جهاد ابتدایی در عصر غیبت PDF چاپ پست الکترونیکی

 

 

در این مقاله در صدد این هستیم که بگوییم جهاد ابتدایی در عصر غیبیت منوط به وجود و اذن امام نیست بلکه با اذن فقیه عادل نیز میشود جهاد ابتدایی را انجام داد.

بررسی دلایل قائلین به وجود امام معصوم در جهاد ابتدایی نشان میدهد که این دلایل چنین ادعایی را ثابت نمیکند.

 

الف- اجماع‌

بررسى عبارات فقيهان نشان مى‌دهد كه سه ديدگاه در اين زمينه وجود دارد:

 

1. فقهايى كه عباراتشان صريح يا ظاهر در اشتراط حضور امام معصوم است و عبارات آنها قابل توجيه براى مطلب ديگرى نيست.

 

2. فقهايى كه عباراتشان صريح يا ظاهر در عدم اشتراط حضور امام معصوم است.

 

3. فقهايى كه جهاد ابتدايى را به وجود «امام عادل يا من نصبه» مشروط كرده‌اند. اگر اين تعبير را اعم از امام معصوم و عادل بدانيم، طبعاً مشروعيت جهاد ابتدايى در عصر غيبت استفاده مى‌شود. در عبارات اين گروه از فقها شاهد و قرينه‌اى هم مشاهده نمى‌شود تا نشان دهد كه مرادشان معصوم است. از اين رو، عبارات گروه دوم و سوم از فقيهان نشان مى‌دهد كه حضور امام معصوم و اذن او، شرط وجوب يا جواز جهاد ابتدايى نيست و جهاد در عصر غيبت مشروع و يا واجب خواهد بود.

از فقهای گروه اول میتوان له شیخ طوسی قاضی ابن براج و علامه حلی و ... اشاره کرد

شيخ طوسى مى‌گويد:ومن وجب عليه الجهاد إنما يجب عليه عند شروط و هي أن يكون الإمام العادل الذي لا يجوز لهم القتال إلّا بأمره و لا يسوغُ لهم الجهاد من دونه ظاهراً أو يكون من نصبه الإمام للقيام بأمرالمسلمين حاضراً ثمّ يدعوهم إلى الجهاد فيجب عليهم حينئذ القيام به و متى لم يكن الإمام ظاهراً و لا من نصبه‌[1]الإمام حاضراً لم يجز مجاهدة العدوّ

از فقهایی که از عباراتشان عدم اشتراط حضور امام در جهاد ابتدایی استفاده میشود میتوان به شيخ مفيد، ابو الصلاح حلبی، سلار دیلمی، مححقق سبزواری، صاحب جواهر، امام خمینی و مرحوم آقای خویی اشاره کرد که برای رعایت اختصار فقط کلام آقای خویی را ذکر میکنیم

قد تحصل من ذلك أن الظاهر عدم سقوط وجوب الجهاد فى عصر الغيبة و ثبوته في كافّة الأعصار لدى توفر شرايطه و هو في زمن الغيبة منوط بتشخيص المسلمين من ذوى الخبرة في الموضوع انّ في الجهاد معهم مصلحة الإسلام .[2]...

اما قائلین نظریه سوم مثل شیخ صدوق و شیخ طوسی در الجمل و العقود و ابن زهره و ابن حمزه و علامه حلی در ارشاد الاذهان و شهید اول در لمعه و دروس و ابن فهد حلی میباشند و آقا ضیاء عراقی میباشند که برای رعایت اختصار فقط به ذکر عبارت شهید اول اکتفا میکنیم:

«يجب .... بشرط الإمام العادل أو نائبه أو هجوم عدوّ يخشى منه على بيضة الإسلام»

 

جمع بندى و نتيجه‌گيرى‌

با بررسى عبارات فقها معلوم شد كه بر خلاف تصور بعضى از فقيهان،  اجماعى بر «اشتراط و اذن امام معصوم» و در نتيجه بر «عدم مشروعيت جهاد در عصر غيبت» وجود ندارد، حتى اتفاق كلمه‌اى هم نبوده و ادعاى «عدم الخلاف» نيز دور از واقعيت است و بر فرض كه مسئله، اجماعى هم باشد، با توجه به وجود روايات مستفيض در اين زمينه، مى‌توان اطمينان پيدا كرد كه مستند فقها همين روايات بوده و نمى‌توان به اجماع به عنوان يك دليل مستقل اعتماد كرد. به تعبير ديگر، «اجماع مدركى» بوده و نمى‌تواند حجيت مستقل داشته باشد. از اين رو، بايد با مراجعه به روايات سند و دلالت آنها را بررسى كرد و به مقتضاى آن پايبند بود.

 

ب) آيات قرآن‌

از آيات جهاد بر مى‌آيد كه احكام و مقرراتى را كه اين آيات بيان مى‌كنند، مخصوص به زمان معينى نيست؛ زيرا:

 

- دفاع از مظلومان و مستضعفان در برابر ستم پيشگان و مستكبران،

 

- دعوت انسانها به توحيد و مبارزه با كسانى كه سد راه دين اسلام و رسيدن پيام توحيد به مردم مى‌شوند، و بسط و گسترش حاكميت و سيادت اسلام و توسعه قدرت سياسى با هدف منزوى كردن پيروان آيينهاى ديگر اعمّ از كفار و مشركان و اهل كتاب، نمى‌تواند منحصر به زمان حضور، آن هم دوران بسط يد آنان باشد. آيا مى‌توان گفت جهاد در تاريخ چهارده قرن گذشته تنها در مدت كوتاه حكومت پيامبر (ص) در مدينه و حكومت پنج ساله امير مؤمنان على (ع) و حكومت چند ماهه امام مجتبى (ع) و- حداكثر- حكومت 25 ساله خلفاى بعد از رحلت پيامبر كه احياناً با اذن و حمايت على (ع) جهاد كرده باشند، تحقق داشته است؟ آيا آيات فراوان جهاد مى‌تواند تنها براى مدت‌ محدودى باشد و در زمان طولانى عصر غيبت و بخش زيادى از عصر حضور ائمه (ع) تعطيل شود؟ چنين ادعايى، نيازمند دليل و مستندى قوى است و در آيات قرآن چنين چيزى به چشم نمى‌خورد. از اين رو، مقتضاى آيات قرآن، عموميت جهاد در عصر غيبت و عدم اختصاص آن به عصر و زمان خاصى است. هيچ يك از قائلان به «اشتراط اذن امام معصوم» به قرآن كريم استناد نكرده‌اند، بلكه بر عكس قائلان به عدم اشتراط به عمومات قرآن تمسك جسته‌اند.

بنابراين آيات جهاد از نظر زمان محدوديتى ندارند و شامل عصر غيبت نيز مى‌شوند؛ اما اگر در روايات دليلى بر «اشتراط اذن معصوم» و در نتيجه محدود بودن جهاد ابتدايى به عصر حضور داشته باشيم، اين روايات با عموم آيات جهاد تعارض پيدا مى‌كنند و طبعاً عموم آنها را تخصيص مى‌زنند و حكم جهاد در آيات منحصر به عصر حضور خواهد بود. اما آيا چنين دليلى در روايات هست؟ پاسخ سؤال پس از بررسى روايات روشن مى‌شود.

 

ج) احاديث‌

حديث اوّل‌محمد بن يعقوب عن محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن على بن النعمان عن سويد القلاء عن بشير عن أبى عبدالله (ع)، قال: قلت له: إنى رأيت في المنام أني قلت لك ان القتال مع غير الإمام المفترض طاعته حرام مثل الميتة و الدم و لحم الخنزير، فقلت لي: نعم هو كذلك. فقال أبوعبداللّه (ع): هو كذلك هو كذلك[3]

اگر دلالت روايت تمام باشد و مقصود از «امام مفترض الطاعة» در اصطلاح روايات امام معصوم باشد، ولی سند روايت با مشكل روبه رواست زیرا «بشیر» مشترک بین چند نفر است و در اینجا معلوم نیست که مراد چه کسی است سپس مؤلف روایات دیگری را نقل کرده و در برخی اشکال سندی و در برخی اشکال دلالی میکند.

 

بررسى روايات دالّ بر جواز جهاد‌

در ميان روايات، دو روايت به چشم مى‌خورد كه بر «جواز جهاد در عصر غيبت» دلالت دارند:

 

حديث اوّل‌ :امام صادق (ع):... هر كسى كه شرايط لازم را كه خداوند در قرآن براى مجاهدان فى سبيل اللّه مشخص كرده، داشته باشد، مى‌تواند مردم را به توحيد فرا بخواند و در راه خدا نيز جهاد كند. مقصود از شرايط، آيه مباركه سوره توبه است: «التّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ ...» «1». بنابراين روايت هر كه اهل تقوا باشد، مى‌تواند در راه خدا جهاد كند و يكى از مصاديق اهل تقوا، فقيه عادل است.

نقد:اين روايت طولانى در مقام توصيف مجاهدان راه خدا به معناى عام آن است، نه متوليان امر جهاد.

 

حديث دوم‌

محمد بن الحسن بإسناده عن أحمد بن محمد بن عيسى عن محمد بن يحيى عن عبداللّه بن المغيرة عن طلحة بن زيد عن أبي عبداللّه (ع)، قال سألته عن رجل دخل أرض الحرب بأمان فغزا القوم الذين دخل عليهم قوم آخرون؟ قال: على المسلم أن يمنع نفسه و يقاتل عن حكم اللّه و حكم رسوله، و اما ان يقاتل الكفار على حكم الجور و سنتهم فلا يحلّ له ذلك «1».

كسانى كه به اين روايت بر «جواز و مشروعيت قتال در عصر غيبت» استدلال كرده‌اند، مقصودشان اين است كه قتال بر اساس حكم خدا و رسول به قرينۀ ذيل روايت، آن است كه ضوابط قتال، همان سنت و سيره و اوامر رسول خداست و همين كه جهاد بر سيره رسول خدا منطبق باشد، جايز است. اگر فقيه هم متصدى جهاد شود و آن ضوابط را مراعات كند، كافى است.

ولى اين استدلال مى‌تواند اين گونه مورد مناقشه قرار گيرد كه از جمله ضوابط جهاد شرايط «من بيده الجهاد» است كه از ادلۀ ديگر فهميده مى‌شود و يكى از آنها عصمت اوست؛ بنابراين نمى‌توان اين روايت را مطلق شمرد.

 

د) ائمۀ معصوم به شرايط دعوت آشناترند‌

علامۀ حلى در تذكرة الفقها[4] به دليلى ديگرى متوسل شده و مى‌نويسد: «لأنّه أعرف بشرائط الدعاء و مايدعوهم إليه من التكاليف دون غيره».

اين استدلال فقط مى‌تواند براى جهاد ابتدايى به معناى خاص آن- يعنى جهاد براى دعوت كفار و مشركان به اسلام- باشد، ولى بر اساس معناى عامى كه از جهاد ابتدايى تصور كرديم يعنى جهاد فقط براى دعوت به اسلام نباشد بلكه براى نجات مظلومان و مستضعفان، براى رفع موانع دعوت اسلامى و بسط حاكميت سياسى اسلام نيز به كار رود- اين استدلال ناتمام خواهد بود، مگر آنكه به صورتى ديگر تقرير شود.

 

ه‍) ائمه به شيعيان خود اذن جهاد نداده‌اند‌

صاحب جواهر در بحث «جواز اقامۀ حدود از سوى فقيه عادل» مى‌نويسد: نعم لم يأذنوا في زمن الغيبة ببعض الأمور التي يعلمون عدم حاجتهم إليها كجهاد الدعوة المحتاج إلى سلطان و جيوش و أمراء و نحو ذلك مما يعلمون قصور اليد فيها عن ذلك و نحوه، و إلّا لظهرت دولة الحق كما أومأ إليه الصادق (عليه السلام) بقوله: لو انّ لي عدد هذه الشويهات- و كانت أربعين- لخرجت. ‌[5]

نقد

اوّلًا، آيا ضرورت دارد ائمه در انجام هر تكليفى را در عصر غيبت به شيعيان اذن بدهند؟ يا فقط تكاليفى كه به اذن آنان نياز دارد و مشروعيت يا وجوبش منوط به اذن است، محتاج اذن آنهاست؟ طبعاً اگر جهاد از عباداتى باشد كه در عصر حضور به اذن آنان نيازمند باشد، در عصر غيبت نيز بايد با اذن آنان انجام گيرد.

ثانياً، جهاد از چه جهت به اذن آنان محتاج است از اين جهت كه آنان رهبر و حاكم جامعه‌اند و خداوند به آنان ولايت داده است؟

حال اگر آنان در عصر غيبت به فقيه عادل ولايت دادند، قاعدتاً يكى از شئون ولايت جهاد خواهد بود، مگر آنكه معتقد باشيم برخى از امور از اختصاصات امام معصوم است كه على‌رغم ادلۀ ولايت فقيه از تحت عموم آنها خارج است.

ثاثا آيا اينكه ائمه مى‌دانند در عصر غيبت امكانات كافى براى جهاد در اختيار شيعيان نيست، تكليف را از شيعيان براى «تأمين امكانات و كسب قدرت»‌ساقط مى‌كند؟ آيا شيعيان مأمور به ظاهرند يا واقع؟

 

مؤيدى بر جواز جهاد‌

يكى از فقيهان معاصر براى اثبات «مشروعيت جهاد در عصر غيبت» به يك مؤيّد نيز اشاره كرده است و آن اينكه دريافت جزيه از اهل كتاب در عصرغيبت تجويز شده و ما مى‌دانيم كه «دريافت جزيه» به عنوان گزينه‌اى است كه سبب مى‌شود مسلمانان با اهل كتاب قتال نكنند و آنان با حفظ دين خود موظف به پرداخت جزيه شوند. حال اگر جهاد با اهل كتاب در عصر غيبت جايز نباشد، دريافت جزيه به چه عنوان مجاز خواهد بود؟ به عبارت ديگر، «جواز دريافت جزيه» فرع بر جواز و مشروعيت جهاد است.

اينكه اين مطلب بتواند دليلى و يا لااقل مؤيّدى بر مشروعيت جهاد در عصر‌غيبت باشد، منوط به بررسى مسئله جهاد با اهل كتاب است و اينكه دريافت جزيه از آنان تحت چه عنوانى قرار مى‌گيرد، آيا مشهور فقها و يا همه آنان پرداخت جزيه را جايگزين قتال مى‌دانند يا مسئله مورد اختلاف است؟ مقتضاى ادلّۀ قتال با اهل كتاب و دريافت جزيه از آنان چيست؟

به هر حال، بنابر اينكه «جزيه» جايگزين «قتال» باشد، جواز و مشروعيت جزيه در عصر غيبت، بر جواز و مشروعيت قتال متفرّع است و اگر فقها دريافت اين جايگزين را جايز و حتى واجب دانستند، طبعاً قتال با آنان بايد مشروع باشد.

اكنون كه معلوم شد مشروعيت جهاد ابتدايى، مشروط به وجود امام معصوم و اذن او نيست ، جاى اين پرسش باقى است كه آيا در عصر غيبت منوط به اذن فقيه عادل نيز هست يا نه؟

در پاسخ مى‌گوييم: همان طور كه جهاد در عصر حضور مشروط به اذن امام معصوم يا منصوب او است، در عصر غيبت نيز منوط به اذن دولت حق است كه همان ولايت فقيه عادل است و بنابر تماميت ادله ولايت فقيه، جهاد نيز از شئون حكومت و ولىّ امر به شمار مى‌رود.

 

 

 


[1] - النهایة و نکتها ج 2 ص 5

[2] - منهاج الصالحین ج 2 ص 412

[3] وسائل الشیعة ج 15 ص 45

[4] - تذکرة الفقها ج 9 ص 19

[5] -جواهر الکلام 21 ص 397

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج