انتهای وقت وجوب نماز مغرب PDF چاپ پست الکترونیکی

 

 

تبیین موضوع: 2

مقدمه 2

چکیده اقوال  4

قول اول: 4

قول دوم: امتداد امتداد تا ذهاب شفق برای مختار و تا یک چهارم شب برای مضطر و یا مسافر: 4

قول سوم: نیمه شب برای مطلق مکلفین : 4

قول چهارم: نیمه شب برای مختار و طلوع فجر برای مضطر. 5

تفصیل اقوال: 5

فهرست منابع  16

 

تبیین موضوع:

انتهای وقت نماز مغرب برای مختار و مضطر مورد اختلاف است و اختلاف در آن، ناشی از روایات متعدد و طرق جمع بین آنها می باشد.

البته در این مساله به احتیاط و ظهور امر در فور نیز استدلال شده است.

در این مساله، بعضی غیاب حمره و یا یک چهارم شب را منتهای وقت مغرب دانسته و بعضی دیگر نیمه شب و یا طلوع فجر را منتهای وقت می دانند.

همچنین وقت اجزاء و وقت وجوب نیز در این مساله قابل تفکیک است که بعضی از متاخرین[1]،آنرا مطرح نموده اند.

 

مقدمه

از آنجایی که وقت نماز ، از اهم شرایط نماز است و در انتهای وقت نماز مغرب ،اختلافی شدید وجود دارد شناخت آن اهمیت زیادی دارد

اهمیت دیگر مساله در مواردی روشن می شود که طفلی به بلوغ می رسد یا زنی پاک می شود؛ در این مورد تنها در صورت امتداد وقت، نماز مغرب بر عهده آنها خواهد آمد

همچنین در این مساله ، روایات و به تبع آن قدما تفصیلی بین مختار و مضطر در وقت نماز بیان کرده اند ، که التزام به آن و تبیین مفهوم آن ؛ مساله ای مهم است

در این جهت ،شناخت اقوال قدماء از چند جهت حائز اهمیت است

1وجود اجماع در مساله.

2تحقق شهرت که موجب ترجیح در تعارض یا تصحیح سند باشد.

3روشن شدن شیوه استدلال قدماء و فهم ایشان از روایات.

4شناخت تفاصیل و صورت هایی که در میان اقوال قدما مطرح شده است .

مشهور قدماء ؛ قاِئل به اتمام وقت هنگام ذهاب حمره مغربیه بوده اند و روایات متعددی نیز بر آن دلالت دارد.

معروف بین متاخرین امتداد وقت تا نیمه شب است.

البته روایات این قول کم و عموما از جهت سند و دلالت ضعیف هستند لکن متاخرین با توجه به وجوهی عرفی ملتزم به روایات دسته اول نشده اند

محقق حلی و بعضی از متاخرین قائل به امتداد وقت نماز مغرب ، برای مضطر، تا طلوع فجر شده اند و روایاتی را نیز بر مدعای خود ذکر می کنند

عامه نیز در مساله مذکور به شدت مختلف هستند و قول واحدی در بین عامه وجود ندارد

أبو حنيفة و ثوري و أحمد و إسحاق و أبوثور و أبوبكر بن منذر، قائل به امتداد وقت تا ذهاب شفق می باشند .

البته ابو حنیفه شفق را سفیدی در مغرب می داند بعضی این قول را به شافعی نیز نسبت داده اند.

شافعی و اوزاعی وقت مغرب را تنها به مقدار مقدمات و اقامه نماز می داند و تاخیر از آنرا مطلقا حرام می داند.

مالک انتهای وقت مغرب را تا تحقق فجر صادق می داند[2]

چکیده اقوال

قول اول: امتداد تا ذهاب شفق(حمره مغربیه) نسبت به همه مکلفین :

قائلین به این قول: مرحوم ابن بابویه در فقه الرضا [3]، مرحوم ابن ابی عقیل در مجموعه فتوا[4] ، مرحوم مغربی در دعائم الاسلام[5] ، شیخ صدوق در هدایه[6] ، شیخ مفید در المقنعه[7] ، سید مرتضی در المسائل الناصریات[8] ومرحوم سلار در مراسم[9] می باشند.

قول دوم: امتداد امتداد تا ذهاب شفق برای مختار و تا یک چهارم شب برای مضطر و یا مسافر:

مرحوم کلینی در کافی [10]، شیخ صدوق در فقیه[11] ، مرحوم حلبی در کافی فی الفقه[12] ، شیخ طوسی در تهذیب[13] و خلاف[14] ومرحوم  ابن حمزه در وسیله[15] قائل به این نظریه می باشند.

قول سوم: نیمه شب برای مطلق مکلفین :

قائلین به این قول، مرحوم ابن جنید در مجموعه فتاوی[16]، مرحوم  ابن زهره در غنیه[17]، مرحوم ابن ادریس در سرائر[18] و محقق حلی در شرایع[19] می باشند.

قول چهارم: نیمه شب برای مختار و طلوع فجر برای مضطر.

محقق حلی در معتبر[20] قائل به این نظریه می باشند.

البته شیخ صدوق در المقنع[21] ، مرحوم محمد بن محمد بن اشعث در جعفریات[22] و سید مرتضی در الانتصار[23] مساله مذکور را مطرح ننموده اند.

مشهور قدماء فتوا به انتهای وقت نماز مغرب، هنگام ذهاب حمره مغربیه داده اند؛ هرچند مساله محل اختلاف بوده است.

مستند فتوا ایشان علاوه بر روایات متعدده ؛ دلالت امر بر فور و احتیاط نیز بوده است[24]

پس از ابن زهره قول به امتداد وقت نماز مغرب تا نیمه شب شهرت یافت و محقق نیز در معتبر انتهای وقت نماز مغرب را برای مضطر تا فجر صادق می داند

تفصیل اقوال:

ابن بابویه در فقه الرضا : أول وقت المغرب سقوط القرص و علامة سقوطه أن يسود أفق المشرق و آخر وقتها‌ غروب الشفق و هو أول وقت العتمة و سقوط الشفق ذهاب الحمرة[25]

کلام ایشان ظاهر در اتمام وقت مغرب هنگام ذهاب حمره مغربیه است، هر چند که با توجه به ذکر شفق در ابتداء وقت نماز عشاء احتمال استحباب نیز وجود دارد، ولی ذکر مستحبات وقت و عدم ذکر وقت اجزاء، بر خلاف سیاق می باشد.

شیخ کلینی در اصول کافی: - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ فَقَالَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع أَتَى النَّبِيَّ ص لِكُلِّ صَلَاةٍ بِوَقْتَيْنِ غَيْرَ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ فَإِنَّ وَقْتَهَا وَاحِدٌ وَ وَقْتَهَا وُجُوبُهَا.

9 وَ رَوَاهُ- عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ قَالا قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّ لِكُلِّ صَلَاةٍ وَقْتَيْنِ غَيْرَ الْمَغْرِبِ فَإِنَّ وَقْتَهَا وَاحِدٌ وَ وَقْتَهَا وُجُوبُهَا وَ وَقْتَ فَوْتِهَا سُقُوطُ الشَّفَقِ.

- وَ رُوِيَ أَيْضاً أَنَّ لَهَا وَقْتَيْنِ آخِرُ وَقْتِهَا سُقُوطُ الشَّفَقِ.

وَ لَيْسَ هَذَا مِمَّا يُخَالِفُ الْحَدِيثَ الْأَوَّلَ إِنَّ لَهَا وَقْتاً وَاحِداً لِأَنَّ الشَّفَقَ هُوَ الْحُمْرَةُ وَ لَيْسَ بَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ وَ بَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّفَقِ إِلَّا شَيْ‌ءٌ يَسِيرٌ وَ ذَلِكَ أَنَّ عَلَامَةَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ بُلُوغُ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ وَ لَيْسَ بَيْنَ بُلُوغِ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ وَ بَيْنَ غَيْبُوبَتِهَا إِلَّا قَدْرُ مَا يُصَلِّي الْإِنْسَانُ صَلَاةَ الْمَغْرِبِ وَ نَوَافِلَهَا إِذَا صَلَّاهَا عَلَى تُؤَدَةٍ وَ سُكُونٍ وَ قَدْ تَفَقَّدْتُ ذَلِكَ غَيْرَ مَرَّةٍ وَ لِذَلِكَ صَارَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ ضَيِّقاً.

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الرِّضَا ع ذَكَرَ أَصْحَابُنَا أَنَّهُ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ إِذَا غَرَبَتْ دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ وَ أَنَّ وَقْتَ الْمَغْرِبِ إِلَى رُبُعِ اللَّيْلِ فَكَتَبَ كَذَلِكَ الْوَقْتُ غَيْرَ أَنَّ وَقْتَ الْمَغْرِبِ ضَيِّقٌ وَ آخِرُ وَقْتِهَا ذَهَابُ الْحُمْرَةِ وَ مَصِيرُهَا إِلَى الْبَيَاضِ فِي أُفُقِ الْمَغْرِبِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ: وَقْتُ الْمَغْرِبِ فِي السَّفَرِ إِلَى رُبُعِ اللَّيْلِ.[26]

روایات ذکر شده در این باب و عبارت (صار وقت المغرب ضیقا) در توضیح روایات، ظهور در این دارد که ایشان قائل به نظریه دوم می باشند؛ یعنی انتهای وقت نماز مغرب برای مختار ، تا ذهاب شفق و برای مسافرین ، تا یک چهارم شب می باشد.

ابن أبى عقيل در مجموعه فتاوی:  انّ أول وقت المغرب سقوط القرص و علامته أن يسودّ أفق السماء من المشرق و ذلك إقبال الليل و تقوية الظلمة في الجوّ و اشتباك النجوم فإن جاوز ذلك بأقل قليل حتّى تغيب الشفق دخل في الوقت الأخير.[27]

ظاهر اینکه ایشان پس از ذهاب شفق را وقت نماز عشاء دانسته اند ؛ آنست که انتهای وقت نماز مغرب را ذهاب شفق می دانند، در غیر این صورت، ذکر آن در مبحث وقت نماز مغرب وجهی نداشت.

نعمان بن محمد مغربی در دعائم الاسلام : فإذا غاب القرص فذلك أول وقت صلاة المغرب و هو إجماع و علامة سقوط القرص إن حال حائل دون الأفق أن يسود أفق المشرق كذلك قال جعفر بن محمد‌

وَ رُوِيَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ إِذَا أَقْبَلَ اللَّيْلُ مِنْ هَاهُنَا وَ أَوْمَى بِيَدِهِ إِلَى جِهَةِ الْمَشْرِقِ‌ وَ سَمِعَ أَبُو الْخَطَّابِ عَلَيْهِ لَعَنَهُ اللَّهِ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ص وَ هُوَ‌ يَقُولُ إِذَا سَقَطَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَاهُنَا وَ أَوْمَى إِلَى الْمَشْرِقِ فَذَلِكَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ فَقَالَ أَبُو الْخَطَّابِ لِأَصْحَابِهِ لَمَّا أَحْدَثَ مَا أَحْدَثَهُ أَوَّلُ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ ذَهَابُ الْحُمْرَةِ مِنْ أُفُقِ الْمَغْرِبِ وَ قَالَ لَا تُصَلُّوهَا حَتَّى تَشْتَبِكَ النُّجُومُ فَبَلَغَ ذَلِكَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَعَنَهُ وَ قَالَ مَنْ تَرَكَ صَلَاةَ الْمَغْرِبِ إِلَى اشْتِبَاكِ النُّجُومِ عَامِداً فَأَنَا مِنْهُ بَرِي‌ءٌ[28]

ایشان در رابطه با انتهای وقت مغرب کلامی صریح یا ظاهر ندارند؛ لکن ذکر روایتی که امام در آن هرکسی که نماز مغرب را پس ازذهاب حمره خوانده لعن نموده اند، اشاره به این دارد که انتهای وقت ذهاب حمره مغربیه است.

ابن جنید در مجموعه فتاوی:  إذا غربت الشمس دخل وقت صلاة المغرب، فاذا مضى مقدار أداء ثلاث ركعات دخل وقت العشاء الآخرة و اشتركت الصلاتان في الوقت الى أن يبقى الى انتصاف الليل مقدار أداء أربع ركعات ، فيخرج وقت المغرب و يخلص ذلك المقدار للعشاء الآخرة.  و اختاره ابن الجنيد[29]

ایشان صریحا انتهای وقت نماز مغرب را مطلقا نیمه شب میدانند

شیخ صدوق در هدایه:  وقت المغرب أضيق الأوقات، و هومن حين غيبوبة الشمس إلى غيبوبة الشفق[30]

مرحوم صدوق در کتاب فتوایی هدایه؛  وقت مغرب را تا ذهاب شفق دانسته و تفصیلی نسبت به مضطر نداده اند.

شیخ صدوق در فقیه:  وَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ لِمَنْ كَانَ فِي طَلَبِ الْمَنْزِلِ فِي سَفَرٍ إِلَى رُبُعِ اللَّيْل وَ الْمُفِيضِ مِنْ عَرَفَاتٍ إِلَى جَمْعٍ كَذَلِكَ

657 وَ رَوَى بَكْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سَأَلَهُ سَائِلٌ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ فِي كِتَابِهِ لِإِبْرَاهِيمَ ع- فَلَمّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَهَذَا أَوَّلُ الْوَقْتِ وَ آخِرُ ذَلِكَ غَيْبُوبَةُ الشَّفَقِ فَأَوَّلُ وَقْتِ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ ذَهَابُ الْحُمْرَةِ وَ آخِرُ وَقْتِهَا إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ يَعْنِي نِصْفَ اللَّيْلِ[31]

ظاهر کلام ایشان، انتهای وقت مغرب برای مختار تا هنگام ذهاب حمره و تا یک چهارم شب

برای مسافر و مضطر است.

شیخ مفید در مقنعه: أول وقت المغرب مغيب الشمس و علامة مغيبها عدم الحمرة من المشرق المقابل للمغرب في السماء و ذلك أن المشرق مطل على المغرب فما دامت الشمس ظاهرة فوق أرضنا هذه فهي تلقى ضوءها على المشرق في السماء فترى حمرتها فيه فإذا ذهبت الحمرة منه علم أن القرص قد سقط و غاب و آخره أول وقت عشاء الآخرة.

و أول وقت العشاء الآخرة مغيب الشفق و هو الحمرة في المغرب و آخره مضي الثلث الأول من الليل.[32]

مرحوم شیخ مفید قائل به انتهای وقت نماز مغرب هنگام ذهاب حمره برای مطلق مکلفین می باشد.

ایشان در تبیین اوقات صلوات ، انتهای وقت مغرب را ذهاب شفق دانسته و تفصیلی نیز بین مختار و مضطر بیان ننموده اند.

سید مرتضی در المسائل الناصریات:  عندنا أن أول وقت المغرب مغيب الشمس، و آخر وقتها مغيب الشفق الذي هو الحمرة، و روي ربع الليل و حكى بعض أصحابنا: أن وقتها يمتد الى نصف الليل و قال أبو حنيفة، و أبو يوسف، و محمد، و مالك، و الثوري، و ابن حي: لصلاة المغرب أول و آخر كسائر الصلوات.و قال الشافعي: ليس للمغرب إلا وقت واحد.

دليلنا بعد الإجماع المتقدم، قوله تعالى أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ  و قيل في الدلوك: انه الزوال ، و قيل: انه الغروب [2]، و هو عام لهما [3] جميعا، فحصل: وقت المغرب ممتد الى غسق الليل، و الغسق اجتماع الظلمة، و إذا ثبت‌أن وقت المغرب ممتد الى وقت اجتماع الظلمة، فقد وضح أن لها وقتين.

و أيضا ما رواه أبو هريرة: أن النبي صلى الله عليه و آله و سلم قال: «إن للصلاة أولا و آخرا، و إن أول وقت المغرب إذا غابت الشمس، و آخره حين يغيب الشفق»و إيضا ما روي عنه عليه السلام أنه صلى المغرب في اليوم الأول حين غابت الشمس، و صلى في اليوم الثاني حين كاد الشفق أن يغيب [33]

ایشان تصریح به انتهای وقت نماز مغرب به زوال حمره مغربیه دارند، و قول به نیمه شب را بعنوان نظر مخالف نقل می کنند ؛ بنابر این ایشان در مقام تبیین وقت واجب بوده اند.

همچنین ایشان تفصیلی بین مختار و مضطر بیان نکرده اند.

حلبی در کافی فی الفقه: أول وقت المغرب غروب الشمس و هو أفضل و علامة غروبها اسوداد المشرق بذهاب الحمرة، و آخر وقت الاجزاء ذهاب الحمرة من المغرب، و آخر وقت المضطر ربع الليل.[34]

مرحوم حلبی تصریح به انتهای وقت اجزاء برای مختار، هنگام ذهاب حمره؛ و برای مضطر، تا یک چهارم شب می نمایند.

مرحوم سلار در مراسم:  أما المغرب: فيمتد وقته إلى أن يبقى لغياب الشفق الأحمر مقدار أداء ثلاث ركعات[35]

مرحوم سلار انتهای وقت مغرب را تا ذهاب شفق می دانند ، البته در صورتی که تا انتهای وقت به مقدار اداء مغرب فرصت باقی باشد.

ایشان تفصیلی نسبت به مضطر نداده اند.

مرحوم شیخ طوسی در تهذیب:

عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ تُدْرِكُهُ صَلَاةُ الْمَغْرِبِ فِي الطَّرِيقِ أَ يُؤَخِّرُهَا إِلَى أَنْ يَغِيبَ الشَّفَقُ قَالَ لَا بَأْسَ بِذَلِكَ فِي السَّفَرِ فَأَمَّا فِي الْحَضَرِ فَدُونَ ذَلِكَ شَيْئاً.

فَهَذِهِ الْأَخْبَارُ كُلُّهَا دَالَّةٌ عَلَى أَنَّ هَذِهِ الْأَوْقَاتَ لِصَاحِبِ الْأَعْذَارِ لِأَنَّهَا مُقَيَّدَةٌ بِالْمَوَانِعِ وَ مَا يَجْرِي مَجْرَاهَا وَ الَّذِي يَكْشِفُ عَمَّا ذَكَرْنَاهُ وَ أَنَّهُ لَا يَجُوزُ تَأْخِيرُ الْمَغْرِبِ- عَنْ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ إِلَّا عَنْ عُذْرٍ مَا ثَبَتَ أَنَّهُ مَأْمُورٌ فِي هَذَا الْوَقْتِ بِالصَّلَاةِ وَ الْأَمْرُ عِنْدَنَا عَلَى الْفَوْرِ فَيَجِبُ أَنْ تَكُونَ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ وَاجِبَةً فِي هَذِهِ الْحَالِ وَ يَدُلُّ عَلَيْهِ أَيْضاً.

98- 49 مَا رَوَاهُ- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الصُّهْبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أُؤَخِّرُ الْمَغْرِبَ حَتَّى تَسْتَبِينَ النُّجُومُ قَالَ فَقَالَ خَطَّابِيَّةٌ إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع نَزَلَ عَلَى مُحَمَّدٍ ص حِينَ سَقَطَ الْقُرْصُ.

99- 50- وَ رَوَى أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ قَدْ كَانَ أَفْسَدَ عَامَّةَ أَهْلِ الْكُوفَةِ وَ كَانُوا لَا يُصَلُّونَ الْمَغْرِبَ حَتَّى يَغِيبَ الشَّفَقُ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ لِلْمُسَافِرِ وَ الْخَائِفِ وَ لِصَاحِبِ الْحَاجَةِ.

100- 51- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ: مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْمَغْرِبَ طَلَبَ فَضْلِهَا.

101- 52- وَ رَوَى سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مَا تَقُولُ فِي الرَّجُلِ الَّذِي يُصَلِّي الْمَغْرِبَ بَعْدَ مَا يَسْقُطُ الشَّفَقُ فَقَالَ لِعِلَّةٍ لَا بَأْسَ قُلْتُ فَالرَّجُلُ يُصَلِّي الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ قَبْلَ أَنْ يَسْقُطَ الشَّفَقُ فَقَالَ لِعِلَّةٍ لَا بَأْسَ.

102- 53- وَ رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ ذَرِيحٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ إِنَّ أُنَاساً مِنْ أَصْحَابِ أَبِي الْخَطَّابِ يُمَسُّونَ بِالْمَغْرِبِ حَتَّى تَشْتَبِكَ النُّجُومُ قَالَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِمَّنْ فَعَلَ ذَلِكَ مُتَعَمِّداً.[36]

ظاهر کلام ایشان انتهای وقت مغرب به ذهاب شفق است، ولی برای مضطرین تا یک چهارم شب فرصت باقی است.

ایشان علاوه بر روایات، به دلالت امر بر فوریت نیز استدلال می نمایند.

مرحوم شیخ طوسی در خلاف: أول وقت المغرب، إذا غابت الشمس، و آخره إذا غاب الشفق و هو الحمرة، و به قال أبو حنيفة و ذهب مالك الى أن وقت المغرب ممتد الى طلوع الفجر الثاني، كما أن وقت الظهر ممتد الى المغرب  و في أصحابنا من قال بذلك، و منهم من قال: أن وقته ممتد الى ربع الليل.

دليلنا: إن ما اعتبرناه مجمع عليه بين الفرقة المحقة انه من الوقت، و انما اختلفوا في آخره، و قد بينا الوجه فيما اختلف من الأخبار في هذا المعنى في الكتابين المقدم ذكرهما ، و طريقة الاحتياط تقتضي ما قلناه، فإنه إذا صلى في هذا الوقت كان مؤديا بلا خلاف، و اختلفوا إذا صلى بعد هذا الوقت.

أوّل وقت صلاة المغرب عند غيبوبة الشّمس. و علامته سقوط القرص. و علامة سقوطه عدم الحمرة من جانب المشرق.

و آخر وقته سقوط الشّفق، و هو الحمرة من ناحية المغرب. و لا يجوز تأخيره من أوّل الوقت إلى آخره إلّا لعذر. و قد رخّص للمسافر تأخير المغرب إلى ربع الليل.[37]

مرحوم شیخ در خلاف نیز ، همانند تهذیب ، انتهای وقت را برای مختار؛ تا ذهاب شفق و برای مسافر تا یک چهارم شب می دانند.

ایشان در این کتاب، استدلال به احتیاط در اوقات نماز می کنند.

مرحوم ابن حمزه در وسیله:  وقت المغرب غروب الشمس و علامته زوال الحمرة من ناحية المشرق إلى غروب الشفق للمختار و إلى ربع الليل لصاحب العذر.[38]

ظاهر کلام مرحوم ابن حمزه ، انتهای وقت مغرب هنگام ذهاب حمره مغربیه می باشد؛ که برای مضطر تا یک چهارم شب فرصت داده شده است.

مرحوم ابن زهره در غنیه:  إذا غربت الشمس، خرج وقت العصر و دخل وقت المغرب، فإذا مضى مقدار أداء ثلاث ركعات، دخل وقت عشاء الآخرة، و اشتركت الصلاتان في‌الوقت إلى أن يبقى من انتصاف الليل مقدار أداء صلاة العشاء الآخرة، فيخرج وقت المغرب، و يختص ذلك المقدار للعشاء الآخرة، و يخرج وقتها بمضيه.[39]

ایشان تصریح به امتداد وقت نماز مغرب تا نیمه شب دارند؛ البته به نحوی که انتهای آن به مقدار چهار رکعت مختص به نماز عشاء خواهد بود .

همچنین ایشان تفصیلی برای مضطر بیان نمی کنند

مرحوم ابن ادریس در سرائر:   إذا غربت الشمس و يعرف غروبها بذهاب الحمرة من ناحية المشرق، فإذا ذهبت دخل وقت صلاة المغرب، و إذا مضى مقدار أداء ثلاث ركعات، دخل وقت العشاء الآخرة، و اشتركت الصلاتان في الوقت، إلى أن يبقى إلى انتصاف الليل مقدار أداء أربع ركعات، فيخرج وقت المغرب، و يخلص ذلك المقدار للعشاء الآخرة.[40]

ایشان تصریح به امتداد وقت نماز مغرب تا وقت اختصاصی نماز عشاء ، یعنی مقدار چهار رکعت قبل از نیمه شب دارند؛ و تفصیلی نسبت به مضطر و مسافر بیان ننموده اند.

محقق حلی در شرائع:  إذا غربت الشمس دخل وقت المغرب و يختص من أوله بمقدار ثلاث ركعات ثم يشاركها العشاء حتى ينتصف الليل.و يختص العشاء الآخرة من آخر الوقت بمقدار أربع ركعات.[41]

مرحوم محقق در شرایع مطابق نظر ابن ادریس ، تصریح به امتداد وقت نماز مغرب تا وقت اختصاصی نماز عشاء ، یعنی مقدار چهار رکعت قبل از نیمه شب دارند؛ و تفصیلی نسبت به مضطر و مسافر بیان ننموده اند.

مرحوم محقق حلی در معتبر:   مسئلة: أول وقت المغرب عن غروب الشمس، و هو إجماع العلماء، و آخره للفضيلة إلى ذهاب الشفق، و الاجزاء الى أن يبقى لانتصاف الليل قدر العشاء و في رواية إلى ربع الليل و به قال علم الهدى في الجمل و ابن الجنيد في المختصر ، و يمتد وقت المضطر حتى يبقى للفجر قدر العشاء، لنا ما رواه ابن المنذر، و غيره، عن عبد الرحمن بن عوف، و عبد اللّه بن عباس قالا في الحائض «تطهر قبل طلوع الفجر تصلّي المغرب و العشاء» و لو لم يكن الوقت ممتدا لما وجب لان عذرها يكون شاملا للوقت، كما لا يجب لو طهرت بعد الفجر، و هو دليل امتداد وقت الضرورة.

و أما وقت الاجزاء لغير المضطر، فلأن وقت العشاء الى انتصاف الليل، فيكون المغرب مساوية لها لأنهما صلوتا جمع فيشترك وقتاهما كالظهر و العصر، و لان وقت الظهر ممتد مع وقت العصر ما لم يتضيّق، فيمتد وقت المغرب كذلك لعدم الفارق.

و من طريق الأصحاب ما رواه عبيد بن زرارة، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال: «إذا غربت الشمس فقد دخل وقت الصلاتين الى نصف الليل الا أن هذه قبل هذه» و عنه، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام في قوله تعالى أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ  قال: ان اللّه تعالى افترض أربع صلوات صلاتان أول وقتهما من عند الزوال الى غروبها الا ان هذه قبل هذه و اثنتان أول وقتهما غروب الشمس الى انتصاف الليل الا ان هذه قبل هذه»

و الجواب عما ذكروه من الأحاديث: أن نحملهما على آخر وقت الفضيلة، توفيقا بين الروايات، و يؤيده ما رواه داود الصرمي قال: «كنت عند أبي الحسن الثالث عليه السّلام يوما فجلس يحدث حتى غاب الشمس ثمَّ دعا بشمع و هو جالس يتحدث فلما خرجت من البيت نظرت و قد غاب الشفق قبل أن يصلي المغرب، ثمَّ دعا بالماء فتوضأ و صلى» و لا تحمل على الضرورة، إذ ليس هناك امارة الاضطرار، و لا يستحب تأخير المغرب. و في بعض رواياتنا «تؤخر حتى تظهر النجوم و قد أنكرها الصادق عليه السّلام و نسبها الى كذب أبي الخطاب» فهي إذا متروكة.[42]

مرحوم محقق وقت نماز مغرب را برای مختار تا نیمه شب و برای مضطر تا طلوع فجر می دانند و برای هرکدام ادله ای ذکر می کنند.

همچنین ایشان روایاتی را که دلالت بر انتهای وقت به ذهاب حمره حمل بر استحباب می کنند و روایات دال بر امتداد تا نیمه شب را به استناد روایات دال بر امتداد وقت برای مضطر تا طلوع فجر؛ حمل بر مختار می نمایند.

فهرست منابع

اسكافى، ابن جنيد، محمد بن احمد كاتب بغدادى، مجموعة فتاوى ابن جنيد، در يك جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق

بغدادى، مفيد، محمّد بن محمد بن نعمان عكبرى، المقنعة (للشيخ المفيد)، در يك جلد، كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد - رحمة الله عليه، قم - ايران، اول، 1413 ه‍ ق

حلبى، ابو الصلاح، تقى الدين بن نجم الدين، الكافي في الفقه، در يك جلد، كتابخانه عمومى امام امير المؤمنين عليه السلام، اصفهان - ايران، اول، 1403 ه‍ ق

حلّى، ابن ادريس، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، دوم، 1410 ه‍ ق

حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، المعتبر في شرح المختصر، 2 جلد، مؤسسه سيد الشهداء عليه السلام، قم - ايران، اول، 1407 ه‍ ق

حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، 4 جلد، مؤسسه اسماعيليان، قم - ايران، دوم، 1408 ه‍ ق

ديلمى، سلاّر، حمزة بن عبد العزيز، المراسم العلوية و الأحكام النبوية، در يك جلد، منشورات الحرمين، قم - ايران، اول، 1404 ه‍ ق

شريف مرتضى، على بن حسين موسوى، المسائل الناصريات، در يك جلد، رابطة الثقافة و العلاقات الإسلامية، تهران - ايران، اول، 1417 ه‍ ق

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، الخلاف، 6 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1407 ه‍ ق

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، در يك جلد، دار الكتاب العربي، بيروت - لبنان، دوم، 1400 ه‍ ق

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، 10 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، چهارم، 1407 ه‍ ق

طوسى، محمد بن على بن حمزه، الوسيلة إلى نيل الفضيلة، در يك جلد، انتشارات كتابخانه آية الله مرعشى نجفى - ره، قم - ايران، اول، 1408 ه‍ ق

عمانى، حسن بن على بن ابى عقيل حذّاء، مجموعة فتاوى ابن أبي عقيل، در يك جلد، قم - ايران، اول، ه‍ ق

قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابويه، الهداية في الأصول و الفروع، در يك جلد، مؤسسه امام هادى عليه السلام، قم - ايران، اول، 1418 ه‍ ق

قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابويه، من لا يحضره الفقيه، 4 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، دوم، 1413 ه‍ ق

كلينى، ابو جعفر، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، 8 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، چهارم، 1407 ه‍ ق

كوفى، محمد بن محمد اشعث، الجعفريات - الأشعثيات، در يك جلد، مكتبة نينوى الحديثة، تهران - ايران، اول، ه‍ ق

مغربى، ابو حنيفه، نعمان بن محمد تميمى، دعائم الإسلام، 2 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، دوم، 1385 ه‍ ق

منسوب به امام رضا، على بن موسى عليهما السلام، الفقه - فقه الرضا، در يك جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، مشهد - ايران، اول، 1406 ه‍ ق

 

 

 


[1] الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة؛ ج‌6، ص: 177

 

[2] الخلاف ج1 صفحه 261-262

[3] الفقه - فقه الرضا؛ ص: 73

[4] مجموعة فتاوى ابن أبي عقيل؛ ص: 25

[5] دعائم الإسلام؛ ج‌1، ص:  138

[6] الهداية في الأصول و الفروع؛ ص: 130

[7] المقنعة (للشيخ المفيد)؛ ص: 93

[8] المسائل الناصريات؛ ص: 193

[9] المراسم العلوية و الأحكام النبوية؛ ص: 62

[10] الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‌3، ص: 280

[11] من لا يحضره الفقيه؛ ج‌1، ص: 219

[12] الكافي في الفقه؛ ص: 137

[13] تهذيب الأحكام؛ ج‌2، ص: 32

[14] الخلاف؛ ج‌1، ص: 261

[15] الوسيلة إلى نيل الفضيلة؛ ص: 83

[16] مجموعة فتاوى ابن جنيد؛ ص: 47

[17] غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع؛ ص: 69

[18] السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى؛ ج‌1، ص: 195

[19] شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام؛ ج‌1، ص: 50

[20] المعتبر في شرح المختصر؛ ج‌2، ص: 40

[21] المقنع (للشيخ الصدوق)، ص: 73

[22] الجعفريات - الأشعثيات؛ ص: 32

[23] الانتصار في انفرادات الإمامية؛ ص: 133

[24] تهذيب الأحكام؛ ج‌2، ص: 35  و  الخلاف؛ ج‌1، ص: 261

[25] الفقه - فقه الرضا؛ ص: 73

[26] الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‌3، ص: 280

[27] مجموعة فتاوى ابن أبي عقيل؛ ص: 25

[28] دعائم الإسلام؛ ج‌1، ص:  138

[29] مجموعة فتاوى ابن جنيد؛ ص: 47

[30] الهداية في الأصول و الفروع؛ ص: 130

[31] من لا يحضره الفقيه؛ ج‌1، ص: 219

[32] المقنعة (للشيخ المفيد)؛ ص: 93

[33] المسائل الناصريات؛ ص: 193

[34] الكافي في الفقه؛ ص: 137أول

[35] المراسم العلوية و الأحكام النبوية؛ ص: 62

[36] تهذيب الأحكام؛ ج‌2، ص: 32

[37] الخلاف؛ ج‌1، ص: 261

[38] الوسيلة إلى نيل الفضيلة؛ ص: 83

[39] غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع؛ ص: 69

[40] السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى؛ ج‌1، ص: 195

[41] شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام؛ ج‌1، ص: 50

[42] : المعتبر في شرح المختصر؛ ج‌2، ص: 40

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج