حکم اذان صبح قبل از دخول وقت ایت الله سبحانی PDF چاپ پست الکترونیکی

 

 

چکیده

استاد درسفری که به مدینه ومکه داشته اند متوجه میشوندکه اهل سنت یک ساعت قبل از طلوع فجر اذان میگفتند بعد از جستجو ازمساله وسوال از علما مستندایشان را به دست میاوردکه انها طبق روایاتی ازپیامبرمبنی بر اذان گفتن قبل از فجر این کار رامیکردند فلذا نویسنده با بررسی ان مستندات به این نتیجه میرسندکه نه تنها این کار جایزنیست بلکه خلاف احتیاط است خصوصا در غیر ماه رمضان.

اصل مطلب

دليل جواز اين عمل را روايتى كه در صحيح بخارى وارد شده، ذكر كرده اند:

«لايمنعنّ أحدكم- أوأحداً منكم- اذانُ بلال من سحوره، فإنّه يؤذّن بليل، ليرجعَ قائمكم و لينبّه نائمكم، و ليس أن يقول:َ

الفجر، أو الصبح ...»؛ اذان بلال مانع شما از خوردن سحرى نشود؛ زيرا هنوز شب است كه او اذان مى‏گويد تا كسانى كه به نماز مشغولند دست بكشند و كسانى كه خوابند بيدار شوند. وى نمى‏گويد: فجر دميد يا صبح شد ....

اقوال علما

نویسنده پس از بیان اقوال به دوقول میرسد یکی اینکه اینگونه اذان جایز است ودیگر اینکه این اذان جایز نیست بنابراین تعارضی بین این اقوال دیده میشودکه ایشان برای رفع این تعارض میفرمایدکه ممکن است که بتوانیم بگوییم که کسانی که قائل به عدم جوازهستند درصورتی است که این اذان برای نماز صبح بوده است وکسانی که قائل به جواز هستند  درصورتی است که این اذان به طورمستقل تشریع شده وربطی به اذان صبح ندارد.ایشان بعداز ذکر این توجیه ان را رد میکنند زیرا با ظاهر کلام کسانی که قائل به جواز شده اندسازگار نیست چون  انها فتوا به استحباب اعاده ان را بعد از طلوع فجر داده اند پس معلوم میشودکه این اذان مربوط  به اذان صبح است.

بررسی روایات

بخارى دو روايت در اين زمينه ذكر كرده است:

1. از عبداللَّه بن مسعود از پيامبر (ص) روايت شده كه‏: لايمنعنّ احدكُم- أو أحداً منكم- اذان بلال من سحوره؛ فإنّه يؤذّن- أو ينادي- بليل لير جع قائمكم و لينبّه نائمكم و ليس أن يقول: الفجر (أو الصبح)؛

اذان بلال مانع شما از خوردن سحرى نشود. زيرا هنوز شب است كه او اذان مى‏گويد- يا ندا مى‏دهد- تا كسانى كه به نماز مشغولند دست بكشند و كسانى كه‏ خوابند بيدار شوند و نمى‏گويد: فجر يا صبح شد ....

2. ابن عمر از پيامبر نقل كرده كه‏: انّ بلالًا يؤذن بليل، فكلوا واشربوا حتّى يؤذّن إبن أمّ مكتوم؛

همانا هنوز شب است كه بلال اذان مى‏گويد. پس بخوريد و بياشاميد تا اين كه پسر أمّ مكتوم اذان گويد.

روايت ديگرى از عايشه با همين الفاظ روايت دوم نقل شده است.

نقد روایات

اولا:این روایت ها نقل میکنندکه این عمل را پیامبر امضا کرده درماه رمضان وازطرفی این حکایت یک دلیل لبی است که به قدر متیقن ان  باید اخذ کرد ونمیتوان ان را به غیر ماه رمضان تعمیم داد

ثانیا:فاصله این اذان تا طلوع فجر بسیار اندک بوده است به گونه ای که ایجاد شبهه کرده که طلوع فجر شده است بنابراین بازهم نمیتوان به مشروعیت آن حتی تا یک ساعت قبل طلوع فجر تعمیم دادزیرا دلیل لبی است وباید به قدر متیقن  ان اخذ کرد.

ثالثا:این عمل اذان کامل وماننداذان های دیگری نبوده است تا فتوا به مشروعیت ان صادر شود بلکه ان عمل بخشی از بندهای اذا بوده است شاهد این مطلب ان است که اولا اختلاف در تعبییر روایات صادره براین این عمل است که بعضی ان را اذان وبعضی  ان را به ندا میخوانند وثانیا غرض از گفتن این اذان بیدارکردن مردم ویا دست کشیدن از غذا خوردن بوده است که با گفتن بعضی از بندهای ان هم غرض حاصل میشود بنا براین این بندها همان اذان مشروعی که اهل تسنن به دنبال اثبات مشروعیت ان هستند نیست.

رابعا:بعضی از فرق اهل سنت مثل حنفییه ها معتقدبه عدم جوازان هستند

خلاصه بنابراین توضیحات درغیرماه رمضان احوط در ترک ان است.

 

نکاتی دررابطه با روایات مذکور در باب اذان قبل از طلوع فجر

1)محتوای روایات نقل شده عبارت از این بود که اذان اول را بلال می گفت واذان دوم را ابن مکتوم میگفته است درحالی که ابن مکتوم نابینا بوده است وتشخیص طلوع فجررانمیتوایسته تشخیص دهد بنابراین مقتضای اهمیت به شرع این است که بلال که بینا بوده است وطلوع فجر را تشخیص میداده است اذان طلوع فجر را سر داده باشد بنابر این نقل این روایا ت به این مضمون صحیح نبوده است

 

شواهد براین مطلب:

ا) نسائی روایتی را نقل میکند که اگرابن مکتوم اذان گفت هنوز بخورید واگر بلال اذان گفت نخورید.این نقل کاشف از این مطلب است که اذان بلال دروقت طلوع فجر بوده است.

ب)احمدبن حنبل درکتاب مسندنقل میکند: : انّ ابن امّ مكتوم ينادي بليل فكلوا و اشربوا حتى ينادي بلال؛

از عمه‏ام شنيدم كه مى‏گفت: همانا ابن أمّ مكتوم در شب اذان مى‏گفت، پس بخوريد و بياشاميد تا اين كه بلال اذان بگويد.ومضمون این روایات را چندتن ازعلمای اهل سنت نیزنقل میکنند

ج) اين مطلب را رواياتى كه از اهل بيت (ع) نقل شده تأييد مى‏كند. در اين روايات آمده است‏ كه ابن أمّ مكتوم، قبل از فجر اذان مى‏گفته و بلال فقط به هنگام فجر اذان مى‏گفته است.

كلينى به سند خود در «كافى» از حلبى نقل كرده است:

از امام صادق (ع) در باره «الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ»  پرسيدم، فرمود: بياض النهار من سواد الليل؛ يعنى مراد از اين آيه، سفيدى روز از سياهى شب است. امام اضافه فرمود: و كان بلال يؤذن للنبيّ (ص) و ابن أمّ مكتوم- و كان أعمى- يؤذن بليل و يؤذن بلال حين يطلع الفجر، فقال النبيّ (ص): إذا سمعتم صوت بلال فدعوا الطعام و الشراب فقد اصبحتم؛

بلال مؤذن پيامبر (ص) بود و ابن أمّ مكتوم- كه نابينا بود- در شب اذان مى‏گفت و بلال به هنگام طلوع فجر اذان مى‏گفت و پيامبر (ص) مى‏فرمود: هرگاه صداى اذان بلال را شنيديد از خوردن و آشاميدن دست برداريد كه صبح شده است.

2)اگر صحيح باشد كه اذان قبل از طلوع فجر از طرف ابن أمّ مكتوم و اذان دوم از طرف بلال انجام مى‏شده، ممكن است كسى بگويد:

عمل ابن أمّ مكتوم دليل نمى‏شود كه عمل او مورد تأييد و امضاى پيامبر (ص) بوده است؛ زيرا او فردى نابينا بوده و نابينا گاه بى اختيار در تشخيص وقت اذان اشتباه مى‏كند و خداوند هم فرموده است: «لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ»؛ يعنى بر نابينا حرجى نيست» و ممكن است سكوت پيامبر (ص) و متعرّض و مانع نشدنش، براى اين بوده كه مفسده‏اى بر عمل او مترتب نبوده، زيرا اعتماد مردم بر اذان بلال مستقر بوده است.

نتیجه این می­شود که حتی قدر متیقن هم دلیلی برمشروعیت ندارد زیرا مورد خصوصیت دارد واز سکوت پیامبر نمیتوانیم کشف مشروعیت کنیم.

حکم اذان قبل از طلوف فجر دردیدگاه اهل تشیع

کلام فقها

از ظاهر كلمات شيخ طوسى در «خلاف» و محقق در «معتبر» و علامه در «منتهى» اتفاق فقهاى شيعه بر جواز اذان قبل از فجر، استفاده مى‏شود. اما اين ادعاى اتفاق، تمام نيست؛ زيرا ابن جنيد و سيد مرتضى و ابوصلاح و ابن ادريس با ديگر فقهاى شيعه در اين زمينه مخالفت كرده‏اند و حتى ممكن است از ظاهر كلام سيد مرتضى، اجماع فقها بر عدم جواز استفاده شود. بنابراين بر نقل اين گونه اجماعات، اعم از مجوّزين و مانعين، اعتمادى نيست

روایات

ابن سنان، در روايت صحيحه‏اى از امام صادق (ع) نقل مى‏كند كه به او عرض كردم:

مامؤذّنى داريم كه در شب اذان مى‏گويد، نظر شما راجع به آن چيست؟ امام (ع) فرمود:

أمّا انّ ذلك ينفع الجيران لقيامهم إلى الصلاة، و أمّا السنّة فإنّه ينادي مع طلوع الفجر.

البته اين كار به نفع همسايگان است؛ زيرا براى نماز به پاى مى‏خيزند، اما سنت پيامبر (ص) اين بوده كه با طلوع فجر براى نماز ندا مى‏داده است.

چندروایت دیگر به همین مضمون وجود دارد.

البته ازاین نکته غافل نشویم كه لحن حديث بيشتر بر عدم جواز ظهور دارد؛ زيرا اذان قبل از فجر مقابل سنت به شمار آمده و براى جواز چنين استدلال مى‏كند كه با اين كار همسايگان براى نماز از خواب بيدار مى‏شوند. اين شيوه بيان نشان مى‏دهد كه شرايط، اجازه نمى‏داده كه امام به عدم جواز، تصريح كند و روايت زير اين مطالب را تأييد مى‏كنند:مثل راویت معاوية بن وهب طىّ حديثى از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: «لاتنتظر بأذانك و إقامتك إلّادخول وقت الصلاة»؛اذان و اقامه‏ات را جز پس از دخول وقت نماز انجام نده.وروایاتی ازاین قبیل.

نتیجه :با توجه به مطالب بالا به دست میاید که احوط در ترک فتوا دادن به جواز گفتن اذان قبل از طلوع فجر است.

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج