وصیت برای وارث PDF چاپ پست الکترونیکی

 

 

چكیده

در این مقاله به شیوه فقه مقارن، به بررسی دیدگاه فقیهان شیعه و اهل سنت در باره وصیت برای وارث پرداخته شده است. آرای فقهای هر دو مذهب و دلایل قرآنی و روایی آنها و اشکالات وارد بر این دلایل مطرح شده و سپس رأی فقیهان شیعه مبنی بر جواز وصیت برای وارث به مقدار یك سوم مال به دلیل نص آیه وصیت و روایات صحیح از اهل بیت علیهم‌السلام، معتبر شمرده شده است.

كلید واژگان: وصیت، ارث، وارث، ثلث مال، تركه، فقه مقارن، فقه شیعه، فقه اهل سنّت.

وصیت برای وارث

در دین اسلام، جواز وصیت تبرعی به میزان یك سوم اموال[1]، مورد اتفاق مذاهب پنج‌گانه[2] اسلامی می‌باشد. اما در اینکه آیا وصیت کننده (موصی) می‌تواند از این یک سوم، برای ورثه وصیت کند یا نه، اختلاف وجود دارد. از نظر امامیه، وصیت در ثلث مال در مورد ورثه و غیر ورثه صحیح و جائز است؛ اما چهار مذهب فقهی دیگر، وصیت تبرّعی را فقط برای خویشاوندان غیر وارث جایز دانسته‌اند. «سید مرتضی» در کتاب «الانتصار»[3] و «شیخ طوسی» در «الخلاف»[4] از کسانی هستند که به این اختلاف اشاره کرده‌اند.

فتاوا و ادله علمای اهل سنت در کتب فقهی و تفسیری ایشان موجود است و افرادی مثل «خرقی» در کتاب «المغنی» و «ابن قدامه» در «شرح المغنی»، فتاوا و بلکه اجماع منقول عالمان سنی را بر عدم جواز بیان کرده‌اند. ناگفته نماند برخی از مذاهب ایشان چنین وصیتی را فقط در صورت اجازه ورثه صحیح می‌دانند و بعضی فقط در مورد وارثی که از ارث محروم شده جائز می‌دانند[5].

ادله قائلین به جواز

دلیل اول: قرآن (آیه وصیت)

در آیه180 سوره بقره، آمده: «كُتِبَ عَلَیكُمْ إِذا حَضَرَ[6] أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَیراً الْوَصِیةُ لِلْوالِدَینِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ».

در این آیه به صراحت درباره وصیت برای پدر و مادر و خویشاوندان سخن گفته شده و با توجه به «الأقربین» که جمع محلی به لام است، شامل نزدیكان حتی ورثه هم می‌شود. دلیل تقدم ذکر والدین هم، اولویت آنها به وصیت است؛ چون وارثی نزدیك‌تر از پدر و مادر نیست. با توجه به این صراحت، نمی‌توان از دلالت آیه دست برداشت، مگر بواسطه دلیل قطعی دیگری كه به همین اندازه محكم باشد.

دلیل دوم: روایات دال بر جواز

روایات متواتری از اهل بیت علیهم‌السلام رسیده که به وضوح دلالت بر جواز وصیت برای وارث دارد. به عنوان مثال محمد بن مسلم، از امام باقر علیه‌السلام نقل کرده: «سألت أبا جعفر عن الوصیة للوارث، فقال: تجوز. ثمّ تلا هذه الآیة: «إِنْ تَرَكَ خَیراً الْوَصِیةُ لِلْوالِدَینِ وَ الْأَقْرَبِینَ»؛ در روایت دیگری از ابوبصیر مرادی آمده: از امام صادق علیه‌السلام در مورد وصیت كردن برای وارث سؤال كردم، فرمود: جایز است[7].

ادله قائلین به عدم جواز

دلیل اول: نسخ یا تخصیص آیه وصیت به وسیله آیه إرث

مذهب شافعی و اكثر علمای مالكی معتقدند جواز وصیت برای پدر و مادر به وسیله سهم الارثی كه در آیه إرث[8]، برای آنها تعیین شده، نسخ شده و تنها برای خویشاوندانی كه ارث نمی‌برند، ثابت مانده است.

برخی دیگر منکر نسخ شده و آیه إرث را مخصِّص آیه وصیت می‌دانند؛ یعنی جواز وصیت، خاص پدر و مادری است كه ارث نمی‌برند ـ مانند پدر و مادری كه كافر یا عبد هستند ـ و همچنین خاص خویشاوندان غیر وارث است[9].

اشکال اول: عدم تعارض دو آیه

با تحقیق در آثار اهل سنت، دانسته می‌شود كه آنچه آنها را به ادعای نسخ و تخصیص واداشته، روایاتی است كه از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل کرده‌اند و گرنه با صرف نظر از این روایات، ظاهر دو آیه هیچ تنافی و تعارضی ندارد تا یكی ناسخ و یا مخصِّص دیگری شود؛ چون منافاتی ندارد كه انسان، تا یك سوم مالش را برای پدر و مادر و خویشاوندان وصیت كند و در عین حال مطابق نظام شناخته شده فقهی، برای آنها اموالی به ارث بگذارد. به عبارت دیگر ارث در طول وصیت است و تعارضی میان آن دو نیست. چنانچه در قرآن، چند بار تصریح شده كه ارث، بعد از اخراج دَین و وصیت از اصل مال است[10]؛ بنابراین موضوعی برای نسخ یا تخصیص باقی نمی‌ماند. بعضی از علمای اهل سنت نیز مثل قرطبی[11] این نکته را دریافته و به آن تصریح کرده‌اند. روایات ادعا شده نیز ـ چنانچه در ادامه خواهد آمد ـ قابل استناد نیست.

اشکال دوم: مجهول بودن زمان نزول آیه إرث

ادعای نسخ یا تخصیص، منوط به تأخر نزول آیه إرث از آیه وصیت است؛ در حالی كه این تأخر ثابت نیست. «محمد عبده» صاحب «تفسیر المنار» نیز به این نکته تصریح کرده است[12].

اشکال سوم: ناسازگاری نسخ با لسان آیه

در رد ادعای نسخ می‌توان گفت لسان آیه وصیت، با توجه به تأكید مستفاد از واژۀ «كُتِبَ» كه نشان از آن دارد كه این حكم، تكلیف ثابت مؤمنان است، إبا دارد كه این حكم، موقت باشد و بیش از یك یا چند ماه دوام نداشته باشد. در تفسیر المنار آمده: «سیاق آیه با نسخ منافات دارد؛ چون وقتی خداوند حكمی را برای مردم تشریع می‌كند و می‌داند كه این حكم موقت است و به زودی آن را نسخ خواهد كرد، بر آن تأكید نمی‌كند؛ چنان كه در آیه وصیت تأكید كرده كه این حكم ثابت بر مؤمنان است و هر كس آن را تغییر دهد، دچار عذاب خواهد شد‌ ...»[13].

اشکال چهارم: لزوم تخصیص اکثر

اشکال دیگر تخصیص این است که والدینی كه به سبب قتل، كفر، سرقت و مانند آن ارث نمی‌برند، دارای مصادیق اندكی هستند و لذا این قول، مستلزم تخصیص اکثر است خصوصا اینکه آیه وصیت، در مقام تاکید بوده و استهجان این تخصیص نیز بیشتر می‌شود.

دلیل دوم: نسخ یا تخصیص آیه وصیت بواسطه سنت

صاحبان سنن روایاتی را از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بیان کرده‌اند که علمای اهل سنت این روایات را ناسخ و یا مخصِّص آیه وصیت دانسته و برای اثبات قول خود، به آن تمسک کرده‌اند. این روایات تعدادشان زیاد است و راویان مختلفی دارد اما همگی بر این مطلب دلالت دارند که وصیت برای وارث جائز نیست. به چند نمونه از این روایات اشاره می‌شود:

علی بن حجر و هنّاد عن اسماعیل بن عیاش عن شرحبیل بن مسلم خولانی عن ابی امامۀ باهلی: سمعت رسول اللّه یقول فی خطبته عام حجة الوداع: إن اللّه قد أعطی لكل ذی حق حقه فلا وصیة لوارث...[14]

اسماعیل بن مسعود عن خالد عن شعبه عن قتاده عن شهر بن حوشب عن ابن غنم عن ابن خارجه: ان اللّه قد قسّم لكلّ انسان قسمة من المیراث، فلا تجوز لوارث وصیة.[15]

ابوبكر النیسابوری عن یوسف عن حجاج عن جریج عن ابن عباس: لاتجوز الوصیة لوارث إلّا أن یشاء الورثة.[16]

اشکال اول: ضعف سند

طبق آنچه در کتب رجال[17] اهل سنت آمده راویان این روایات یا از افراد ضعیف و مخلّط بوده و یا از خوارج بوده، یا كسی را كه از او روایت كرده‌اند، ندیده‌اند، یا نمی‌دانند چه از مغزشان خارج شده، یا حد بر آنها جاری شده به طوری كه زبانزد دیگران شده‌اند، و یا از دروغگویان شمرده شده‌اند[18].

با توجه به این جرح و تضعیف‌ها دیگر نمی‌توان آیه قرآن که قطعی‌السند است و دلالتش صریح می‌باشد را با این روایات مخدوش، نسخ کرد یا تخصیص زد. نسخ آیه‌ای از قرآن تنها باید با آیه‌ای دیگر و یا سنت قطعی باشد.

اشکال دوم: وجود روایات معارض با این روایات

بر فرض صحت سند، این احادیث نمی‌توانند با روایات متواتری كه از امامان اهل بیت علیهم‌السلام مبنی بر جواز وصیت كردن برای وارث نقل شده، برابری كند.

اشکال سوم: عدم تعارض بین آیه و این روایات

تعارض بین كتاب و سنت، فرع بر عدم امکان جمع دلالی است و اینجا جمع دلالی ممکن است، به این نحو که روایات، حمل بر وصیت در مازاد بر ثلث بشود. روایتی نیز مؤید بر این جمع از شیعه و سنی نقل شده كه آن حضرت در خطبۀ حجه الوداع فرمودند: «أیها الناس إن اللّه قد قسّم لكلّ وارث نصیبه من المیراث و لاتجوز لوارث بأكثر من الثلث»[19].

دلیل سوم: ایجاد حسد و دشمنی و نزاع و تفرقه

بعضی مثل «ابن قدامه» گفته‌اند که وصیت برای وارث و برتری دادن بعضی از ورثه بر بعضی دیگر، موجب دشمنی، حسد، تفرقه و نزاع بین آنها و قطع رحم می‌شود. علاوه بر این، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله منع می‌كرد كسی در حال صحت و تسلط بر مال، به برخی از فرزندان چیزی ببخشد و بعضی را بر بعضی دیگر برتری دهد زیرا این كار منجر به دشمنی و حسد میان آنها می‌شود اگر چه امكان تلافی و ایجاد برابری میان آنان در آینده وجود دارد؛ پس این كار به طریق اولی در حال مرگ یا بیماری و عدم تسلط بر مال و تعلق حقوق به آن و عدم امكان جبران، ممنوع می‌باشد.

 

اشکال اول: دلیل اخص از مدعا

این گونه فلسفه تراشی‌ها، كلّیت نداشته و حتی اكثری هم نیست. به عنوان مثال، اگر مورّث كتابی دارد كه برای وارث دانشجو مفید است، نه برای دیگری كه به تجارت اشتغال دارد، و یا اگر وارث، مادری باشد که عاجز و مستحق است، غالبا وصیت برای چنین كسانی موجب دشمنی و حسد نمی‌شود. «محمد عبده» نیز در تفسیر خود این دلیل را مردود دانسته است[20]. شاید با توجه به ضعف این ادله است كه قانون مدنی مصر مصوّب سال 1946 میلادی نیز با برگزیدن دیدگاه شیعه، وصیت تبرّعی را تا ثلث مال پذیرفته است.

اشکال دوم: عدم سازگاری با قرآن

این دلیل با قرآن و اتفاق نظر امامان سازگار نیست؛ چرا که مستلزم این است كه احسان و نیكی كردن بیشتر به برخی از فرزندان و نزدیكان در زمان حیات مورّث، حرام باشد؛ زیرا این كار نیز موجب ایجاد حسد و دشمنی میان آنها خواهد شد، در حالی كه در جواز آن هیچ اختلافی وجود ندارد و روایتی كه مبنی بر نهی از چنین كاری نقل شده، بر كراهت حمل می‌شود، نه بر حرمت؛ زیرا هیچ فقیهی به حرمت این كار فتوا نداده است.

دلیل چهارم: عدم تسلط وصیت کننده بر مال

بعضی گفته‌اند اموال وصیت كننده به هنگام مرگ، از آنِ ورثه است و لذا موصی حق تصرف ندارد.

اشکال: ادعای بدون دلیل

این استدلال بی وجه است؛ زیرا چه دلیلی وجود دارد كه اموال وصیت كننده به هنگام مرگ از آن ورثه باشد. اگر دلیل این مطلب همان روایت «لاوصیة لوارث» است که جواب آن گذشت. ظاهر آیه ارث[21] نیز این است كه آنچه به وارث منتقل می‌شود، غیر از بدهی و موارد وصیت است. بر این اساس، آنچه بدان وصیت شده، به ورثه منتقل نمی‌شود و مستقیما به موصی‌له می‌رسد.

نتیجه: با توجه به ادله ضعیف مطرح شده از طرف فقهای سنی مذهب، نمی‌توان قول به عدم جواز را پذیرفت و دلالت صریح آیات و روایات دال بر جواز را نادیده گرفت.

 


[1]- در صورت وجود وارث

[2]- مذهب شیعه امامیه و مذاهب چهارگانه اهل سنت

[3]- الانتصار، ص 308.

[4]- الخلاف، ج 2، كتاب وصیت

[5]- المغنی، ج 6، ص 79- 80.

[6]- مسلم است که مراد از فرا رسیدن مرگ، آشكار شدن نشانه‌های آن از قبیل بیماری و پیری است، نه هنگام مشاهد ملك الموت؛ زیرا در آن هنگام، دیگر شخص قادر به هیچ کاری نیست.

[7]- وسائل الشیعه، ج 13، باب 15 از ابواب احكام الوصایا.،در این باب 13 حدیث وجود دارد كه تصریح بر صحت وصیت برای وارث دارند.

[8]- سوره نساء، آیه 11: «وَ لِأَبَوَیهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ ...»

[9]- الجامع لأحكام القرآن، ج 1، ص 262

[10]- سوره  نساء، آیه 11و12: « مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ... مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ... مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْن...».

[11]- الجامع لأحكام القرآن، ج 1، ص 263

[12]- تفسیر المنار، ج 2، ص 136- 137

[13]- همان

[14]- سنن ترمذی، ج 4، ص 433

[15]- سنن ابی داود، ج 3، ص 247

[16]- سنن بیهقی، ج 6، ص 264

[17]- الاصابه، ج 2، ص 527؛ تهذیب الكمال، ج 21، ص 599؛ الثقات، ج 3، ص 271؛ تهذیب التهذیب، ج 11، ص 32.

[18]- اینها توصیفاتی است که در مورد این راویان آمده است.

[19]- تحف العقول، ص 34؛ سنن دارقطنی، ج 4، ص 152، باب الوصایا، ح 12.

[20]- تفسیر المنار، ج 2، ص 136

[21]- سوره نساء، آیه 12: «مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ...»

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج