اعتبار «فشار دادن» در تطهیر لباس PDF چاپ پست الکترونیکی

فشردن لباس و مانند آن بعد از تطهیر

 

آیا فشردن لباس و مانند آن بعد از تطهیر لازم است؟

 

مقدمه

امروزه یکی از مسائل مبتلا به در بحث تطهیر نجاست لباس و امثال آن، این است که آیا بعد از تطهیر فشار دادن لازم است یا نه؟ در گذشته که شستوشوها با دست انجام می شده شاید این مساله اهمیت چندانی نداشت و فشار دادن با دست مشکلی نداشت و شاید غالبا مردم بعد از شستن ملتزم به فشار دادن بودند حتی بدون این که ملتفت به حکم شرعی آن باشند. اما امروزه با توجه به این که بیشتر شستشوها با ماشین های لباس شویی انجام می شود این سوال پیش می آید که آیا کیفیت شستوشوی آن ها مطابق با شستوشوی معتبر شرعی هست یا نه؟

این مساله در میان قدما به وضوح مطرح نشده است و در میان فقهایی که اقوال آن ها در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته اولین کسی که مشخصا این مساله را مطرح کرده است محقق حلی می باشد و بعد از ایشان عموما این مساله مورد بررسی قرار گرفته  است.

این مساله در کتاب الطهاره در باب احکام آب ها و یا مطهرات یا نجاست مطرح شده است.

اقوال علمای شیعه

1-    در بول غیر صبی لازم است چه در آب جاری چه در آب راکد. حکم بول صبی و سایر نجاسات بیان نشده است.

2-    در منی لازم است. نسبت به سایر نجاسات و تفصیل بین آب ها مشکوک است.

3-    در بول غیر رضیع چه در آب جاری چه در آب راکد لازم است. در بول رضیع لازم نیست و فرقی بین دختر و پسر نیست.

4-    در بول صبی لازم نیست در غیر آن معلوم نیست.

5-    مطلقا لازم است. در بول رضیع لازم نیست.

6-    فقط در شستن با آب قلیل لازم است.

7-    فقط در آب قلیل لازم است. در بول رضیع لازم نیست.

8-    در غیر رضیع توقف و رجوع به استصحاب نجاست قبل از فشار دادن. در رضیع لازم نیست.

9-         اگر زوال عین نجاست بر آن متوقف باشد لازم است. در بول پسر و دختر شیر خوار لازم نیست.

10-     مطلقا لازم نیست.

11-     در آب قلیل و کر و جاری لازم است در آب باران لازم نیست. در بول رضیع لازم نیست.

12-     در آب قلیل بنا بر فتوا لازم است در کثیر بنا بر احتیاط واجب. در بول رضیع لازم نیست.

13-     در آب قلیل بنا بر احتیاط واجب لازم است و در غیر آن لازم نیست. در بول رضیع لازم نیست.

فهرست اقوال علمای عامه

1-   در آب جاری و موردی که آب بر روی متنجس ریخته می شود فشار دادن لازم نیست اما در صورتی که در ظرف شسته می شود لازم است.

2-   فشار دادن مطلقا لازم است.

3-   ظاهرا مطلقا لازم نیست.

فهرست اقوال قدماء

1-    در بول غیر صبی لازم است چه در آب جاری چه در آب راکد. حکم بول صبی و سایر نجاسات بیان نشده است.

2-    در منی لازم است.

3-    در بول غیر رضیع چه در آب جاری چه در آب راکد لازم است. در بول رضیع لازم نیست و فرقی بین دختر و پسر نیست.

4-    در بول صبی لازم نیست در غیر آن معلوم نیست.

اقوال تفصیلی قدما

منسوب به امام رضا علیه السلام (فقه الرضا، ص95) [1]

در آن چه به بول نجس شده فشار دادن لازم است چه در آب جاری چه در آب راکد.

محمد بن یعقوب کلینی (اصول کافی، ج3 ص61-55) [2]

در یک روایت فشار دادن بعد از شستن بول صبی با آب قلیل بیان شده ولی در بول غیر صبی، آب قلیل و عصر قید نشده و به تعدد شستن اکتفا شده است. در روایت دیگری در مورد صبیی که غذا خور نشده صب الما کافی شمرده شده است. ولی سایر روایات مطلق است.

ابن ابی عقیل (مجموعه فتاوی ابن عقیل، ص22) [3]

فشار دادن قید نشده است. ولی نظر ایشان معلوم نیست.

محمد بن محمد اشعث (الجعفریات، ص23) [4]

روایت نقل شده مربوط به بول صبی است و فشار دادن قید نشده است. ولی در مقام بیان نیست.

نعمان بن محمد (دعائم الاسلام، ج1ص117) [5]

اگر لباس به منی نجس شده باشد و مکان آن معلوم نباشد فشار دادن لازم است و در غیر آن از سایر نجاسات غسل مقید به عصر نشده است و از این که ایشان در مقام بیان جزئیات است به قرینه این که مثلا در خصوص بول تعدد آن را ذکر می کند معلوم می شود فشار دادن را لازم نمی داند الا این که گفته شود عصر در مفهوم غسل نهفته است که این نیز با توجه به این که در منی بعد از «غسل» تصریح به «عصر» می کند بعید است.

ابن جنید اسکافی (مجموعه فتاوی ابن جنید، ص 43) [6]

شستن مطلق است و مقید به فشار نشده است. ایشان در مقام بیان نجاست و ناقضیت مذی است.

شیخ صدوق (المقنع)

متعرض نشده است.

شیخ صدوق (من لایحضره الفقیه، ج1 ص68) [7]

در آن چه به بول غیر شیر خواری که غذا نمی خورد نجس شده فشار دادن لازم است. در شیر خوار فرقی بین دختر و پسر نیست.

شیخ صدوق (الهدایه فی الاصول و الفروع، ص71) [8]

در آن چه به بول نجس شده فشار دادن لازم است.

شیخ مفید (المقنعه، ص73-69) [9]

فشار دادن قید نشده است. ایشان در مقام بیان نجاسات است نه خصوصیات معتبره در تطهیر.

سید مرتضی (رسائل الشریف المرتضی، ج1 ص286) [10]

فشار دادن قید نشده و ایشان در مقام بیان از این جهت نیست.

سید مرتضی (المسائل الناصریات) [11]

در بول رضیع فشار دادن لازم نیست. در غیر آن معلوم نیست.

ابو الصلاح حلبی (الکافی فی الفقه)

متعرض نشده است.

سلار دیلمی (المراسم العلویه و الاحکام النبویه، ص56) [12]

قیدی ذکره نشده است و نظر ایشان هم معلوم نیست.

جمع بندی اقوال قدماء

در این دوره عموما کسی از فقها متعرض حکم عصر نشده و ممکن است لزوم عصر یا عدم آن نزد آن ها روشن بوده است یا این که ملتفت این جهت نبوده اند؛ البته عدم التفات بعید به نظر می رسد، خصوصا با توجه به این که در چند روایت محدود این قید لحاظ شده و از طرفی نسبت به خصوص بول شیر خوار لزوم شستن نفی شده و به صرف ریختن آب بر روی آن اکتفا شده است که شاید از آن بتوان استفاده کرد در هر جا شستن مطرح شده فشار دادن هم لحاظ شده است.

در ضمن در بین کسانی که نظر ایشان به دست آمده، کسی با عدم لزوم عصر در بول رضیع مخالفت نکرده است تنها شیخ صدوق این حکم را به  بول دختر شیر خوار تعمیم داده است.

فهرست اقوال فقهاء دوره دوم

1-    مطلقا در غیر بول صبی فشار دادن لازم است.

2-    نظر عده ای از فقها در این دوره معلوم نیست.

اقوال تفصیلی فقهاء دوره دوم

شیخ طوسی (تهذیب الاحکام، ج1ص249) [13]

در یک روایت فشار دادن بعد از شستن بول صبی با آب قلیل بیان شده ولی در بول غیر صبی، آب قلیل و عصر قید نشده و به تعدد شستن اکتفا شده است ولی سایر روایات مطلق است.

البته ظاهر کلامی که از محمد بن الحسن نقل می کند در این است که در مفهوم «غسل» فشار دادن لحاظ شده که در این صورت تمام مطلقات دلیل بر وجوب عصر خواهد بود.

اما اگر این کلام را نپذیریم با توجه به این که روایات در مقام بیان است و لذا در بول متذکر تعدد شده است باید گفت در غیر موردی که «عصر» قید شده، فشار دادن لازم نیست.

لکن ظاهر این است که ایشان «عصر» را در مفهوم «غسل» معتبر می داند خصوصا با توجه به کلمات ایشان در سایر کتب؛ نتیجه این که ایشان عصر را مطلقا لازم می داند.

در خصوص بول صبی هم ایشان دو روایت به این کیفیت نقل می کند که در یکی بعد از ریختن آب فشار دادن قید شده و در دیگری در صبیی که غذا خور نشده صرف ریختن آب کافی شمرده شده است.

شیخ طوسی (خلاف، ج1ص183) [14]

ظاهرا در مطلق نجاسات غیر از بول رضیع لازم است مطلقا.

شیخ طوسی (مبسوط، ج1ص36) [15]

با توجه به نکته ای که قبلا در مورد نظر ایشان بیان شد در مطلق نجاسات غیر از بول صبی فشار دادن لازم است.

شیخ طوسی (النهایه، ص52) [16]

با توجه به نکته ای که قبلا در مورد نظر ایشان بیان شد در مطلق نجاسات غیر از بول صبی فشار دادن لازم است.

ابن حمزه طوسی (الوسیله الی نیل الفضیله، ص77) [17]

فشار دادن قید نشده است. نظر ایشان در مفهوم «غسل» بررسی نشده است.

ابن زهره (غنیه، ص40) [18]

فشار دادن قید نشده است. نظر ایشان در مفهوم «غسل» بررسی نشده است.

ابن ادریس (سرائر، ج1ص 179) [19]

ظاهرا ایشان «عصر» را در مفهوم «غسل» دخیل می داند پس لازم است الا در بول رضیع.

محقق حلی (شرائع الاسلام، ج1ص46) [20]

فشار دادن در همه نجاسات غیر از بول پسر شیر خوار لازم است.

محقق حلی (المعتبر فی شرح المختصر، ج1 ص435) [21]

فشار دادن در همه نجاسات غیر از بول پسر شیر خوار لازم است.

جمع بندی اقوال فقهاء دوره دوم

در این دوره نیز اقوال عده ای از فقها معلوم نیست. نسبت به بول پسر شیر خوار هم از بین کسانی که نظر ایشان به دست آمده مخالفی نیست و همه آن ها لزوم فشار دادن را نفی کرده اند.

فهرست اقوال فقهاء دوره سوم

1-    فشار دادن در همه نجاسات غیر از بول پسر شیر خوار لازم است.

2-    فقط در شستن با آب قلیل لازم است.

3-    در آب قلیل و غیر بول پسر شیر خوار لازم است.

4-    در غیر رضیع توقف و رجوع به استصحاب نجاست قبل از فشار دادن. در رضیع لازم نیست.

5-    اگر زوال عین نجاست بر آن متوقف باشد لازم است. در بول پسر و دختر شیر خوار لازم نیست.

 

فهرست تفصیلی اقوال فقهاء دوره سوم

علامه حلی (قواعد الاحکام، ج1 ص 193) [22]

فشار دادن در همه نجاسات غیر از بول پسر شیر خوار لازم است.

علامه حلی (مختلف، ج1 ص 459) [23]

در بول پسر شیر خوار لازم نیست.

فخر المحققین (ایضاح الفوائد، ج1 ص 30) [24]

نظر علامه این است که فشار دادن در همه نجاسات غیر از بول شیر خوار لازم است و فخر المحققین تعلیقه ای بر آن ندارد.

شهید اول (دروس، ج1 ص 124) [25]

فقط در شستن با آب قلیل لازم است. ایشان متعرض حکم بول رضیع نشده است.

محقق ثانی (جامع المقاصد، ج1 ص 173) [26]

در آب قلیل و غیر بول پسر شیر خوار لازم است.

شهید ثانی (مسالک الافهام، ج1 ص 126) [27]

در غیر کر و در غیر بول پسر شیر خوار فشار دادن لازم است.

محقق اردبیلی (مجمع الفائده، ج1 ص 333) [28]

در بول رضیع لازم نیست در شستن با قلیل استصحاب نجاست محکم است.

صاحب مدارک (مدارک الاحکام، ج2 ص325) [29]

در صورتی لازم است که زوال عین نجاست متوقف بر آن باشد و در نهایت این که فشار دادن لازم و شرط طهارت نیست. در بول شیر خوار اعم از دختر و پسر لازم نیست.

صاحب حدائق (حدائق الناظره، ج5 ص 366) [30]

فشار دادن در غیر بول رضیع لازم است.

عاملی (مفتاح الکرامه، ج 2ص161) [31]

فشار دادن در مطلق نجاسات غیر از بول رضیع فقط در قلیل لازم است.

نراقی (مستند الشیعه، ج1 ص 266) [32]

فشار دادن در مطلق نجاسات غیر از بول رضیع لازم است.

جمع بندی اقوال علماء  دوره سوم

در این دوره همه فقهاء در بول رضیع اتفاق دارند و مشهور لزوم عصر در آب قلیل است. نکته ای که در دوره مشهود است تفصیل بین آب قلیل و کثیر است.

فهرست اقوال علماء دوره چهارم

1-    فشار دادن در همه نجاسات غیر از بول پسر شیر خوار لازم است.

2-    فقط در شستن با آب قلیل لازم است.

3-    در آب قلیل و غیر بول پسر شیر خوار لازم است.

4-    در غیر رضیع توقف و رجوع به استصحاب نجاست قبل از فشار دادن. در رضیع لازم نیست.

5-    اگر زوال عین نجاست بر آن متوقف باشد لازم است.

اقوال تفصیلی علماء دوره چهارم

صاحب جواهر (جواهر الکلام ج6 ص 138) [33]

مطلقا لازم نیست.

آقا رضا همدانی (مصباح الفقیه ج8 ص118) [34]

هم در آب قلیل هم کثیر لازم است. اما در بول رضیع لازم نیست.

سید یزدی و فیروزآبادی و نائینی و حائری و آقا ضیا و سید ابو الحسن اصفهانی و محمد حسین کاشف الغطا و بروجردی و سید عبد الهادی شیرازی و حکیم و سید احمد خوانساری و گلپایگانی (العروه الوثقی المحشی ج1 ص226) [35]

فشار دادن در آب قلیل لازم است نه آب کثیر. در بول رضیع نیز لازم نیست.

سید محسن حکیم (منهاج الصالحین ج1 ص165و 168) [36]

فشار دادن فقط در آب قلیل لازم است اما در غیر آن لازم نیست. در بول رضیع هم لازم نیست.

جواهری (العروه الوثقی المحشی ج1 ص217) [37]

فشار دادن لازم نیست.

خویی (العروه الوثقی المحشی ج1 ص 227) [38]

فشار دادن لازم است. در بول رضیع لازم نیست.

خویی (منهاج الصالحین ج1 ص118 و 120) [39]

فشار دادن در آب قلیل و کر و جاری لازم است اما در باران لازم نیست. در بول رضیع لازم نیست.

امام خمینی (العروه الوثقی المحشی ج1 ص 227) [40]

فشار دادن لازم است در قلیل بنا بر فتوا و در کثیر بنا بر احتیاط. در رضیع لازم نیست.

امام خمینی (توضیح المسائل ص43) [41]

فشار دادن لازم است در قلیل بنا بر فتوا و در کثیر بنا بر احتیاط. در رضیع لازم نیست.

تبریزی (منهاج الصالحین ج1 ص123) [42]

فشار دادن در آب قلیل و کر و جاری لازم است اما در باران لازم نیست. در رضیع لازم نیست.

وحید (منهاج الصالحین ج2 ص131) [43]

فشار دادن در آب قلیل و کر و جاری لازم است اما در باران لازم نیست. در رضیع لازم نیست.

زنجانی (المسائل الشرعیه ص41) [44]

در آب قلیل بنا بر احتیاط واجب لازم است و درغیر آن لازم نیست. در رضیع لازم نیست.

سیستانی (منهاج الصالحین ج1 ص150) [45]

در آب قلیل فشار لازم است اما در کر و جاری و باران و برای  بول رضیع لازم نیست.

جمع بندی اقوال علماء دوره چهارم

تفصیل جدیدی که در این دوره به چشم می خورد، تفصیل بین آب باران و سایر آب هاست. نسبت به بول رضیع هم اختلافی نیست. لزوم فشار دادن در آب قلیل هم نظر مشهور قریب به اتفاق در این دوره است.

عمده اختلاف در مجموع اعصار در تفصیل بین آب قلیل و کثیر است هر چند که در اصل مساله هم اختلاف وجود دارد. مشهور در آب قلیل لزوم عصر است. در مساله بول رضیع هم ظاهرا مساله اجماعی است و منشا آن هم نصوص موجود در این باره است.

نظر صاحب جواهر در زمینه شهرت در مساله

و تعصر الثياب و نحوها مما يرسب فيها الماء من النجاسات كلها إذا غسلت بالقليل، للشك في زوال النجاسة المستصحبة بدونه الناشئ من فتوى المشهور نقلا و تحصيلا به.

اقوال عامه

حنفیه (الفقه علی مذاهب الاربعه و مذهب اهل البیت علیهم السلام ج1 ص 84) [46]

در آب جاری و موردی که آب بر روی متنجس ریخته می شود فشار دادن لازم نیست اما در صورتی که در ظرف شسته می شود لازم است.

مالکیه (الفقه علی مذاهب الاربعه و مذهب اهل البیت علیهم السلام ج1 ص 86) [47]

ظاهرا فشار دادن مطلقا لازم است.

حنابله (الفقه علی مذاهب الاربعه و مذهب اهل البیت علیهم السلام ج1 ص 86) [48]

فشار دادن مطلقا لازم است.

شافعیه (الفقه علی مذاهب الاربعه و مذهب اهل البیت علیهم السلام ج1 ص 87) [49]

ظاهرا مطلقا لازم نیست.

ضمیمه

[1] إن أصابك بول في ثوبك فاغسله من ماء جار مرة و من ماء راكد مرتين ثم اعصره.

[2] مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْبَوْلِ يُصِيبُ الْجَسَدَ قَالَ صُبَّ عَلَيْهِ الْمَاءَ مَرَّتَيْنِ فَإِنَّمَا هُوَ مَاءٌ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الثَّوْبِ يُصِيبُهُ الْبَوْلُ قَالَ اغْسِلْهُ مَرَّتَيْنِ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّبِيِّ يَبُولُ عَلَى الثَّوْبِ قَالَ يَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ قَلِيلًا ثُمَّ يَعْصِرُهُ.

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا ع الطِّنْفِسَةُ وَ الْفِرَاشُ يُصِيبُهُمَا الْبَوْلُ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِمَا وَ هُوَ ثَخِينٌ كَثِيرُ الْحَشْوِ قَالَ يُغْسَلُ مَا ظَهَرَ مِنْهُ فِي وَجْهِهِ.

أَحْمَدُ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الثَّوْبِ يُصِيبُهُ الْبَوْلُ فَيَنْفُذُ إِلَى الْجَانِبِ الْآخَرِ وَ عَنِ الْفَرْوِ وَ مَا فِيهِ مِنَ الْحَشْوِ قَالَ اغْسِلْ مَا أَصَابَ مِنْهُ وَ مَسَّ الْجَانِبَ الْآخَرَ فَإِنْ أَصَبْتَ مَسَّ شَيْ‌ءٍ مِنْهُ فَاغْسِلْهُ وَ إِلَّا فَانْضِحْهُ بِالْمَاءِ.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ أَنَّهُ قَالَ فِي كِتَابِ سَمَاعَةَ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنْ أَصَابَ الثَّوْبَ شَيْ‌ءٌ مِنْ بَوْلِ السِّنَّوْرِ فَلَا تَصِحُّ الصَّلَاةُ فِيهِ حَتَّى تَغْسِلَهُ.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ بَوْلِ الصَّبِيِّ قَالَ تَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ وَ إِنْ كَانَ قَدْ أَكَلَ فَاغْسِلْهُ غَسْلًا وَ الْغُلَامُ وَ الْجَارِيَةُ فِي ذَلِكَ شَرَعٌ سَوَاءٌ.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ: دَمُكَ أَنْظَفُ مِنْ دَمِ غَيْرِكَ إِذَا كَانَ فِي ثَوْبِكَ شِبْهُ النَّضْحِ مِنْ دَمِكَ فَلَا بَأْسَ وَ إِنْ كَانَ دَمُ غَيْرِكَ قَلِيلًا أَوْ كَثِيراً فَاغْسِلْهُ.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا مَسَّ ثَوْبَكَ الْكَلْبُ فَإِنْ كَانَ يَابِساً فَانْضِحْهُ وَ إِنْ كَانَ رَطْباً فَاغْسِلْهُ.

حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْكَلْبِ يُصِيبُ شَيْئاً مِنْ جَسَدِ الرَّجُلِ قَالَ يَغْسِلُ الْمَكَانَ الَّذِي أَصَابَهُ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْفَأْرَةِ الرَّطْبَةِ قَدْ وَقَعَتْ فِي الْمَاءِ تَمْشِي عَلَى الثِّيَابِ أَ يُصَلَّى فِيهَا قَالَ اغْسِلْ مَا رَأَيْتَ مِنْ أَثَرِهَا وَ مَا لَمْ تَرَهُ فَانْضِحْهُ بِالْمَاءِ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ يَقَعُ ثَوْبُهُ عَلَى جَسَدِ الْمَيِّتِ قَالَ إِنْ كَانَ غُسِّلَ فَلَا تَغْسِلْ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ لَمْ يُغَسَّلْ فَاغْسِلْ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ يَعْنِي إِذَا بَرَدَ الْمَيِّتُ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُ ثَوْبَهُ خِنْزِيرٌ فَلَمْ يَغْسِلْهُ فَذَكَرَ ذَلِكَ وَ هُوَ فِي صَلَاتِهِ كَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ إِنْ كَانَ دَخَلَ فِي صَلَاتِهِ فَلْيَمْضِ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ فِي صَلَاتِهِ فَلْيَنْضِحْ مَا أَصَابَ مِنْ ثَوْبِهِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ فِيهِ أَثَرٌ فَيَغْسِلُهُ.

[3] قال ابن أبى عقيل: إذا أصاب ثوبه دم فلم يره حتّى صلّى فيه، ثم رآه بعد الصلاة، و كان الدم على قدر الدينار غسّل ثوبه و لم يعد الصلاة، و ان كان أكثر من ذلك أعاد الصلاة، و لو رآه قبل صلاته أو علم أنّ في ثوبه دما و لم يغسله حتّى صلّى أعاد و غسل ثوبه قليلا كان الدم أو كثيرا، و قد روى انّه لا اعادة عليه الّا أن يكون أكثر من مقدار الدينار «1» (الى أن قال):

احتجّ ابن أبى عقيل على وجوب الغسل مع سبق العلم بما رواه أبو بصير عن الصادق عليه السلام قال: ان أصاب ثوب الرجل الدم فصلّى فيه و هو لا يعلم فلا اعادة عليه و ان هو علم قبل أن يصلّى فنسي و صلّى فعليه الإعادة.

و إطلاق الإعادة يقتضي وجوب الغسل مع كثرة الدم و قلّته.

[4] أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ طَشْتٍ فِيهِ زَعْفَرَانٌ بَالَ فِيهِ صَبِيٌّ فَقَالَ يَصْبِغُوا ثَوْبَهُمْ ثُمَّ يَغْسِلُوهُ فَإِذَا الْمَاءُ قَدْ طَهَّرَ الثَّوْبَ.

[5] رُوِّينَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ص أَنَّهُ قَالَ فِي الْبَوْلِ يُصِيبُ الثَّوْبَ يَغْسِلُ مَرَّتَيْنِ.

وَ كَذَلِكَ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ص فِي بَوْلِ الصَّبِيِّ يُصِيبُ الثَّوْبَ يَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ حَتَّى يَخْرُجَ مِنَ الْجَانِبِ الْآخَرِ.

وَ عَنْ عَلِيٍّ ص أَنَّهُ قَالَ فِي الْمَنِيِّ يُصِيبُ الثَّوْبَ يَغْسِلُ مَكَانَهُ فَإِنْ لَمْ يَعْرِفْ مَكَانَهُ وَ عَلِمَ يَقِيناً أَنَّهُ أَصَابَ الثَّوْبَ غَسَلَ الثَّوْبَ كُلَّهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ يَعْرِكُ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ يَغْسِلُ وَ يَعْصِرُ وَ كَذَلِكَ قَالَ عَلِيٌّ ص فِي الْمَذْيِ يُصِيبُ الثَّوْبَ.

وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ص وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ أَنَّهُمَا قَالا فِي الدَّمِ يُصِيبُ الثَّوْبَ يُغْسَلُ كَمَا تُغْسَلُ النَّجَاسَاتُ وَ رَخَّصَا فِي النَّضْحِ الْيَسِيرِ مِنْهُ وَ مِنْ سَائِرِ النَّجَاسَاتِ مِثْلِ دَمِ الْبَرَاغِيثِ وَ أَشْبَاهِهِ قَالا فَإِذَا ظَهَرَ تَفَاحُشٌ غُسِلَ وَ كَذَلِكَ قَالا فِي دَمِ السَّمَكِ إِذَا تَفَاحَشَ غُسِلَ.

وَ عَنْهُ ص أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الشَّرَابِ الْخَبِيثِ يُصِيبُ الثَّوْبَ قَالَ يُغْسَلُ.

[6] و قال ابن الجنيد: ما كان من المذي ناقضا طهارة الإنسان غسل منه الثوب و الجسد و لو غسل منه جميعه كان أحوط (الى أن قال): احتج ابن الجنيد بما رواه الحسين بن أبي العلاء، قال: سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن المذي يصيب الثوب؟ قال: إن عرفت مكانه فاغسله، و إن خفي مكانه عليك فاغسل الثوب كلّه.

و عنه قال: سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن المذي يصيب الثوب فيلتزق به؟ قال: تغسله و لا تتوضّأ.

[7] وَ الثَّوْبُ إِذَا أَصَابَهُ الْبَوْلُ غُسِلَ فِي مَاءٍ جَارٍ مَرَّةً وَ إِنْ غُسِلَ فِي مَاءٍ رَاكِدٍ فَمَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُعْصَرُ. وَ إِنْ كَانَ بَوْلَ الْغُلَامِ الرَّضِيعِ صُبَّ عَلَيْهِ الْمَاءُ صَبّاً وَ إِنْ كَانَ قَدْ أَكَلَ الطَّعَامَ غُسِلَ وَ الْغُلَامُ وَ الْجَارِيَةُ فِي هَذَا سَوَاءٌ.

وَ سَأَلَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ أَبِي مَحْمُودٍ- الرِّضَا ع- عَنِ الطِّنْفِسَةِ وَ الْفِرَاشِ يُصِيبُهُمَا الْبَوْلُ كَيْفَ يُصْنَعُ وَ هُوَ ثَخِينٌ كَثِيرُ الْحَشْوِ فَقَالَ يُغْسَلُ مِنْهُ مَا ظَهَرَ فِي وَجْهِهِ.

[8] و الثوب إذا أصابه البول غسل بماء جار مرة، و إن غسل بماء راكد فمرتين، ثم يعصر.

[9] و إذا أصاب ثوب الإنسان بول أو غائط أو مني لم تجز له الصلاة فيه حتى يغسله بالماء قليلا كان ما أصابه أو كثيرا.

و إذا مس ثوب الإنسان كلب أو خنزير و كانا يابسين فليرش موضع مسهما منه بالماء و إن كانا رطبين فليغسل ما مساه بالماء و كذلك الحكم في الفأرة و الوزغة.

و إذا وقع ثوب الإنسان على جسد ميت من الناس قبل أن يطهر بالغسل نجسه و وجب عليه تطهيره بالماء و إذا وقع عليه بعد غسله لم يضره ذلك و جازت له فيه الصلاة و إن لم يغسله و إذ وقع على ميتة من غير الناس نجسه أيضا و وجب غسله منه بالماء.

و الخمر و نبيذ التمر و كل شراب مسكر نجس إذا أصاب ثوب الإنسان شي‌ء منه قل ذلك أم كثر لم تجز فيه الصلاة حتى يغسل بالماء و كذلك حكم الفقاع.

[10] المسألة التاسعة و العشرون: الثوب إذا أصابته النجاسة، و لم يعرف المكان تجوز الصلاة أم لا؟

الجواب: إذا عرف مكان النجاسة من الثوب، غسل ذلك الموضع، و ان لم يعرف بعينه غسل الثوب جميعا، و لا تجوز الصلاة فيه قبل الغسل.

[11] و عندنا: أن بول الغلام الصغير لا يجب غسله من الثوب، بل يصب عليه الماء صبا، فإن كان قد أكل الطعام وجب غسله، و جائز أن يغسل الثوب من بوله على كل حال.

[12] و إزالة النجاسة على أربعة أضرب:

أحدها: بالمسح على الأرض و التراب- و هو ما يكون بالنعل و الخف.

و الآخر: بالشمس، و هو البول، إذا وقع على الأرض و البواري و الحصر.

و الآخر: يرش الماء على ما مسه: كمس الخنزير و الكلب و الفارة و الوزغة و جسد الكافر- إذا كان كل من ذلك يابسا.

و كذلك من ظن أن في ثوبه نجاسة و لم يتيقن ذلك: فإنه يرش الثوب بالماء.

و الآخر: ما عدا ما ذكرناه من النجاسات، فإن          ه لا يزول إلا بالماء، و لا يجزي فيه غيره.

و في أصحابنا من أجاز إزالة النجاسات بالمائعات، و إزالة كل نجاسة بالماء أفضل و أولى.

[13] أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ أَيَّدَهُ اللَّهُ تَعَالَى عَنْ أَبِي الْقَاسِمِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْبَوْلِ يُصِيبُ الْجَسَدَ قَالَ صُبَّ عَلَيْهِ الْمَاءَ مَرَّتَيْنِ فَإِنَّمَا هُوَ مَاءٌ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الثَّوْبِ يُصِيبُهُ الْبَوْلُ قَالَ اغْسِلْهُ مَرَّتَيْنِ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّبِيِّ يَبُولُ عَلَى الثَّوْبِ قَالَ تَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ قَلِيلًا ثُمَّ تَعْصِرُهُ.

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ بَوْلِ الصَّبِيِّ قَالَ تَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ فَإِنْ كَانَ قَدْ أَكَلَ فَاغْسِلْهُ بِالْمَاءِ غَسْلًا وَ الْغُلَامُ وَ الْجَارِيَةُ شَرَعٌ سَوَاءٌ.

مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنِ السِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلَاءٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الثَّوْبِ يُصِيبُهُ الْبَوْلُ قَالَ اغْسِلْهُ فِي الْمِرْكَنِ مَرَّتَيْنِ فَإِنْ غَسَلْتَهُ فِي مَاءٍ جَارٍ فَمَرَّةً وَاحِدَةً.

عَنْهُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ عَلِيّاً ع قَالَ: لَبَنُ الْجَارِيَةِ وَ بَوْلُهَا يُغْسَلُ مِنْهُ الثَّوْبُ قَبْلَ أَنْ تَطْعَمَ لِأَنَّ لَبَنَهَا يَخْرُجُ مِنْ مَثَانَةِ أُمِّهَا وَ لَبَنُ الْغُلَامِ لَا يُغْسَلُ مِنْهُ الثَّوْبُ وَ لَا مِنْ بَوْلِهِ قَبْلَ أَنْ يَطْعَمَ لِأَنَّ لَبَنَ الْغُلَامِ يَخْرُجُ مِنَ الْعَضُدَيْنِ وَ الْمَنْكِبَيْنِ.

قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ: مَا تَضَمَّنَ هَذَا الْخَبَرُ مِنْ أَنَّ بَوْلَ الصَّبِيِّ لَا يُغْسَلُ مِنْهُ الثَّوْبُ قَبْلَ أَنْ يَطْعَمَ مَعْنَاهُ أَنَّهُ يَكْفِي أَنْ يُصَبَّ عَلَيْهِ الْمَاءُ وَ إِنْ لَمْ يُعْصَرْ عَلَى مَا بَيَّنَهُ الْحَلَبِيُّ فِي رِوَايَتِهِ الْمُتَقَدِّمَةِ.

وَ أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ أَيَّدَهُ اللَّهُ تَعَالَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا ع الطِّنْفِسَةُ وَ الْفِرَاشُ يُصِيبُهُمَا الْبَوْلُ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِ وَ هُوَ ثَخِينٌ كَثِيرُ الْحَشْوِ قَالَ يُغْسَلُ مَا ظَهَرَ مِنْهُ فِي وَجْهِهِ.

مَا أَخْبَرَنِي بِهِ الشَّيْخُ أَيَّدَهُ اللَّهُ تَعَالَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا مَسَّ ثَوْبَكَ كَلْبٌ فَإِنْ كَانَ يَابِساً فَانْضِحْهُ وَ إِنْ كَانَ رَطْباً فَاغْسِلْهُ.

مَا أَخْبَرَنِي بِهِ الشَّيْخُ أَيَّدَهُ اللَّهُ عَنْ أَبِي الْقَاسِمِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ ابْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَشْرَبْ مِنْ أَلْبَانِ الْإِبِلِ الْجَلَّالَةِ وَ إِنْ أَصَابَكَ شَيْ‌ءٌ مِنْ عَرَقِهَا فَاغْسِلْهُ.

[14] مسألة 139 [حكم غسل الإناء أو الثوب من النجاسات]

إذا أصاب الثوب نجاسة، أو الإناء، فصب عليهما الماء، و لا يغسل و لا يعصر، فهل يطهر الإناء و الثوب؟ لأصحابنا في ذلك روايتان:

إحداهما أنه يطهر. و الأخرى: أنه لا بد من غسله، و كذلك الإناء.

... و أيضا فقد روى ابن أبي يعفور قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن‌ البول يصيب الثوب؟ فقال: اغسله مرتين.

و روى أبو إسحاق النحوي قال: سألته عن البول يصيب الجسد؟ قال: صب عليه الماء مرتين.

و الوجه في الجمع بينهما، قد ذكرناه في الكتابين المقدم ذكرهما و هو ان قلنا: يحمل خبر الاقتصار على الصب، على ما إذا كان البول الصبي الرضيع. اما إذا كان قد أكل الطعام، فلا بد من الغسل.

و روى هذا التفصيل الحلبي قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن بول الصبي؟ قال: تصب عليه الماء، فان كان قد أكل، فاغسله غسلا، و الغلام و الجارية شرع سواء.

[15] و كل نجاسة يجب إزالة قليلها و كثيرها فإنه يجب إزالتها عن الثياب و الأبدان ... إذا تحقق حصول النجاسة في الثوب و لم يعلم موضعه بعينه وجب غسل الثوب كله و إن علم أنه في موضع مخصوص وجب غسل ذلك الموضع لا غير.

الماء الذي ولغ فيه الكلب أو الخنزير إذا أصاب الثوب وجب غسله لأنه نجس و إن أصابه من الماء الذي يغسل به الإناء لا يجب غسله

إذا صافح ذميا أو محكوما بكفره من أهل الملة كان حكمه حكم ما ذكرناه من النجاسات، و إذا أصاب ثوبه ميت من الناس بعد برده بالموت و قبل تطهيره بالغسل أو غيره من الأموات وجب غسل الموضع الذي أصابه فإن لم يتعين الموضع غسل كله.

... و كل نجاسة يجب غسلها لا يكفى صب الماء عليها إلا بول الصبي خاصة قبل أن يطعم.

[16] و متى حصل في الثوب شي‌ء من النجاسات التي يجب إزالتها، وجب غسل الموضع الذي أصابته.

و بول الصّبيّ قبل أن يطعم، لا يجب غسل الثّوب منه، بل يصبّ الماء عليه صبّا. و بول الصّبية يجب غسله على كلّ حال‌

[17] و غير الدم ضربان إما يجب إزالة قليله و كثيره أو يستحب. فما يجب إزالة قليله و كثيره أربعة أضراب:

أحدها يجب غسل ما مسه إن كانا رطبين أو كان أحدهما رطبا.

و الثاني يجب رش الموضع الذي مسه يابسا بالماء إن كان ثوبا.

و الثالث يجب مسحه بالتراب إن مسه البدن يابسين.

و الرابع يجب غسل ما أصابه بالماء على كل حال. فالأول و الثاني و الثالث تسعة أشياء الكلب و الخنزير و الثعلب و الأرنب و الفأرة و الوزغة و جسد الذمي و الكافر و الناصب فإنه يجب غسل الموضع الذي مسه رطبا بالماء ثوبا كان أو بدنا و رشه بالماء إن مس الثوب يابسين و مسحه بالتراب إن مس البدن يابسين. و الرابع أحد و عشرون شيئا بول الآدمي و غائطه و المني من جميع الحيوانات و بول ما لا يؤكل لحمه من جميع الحيوانات و روثه و ذرقه‌ ...

[18] فعبارة عن إزالة النجاسة عن البدن و الثياب بما نبين أنها تزول في الشرع به.

... و لا يجوز إزالة النجاسة بغير الماء من المائعات، و هو قول الأكثر من أصحابنا، و يدل عليه أن حظر الصلاة و عدم إجزائها في الثوب الذي أصابته نجاسة، معلوم، فمن ادعى إجزائها فيه إذا غسل بغير الماء، فعليه الدليل.

[19] و كل نجاسة تجب ازالة قليلها و كثيرها، فإنّه يجب إزالتها عن الثياب و الأبدان، أدركها الطرف، أو لم يدركها، إذا تحقق ذلك ... و إذا تحقق حصول النجاسة في الثوب، و لم يعلم موضعه بعينه، وجب غسل الثوب كله، و إن علم انّه في موضع مخصوص، وجب غسل ذلك الموضع ... و الماء الذي ولغ فيه الكلب و الخنزير، إذا أصاب الثوب، وجب غسله، لأنّه نجس، و إن أصابه الماء الذي يغسل به الإناء، فإن كان من الغسلة الأوّلة، يجب غسله، و إن كان من الغسلة الثانية أو الثالثة، لا يجب غسله، و قال بعض أصحابنا: لا يجب غسله سواء كان من الغسلة الأولة أو الثانية، و ما اخترناه المذهب.

و بول الصبي الرضيع و حدّه من لم يبلغ سنتين، نجس، إذا أصاب الثوب يكفي أن يصبّ الماء عليه، من غير عصر له، و قد طهر.

و بول الصبية لا بدّ من عصره مرّتين، مثل بول البالغين، و إن كان للصبية دون الحولين. فإذا تم للصبي حولان وجب عصر الثوب من بوله.

[20] تعصر الثياب من النجاسات كلها إلا من بول الرضيع فإنه يكفي صب الماء عليه.

[21] الغسل يتضمن العصر و مع عدم العصر يكون صبا و البدن يجتزئ فيه بالصب مرتين و انما قيل في الأصل يغسل الثوب و البدن، لأنه جمع بينهما فاجتزء في إزالتهما بصفة ازالة أحدهما ... و أما الفرق بين الثوب و البدن فلان البول يلاقي ظاهر البدن و لا يرسب فيه فيكفي صب الماء لأنه يزيل ما على ظاهره، و ليس كذلك الثوب لأن النجاسة ترسخ فيه فلا تزول الا بالعصر.

مسئلة: بول الصبي لا يجب غسله و يكفي صب الماء عليه مرة في الثوب و غيره و نعني به الذي لم يأكل الطعام.

[22] و يغسل الثوب من النجاسات العينية حتى يزول العين، أما الحكمية كالبول اليابس في الثوب فيكفي غسله مرة؛ و يجب العصر إلا في بول الرضيع فإنه يكتفى بصب الماء عليه.

[23] مسألة: المشهور أنّ بول الرضيع قبل أن يأكل الطعام نجس لكن يكفي صبّ الماء عليه من غير عصر.

[24] و يغسل الثوب من النجاسات العينية حتى يزول العين، اما الحكمية كالبول اليابس في الثوب فيكفي غسله مرة، و يجب العصر إلّا في بول الرضيع فإنه يكتفى بصب الماء عليه.

[25] و يجب إزالة النجاسة للصلاة، و الطواف، و دخول المسجد مع التعدّي، و الأكل، و الشرب، و عن المصحف، و المساجد، و الضرائح المقدّسة. و الواجب زوال العين، و لا عبرة بالرائحة و اللون إذا شقّ زواله، و يستحبّ صبغ الدم بالمشتق. و العصر في غير الكثير.

[26] لا ريب في وجوب العصر إذا كان الغسل في غير الكثير و الجاري، لأن النجاسة تزول به، و لأن الماء القليل ينجس بها، فلو بقي في المحل لم يحكم بطهره (إذ لا يطهر أثر النجاسة إلا بعد الانفصال، على ما ذكره المصنف). فعلى هذا لو جفّ الماء على المحل و لم ينفصل لم يطهر، و هذا إنما هو فيما لا يعسر عصره، أما نحو الحشايا فيكفي فيها الدق و التغميز للرواية. و يستثني من ذلك بول الرضيع الذي لم يغتذ بغير اللبن كثيرا.

[27] قوله: «و تعصر الثياب من النجاسات كلها إلا من بول الرضيع فإنه يكفي صب الماء عليه».

(1) إذا غسلت بغير الكثير و الا لم يفتقر الى عصر.

[28] و بالجملة وجوب العصر، ما نجد له دليلا الا الحكم بنجاسة الماء الموجود فيه مع إمكان إخراجه، و لا يمكن الا بالعصر، و لكن لا يتم، لمنع عدم إمكان إخراجه إلا بالعصر و القول بها أيضا مشكل لما فهم من المحذورات سيّما الحكم بطهارة البدن بعد الغسل بالماء القليل و عدم اشتراط التيبيس، و كذا الظروف و غيرها، و الأصل و دليل الحرج و السمحة السهلة، مؤيّد عظيم فيمكن تأويل أدلة نجاسة القليل بتخصيصها بغير حال التطهير، للجمع.

... و الحاصل ان مسئلة المستعمل و العصر من مشكلات الفن يفتح اللّه على حلّه.

ثم انه لا شك لنا في طهارة الثوب بعد العصر و ان بقي فيه شي‌ء كالبدن و جميع ما لا يجب عصره فلا يبعد تعيينه لحصول يقين الطهارة، إذ لا يحصل بدونه، و ان بقي بعض الاستبعادات فلا يضر لأن أمثالها كثيرة و مجابة بالتعبد المحض في باب الطهارة و النجاسة (أو) ارتكاب مذهب المصنف (أو) الطهارة مع التخصيص المتقدم (أو) القول بنجاسة المستعمل و التزام اشتراط خروجه لطهارة المحلّ على اى وجه كان فتأمل.

[29] و لو قيل بعدم اعتبار العصر إلا إذا توقف عليه زوال عين النجاسة كان قويا، و مال إليه شيخنا المحقق سلمه اللّه تعالى.

قوله: إلا من بول الرضيع، فإنه يكفي صبّ الماء عليه.

هذا مذهب الأصحاب لا نعلم فيه مخالفا.

و المشهور بين الأصحاب: اختصاص الحكم بالصبي، و وجوب الغسل من بول الصبية كالبالغ. و نقل عن علي بن بابويه أنه ساوى بين بول الصبي و الصبية في ذلك، و هو الظاهر من حسنة الحلبي المتقدمة، حيث قال فيها: «و الغلام و الجارية شرع سواء».و أجاب عنها في المعتبر بحمل التسوية على التسوية في التنجيس، لا في حكم الإزالة، و هو بعيد جدا.

[30] و التحقيق عندي في المقام و ان لم يهتد إليه أولئك الاعلام ان أكثر الأخبار‌ المتقدمة و ان خلا من ذكر العصر إلا ان كلامه (عليه السلام) في الفقه الرضوي قد اشتمل عليه و به يخص إطلاق تلك الاخبار.

... مذهب الأصحاب (رضوان الله عليهم) لا نعلم فيه مخالفا انه يكفي صب الماء في بول الرضيع من غير غسل و نقل عليه الشيخ في الخلاف إجماع الفرقة.

[31] و الحقّ و التحقيق‌ ما قد عرفته. و لا ريب في بطلان كلام الاستاذ و كلام صاحب «المدارك» و من تبعه على ذلك. فكان الغسل حقيقة في قدر مشترك بين الصبّ فقط و بين الصبّ و العصر و هو إزالة النجاسة. و هي في كلّ شي‌ء بحسبه، ففي الثوب لا بدّ فيها من العصر و في غيره يكفي فيه الصبّ، فيرجع الحال أن يقال إنّ الغسل حقيقة في صبّ الماء مع الانفصال و هو في كلّ شي‌ء بحسبه.

و أطلق لزوم العصر في جميع الكتب الّتي ذكر فيها، و قد مرَّ شطر منها، و ظاهر الإجماع و الشهرة التعلق بالمطلق، بل ظاهر الأخبار ذلك، لكن من لحظ مطاوي الأخبار لأنّ الغسل فيها مقابل للصبّ و كلام الأصحاب في الاحتجاج بتنجيس الماء المتخلّف في الثوب كاد يقطع أنّ ذلك في غير الكثير و الجاري، لأنّ الماء المتخلّف حينئذ متّصل بالكرّ و الجاري فلا يحكم بنجاسته بلا دليل. نعم حيث يقال بدخول العصر في مفهوم الغسل تقوّي السراية، مع إمكان أن يقال إنّما ذلك حيث يكون في القليل، و كذا تنزيل استنادهم إلى تخلّف أجزاء من النجاسة يمكن أن يراد حيث لا يستولي الماء المعصوم عليه.

إلّا في بول الصبي فإنّه يكتفى بصبّ‌ الماء علیه ... و هذا الحكم خاصّ بالصبيّ دون الصبيّة. و قد نقل على ذلك الإجماع في‌ «المختلف» و ... ظاهر عبارة الصدوقين حيث أوردا عبارة حسنة الحلبي بعينها القول بالمساواة. و في «الذكرى» و في بول الصبيّة قول بالمساواة و العصر أولى.

[32] المسألة الثالثة: المشهور ... توقّف طهارة الثياب و غيرها مما يرسب فيه الماء على العصر.

و تردّد فيه جماعة من المتأخرين ... .

و الحقّ هو الأول، للرضوي المنجبر ضعفه بالشهرة القوية: «و إن أصابك بول في ثوبك فاغسله من ماء جار مرة، و من ماء راكد مرتين، ثمَّ أعصره».

و اختصاصه بالبول و الثوب- لعدم الفصل- غير ضائر.

... المسألة الخامسة: مذهب الأصحاب لا نعلم فيه مخالفا‌ كما في المعتبر و غيره، بل في الناصريات و الخلاف: الإجماع عليه، و ادّعاه والدي في المعتمد و اللوامع أيضا: أنّه يكفي صب الماء مرة في بول الصبي الذي لم يأكل.

... ثمَّ الحقّ الموافق للظاهر كلام الأكثر- كما صرّح به جماعة - اختصاص الحكم بالصبي، فلا يجري في بول الصبية و يجب غسله.

[33] و بذلك ينقطع استصحاب النجاسة و ان أيد بتلك الاعتبارات السابقة فلا يجب حينئذ بعد الإزالة و تحقق مسمى الغسل شي‌ء من العصر تغميزا أوليا أو كبسا حتى لو قلنا بنجاسة الغسالة، و الله أعلم.

... و لعله لذا حكي عن المبسوط و النهاية و الجمل و ظاهر الانتصار و الناصريات إطلاق الغسل من غير تعرض للعصر، و ان جعل مقابلا للصب في الأول كالخلاف، و هو الذي يقوى في نفس الحقير وفاقا لصريح جماعة من متأخري المتأخرين.

... كما انه قد يقوى في بادئ النظر وجوبه أيضا حتى لو غسل بالكثير جاريا أو غيره ... لکن صرح جماعة من المتأخرين بل في الذخيرة نسبته إلى أكثر المتأخرين كما في غيرها نسبته إلى التذكرة و نهاية الأحكام و ما تأخر عنها بسقوطه حينئذ، بل لم نعثر على مصرح بخلافه.

... هذا مع عدم فائدته أي العصر هنا بناء على تعليله بخروج ماء الغسالة، لكون المفروض أن المغسول به مما لا ينفعل، و القول بتحقق نجاساتها في انفصال المغسول عن الماء لإرادة غسله مرة ثانية إذا كان مما يغسل مرتين يدفعه بعد تسليم وجوب التعدد‌ في الكثير أنه لا حاجة إلى العصر أيضا، لحصول طهارتها باشتمال كثير الماء عليه في المرة الثانية، و هو الأقوى.

[34] ... و الحاصل: أنّ مفهوم النظافة و النزاهة حقيقيّة كانت أو حكميّة إجمالا مأخوذ في ماهيّة الغسل، فلا بدّ من القطع بحصوله في رفع اليد عن استصحاب النجاسة، و لا يحصل القطع بذلك إلّا بالعصر فيما يتعارف عصره لدى غسله من الثياب و نحوها فيجب.

... و كيف كان فهل يختصّ اعتبار العصر بما إذا غسل الثوب بماء غير معتصم، فلو غسل في الكرّ أو الجاري أو بماء المطر، لم يجب، كما اشتهر بين المتأخّرين، أم لا، كما يقتضيه إطلاق غيرهم؟ وجهان: من الشكّ في تحقّق مفهوم الغسل عرفا بدونه، و من إطلاق قول الصادق عليه السّلام في مرسلة الكاهلي: «كلّ شي‌ء يراه ماء المطر فقد طهر» «1» فإنّ الرؤية تتحقّق بدون العصر بلا شبهة. و يثبت الحكم في الجاري بضميمة عدم القول بالفرق.

و الظاهر عدم القول بالفرق بينه و بين الكثير أيضا.

ثمّ اعلم أنّ ما ذكرناه آنفا من وجوب عصر الثياب أو ما يفيد فائدته إنّما هو فيما عدا بول الصبي الذي لم يأكل، و أمّا فيه فلا يجب ذلك.

[35] (مسألة 16): يشترط في الغسل بالماء القليل انفصال الغسالة على المتعارف، ففي مثل البدن و نحوه ممّا لا ينفذ فيه الماء يكفي صبّ الماء عليه، و انفصال معظم الماء و في مثل الثياب و الفرش ممّا ينفذ فيه الماء لا بدّ من عصره أو ما يقوم مقامه، ... و أمّا في الغسل بالماء الكثير فلا يعتبر انفصال الغسالة و لا العصر.

(مسألة 17): لا يعتبر العصر و نحوه فيما تنجّس ببول الرضيع (4) و إن كان مثل الثوب و الفرش و نحوهما، بل يكفي صبّ الماء عليه مرّة على وجه يشمل جميع أجزائه ... لكن يشترط أن لا يكون متغذّياً معتاداً بالغذاء.

[36] التطهير بالماء المعتصم كالجاري و الكر و ماء المطر يحصل بمجرد استيلائه على المحل النجس، من غير حاجة الى عصر. ...و كذا إذا أريد تطهير الثوب فإنه يوضع في الطشت و يصب الماء عليه ثم يعصر و يفرغ الماء مرة واحد.

مسألة 11- يكفي الصب في تطهير المتنجس ببول الصبي قبل ان يتغذى بالطعام‌ بل في مدة الرضاع على الأحوط، و ان كان الأقوى عدم‌ اعتبار ذلك، بل يكفي الصب ما دام رضيعا لم يتغذ و ان تجاوز عمره الحولين، و لا يحتاج الى العصر

[37] و الأقوى عدم اعتبار الورود و عدم اعتبار العصر.

[38] الظاهر اعتبار العصر أو ما بحكمه في غسل الثياب و نحوها بالماء الكثير أيضاً، و قد مرّ حكم التعدّد و غيره.

[39] (مسألة 452): يعتبر في التطهير بالقليل انفصال ماء الغسالة على النحو المتعارف، فإذا كان المتنجس مما ينفذ فيه الماء مثل الثوب، و الفراش فلا بد من عصره، أو غمزه بكفه أو رجله.

(مسألة 461): الثياب و نحوها إذا تنجست بالبول يكفي غسلها في الماء الجاري مرة واحدة، و في غيره لا بد من الغسل مرتين، و لا بد من العصر، أو الدلك في جميع ذلك.

(مسألة 462): التطهير بماء المطر يحصل بمجرد استيلائه على المحل النجس، من غير حاجة الى عصر.

(مسألة 463):

يكفي الصب في تطهير المتنجس ببول الصبي ما دام رضيعا لم يتغذّ و ان تجاوز عمره الحولين، و لا يحتاج الى العصر

[40] و أمّا في الغسل بالماء الكثير فلا يعتبر انفصال الغسالة و لا العصر و لا التعدّد و غيره، بل بمجرّد غمسه (3) في الماء ...

(3) لا يخلو من إشكال و إن لا يخلو من وجه فلا يُترك الاحتياط بمثل العصر و ما قام مقامه، ... .

[41] مسأله 154. تطهير با آب كرّ و جارى‌

1- پس از برطرف شدن عين نجاست، با يكبار فرو بردن چيز نجس در آب كرّ، يا جارى (به طورى كه آب به تمام جاهاى نجس آن برسد)، آن چيز پاك مى‌شود.

2- احتياط واجب آن است كه فرش، لباس و مانند آن، طورى فشار يا حركت داده شود كه آب داخل آن خارج شود.

مسأله 155. شستن نجس شدۀ به بول با آب قليل‌

1- اگر بخواهند چيزى غير از لباس و فرش و مانند اينها را كه به بول نجس شده است، با آب قليل آب بكشند، چنانچه يك مرتبه روى آن آب بريزند و از آن جدا شود، در صورتى كه بول در آن چيز نمانده باشد، دو مرتبۀ ديگر كه آب روى آن بريزند، پاك مى‌شود. ولى در مانند لباس و فرش و مانند اينها بايد بعد از هر دفعه، فشار دهند تا غسالۀ آن بيرون آيد.

چيزى كه با بول پسر بچه شيرخوار نجس شده است، با وجود دو شرط، با يك بار آب كشيدن به طورى كه آب به تمام جاهاى نجس آن برسد، پاك مى‌شود. آن دو شرط عبارتند از: غذاخور نشده باشد و شير خوك نخورده باشد. ... در لباس، فرش و مانند آن فشار دادن لازم نيست.

[42] (مسألة 452): يعتبر في التطهير بالقليل انفصال ماء الغسالة على النحو المتعارف، فإذا كان المتنجس مما ينفذ فيه الماء مثل الثوب، و الفراش فلا بد من عصره، أو غمزه بكفه أو رجله.

(مسألة 461): الثياب و نحوها إذا تنجست بالبول يكفي غسلها في الماء الجاري مرة واحدة، و في غيره لا بد من الغسل مرتين، و لا بد من‌ العصر، أو الدلك في جميع ذلك.

(مسألة 462): التطهير بماء المطر يحصل بمجرد استيلائه على المحل النجس، من غير حاجة إلى عصر.

(مسألة 463): يكفي الصب في تطهير المتنجس ببول الصبي ما دام رضيعا لم يتغذ و إن تجاوز عمره الحولين، و لا يحتاج إلى العصر

[43] (مسألة 452): يعتبر في التطهير بالقليل انفصال ماء الغسالة على النحو المتعارف، فإذا كان المتنجس مما ينفذ فيه الماء مثل الثوب، و الفراش فلا بد من عصره، أو غمزه بكفه أو رجله.

(مسألة 461): الثياب و نحوها إذا تنجست بالبول يكفي غسلها في الماء الجاري مرة واحدة، و في غيره «315» 3 لا بد من الغسل مرتين، و لا بد من العصر، أو الدلك في جميع ذلك.

(مسألة 462): التطهير بماء المطر يحصل بمجرد استيلائه على المحل النجس، من غير حاجة الى عصر.

(مسألة 463): يكفي الصب في تطهير المتنجس ببول الصبي ما دام رضيعا لم يتغذّ و ان تجاوز عمره الحولين، و لا يحتاج الى العصر

[44] و لو تنجس اللباس و نحوه بالبول يكفي غسله في الماء الجاري مرة واحدة و الأحوط غسله في الكرّ مرّتين. و لا يجب إخراج ماء الغسالة- بالعصر أو غيره- عند الغسل بالماء الجاري أو الكر.

مسألة 161: إذا أُريد تطهير الشي‌ء المتنجس بالبول بالماء القليل، فإن صبّ عليه الماء مرة واحدة و انفصل عنه بحيث لم يبق عليه شي‌ء من البول، يطهر إذا صبّ عليه الماء مرة ثانيه. و لكن اللباس أو السجّاد و أمثالهما لا تطهر على الأحوط إلّا بانفصال الغسالة عنه بعد كل غسلة، بالعصر أو غيره.

مسألة 163: إذا تنجس شي‌ء بغير البول (في غير الموارد المذكورة في المسائل من 151 إلى 154(مراد ظروف است)) و صبّ عليه الماء مرة واحدة بحيث تزول عنه عين النجاسة و تنفصل، طهر؛ و لكن في غسل اللباس و نحوه في الماء القليل يجب العصر على الأحوط، حتّى تخرج الغسالة. و في غير الماء القليل لا يحتاج إلى العصر.

مسألة 162: إن تنجس شي‌ء ببول طفل رضيع لم يتغذ على الطعام أو طفلة رضيعة لم تتغذ على الطعام، يطهر بصبّ الماء عليه مرة واحدة إذا وصل الماء إلى جميع المواضع النجسة، أو بصبّ قليلٍ من الماء عليه مع إيصاله إلى المواضع النجسة بالعصر. و الأحوط استحباباً أن يصبّ عليه الماء مرة اخرى. و لا يلزم العصر في اللباس و السجّاد و أمثالهما.

[45] مسألة 461: الثوب أو البدن إذا تنجس بالبول يكفي غسله في الماء الجاري مرة واحدة، و في غيره لا بد من الغسل مرتين، و لا بد في الغسل بالماء القليل من انفصال الغسالة كما مر في المسألة 452.

مسألة 462: التطهير بماء المطر يحصل بمجرد استيلائه على المحل النجس من غير حاجة إلى العصر أو ما بحكمه.

مسألة 463: يكفي الصب في تطهير المتنجس ببول الصبي ما دام رضيعا لم يتغذ بالطعام‌ و لم يتجاوز عمره الحولين على الأحوط الاولى، و لا يحتاج إلى العصر أو ما بحكمه.

[46] الحنفية- قالوا: يطهر الثوب المتنجس بغسله و لو مرة، متى زالت عين النجاسة المرئية، و لكن هذا إذا غسل في ماء جار أو صب عليه الماء، أما إذا غسل في وعاء، فإنه لا يطهر إلا بالغسل ثلاثا، بشرط أن يعصر في كل واحدة منها.

[47] المالكية- قالوا: يطهر محل النجاسة بغسله بالماء الطهور، و لو مرة إذا انفصل الماء عن المحل طاهرا.

[48] الحنابله ... و يشترط في تطهير المتنجس الذي تشرّب النجاسة أن يعصر كل مرة خارج الماء إن أمكن عصره، و يقتصر في العصر على القدر الذي لا يفسد الثوب.

[49] الشافعیه- قالوا: كيفية التطهير بالماء الطهور في النجاسة المغلظة، و هي ما كانت من كلب أو خنزير أو متولد منهما أو من أحدهما: هي ... .

... أما النجاسة المخففة فكيفية تطهيرها أن يرش على محلها ماء يعم النجاسة و إن لم يسل، و النجاسة المخففة هي حصول بول الصبي إذا كان غلاما لم يبلغ الحولين، و لم يتغذ إلا باللبن بسائر أنواعه، و منه الجبن و القشدة و الزبد، سواء كان لبن آدمي أو غيره، بخلاف الأنثى و الخنثى المشكل. فإن بولهما يجب غسله.

... أما النجاسة المتوسطة، و هي غير ما تقدم فإنها تنقسم إلى حكمية، و هي التي ليس لها جرم و لا طعم و لا لون و لا ريح، كبول غير الصبي إذا جف. و عينية، و هي التي لها جرم أو طعم أو لون أو ريح. أما الحكمية فكيفية تطهيرها أن يصب الماء على محلها و لو مرة واحدة و لو من غير قصد. و أما العينية فكذلك، و لكن بشرط زوال عين النجاسة، أما أوصافها فإن بقي منها الطعم وحده، فإن بقاءه يضر ما لم تتعذر إزالته.

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج