حکم خمس نماء عینی ما لا خمس فیه PDF چاپ پست الکترونیکی

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

جمع آوری اقوال معاصرین

حکم خمس نماء عینی ما لا خمس فیه

 

 

ابراهیم ذاکری خطیر

 

مدرسه فقهی امام محمد باقر(علیه السلام)

87156_9495-15_JaF_00

 

بخش مقدماتی

خمس در نماء عینی ما لا خمس فیه

در توضیح این مساله باید متذکر شد که اگر اصل مالی خمس نداشته باشد مثل اینکه در ارث که متعلق خمس نیست نمائی حاصل شود و یا مالی که خمس آن پرداخت شده است ، و نمائی در آن حاصل شود آیا در این نماء خمس می باشد یا مثل اصلش می باشد. این مساله بسیار مبتلا می باشد .

نمائات عینی بر دو قسم می باشد : نماء متصل و نماء منفصل .

نکته ای که باید در این بحث در نظر داشت این است که نماء در تقسیم دیگر به دو قسم نماء کمی و نماء کیفی تقسیم می شود . نماء کمی مثل اینکه ددرخت رشد کند و یا میوه دهد ؛ اما نماء کیفی مانند این که میوه کال ، رسیده شود و در اثر این تغییر قیمت آن افزایش یابد .

اهمیت بحث و ثمره آن

موارد این بحث فراوان است ، مثلا اگر باغ و یا گوسفندانی به ارث برسند ، و این باغ میوه هایی بدهد که مئونه خود شخص نشود و یا گوسفندان چاق شوند آیا این چاقی و میوه ها هم مانند اصل خود می باشند که خمس ندارند یا اینکه اینها متعلق خمس می باشند ؟

و مثال دیگر اینکه اگر شخصی وامی گرفت و گوسفندانی خرید ، در خود وام خمس نیست ، اما اگر این گوسفندان زاد و ولد کردند ایا این اولاد در پایان سال متعلق خمس می باشند یا نه ؟

در اینجا دو بحث عمده مطرح است یک بحث کبروی است که مبنای تعلق خمس چیست و بنابر مبانی مختلف در اینجا فتاوی متفاوت است ؛ وبحث دیگر که یک بحث صغروی است ، یعنی با فرض اینکه مبنای ما در تعلق خمس مطلق فائده شد در چه مواردی فائده صادق است .

اقوال در مساله

پنج قول در مساله وجود دارد :

1-   قول اول این است که اگر قصد اکتساب از نماء را داشته باشد به آن خمس تعلق می گیرد ، اما اگر قصد اکتساب نداشته باشد خمس ندارد . این قول بزرگانی همچون صاحب جواهر ، شیخ انصاری ، کاشف الغطاء ، آقا رضا همدانی ، آقای بروجردی ، مرحوم امام خمینی ، مرحوم آقا ضیا عراقی ، می باشد

2-   قول دوم این است که مطلقا در آن خمس می باشد و این نظر صاحب عروة ، مرحوم نائینی ، مرحوم خویی ، مرحوم آقای تبریزی ، آقای وحید خراسانی ، آقای سیستانی ، و آقای شاهرودی می باشد

3-   قول سوم قول تفصیل است : تفصیل بین نماء متصل و نماء منفصل ؛ در نماء متصل خمس نیست اما در نماء منفصل خمس می باشد این قول آقای حکیم و مرحوم آقای حائری می باشد

4-   قول چهارم تفصیل در نماء متصل است که اگر در نماء متصل قصد انتفاع از خود نماء متصل را داشته باشد خمس دارد اما اگر قصد انتفاع از نماء منفصل را فقط دارد در این صورت خمس در نماء متصل نیست این نظر سید ابوالحسن اصفهانی در حاشیه بر عروه می باشد

5-   قول پنجم قول صاحب کتاب الخمس و الانفال می باشد که می فرماید ، اگر قصد استرباح از نماء را نداشته باشد صدق فائده نمی کند حتی در نماء منفصل .

جایگاه بحث در نزد اهل سنت

این بحث در نزد اهل سنت بحث نشده است زیرا آنها قائل به خمس در ارباح مکاسب نیستند و به طریق اولی در فروعات آن هم بحث نمی کنند ، اما این بحث در نزد شیعه به طور مشخص از زمان علامه مطرح شده است

بخش اصلی

تبین نظریات و مبانی در مساله

در این بحث همانطور که گذشت یک بحث کبروی است که نظریه شماره یک از دیگر اقوال متمایز می شود ، زیرا در متعلق خمس دو نظر عمده وجود دارد که برخی از بزرگان می گویند متعلق خمس در اکتسابات و تجارات و صناعات می باشد به همین دلیل اموری مثل هدیه ، هبه ، ارث و امثال این موارد که اکتساب نمی باشد خمس ندارد . در مقابل علمای دیگری می فرمایند که متعلق خمس مطلق فوائد می باشد ، و اختصاص به فوائد حاصل از اکتساب ندارد .

دلیل مختصر این دو مبنا

دلیل مبنای اکتساب چند دلیل است که به دو دلیل آن اشاره می شود :

دلیل اول : آن چه در روایات آمده است عنوان استفاده و اکتساب و افاده است . و با مراجعه به لغت می فهمیم که باب استفعال در جایی استعمال می شود که شخص قصد و طلب آن کار را داشته باشد مثلا استخراج در جایی به کار می رود که طلب خروج کرده باشد و یا فرق بین سماع با استماع در قصد و طلب می باشد، بنابراین استفاده  و اکتساب در جایی صدق می کند که طلب تحصیل مال در آنها باشد . اما ماده افاده نیز با توجه به لغت به معنای همان استفاده است مثلا طریحی در مجمع البحرین این چنین می گوید أَفَدْتُ‏ المالَ: استفدته‏[1]

استدلال دومی که برخی از بزرگان می آورند این است که با اینکه از آیه و روایات به دست میآید که مطلق فائده متعلق خمس می باشد اما با مراجعه به کلمات قدما به دست می آید که آنها خمس را در مطلق فائده قائل نبودند و همانطور که از کلام آنها بر می آید در مثل هبه و هدیه و ارث قائل به خمس نبودند و عناوینی که در این باب انتخاب می کردند ، عناوینی چون خمس در اکتساب و تجارات و صناعات است . بنابراین فهم مشهور را حجت و دلیل بر مطلب می دانند

اما استدلال قول دوم : این قول با توجه به آیه و روایات می گوید که متعلق خمس مطلق فائده است و اختصاص به اکتساب و تجارات ندارد ؛ زیرا اولا از خود آیه خمس این مطلب فهمیده می شود زیرا غنیمت در لغت به مطلق فائده گفته می شود ثانیا در روایات نیز عنوان فائده و افاده  و استفاده به کار رفته است که همگی اینها دلیل بر مدعا می باشند

اما اینکه گفته شد ، باب استفعال در جایی به کار می رود که طلب در آن باشد این کلام صحیح نیست ، و لا اقل در مورد استفاده صدق نمی کند ، مثلا اگر کسی در اثر همراهی با شخصی بدون اینکه قصد طلب علم داشته باشد مطالبی از او می شنود ، در اینجا بلا اشکال می توان به او گفت که از فلانی استفاده کرد . و همچنین وقتی به لغتنامه ها مراجعه می کنیم می بینیم که در معنای افادة ، طلب و قصد لحاظ نشده است .

اما استدلال به اینکه از فهم قدمای از اصحاب روایات را اختصاص به فوائد حاصل از اکتساب می دهیم نیز صحیح نمی باشد ، زیرا اصحاب عنوان باب را از باب مثال ذکر کرده اند و شاهد بر این مطلب این است که برخی از اصحاب در مورد نماءات به طور مطلق قائل به خمس شده اند با اینکه عنوان باب را اختصاص به اکتساب و تجارات داده اند .

تمایزات و اشتراکات اقوال :

تا به اینجا اختلاف کبروی مورد  بحث قرار گرفت و روشن شد که طبق این اختلاف قول اول از چهار قول دیگر متمایز می شود

اما چهار قول دیگر در مبنا با هم مشترک می باشند و متعلق خمس را مطلق فائده می دانند . افتراق این اقوال در بحث صغروی است که آیا فائده صادق است یا خیر ؟

برخی مثل صاحب مستمسک در نماء متصل فائده را صادق نمی دانند ، برخی دیگر مانند سید ابوالحسن اصفهانی در صورت قصد انتفاع از نماء متصل آن را فائده می دانند و برخی مانند آقای منتظری در صورت بالفعل بودن فائده آن را فائده به حساب می آورند .

در این میان برخی مانند مرحوم آقای حائری استدلال دیگری دارند و آن اینکه با وجود اینکه نماء متصل فائده می باشد اما از عدم بیان ائمه می فهمیم که متعلق خمس نیست .

بیان مطلب : نمائات متصل همواره مورد ابتلا مردم می باشد ، اما آنها از نماء بودن آنها غافل می باشند ، و به خاطر غفلت مردم و ابتلا آنها ، ائمه باید متذکر می شدند که در آنها خمس می باشد . بنابراین از عدم تذکر ائمه پی می بریم که آنها متعلق خمس نمی باشند .

فهرست منابع

جواهر الکلام 16/55

کتاب الخمس (للشیخ) 89

کشف الغطاء (القدیمه) 362

مصباح الفقیه ( للهمدانی ) 14/124

العروة الوثقی المحشی 4/278مساله 53

العروة الوثقی المحشی 4/278مساله 53

العروة الوثقی المحشی 4/278مساله 53

العروة الوثقی المحشی 4/278مساله 53

کتاب الخمس (للحائری )162

شرح تبصرة المتعلمین 3/71

موسوعه الامام الخویی 25/227

مستمسک العروة 9/526

کتاب الخمس (للمحقق الداماد) 256

کتاب الخمس و الانفال 179

کتاب الخمس (للشاهرودی )2/179

 


[1] -مجمع البحرین 3 / 123

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج