پایان وقت نماز عشا PDF چاپ پست الکترونیکی

 

فهرست مطالب:

واژگان کلیدی: 4

مقدمه: 4

تعریف اصطلاحات: 5

بیان  اجمالی اقوال. 5

دیدگاه اهل سنت: 6

تفصیل اقوال: 7

منابع: 16

 

واژگان کلیدی:

وقت، عشا

مقدمه:

در شریعت اسلام به جرات می توان گفت که به کمتر عبادتی مثل نماز اهمیت داده شده است؛و اینکه همه ی اعمال تابع نماز است و اگر آن قبول شود بقیه ی اعمال هم قبول است و اگر آن رد شود بقیه ی اعمال هم مردود است و اینکه تارک عمدی نماز را کافر شمرده اند و تعابیر مختلفی که در مورد اهمیت آن و جایگاه آن در بین عبادات آمده است همه موید این مطلب است که چقدر می تواند اهمیت دادن به این عبادت تاثیر مستقیمی در رشد و تعالی معنوی انسان داشته باشد و در نقطه ی مقابل بی اهمیتی به آن موجب سقوط انسان از مرحله ی عبودیت و نزدیک شدن او به فحشا و منکر دارد و با توجه به اینکه اهمیت دادن به نماز معنای وسیعی دارد که از مهم ترین مصادیق آن ،اهمیت به این است که نمازها در اوقات خودش به جا آورده شوند و در برخی روایات نسبت به به جا آوردن نماز در برخی اوقات،تعبیر تضییع شده است و چه بسا شخص شامل آیه ی شریفه شود که می فرماید«فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلاة و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا»[1] و نکته ی دیگر که بحث در مورد اوقات نماز را اهمیت می بخشد تکرار این عبادت در طول شبانه روز است که می تواند موجب ترغیب بیشتر در پی به دست آوردن وقت نمازها شود.

در میان اوقات نمازهای واجب یومیه ،این مقاله عهده دار جمع آوری اقوال وقت پایان نماز عشا، شده است که فقهای شیعه رحمة الله علیهم اجمعین ،تلاش های زیادی برای به دست آوردن وقت ابتدا و انتهای آن و حل تعارض بین روایت موجود در این مساله کرده اند و می تواند به دست آوردن قول مشهور در این زمینه برای فهم دقیق وقت پایان نماز عشا برای ما از روایات مفید باشد .

نکته ی دیگر که می توان آن را خصوصیتی برای نماز عشا قلمداد کرد فتوای بعضی از فقها ،نسبت به وجوب روزه است؛برای کسی که خواب بماند و نماز عشا را تا نیمه ی شب نخوانده باشد که می تواند از جهت وجوب یا عدم وجوب روزه موجب دقت بیشتر در وقت نماز عشا شود.

 

 

 

 

 

تعریف اصطلاحات:

در موضوع مورد بررسی اصطلاح خاص نیاز به توضیح ندارد.

 

بیان  اجمالی اقوال

در رابطه با پایان وقت عشاء برای شخص مختار سه قول مطرح شده است که عبارتنداز :

1- نصف لیل که قائلین آن عبارتند از :

الف: فقه الرضا

ب: ابن ابی عقیل

ج: نعمان بن محمد تمیمی

د: اسکافی

ه: صدوق در من لایحضره الفقیه

و: محمد بن محمد اشعث

ز: سید مرتضی

ک: سلار

ل: سید ابن زهره

م: ابن ادریس

ن: علامه حلی

 

2- ثلث لیل که قائلین آن عبارتند از:

الف: کلینی

ب: صدوق در الهدایه

ج: شیخ مفید

د: شیخ طوسی در همه کتب

ه: ابن حمزه

 

3-  ربع لیل که قائل آن جناب حلبی در الکافی فی الفقه می باشد.

 

 

از بین قدماء چند تن از فقهاء به این مساله متعرض نشده اند:

1- سید مرتضی در کتاب المسائل الناصریات

2- شیخ صدوق در کتاب المقنع

دیدگاه اهل سنت:

الخلاف

«الأظهر من مذاهب أصحابنا و من روايتهم ان آخر وقت العشاء الآخرة إذا ذهب ثلث الليل و قد روي نصف الليل ، و روي الى طلوع الفجر.و قال الشافعي في الجديد: إن آخر وقتها المختار الى ثلث الليل، و روى ذلك عن عمر و أبي هريرة و عمر بن عبد العزيز ، و قال في القديم و الإملاء:آخر وقتها الى نصف الليل ، و هذا وقت الاختيار، فأما وقت الضرورة و الاجزاء فإنه باق الى طلوع الفجر كما قالوا في الظهر و العصر الى غروب الشمس، و به قال الثوري و أبو حنيفة و أصحابه. و قال قوم: وقتها ممتد الى طلوع الفجر الثاني، و روي ذلك عن ابن عباس و عطاء و عكرمة و طاوس و مالك  و قال النخعي: آخر وقتها ربع الليل.دليلنا: إجماع الفرقة بل إجماع المسلمين على أن وقتها ممتد إلى ثلث الليل،و انما الخلاف فيما زاد على ذلك، و قول النخعي قد تقدمه الإجماع و تأخر عنه، و ما زاد على ثلث الليل ليس عليه دليل فوجب إطراحه و الأخذ بالاحتياط»[2]

همانطور که معلوم است شافعی در الجدید قائل است که  پایان وقت عشا تا ثلث لیل ؛ و در القدیم و املا قائل است که تا نصف لیل برای شخص مختار ،و برای مضطر تا طلوع فجر است و ثوری و ابوحنیفه و اصحابش هم قائل به همین قول هستند و قومی دیگر از عامه تا طلوع فجر قائل هستند که وقت اجزاست و نخعی هم قائل است به اینکه تا ربع لیل فرصت هست.

الفقه علی مذاهب الاربع

الحنابلة- قالوا: إن للعشاء وقتين، كالعصر: وقت اختياري، و هو من مغيب الشفق إلى مضي ثلث الليل الأول، و وقت ضرورة، و هو من أول الثلث الثاني من الليل إلى طلوع الفجر الصادق، فمن أوقع الصلاة فيه كان آثما، و إن كانت صلاته أداء. أما الصبح، و الظهر، و المغرب فليس لها وقت ضرورة، كما تقدم قريبا.

المالكية- قالوا: إن وقت العشاء الاختياري يبتدئ من مغيب الشفق الأحمر، و ينتهي بانتهاء الثلث الأول من الليل، و وقتها الضروري ما كان عقب ذلك إلى طلوع الفجر. فمن صلّى العشاء في الوقت الضروري إثم، إلّا إذا كان من أصحاب الأعذار.

حنابله قائل به این هستند که تا ثلث لیل وقت است که این وقت اختیاری است و وقت ضرورت و آن از نیمه ی دوم از ثلث شب تا طلوع فجر صادق است ولی اگر کسی در این وقت بخواند نمازش أدائی است هرچند معصیت کرده است. و اما مالیکه، آن ها نیز پایان وقت عشاء را تا ثلث لیل می­دانند در حالت اختیار. اما اگر ضرورتی باشد تا طلوع فجر. وکسی که در این وقت نماز بخواند گناه کرده ولی نمازش اداء است.

 

 

 

تفصیل اقوال:

 

فقه الرضا:

«و أول وقت المغرب سقوط القرص و علامة سقوطه أن يسود أفق المشرق و آخر وقتها‌

غروب الشفق و هو أول وقت العتمة و سقوط الشفق ذهاب الحمرة و آخر وقت العتمة نصف الليل و هو زوال الليل[3]

دلالت این عبارت بر مقصود واضح است.

الکافی:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ عُمَرَ بْنَ حَنْظَلَةَ أَتَانَا عَنْكَ بِوَقْتٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذاً لَا يَكْذِبُ عَلَيْنَا قُلْتُ قَالَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقُرْصُ إِلَّا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ إِذَا جَدَّ بِهِ السَّيْرُ أَخَّرَ الْمَغْرِبَ وَ يَجْمَعُ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ الْعِشَاءِ فَقَالَ صَدَقَ وَ قَالَ وَقْتُ الْعِشَاءِ حِينَ يَغِيبُ الشَّفَقُ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ وَ وَقْتُ الْفَجْرِ حِينَ يَبْدُو حَتَّى يُضِي‌ء[4]َ.

- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَوْ لَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي لَأَخَّرْتُ الْعِشَاءَ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ[5].

- وَ رُوِيَ أَيْضاً إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ[6]‌.

از اینکه ایشان اول دو روایت که از آنها استفاده می شود پایان وقت عشا ثلث شب است و اینکه قول دیگر که نصف لیل است را با تعبیر «روی»،بیان کرده اند،استفاده می شود که ایشان قائل به این هستند که پایان وقت عشا ثلث لیل است.

 

مجموعه فتاوی ابن ابن ابی عقیل:

« آخر وقت العشاء الآخرة نصف الليل، و هو اختيار السيّد المرتضى، و ابن الجنيد، و سلّار، و ابن حمزة، و ابن إدريس»[7]،

نحوه ی دلالت بر نصف لیل واضح است.

 

 

دعائم الاسلام:

« وَ رُوِّينَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّهُ قَالَ أَوَّلُ وَقْتِ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ غِيَابُ الشَّفَقِ و الشفق الحمرة التي تكون في أفق المغرب بعد غروب الشمس و آخر وقتها أن ينتصف الليل»‌.[8]

نحوه ی دلالت بر نصف لیل واضح است.

 

مجموعة فتاوی ابن جنید:

«قال السيّد المرتضى في الجمل: إذا غربت الشمس دخل وقت صلاة المغرب، فاذا مضى مقدار أداء ثلاث ركعات دخل وقت العشاء الآخرة و اشتركت الصلاتان في الوقت الى أن يبقى الى انتصاف الليل مقدار أداء أربع ركعات فيخرج وقت المغرب و يخلص ذلك المقدار للعشاء الآخرة و اختاره ابن الجنيد و ابن زهرة و ابن إدريس. الى آخره[9]

اینکه کلام سید مرتضی را نقل فرمود و نظر دیگری در قبال ایشان نداد استفاده می شود که نظرشان با نظر ایشان یکی است و اینکه فرمود تا چهار رکعت مانده به نصف لیل وقت مشترک نماز مغرب و عشاست،استفاده می شود که پایان وقت عشا نصف لیل است.

 

المقنع:

«و إن نسيت أن تصلي المغرب و العشاء الآخرة فذكرتهما قبل الفجر، فصلهما جميعا إن كان الوقت باقيا، و إن خفت أن تفوتك إحداهما فابدأ بالعشاء الآخرة، و إن ذكرت بعد الصبح، فصل الصبح، ثمَّ المغرب، ثمَّ العشاء قبل طلوع الشمس.[10]

در کتاب مقنع در خصوص وقت نماز عشا برای شخص مختار، مساله ای مطرح نشده است فقط دراین مساله وقت نماز عشا برای خصوص شخص ناسی استفاده می شود که تا قبل از طلوع فجر است و اینکه بعد از صبح فرمود که اول نماز صبح سپس مغرب و بعد از آن عشا خوانده شود،استفاده می شود بعد از نماز صبح دیگر وقت نماز عشا و (مغرب)پایان یافته است.

 

 

 

الهدایة فی الاصول و الفروع:

باب وقت المغرب و العشاء‌

«قال الصادق عليه السلام: إذا غابت الشمس فقد (حل الإفطار، و) وجبت‌ الصلاة و وقت المغرب أضيق الأوقات، و هو (من حين غيبوبة الشمس إلى) غيبوبة الشفق ، و وقت العشاء من غيبوبة الشفق إلى ثلث الليل.[11]

نظر مرحوم صدوق از نقل این روایت استفاده می شود که انتهای نماز عشا را تا یک سوم شب می دانند و طریقه ی ایشان نقل روایتی است که مفتی به ایشان است.

 

من لا یحضره الفقیه:

657 وَ رَوَى بَكْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سَأَلَهُ سَائِلٌ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ فِي كِتَابِهِ لِإِبْرَاهِيمَ ع- فَلَمّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَهَذَا أَوَّلُ الْوَقْتِ وَ آخِرُ ذَلِكَ غَيْبُوبَةُ الشَّفَقِ فَأَوَّلُ وَقْتِ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ ذَهَابُ الْحُمْرَةِ  وَ آخِرُ وَقْتِهَا إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ يَعْنِي نِصْفَ اللَّيْلِ.[12]

658 وَ فِي رِوَايَةِ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ وَقْتُ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ وَ كَأَنَّ الثُّلُثَ هُوَ الْأَوْسَطُ  وَ النِّصْفَ هُوَ آخِرُ الْوَقْتِ‌[13]

659 وَ رُوِيَ فِيمَنْ نَامَ عَنِ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ أَنَّهُ يَقْضِي وَ يُصْبِحُصَائِماً عُقُوبَةً وَ إِنَّمَا وَجَبَ ذَلِكَ عَلَيْهِ لِنَوْمِهِ عَنْهَا إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ[14].

که آخر تصریح ایشان اینست وقت نصف شب است و مراد از اوسط شاید افضل بوده باشد.

 

 

 

.

الجعفریات:

باب ما يجب على الحائض من القضاء‌

أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيّاً ع قَالَ إِذَا دَخَلَتِ الْمَرْأَةُ فِي وَقْتِ الصَّلَاةِ فَحَاضَتْ قَضَتْ تِلْكَ الصَّلَاةَ وَ إِذَا رَأَتِ الطُّهْرَ فِي وَقْتِ الصَّلَاةِ قَضَتْهَا وَ إِذَا رَأَتِ الْمَرْأَةُ‌ الطُّهْرَ وَ الشَّمْسُ لَمْ تَغِبْ فَهِيَ مُرْتَفِعَةٌ فَعَلَيْهَا قَضَاءُ صَلَاةِ الْعَصْرِ وَ إِذَا رَأَتِ الطُّهْرَ بَيْنَ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ فَعَلَيْهَا قَضَاءُ الظُّهْرِ وَ تُصَلِّي الْعَصْرَ وَ إِذَا رَأَتِ الطُّهْرَ قَبْلَ أَنْ يَغِيبَ الشَّفَقُ فَعَلَيْهَا قَضَاءُ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ وَ إِذَا رَأَتِ الطُّهْرَ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ فَعَلَيْهَا قَضَاءُ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ وَ إِذَا رَأَتِ الطُّهْرَ بَعْدَ انْشِقَاقِ الْفَجْرِ فَعَلَيْهَا قَضَاءُ صَلَاةِ الْغَدَاةِ إِنْ هِيَ أَخَّرَتِ الْغُسْلَ‌.[15]

در این کتاب عنوان مستقلی برای پایان وقت عشا مشخص نشده است ولی از نقل این روایت استفاده می شود ایشان پایان وقت عشا را نصف لیل می دانند زیرا حائض اگر در خارج وقت پاک شود؛نمازش قضا ندارد ؛لذا با توجه به اینکه در روایت فرموده است تا نصف لیل اگر پاک شود باید قضا کند استفاده می شود پایان وقت عشا تا نصف لیل است.

 

المقنعة:

«أول وقت العشاء الآخرة مغيب الشفق و هو الحمرة في المغرب و آخره مضي الثلث الأول من الليل.»[16]

نحوه ی دلالت واضح است

الانتصار:

مسألة [205] [لو نام عن صلاة العشاء]

«و مما انفردت به الإمامية: القول بأن من نام عن صلاة العشاء الآخرة حتى يمضي النصف الأول من الليل، وجب عليه أن يقضيها إذا استيقظ و أن يصبح صائما كفارة عن تفريطه. و باقي الفقهاء يخالفون في ذلك[17]» ؛

نحوه ی دلالت به این صورت است که بعد از نصف شب فرموده است که باید قضا کند؛و از این استفاده می شود پایان وقت عشا را نیمه ی شب می دانند.

 

 

 

 

المسائل الناصریات:

در این کتاب فقط در مورد وقت نماز عشا برای شخص مسافر بحث شده است و برای مختار عنوانی ذکر نشده است[18]

الکافی فی الفقه:

«أول وقت عشاء الآخرة أن يمضي من غروب الشمس مقدار صلاة المغرب، و تأخيرها الى أن تغيب الحمرة من المغرب أفضل، و آخر وقت الاجزاء ربع الليل، و آخر وقت المضطر نصف الليل».[19]

نحوه دلالت واضح است که برای شخص مختار تا ربع لیل است.

المراسم:

«و أما العشاء الآخرة: فيمتد وقتها إلى أن يبقى لانتصاف الليل مقدار أداء أربع ركعات: و قيل  إلى ثلث الليل.»[20]

از اینکه ایشان تا چهار رکعت مانده به نصف شب را و اینکه قول دیگر که تا ثلث لیل است را به قیل نسبت می دهد استفاده می شود که ایشان پایان وقت عشا را تا نصف لیل می دانند.

 

تهذیب الاحکام:

- 29- وَ رُوِيَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْقَاسِمِ مَوْلَى أَبِي أَيُّوبَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاتَيْنِ إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ وَ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاتَيْنِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ. [21]

33- سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي طَالِبٍ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي يَزِيدَ وَ هُوَ دَاوُدُ بْنُ فَرْقَدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا غَابَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ حَتَّى يَمْضِيَ مِقْدَارُ مَا يُصَلِّي الْمُصَلِّي ثَلَاثَ رَكَعَاتٍ فَإِذَا مَضَى ذَلِكَ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ حَتَّى يَبْقَى مِنِ انْتِصَافِ اللَّيْلِ مِقْدَارُ مَا يُصَلِّي الْمُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ فَإِذَا بَقِيَ مِقْدَارُ ذَلِكَ فَقَدْ خَرَجَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَ بَقِيَ وَقْتُ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ إِلَى انْتِصَافِ اللَّيْلِ. [22]

- 39 فَأَمَّا مَا رَوَاهُ- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلَهُ سَائِلٌ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ فِي كِتَابِهِ لِإِبْرَاهِيمَ ع- فَلَمّٰا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأىٰ كَوْكَباً فَهَذَا أَوَّلُ الْوَقْتِ وَ آخِرُ ذَلِكَ غَيْبُوبَةُ الشَّفَقِ وَ أَوَّلُ وَقْتِ الْعِشَاءِ ذَهَابُ الْحُمْرَةِ وَ آخِرُ وَقْتِهَا إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ يَعْنِي نِصْفَ اللَّيْلِ.[23]

- 46- وَ رُوِيَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ عُمَرَ بْنَ حَنْظَلَةَ أَتَانَا عَنْكَ بِوَقْتٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَنْ لَا يَكْذِبُ عَلَيْنَا قُلْتُ قَالَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقُرْصُ إِلَّا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ إِذَا جَدَّ بِهِ السَّيْرُ أَخَّرَ الْمَغْرِبَ وَ يَجْمَعُ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ الْعِشَاءِ فَقَالَ صَدَقَ وَ قَالَ وَقْتُ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ حِينَ يَغِيبُ الشَّفَقُ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ وَ وَقْتُ الْفَجْرِ حِينَ يَبْدُو حَتَّى يُضِي‌ءَ.[24]

«فَأَمَّا وَقْتُ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ فَهُوَ سُقُوطُ الْحُمْرَةِ مِنَ الْمَغْرِبِ حَسَبَ مَا ذَكَرَهُ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي الْكِتَابِ وَ آخِرُهُ ثُلُثُ اللَّيْلِ وَ فِي بَعْضِ الرِّوَايَاتِ إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ وَ يَكُونُ ذَلِكَ لِصَاحِبِ الْأَعْذَارِ وَ الْحَوَائِجِ الضَّرُورِيَّةِ يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ طَرَفٌ مِمَّا قَدَّمْنَاهُ مِنَ الْأَخْبَارِ لِأَنَّ أَكْثَرَ الرِّوَايَاتِ يَتَضَمَّنُ وَقْتَ الصَّلَاتَيْنِ وَ يَزِيدُ ذَلِكَ بَيَاناً».

همانطور که ملاحظه کردید هم پایان وقت عشا نصف لیل و هم ثلث لیل در روایات بیان شده است که مرحوم شیخ طائفه اینطور جمع می کنند بین دو دسته که نصف لیل برای کسانی وقت هست که عذری یا حاجت ضروری داشته باشند.

الخلاف:

«الأظهر من مذاهب أصحابنا و من روايتهم ان آخر وقت العشاء الآخرة إذا ذهب ثلث الليل و قد روي نصف الليل ، و روي الى طلوع الفجر.و قال الشافعي في الجديد: إن آخر وقتها المختار الى ثلث الليل، و روى ذلك عن عمر و أبي هريرة و عمر بن عبد العزيز ، و قال في القديم و الإملاء:آخر وقتها الى نصف الليل ، و هذا وقت الاختيار، فأما وقت الضرورة و الاجزاء فإنه باق الى طلوع الفجر كما قالوا في الظهر و العصر الى غروب الشمس، و به قال الثوري و أبو حنيفة و أصحابه. و قال قوم: وقتها ممتد الى طلوع الفجر الثاني، و روي ذلك عن ابن عباس و عطاء و عكرمة و طاوس و مالك  و قال النخعي: آخر وقتها ربع الليل.دليلنا: إجماع الفرقة بل إجماع المسلمين على أن وقتها ممتد إلى ثلث الليل،و انما الخلاف فيما زاد على ذلك، و قول النخعي قد تقدمه الإجماع و تأخر عنه، و ما زاد على ثلث الليل ليس عليه دليل فوجب إطراحه و الأخذ بالاحتياط.»[25]

ایشان به وضوح قائل به ثلث لیل بودن پایان نماز عشا هستند همانطور که از دلیلشان هم استفاده می شود و همچنین قول دیگر را با تعبیر «و قد روی» آورده اند.

المبسوط:

غيبوبة الشفق هو أول وقت العشاء الآخرة، و آخره ثلث الليل هذا وقت الاختيار فأما وقت الضرورة فإنه يمتد في المغرب إلى ربع الليل و في العشاء الآخرة إلى نصف الليل، و في أصحابنا من قال: إلى طلوع الفجر فأما من يجب عليه القضاء من أصحاب الأعذار و الضرورات فإنا نقول هيهنا: عليه القضاء إذا لحق قبل الفجر مقدار ما يصلى ركعة أو أربع ركعات صلى العشاء الآخرة و إذا لحق مقدار ما يصلى خمس ركعات صلى المغرب أيضا معها استحبابا، و إنما يلزمه وجوبا إذا لحق قبل نصف الليل بمقدار ما يصلى فيه أربع ركعات و قبل أن يمضي مقدار ما يصلى ثلاث ركعات المغرب، و في أصحابنا من قال: إذا غابت الشمس يختص بالمغرب مقدار ما يصلى فيه ثلاث ركعات و ما بعده مشترك بينه و بين العشاء الآخرة إلى أن يبقى إلى آخر الوقت مقدار ما يصلى فيه أربع ركعات فيختص بالعشاء الآخرة، و الأول أظهر و أحوط.[26]

وجه دلالت کلام ایشان روشن است که قائل به تفصیل بین مختار و مضطر هستند که در صورت اول تا ثلث لیل و در صورت دوم تا نصف لیل ادامه دارد.

 

النهایة فی مجرد الفقه و الفتوی:

«و أوّل وقت العشاء الآخرة سقوط الشّفق، و آخره إلى ثلث الليل. و لا يجوز تأخيره إلى آخر الوقت إلّا لعذر حسب ما قدّمناه. و قد رويت رواية: أنّ آخر وقت العشاء الآخرة ممتد إلى نصف الليل. و الأحوط ما قدّمناه»[27].

منظور از عبارت الا (لعذر حسب ما قدمناه) عبارتی است که ایشان در چند سطر قبل متذکر شده اند:

«اعلم أن لكلّ صلاة من الصّلوات المفروضة وقتين: أوّلا و آخرا.

فالوقت الأول وقت من لا عذر له. و الثّاني وقت لمن له عذر من المرض أو السّفر أو غير ذلك. و لا يجوز لمن ليس له عذر أن يؤخّر الصّلاة من أوّل وقتها إلى آخره مع الاختيار. فإن أخّرها كان مخطئا مهملا لفضيلة عظيمة و إن لم يستحقّ به العقاب، لأنّ اللّه تبارك و تعالى قد عفا له عن ذلك. و صاحب العذر يجوز له تأخير الصّلاة إلى آخر الوقت على كل حال»[28].

وجه دلالت روشن است.

 

الوسیلة الی نیل الفضیلة:

«أول وقت العشاء الآخرة بعد الفراغ من فريضة المغرب و روي بعد غيبوبة الشفق و آخره ثلث الليل للمختار و نصفه لصاحب العذر».[29]

وجه دلالت روشن است.

 

غنیة النزوع الی علمی الاصول و الفروع:

«فإذا غربت الشمس، خرج وقت العصر و دخل وقت المغرب، فإذا مضى مقدار أداء ثلاث ركعات، دخل وقت عشاء الآخرة، و اشتركت الصلاتان في ‌الوقت إلى أن يبقى من انتصاف الليل مقدار أداء صلاة العشاء الآخرة، فيخرج وقت المغرب، و يختص ذلك المقدار للعشاء الآخرة، و يخرج وقتها بمضيه [30]

وجه دلالت روشن است.

السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی:

«فإذا غربت الشمس و يعرف غروبها بذهاب الحمرة من ناحية المشرق، فإذا ذهبت دخل وقت صلاة المغرب، و إذا مضى مقدار أداء ثلاث ركعات، دخل وقت العشاء الآخرة، و اشتركت الصلاتان في الوقت، إلى أن يبقى إلى انتصاف الليل مقدار أداء أربع ركعات، فيخرج وقت المغرب، و يخلص ذلك المقدار للعشاء الآخرة.»[31]

وجه دلالت روشن است.

 

شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام

«و كذا إذا غربت الشمس دخل وقت المغرب و يختص من أوله بمقدار ثلاث ركعات ثم يشاركها العشاء حتى ينتصف الليل.[32]

وجه دلالت روشن است.

 

المعتبر فی شرح المختصر:

«مسئلة: آخر وقت العشاء للفضيلة إلى ثلث الليل، و للإجزاء إلى انتصاف الليل،

و هو مذهب علم الهدى، و ابن الجنيد، و قال الشيخ في الخلاف الأظهر بين أصحابنا إلى ثلث الليل و عن الشافعي مثل القولين، و وقت الضرورة إلى طلوع الفجر و به قال الشافعي و أحمد.

و قال أبو حنيفة: يمتد الى طلوع الفجر، و هو قول مالك لقول النبي صلّى اللّه عليه و آله «ليس التفريط في النوم، و انما التفريط في اليقظة» و هو أن يؤخر الصلاة حتى يدخل وقت الأخرى و هذا يدل على أنه لا يكون عاصيا بتأخيرهما الى قبل طلوع الفجر و استدل الشيخ بأن الثلث مجمع على توقيته و يقتصر عليه أخذا بالمتيقن.

لنا ما رواه البخاري، عن أنس قال: «أخر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله العشاء الى نصف الليل »و عن أبي سعيد قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: «لو لا ضعف الضعيف، و سقم السقيم، لأمرت بهذه الصلاة أن تؤخر إلى شطر الليل» و الشطر هو النصف و هو يدل على الجواز ان لم يدل على الرجحان.

و من طريق الأصحاب ما رواه بكر بن محمد، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال: «أول وقت العشاء ذهاب الحمرة، و آخر وقتها غسق الليل و هو نصف الليل» و ما ذكره أبو حنيفة لا يمكن تنزيله على العموم، لأن صلاة الصبح لا تؤخر حتى يدخل اخرى فيحمل على صلاة الجمع كالظهر، و العصر، و المغرب، و العشاء.

ثمَّ ما ذكروه يعارض بما رواه أبو بصير، عن أبي جعفر عليه السّلام قال: قال رسول‌ اللّه صلّى اللّه عليه و آله: «لو لا أخاف أن أشق على أمتي لا خرت العتمة إلى ثلث الليل، و أنت في رخصة الى نصف الليل و هو غسق الليل فاذا مضى الغسق، نادى ملكان من رقد عن الصلاة المكتوبة بعد نصف الليل فلا رقدت عيناه» و الوعيد دليل المنع، و يحمل ما ذكره على حال الضرورة، توفيقا بين الأحاديث.

و جواب حجة شيخنا أبي جعفر أن نسلّم له ان الثلث على اليقين، لكن ما زاد أيضا يقين مع وجود الدلالة التي أشرنا إليها، و أما ان وقت الاضطرار ممتد ما لم يطلع الفجر ففيه لنا روايات منها:

ما روي عن أبي بصير، و ابن سنان، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال: «ان نام رجل و لم يصل صلاة المغرب و العشاء، ثمَّ استيقظ قبل الفجر، قدر ما يصليهما فليصلهما و ان خشي أن تفوته إحديهما فليبدأ بالعشاء الآخرة» و ما روى ابن سنان، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال: «إذا طهرت المرأة من آخر الليل فلتصل المغرب و العشاء» و مثل معناه عن داود الجرجاني عن أبي عبد اللّه عليه السّلام».[33]

همانطور که از صدر مساله مشخص است ایشان پایان وقت عشا را برای مختار تا نصف لیل و آخر وقت فضیلت را تا ثلث لیل می دانند.

 

منابع:

1- منسوب به امام رضا، على بن موسى عليهما السلام، الفقه - فقه الرضا، در يك جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، مشهد - ايران، اول، 1406 ه‍ ق

2- كلينى، ابو جعفر، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، 8 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، چهارم، 1407 ه‍ ق

3- عمانى، حسن بن على بن ابى عقيل حذّاء، مجموعة فتاوى ابن أبي عقيل، در يك جلد، قم - ايران، اول، ه‍ ق

4- مغربى، ابو حنيفه، نعمان بن محمد تميمى، دعائم الإسلام، 2 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، دوم، 1385 ه‍ ق

5- اسكافى، ابن جنيد، محمد بن احمد كاتب بغدادى، مجموعة فتاوى ابن جنيد، در يك جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق

6- قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابويه، المقنع (للشيخ الصدوق)، در يك جلد، مؤسسه امام هادى عليه السلام، قم - ايران، اول، 1415 ه‍ ق

7- قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابويه، الهداية في الأصول و الفروع، در يك جلد، مؤسسه امام هادى عليه السلام، قم - ايران، اول، 1418 ه‍ ق

8- قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابويه، من لا يحضره الفقيه، 4 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، دوم، 1413 ه‍ ق

9- كوفى، محمد بن محمد اشعث، الجعفريات - الأشعثيات، در يك جلد، مكتبة نينوى الحديثة، تهران - ايران، اول، ه‍ ق

10- شريف مرتضى، على بن حسين موسوى، الانتصار في انفرادات الإمامية، در يك جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1415 ه‍ ق

11- شريف مرتضى، على بن حسين موسوى، المسائل الناصريات، در يك جلد، رابطة الثقافة و العلاقات الإسلامية، تهران - ايران، اول، 1417 ه‍ ق

12- حلبى، ابو الصلاح، تقى الدين بن نجم الدين، الكافي في الفقه، در يك جلد، كتابخانه عمومى امام امير المؤمنين عليه السلام، اصفهان - ايران، اول، 1403 ه‍ ق

13- ديلمى، سلاّر، حمزة بن عبد العزيز، المراسم العلوية و الأحكام النبوية، در يك جلد، منشورات الحرمين، قم - ايران، اول، 1404 ه‍ ق

14- طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، 10 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، چهارم، 1407 ه‍ ق

15- طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، 10 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، چهارم، 1407 ه‍ ق

16- طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، المبسوط في فقه الإمامية، 8 جلد، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، تهران - ايران، سوم، 1387 ه‍ ق

17- طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، الخلاف، 6 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1407 ه‍ ق

18- طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، در يك جلد، دار الكتاب العربي، بيروت - لبنان، دوم، 1400 ه‍ ق

19- طوسى، محمد بن على بن حمزه، الوسيلة إلى نيل الفضيلة، در يك جلد، انتشارات كتابخانه آية الله مرعشى نجفى - ره، قم - ايران، اول، 1408 ه‍ ق

20- حلبى، ابن زهره، حمزة بن على حسينى، غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع، در يك جلد، مؤسسه امام صادق عليه السلام، قم - ايران، اول، 1417 ه‍ ق

21- حلّى، ابن ادريس، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، دوم، 1410 ه‍ ق

22- حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، 4 جلد، مؤسسه اسماعيليان، قم - ايران، دوم، 1408 ه‍ ق

23- حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، المعتبر في شرح المختصر، 2 جلد، مؤسسه سيد الشهداء عليه السلام، قم - ايران، اول، 1407 ه‍ ق

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

 

 


[1] سوره مریم آیه 59.

[2] الخلاف  ج 1ص 264تا266

[3] فقه الرضا ص 74

[4] الکافی ج 3 ص 279

[5] الکافی ج 3 ص 281

[6] الکافی ج 3 ص 281

[7] مجموعة فتاوی ابن ابی عقیل ص 26

[8] دعائم الاسلام ج 1 ص 139

[9] مجموعة فتاوی ابن جنید ص 47

[10] المقنع ص 107

[11] الهدایة فی الاصول و الفروع ص 137

[12] من لا یحضره الفقیه ج 1 ص 219

[13] همان

[14] همان ص 220

[15] الجعفریات ص 25

[16] المقنعه ص 93

[17] الانتصار ص 365

[18] المسائل الناصریات ص 201

[19] الکافی فی الفقه ص 137

[20] المراسم ص 62

[21] تهذیب الاحکام ج 2 ص 26

[22] همان ج 2 ص 28

[23] همان ج 2 ص 30

[24] همان ج 2 ص 32

[25] الخلاف  ج 1ص 264تا266

[26]المبسوط ج 1ص 75

[27] النهایة ص 59

[28] همان ص 58

[29] الوسیلةص 83

[30] غنیة ص 70

[31] السرائر .ج 1 ص 195

[32] شرائع الاسلام ج 1 ص 50

 

[33] المعتبر ج 2 ص 42 تا 44

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج