نقل كرده است كه:رسول خدا در مسافرتهايش گاهى نمازها را تمام و گاهى كوتاه مى‌خوانده است.[7]

روایت ابوداوود

3. ابوداود طيالسى از يونس از ابوداود از طلحه روايت كرده است: از عطا شنيدم كه از عايشه چنين نقل كرد: تمام اينها را رسول خدا (ص) در سفر انجام مى‌داد. روزه مى‌گرفت و افطار مى‌كرد

مناقشات دو روایت

مناقشه سندی

به سند اين دو روايت نمى‌توان استناد كرد؛ زيرا مغيره قوى نيست و طلحه ضعيف است. بر فرض صحت سند، اين دو روايت تاب مقاومت در مقابل روايات بسيارى ندارد‌ كه نشان مى‌دهند پيامبر (ص) عملًا و قولًا وظيفه مسافر را منحصر در قصر و افطار مى‌دانسته است، همچنان كه تاب مقاومت در مقابل روايات بسيارى كه از صحابه نقل كرديم كه پيامبر (ص) در طول عمرش، نمازها را در سفر كوتاه مى‌خوانده است، ندارند.

مناقشه دلالی (مجمل بودن عمل)

عايشه عمل پيامبر (ص) را نقل مى‌كند كه نمازش را تمام خوانده است. در جاى خود ثابت شده است كه تا وقتى كه علت كار معصوم معلوم نيست، نمى‌توان به آن استناد كرد و علت عمل پيامبر (ص) در اين دو روايت مجمل است؛ زيرا ممكن است تمام خواندن او به سبب جواز اين كار در سفر بوده و ممكن است به سبب موجود نبودن شرايط قصر بوده باشد

استدلال به عمل عثمان و عایشه

ممكن است براى جواز تمام خواندن نماز در سفر به عمل عثمان كه در مكه و منى‌نمازش را تمام خواند استناد شود. با اين كه عثمان ساكن مدينه بود و به قصد سفر از مدينه خارج شده و به مكه آمده بود.

مناقشه: عدم حجیت عمل صحابی

اما اين احتجاج درست نيست؛ زيرا عمل صحابى مادامى كه به حديث صحيحى از رسول خدا (ص) مستند نباشد، حجت نيست؛ زيرا تنها عمل معصوم حجت است نه عمل ديگران. علاوه بر اين، عمل عثمان موجب شد كه هياهويى عليه او بر پا شود و عده زيادى از صحابه آن را محكوم كنند، تا جايى كه عبداللّه بن مسعود گفت: «إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ»

ابن حزم در «المحلّى از زهری چنین نقل می کند: زهرى گفت: به عروه گفتم: با اينكه عايشه مى‌دانست خداوند نماز را در سفر دو ركعت دو ركعت واجب كرده، چرا نمازش را در سفر تمام خواند؟ پاسخ داد: عايشه اين كار را همانند عثمان كه در منى نماز را تمام خواند، تأويل مى‌كرد[8].

‌بنابراين اگر عثمان براى جواز تمام خواندن نماز در سفر دليلى داشت، مسلماً به آن استناد مى‌كرد و به تأويل پناه نمى‌برد. اين نشان مى‌دهد كه كوتاه خواندن نماز در سفر متعيّن است.

از آنچه گذشت مشخص گردید که قرآن نه بر وجوب دلالت دارد نه بر جواز ولی با توجه به روایات دال بر وجوب و این که هیچ دلیلی بر جواز اتمام نداریم باید قائل به وجوب قصر نماز مسافر شویم.

 


[1] وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً؛ ‌هنگامى كه سفر مى‌كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد، اگر از فتنه و خطر كافران بترسيد؛ زيرا كافران براى شما دشمن آشكارى هستند.

نکات: «الضرب في الأرض» كنايه از سفر است/ واژه جناح كه در آيه آمده به معناى گناه است/   آنچه ميان مفسران معروف است و از روايات امامان اهل بيت (ع) استفاده مى‌شود اين است كه مراد از قصر، كاستن از كميت و مقدار ركعات نمازهاى چهار ركعتى است./ مطلب ديگر اينكه آيه مورد نظر، قصر در نماز را به سفرى كه همراه ترس باشد اختصاص داده است و ظاهر آيه نشان مى‌دهد كه سفر، موضوع مستقلى براى قصر نيست بلكه موضوع قصر، سفر همراه با ترس است. ولى سنت، اين آيه را تفسير كرده و براى سفر نقشى استقلالى در كوتاه شدن نماز قائل شده است؛ زيرا پيامبر (ص) در سفرهايش همچنانكه روايات آن خواهد آمد- در حال ترس و امنيت، نماز را به كوتاه مى‌خوانده است. اما دليل اينكه در اين آيه، قصر را بر ترس معلق كرده، به سبب بيان حالتى بوده كه مكرراً اتفاق افتاده است؛ زيرا اكثر سفرهاى پيامبر (ص) با ترس همراه بوده است. به عبارت ديگر، قيد ترس در آيه شريفه، قيد غالبى نسبت به شرايطى است كه آيه در آن نازل شده است.

[2] ديدگاه ابوحنيفه هم مثل ديدگاه شیعه است، با اين تفاوت كه به نظر او اگر كسى بيشتر از دو ركعت بخواند و در ركعت دوم تشهد بگويد، نمازش صحيح است و بيشتر از دو ركعت، نافله محسوب مى‌شود مگر آنكه به كسى كه مسافر نيست اقتدا كرده باشد و امام، نماز را كامل بخواند كه در اين صورت تمامى چهار ركعت نماز مسافر، نماز واجب محسوب شده و با همين نماز، فريضۀ واجب از او‌

ساقط مى‌شود.

[3] ( 1). شرح صحيح مسلم از نووى، ج 5، ص 201؛ صحيح بخارى، ج 2، ص 55، باب« يقصر إذا خرج من موضعه» از كتاب صلاة.

[4] شرح نووى بر صحيح مسلم، ج 5، ص 209، باب قصر الصلاة بمنى، از كتاب نماز مسافر و قصر آن.

[5] المحلى، ج 4، ص 270.

[6] نساء، آيۀ 101.

[7] مسند طيالسى، ج 6، ص 609، چ مكه مكرمه.

[8] المحلى، ج 4، ص 270.

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج