وظیفه کسی که در روز ماه رمضان اقدام به سفر می کند نسبت به روزه آن روز PDF چاپ پست الکترونیکی

.چکیده[TE11]

در مورد حکم کسی که در اثناء روز ماه مبارک رمضان اقدام به مسافرت می نماید، در بین قدما هفت قول وجود دارد. این هفت قول ناظر به دو ملاک است[TE12] . 1-قصد سفر قبل از اذان صبح (تبییت نیت) 2-خروج پیش از زوال. ملاک برای افطار در قول اول، فقط خروج پیش از زوال دانسته شده است. در قول دوم فقط تبییت نیت. در قول سوم صرف صدق سفر شرعی که موجب قصر صلوه است مکفی برای افطار دانسته شده است و شرط دیگری اضافه نگردیده است. در قول چهارم جمع هر دو ملاک برای افطار، لازم دانسته شده است. در قول پنجم تبییت نیت لازم دانسته شده است یعنی در صورت نبودن این ملاک اصلا امکان افطار نیست ولی حکم خروج پیش از زوال را وجوب افطار دانسته و حکم بعد از زوال را تخییر بین افطار و اتمام. در قول ششم همانند قول چهارم هر دو ملاک اخذ شده است با این تفاوت که در خروج بعد از زوال، چه تبییت باشد و چه نباشد، حکم به لزوم اتمام شده و با این وجود قضای روزه این روز نیز واجب دانسته شده است. در قول هفتم نیز هر دو ملاک اخذ شده است، با این تفاوت که در صورت تبییت نیت و خروج بعد از زوال، حکم به لزوم اتمام و وجوب قضا شده است.

واژگان کلیدی

روزه، سفر، افطار، اتمام، تبییت نیت، زوال

 

 

فهرست مطالب

 

مقدمه. 4

تعریف اصطلاحات و کلمات خاص.... 4

تبییت نیت... 4

زوال. 5

بررسی اقوال. 5

قول اول؛ خروج پیش از زوال، تنها ملاک افطار. 5

قائلین به قول اول. 6

ادله قول اول. 7

قول دوم؛ تبییت نیت، تنها ملاک افطار. 8

قائلین به قول دوم. 8

ادله قول دوم. 9

قول سوم، کفایت مطلق سفر در افطار. 10

قائلین به قول سوم. 10

ادله قول سوم. 12

قول چهارم؛ تبییت نیت و خروج پیش از زوال، هر دو ملاک افطار. 14

قائلین قول چهارم. 14

ادله قائلین به قول چهارم. 14

قول پنجم؛ تبییت نیت شرط لازم افطار، وجوب افطار در خروج قبل از زوال و تخییر در خروج بعد از زوال  15

قائلین به قول پنجم. 15

ادله قول پنجم. 15

قول ششم؛ تبییت نیت و خروج قبل از زوال هر دو ملاک افطار و اگر خروج بعد از زوال باشد، لزوم اتمام و قضا 16

قائلین به قول ششم. 16

ادله قول ششم. 17

قول هفتم؛ تبییت نیت و خروج قبل از زوال ملاک افطار و اگر تبییت نیت بود و خروج بعد از زوال، هم اتمام و هم قضا. 17

قائلین قول هفتم. 17

ادله قول هفتم. 18

نتایج و آثار مترتب بر اصل نظریات... 18

حالت اول؛ تبییت نیت و خروج قبل از زوال. 18

حالت دوم؛ تبییت نیت و خروج بعد از زوال. 18

حالت سوم؛ بدون تبییت نیت و خروج قبل از زوال. 19

حالت چهارم؛ بدون تبییت نیت خروج بعد از زوال. 19

بررسی اجماع یا شهرت... 19

دیدگاه اهل سنت... 20

منابع. 23

 


مقدمه

در این پژوهش اقوال قدما در مورد حکم کسی که در روز ماه مبارک رمضان، اقدام به مسافرت می نماید، بررسی می شود. طبق آیه قرآن و به اتفاق علما، یکی از مواردی که مکلف در ماه مبارک رمضان امکان امتثال روزه را ندارد، مسافر است. در نتیجه مسافر ولو امساک هم بکند صدق امتثال تکلیف روزه نمی کند و باید بعد از امه [TE13] مبارک در حالی که شرایط را واجد است، روزه فوت شده را قضا نماید. سفر شرعی شرایطی دارد. به اتفاق علما شرایط سفری که منجر به افطار شود در شرایط سفری که موجب قصر نماز شود مشترک است. لکن برخی از این بزرگواران علاوه بر آن شرایط، شرایط دیگری را نیز اضافه نموده اند. اختلاف این شرایط بین علما، ثمره خود را در مورد مکلفی که در اثناء روز ماه مبارک، مبادرت به سفر می نماید، نشان می دهد و گرنه در مورد کسی که از قبل از اذان صبح مبادرت به سفری که واجد شرایط قصر نماز است، می نماید یا از قبل از اذان در چنین سفری هست، اختلافی وجود ندارد.

در این تحقیق  اقوال مختلف در این مساله مطرح گردیده است و در ضمن هر قول به طور جداگانه قائلین هر قول و عباراتی که دال بر قول آن ها در مساله است، مطرح گردیده است. سپس به طور مختصر ادله هر قول بیان شده است. در انتها ثمرات مترتب بر این هفت قول، در ضمن حالات مختلف مکلف نسبت به شرایط اخذ شده در اقوال، مورد بررسی قرار گرفته است.

می توان ادعا نمود که در بین قدما، در این مساله هفت قول وجود دارد. این هفت قول در مجموع ناظر به دو ملاک عمده هستند. این دو ملاک در روایات متعددی، به بیان های مختلف مطرح گردیده است و همین اختلافِ روایات، زمینه برای این تعدد اقوال را فراهم آورده است.

بحث از اقوال مختلف در این مساله و بررسی ادله اقامه شده در آن، ما را با شیوه های مختلف جمع بین ادله روایی و رد یا قبول آن ها توسط علمای مختلف، آشنا می نماید. همچنین سابقه این مساله در بین قدما و تعداد طرفداران اقوال مختلف در این مساله را مشخص می نماید.

تعریف اصطلاحات و کلمات خاص

تبییت نیت

تبییت، یعنی در شب قصد کردن و تصمیم گرفتن. در لسان العرب چنین آمده است:

«في الحديث: لا صيامَ لمن لم يُبَيِّتِ الصِّيامَ أَي يَنْوِه من الليل. يقال: بَيَّتَ فلانٌ رأْيه إِذا فَكَّرَ فيه و خَمَّره؛ و كلُّ ما دُبِّر فيه، و فُكِّرَ بلَيْلٍ: فقد بُيِّتَ.»[1]

تبییت الصیام، یعنی از شب، قصد روزه گرفتن کردن. تبییت الرای، یعنی در شب در مورد چیزی فکر کردن و تصمیم گرفتن.

در مجمع البحرین نیز چنین آمده است.

«يقال بيت فلان رأيه: إذا فكر فيه ليلا و قدره. و منه قوله تعالى: إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ [4/ 108]»[2]

زوال

معنای لغوی آن حرکت، رفتن، استحاله و اضمحلال است.

«الزوال: لغة: الحركة و الذهاب و الاستحالة و الاضمحلال، يقال: «زال الشي‌ء من مكانه يزول زوالا، و أزاله غيره، كذا في «الصحاح». و زوال الشي‌ء عن مكانه: تحركه، و أزاله غيره: أي حركة.»[3]

و معنای اصطلاحی آن، هنگامی که در عبارت زوال الشمس به کار می رود، لحظه عبور خورشید از وسط آسمان است. اغلب این تعبیر بدون اضافه شدن «زوال» به لفظ «شمس» استعمال می شود که منظور همین است.

«فهو عند الفقهاء: ميل الشمس عن كبد السماء أو وسطها، و يعرف بعد توقف الظل من الانتقاص، و إذا أخذ الظل في‌ الزيادة، فالشمس قد زالت، و على هذا فالزوال سبب لطول الظل و الفي‌ء.»[4]

بررسی اقوال

قول اول؛ خروج پیش از زوال، تنها ملاک افطار

در قول اول تنها مـلاک موثر در حکم افطار، زوال دانسته شده است. بنابر این قول، اگر شخص پیش از زوال سفر کند‌، باید افطار‌ کند و نمی تواند روزه بگیرد و اگر‌ پس از زوال سفر کـند، باید روزه خود را تمام کند. بنابر این قول، فرقی نمی کند که این شخص از شب قبل قصد سفر کرده باشد یا در خود روز تصمیم بگیرد، در هر حال ملاک فقط زمان خروج است.

قائلین به قول اول

قائلین به این قول از بین قدما؛ اسـکافی، مـفید، کلینی‌ و شیخ صدوق‌ می باشند.

مرحوم کلینی

مرحوم کلینی در بابی تحت عنوان «بَابُ الرَّجُلِ يُرِيدُ السَّفَرَ أَوْ يَقْدَمُ مِنْ سَفَرٍ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ‌» روایاتی را نقل می فرمایند که اولین آن ها چنین است:

«1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهِ يُرِيدُ السَّفَرَ وَ هُوَ صَائِمٌ قَالَ فَقَالَ إِنْ خَرَجَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَنْتَصِفَ النَّهَارُ فَلْيُفْطِرْ وَ لْيَقْضِ ذَلِكَ الْيَوْمَ وَ إِنْ خَرَجَ بَعْدَ الزَّوَالِ فَلْيُتِمَّ يَوْمَهُ.»[5]

در این روایت گفته شده است که اگر سفر قبل از نیمه روز یعنی همان زوال است، باید افطار کند و اگر بعد از آن است، باید روزه اش را تمام کند. در این روایت اشاره ای هم به قصد سفر در شب قبل نشده است. طبق این روایت که مرحوم کلینی آن را اولین روایت باب قرار داده اند و دیگر روایات همین باب، مشخص می گردد که فتوای ایشان در این مساله، مطابق با قول اول است.

شیخ مفید

عبارت شیخ مفید در این مساله چنین است: «و من خرج من منزله إلى سفر يجب فيه التقصير قبل زوال الشمس فإنه يجب عليه التقصير في الصلاة و الإفطار فإن خرج بعد الزوال فعليه التمام في صيام ذلك اليوم و عليه التقصير في الصلاة على كل حال.»[6] طبق نظر ایشان تنها ملاک زوال است و هیچ اشاره ای هم به قصد سفر در شب قبل نفرموده اند.

ابن جنید

در کتاب «مجموعه فتاوی ابن جنید»، نظر ابن جنید(اسکافی) مشابه نظر شیخ مفید دانسته شده است: «اختلف علماؤنا في الوقت الموجب للقصر في حقّ المسافر، فقال المفيد رحمه اللّه: إن خرج من منزله قبل الزوال وجب عليه الإفطار و القصر في الصلاة، و ان خرج بعد الزوال وجب عليه التمام في الصيام و القصر في الصلاة فاعتبر‌ الخروج قبل الزوال في وجوب قصر الصوم و لم يعتبر تبييت النيّة للسفر، و هو اختيار ابن الجنيد.»[7]

شیخ صدوق

شیخ صدوق در کتاب «المقنع» در مورد این مساله چنین فرموده اند: «و إن سافر قبل الزوال فليفطر، و إن خرج بعد الزوال فليصم»[8]. و در کتاب «من لا یحضره الفقیه» نیز به روایاتی اشاره می فرمایند که دال بر همین قول است.[9]

ادله قول اول

دلیل قول اول، آن دسته از روایاتی است، که در همه آن ها، تنها ملاک افطار یا اتمام، قبل یا بعد از زوال بودن سفر دانسته شده است. علاوه بر روایتی که قبلا از کافی نقل شد، به این چند روایات نیز می توان اشاره نمود:

«2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا خَرَجَ الرَّجُلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بَعْدَ الزَّوَالِ أَتَمَّ الصِّيَامَ فَإِذَا خَرَجَ قَبْلَ الزَّوَالِ أَفْطَرَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الرَّجُلِ يُسَافِرُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ يَصُومُ أَوْ يُفْطِرُ قَالَ إِنْ خَرَجَ قَبْلَ الزَّوَالِ فَلْيُفْطِرْ وَ إِنْ خَرَجَ بَعْدَ الزَّوَالِ فَلْيَصُمْ وَ قَالَ يُعْرَفُ ذَلِكَ بِقَوْلِ عَلِيٍّ ع أَصُومُ وَ أُفْطِرُ حَتَّى إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ عُزِمَ عَلَيَّ يَعْنِي الصِّيَامَ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا سَافَرَ الرَّجُلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَخَرَجَ بَعْدَ نِصْفِ النَّهَارِ فَعَلَيْهِ صِيَامُ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ يَعْتَدُّ بِهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِذَا دَخَلَ أَرْضاً قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ وَ هُوَ يُرِيدُ الْإِقَامَةَ بِهَا فَعَلَيْهِ صَوْمُ ذَلِكَ الْيَوْمِ فَإِنْ دَخَلَ بَعْدَ طُلُوعِ‌ الْفَجْرِ فَلَا صِيَامَ عَلَيْهِ وَ إِنْ شَاءَ صَامَ.»[10]

قول دوم؛ تبییت نیت، تنها ملاک افطار

در قول‌ دوم، ملاک فقط «تبییت نیّت» است. تبییت به معنای قصد سفرکردن از شب قبل است. پس در صورت‌ تبییت‌ نیّت ، افـطار مـطلقاً واجـب است، چه سفرش پیش از زوال باشد و چه پس‌ از‌ آن‌ و بدون تبییت نیّت، مـطلقاً باید روزه را ادامـه دهد، چه پیش از زوال به سفر رود‌ و چه‌ پس از آن.

قائلین به قول دوم

شیخ طوسی در «الاقتصاد» و «الجمل»، قاضی ابن براج در‌ «المهذّب‌» و مـحقق‌ حـلی در «المـعتبر»، «الشرایع» و «مختصر النافع» این قول را برگزیده اند.

شیخ طوسی

شیخ طوسی در کتاب «الاقتصاد» چنین فرموده اند: «و من شرط الإفطار تبييت النية للسفر من الليل، فان لم يبيتها و حدث له رأي في السفر صام ذلك اليوم و لا قضاء عليه. و ان بيت النية من الليل و لم يتفق له الخروج الى بعد الزوال تمم و قضى ذلك اليوم.»[11]

همچنین ایشان در کتاب «الجمل و العقود فی العبادات» چنین می فرمایند: «و من شرط [ص س صحة] الإفطار خاصة تبييت النية للسفر من الليل. فان لم يبيتها و حدث له رأى في السفر صام ذلك اليوم، و لا قضى عليه. و ان بيت النية من الليل و لم يخرج الى بعد الزوال تمم [صومه ص] و قضى ذلك اليوم.»[12]

همانگونه که از عبارت فهمیده می شود، تنها ملاک در نظر ایشان قصد سفر از شب قبل است و هیچ اشاره ای به زمان خروج که قبل از زوال باشد یا نه، ندارند.

ابن بـراج

ایشان در مورد این مساله چنین فرموده اند: «إذا نوى السفر من الليل و خرج بعد طلوع الفجر اى وقت من النهار ففرضه الإفطار، و ان لم يكن نوى ذلك من الليل، ثم خرج بعد طلوع الفجر، فعليه إتمام الصيام و لا قضاء عليه و إذا خرج قبل طلوع الفجر، كان فرضه الإفطار سواء نوى السفر من الليل أو لم ينو ذلك، و كان عليه القضاء.»

بنابراین، ایشان تنها ملاک را تبییت نیت دانسته اند.

محقق حلی

محقق حلی در کتاب «المعتبر في شرح المختصر»، می فرمایند: «الثالثة: الشروط المعتبرة في قصر الصلاة معتبرة في الإفطار، و يشترط في الإفطار تبييت النية من الليل و فيه قولان آخران، أحدهما: الاعتبار بخروجه قبل الزوال، و لا اعتبار بالنية، و لو خرج بعد الزوال أتم...و الآخرة: يفطر و لو خرج قبل الغروب»[13]. با توجه به اینکه ایشان فقط در  افطار تبییت نیت را شرط می نمایند و ملاک خروج را به دیگر اقوال نسبت می دهند مشخص می شود که نظر ایشان مطابق با قول دوم است.

محقق حلی در کتاب «شرائع‌ الإسلام‌ فی مـسائل الحـلال و الحـرام»، چنین فرموده اند: «الثالثة الشرائط المعتبرة في قصر الصلاة معتبرة في قصر الصوم و يزيد على ذلك تبييت النية»[14]

و همچنین در کتاب «المختصر النافع فی فقه الإمامیة» می فرمایند: «و يشترط في قصر الصوم تبييت النية.»[15]

ادله قول دوم

ادله این قول روایاتی است که تبییت نیّت‌ را ملاک افطار می دانند. یعنی کسی که قبل از اذان صبح قصد سفر کند، باید افطار نماید و در غیر این صورت، روزه خود را باید تمام کند. برخی‌ از‌ این‌ روایات عبارتند از:

«روی الشیخ باسناده عـن‌ عـلیّ‌ بن الحسن بن فضّال، عن ایوب بن نوح، عن محمد بن أبی حمزة، عن علی بن‌ یقطین‌، عن‌ أبی الحسن موسی(ع) فی الرجل یسافر فی شهر رمضان أیفطر فی منزله؟ قال‌: اذا‌ حـدّث‌ نفسه فی اللیل بالسفر افطر إذا خرج من منزله وإن لم یحدّث نفسه من اللیلة‌ ثم‌ بدا‌ له فی السفر من یومه أتمّ صومه»[16]

«روی الشیخ باسناده عن‌ محمد‌ بن الحـسن‌ الصـفار‌، عـن‌ عبدالله بن عامر، عن‌ ابن أبی نجران عن صفوان بن یحیی، عمن رواه، عن أبـی بـصیر، قـال : اذا خرجت‌ بعد‌ طلوع الفجر و لم تنو السفر من‌ اللیل‌ فاتمّ‌ الصوم‌ و اعتد‌ به من شـهر‌ رمـضان‌.»[17]

«روی الشـیخ بالاسناد السابق عن صفوان، عن سماعة أو ابن مسکان، عن‌ رجل‌، عن أبی بصیر، قال: سمعت‌ أبـاعبدالله‌(ع) یـقول : اذا أردت السفر فی شهر رمضان فنویت الخروج من اللیل فإن خرجت قبل الفـجر أو بـعده فأنت مفطر و علیک قضاء ذلک الیوم.»[18]

قول سوم، کفایت مطلق سفر در افطار

در قول سوم، نه زوال ملاک‌ است‌ و نه‌ تبییت نیت. بـنابر ایـن قول، حتی اگر پیش از غروب به سفر رود‌ افطار‌ واجب است، چه از شب پیـش قـصد سـفر کرده باشد یا نه. در واقع در این قول ملاک فقط سفر است. یعنی هر کس سفر کند در هر شرایطی نمی تواند روزه بگیرد.

قائلین به قول سوم

والد شیخ صدوق، سید‌ مرتضی‌، ابن ادریس حلی، ابن زهره حـلبی و عـلامه در ارشاد این قول را‌ اختیار‌ کرده اند.

صدوق اوّل، على بن بابويه‌

در کتاب «مجموعة‌ فتاوی ابن بابویه»، نظر والد شیخ صدوق چنین بیان گردیده است: «- اختلف علمائنا في الوقت الموجب للقصر في حقّ المسافر (الى أن قال): و قال علىّ بن بابويه: إذا خرجت في سفر و عليك بقيّة يوم فأفطر...و قال ابن بابويه في رسالته: يجب عليه الإفطار و ان خرج بعد العصر و الزوال»[19]

سید مرتضی

ایشان در کتاب «جـمل العلم و العمل» می فرمایند: «شروط السفر الذي يوجب الإفطار و لا يجوز معه صوم‌ شهر رمضان في المسافة و غير ذلك هي الشروط التي ذكرناها في كتاب الصلاة الموجبة لقصرها»[20].

این عبارت ظهور در این دارد که صرف تحقق سفر شرعی با شرایط آن، کفایت در وجوب افطار می کند. زیرا ایشان به طور مطلق، شرایط لزوم افطار را دقیقا همان شرایط لزوم قصر صلوه دانسته اند. این اطلاق ظهور در این دارد که به نظر ایشان، این حکم قید دیگری ندارد.

ابن عقیل

در کتاب «مـجموعة فـتاوی ابن أبـی عـقیل»، نظر ایشان چنین بیان شده است:

«اختلف علمائنا في الوقت الموجب للقصر في حقّ المسافر (الى أن قال) و قال علىّ بن بابويه: إذا خرجت في سفر و عليك بقيّة يوم فأفطر (الى أن قال): و قال السيّد المرتضى: شروط السفر الذي يوجب الإفطار و لا يجوز معها صوم شهر رمضان في المسافة و الصفة و غير ذلك هي الشروط التي ذكرناها في كتاب الصلاة الموجبة لقصرها، و هذا يشعر باختيار مذهب علىّ بن بابويه، و كذا ابن أبى عقيل، فإنه قال: من سافر في شهر رمضان سفرا يجب عليه فيه صلاة المسافر، وجب عليه الإفطار»[21]

همانگونه در این عبارت بیان شده نظر ایشان مطابق با نظر جناب علی بن بابویه و سید مرتضی می باشد. عبارت « من سافر في شهر رمضان سفرا يجب عليه فيه صلاة المسافر، وجب عليه الإفطار» که از ایشان نقل شده است، نیز دال بر همن مدعاست.

ابن ادریس

جناب ابن ادریس در کتاب «السرائر الحاوی‌ لتحریر‌ الفـتاوی» پس از طرح مساله، ابتدا محل اتفاق را بیان می فرمایند. «و إذا خرج الإنسان إلى السفر، بعد طلوع الفجر، أي وقت كان من النهار، و كان قد بيّت نيته من الليل للسفر، وجب عليه الإفطار، بغير خلاف بين أصحابنا»[22].

سپس محل اختلاف را مشخص کرده و اقوالی را از علمای دیگر نقل می فرمایند. در نهایت نظر جناب علی بن بابویه را اوضح از از دیگر اقوال می دانند. «و إن لم يكن قد بيّت نيّته من الليل للسفر، ثم خرج بعد طلوع الفجر، فقد اختلف قول أصحابنا في ذلك، .... و قال ابن بابويه في رسالته: يجب عليه الإفطار، و إن خرج بعد العصر و الزوال، و هذا القول عندي أوضح من جميع ما قدّمته من الأقوال»[23]

این عبارت، دال بر این است که ایشان همین قول را اتخاذ نموده اند.

ابن زهره

جناب ابن زهره در کتاب «غـنیة النزوع إلی علمی الأصول‌ و الفروع»، می فرمایند: «و يوجب القضاء السفر الذي بيناه أنه يوجب قصر الصلاة، و المرض الذي لا يستطاع معه الصوم، أو يستطاع بمشقة تظهر بها الزيادة في المرض»[24]

همین عبارت دال بر این است که شرایط لزوم افطار را منحصر به شرایط لزوم قصر صلوه می دانند. در نتیجه می توان ایشان را از قائلین به قول سوم دانست.

علامه حلی

علامه در کتاب «إرشاد‌ الأذهان‌ إلی‌ أحکام الإیمان» می فرمایند: «و يشترط في رمضان: الإقامة، فلا يصحّ صومه سفرا يجب فيه القصر، و لو صام عالما بالقصر لم يجزئه، و لو جهل أجزأه»[25]. این عبارت نشان می دهد که ایشان هم، شرط دیگری علاوه بر شروط قصر صلوه برای افطار روزه قائل نبوده اند.

ادله قول سوم

قائلین قول سوم، به طرق مختلفی بر این قول استدلال فرموده اند.

عموم آیه قرآن

جناب علی بن بابویه به عنوان اولین دلیل به آیه قرآن تمسک می نمایند. «... و هذا القول عندي أوضح من جميع ما تقدّمه من الأقوال (الى أن قال): احتجّ علىّ بن بابويه بأنّه مسافر فوجب عليه التقصير، لعموم الآية»[26]

منظور از آیه، آیه « فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّامٍ أُخَرَ »[27] می باشد.

ادله روایی

به عنوان نمونه به این دو روایت اشاره می شود.

« روی الشیخ باسناده‌ عن‌ صفار‌، عن عمران بن‌ موسی‌، عن موسی بن جعفر‌، عن‌ محمد بن‌ الحسین (الحسن)، عن الحسن بن علی بن فضّال، عن ابن بکیر، عن عبد الاعلی مولی‌ آل‌ سام فی الرجـل یـرید السفر فی‌ شهر‌ رمضان‌، قال‌: یفطر‌ وإن خرج قبل‌ أن‌ تغیب الشمس بقلیل»[28]

«روی الشیخ باسناده عن الحسین بن سعید، عن علی بن السندی‌، عـن عـثمان بن عیسی، عن سماعة، قال: سـألته عـن الرجل، کـیف یـصنع اذا‌ اراد السفر؟ قـال :إذا طلع‌ الفجرو‌ لم یشخص فـعلیه صیام ذلک الیوم وإن خرج من أهله قبل طلوع الفجر فلیفطر و لا صیام علیه.»[29]

عدم تجزی صوم

جناب علی بن بابویه به عنوان استدلال دوم بر این مدعا، چنین می فرمایند

. و لأنّ السفر مناف للصوم، و الصوم عبادة لم يقبل التجزّي و قد حصل المنافي في جزء منه فأبطله، إذ يمتنع اجتماع المتنافيين فيبطل اليوم أجمع ببطلان جزئه.»[30]

در مقدمه اول، سفر را منافی روزه می دانند. در مقدمه دوم، روزه را از آن جهت که عبادت است غیر قابل تجزیه می دانند. در نتیجه وقتی کسی در اثناء روز مسافرت می کند، در واقع این سفر منافات با جزئی از روزه اش دارد وچون روزه تجزیه نمی پذیرد، با کل آن منافات خواهد داشت.

اجماع

صاحب غنیه، اولین دلیل بر این مدعا را اجماع دانسته اند. «و يوجب القضاء السفر الذي بيناه أنه يوجب قصر الصلاة، و المرض الذي لا يستطاع معه الصوم، أو يستطاع بمشقة تظهر بها الزيادة في المرض، بدليل الإجماع المشار إليه»[31]

جمع بندی ادله

شاید بتوان گفت عبارت جناب ابن ادریس به طور خلاصه و به خوبی به مجموع این ادله و میزان قابلیت اعتماد به آن ها اشاره نموده است. ایشان می فرمایند:

«، لأنّ أصحابنا مختلفون في ذلك، و ليس على المسألة و لا قول بها إجماع منعقد، و لا أخبار مفصّلة متواترة بالتفصيل و التخصيص، و إذا كان كذلك، فالتمسّك بالقرآن أولى، لأنّ هذا مسافر، بلا خلاف، و مخاطب بخطاب المسافرين، من تقصير صلاة و غير ذلك.»[32]

در واقع ایشان قائل اند به دلیل اینکه اجماعی وجود ندارد و از طرف دیگر روایات با هم در تعارض اند و دسته ای از آن ها هم متواتر نیست که بتوان آن دسته را بر دیگران برتری داد، در نتیجه به عموم قرآن تمسک باید نمود. و چون طبق این عموم مسافر نمی تواند روزه بگیرد، قائل به افطار باید شد.

قول چهارم؛ تبییت نیت و خروج پیش از زوال، هر دو ملاک افطار

در قول چهارم، تبییت نیت به همراه خروج‌ پیش‌ از‌ زوال، مـلاک افطار دانسته شده است. ظـاهر قول شیخ طوسی‌ در‌ مبسوط این نظر می باشد.

قائلین قول چهارم

شیخ طوسی

ایشان در کتاب « المبسوط فی فـقه الإمـامیة» می فرمایند:

«و من سافر عن بلده في شهر رمضان و كان خروجه قبل الزوال فإن كانت يبيت نية السفر أفطر، و عليه القضاء، و إن كان بعد الزوال لم يفطر، و متى لم يبت النية للسفر، و إنما تجددت له أتم ذلك اليوم و لا قضاء عليه»[33]

بنابر این عبارت، در تنها فرضی که افطار لازم می شود، حالتی است که هم از شب قبل نیت سفر شده باشد و هم خروج پیش از زوال باشد.

ادله قائلین به قول چهارم

ظاهرا قائلین به این قول، بین دو دسته روایاتی که در یکی از آن ها به تبییت نیت اشاره شده است و در دسته دیگر به خروج پیش از زوال، بدین شکل جمع نموده اند که هر دو شرط برای افطار لازم است لکن علت عدم ذکر شرط، در دسته مقابل از روایات، چه بسا محرز بودن و مفروغ بودن آن بوده است.

قول پنجم؛ تبییت نیت شرط لازم افطار، وجوب افطار در خروج قبل از زوال و تخییر در خروج بعد از زوال

در قول پنجم، شرط لازم برای وجوب افطار تبییت نیت است. یعنی اگر شب قصد سفر نکرده باشد، به هیج وجه نمی تواند روزه را افطار کند. اما اگر قصد سفر کرده باشد؛ در صورت خروج قبل از زوال، واجب است افطار نماید و اگر بعد از زوال خارج شود، مخیر بین اتمام و افطار است. البته در این صورت، اتمام مستحب خواهد بود. این قول در تهذیب و استبصار از جانب شیخ طوسی مطرح گردیده است.

قائلین به قول پنجم

شیخ طوسی

ایشان در کتاب «تهذیب الأحکام» بعد از نقل دو دسته از روایات در این مساله می فرمایند:

«فَهَذَانِ الْخَبَرَانِ وَ مَا يَجْرِي مَجْرَاهُمَا فَالْوَجْهُ فِيهِمَا أَنَّهُ إِذَا خَرَجَ قَبْلَ الزَّوَالِ وَجَبَ عَلَيْهِ الْإِفْطَارُ إِذَا كَانَ قَدْ نَوَى مِنَ اللَّيْلِ السَّفَرَ وَ إِذَا خَرَجَ بَعْدَ الزَّوَالِ فَإِنَّهُ يُسْتَحَبُّ لَهُ أَنْ يُتِمَّ صَوْمَهُ ذَلِكَ فَإِنْ أَفْطَرَ فَلَيْسَ عَلَيْهِ شَيْ‌ءٌ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ قَدْ نَوَى السَّفَرَ مِنَ اللَّيْلِ فَلَا يَجُوزُ لَهُ الْإِفْطَارُ عَلَى وَجْهٍ»[34]

همچنین ایشان در کتاب «الاستبصار فیما اختلف من الأخبار» بعد از نقل دو دسته از روایات در این زمینه، می فرمایند:

«فَالْوَجْهُ فِي هَذَيْنِ الْخَبَرَيْنِ وَ مَا جَرَى مَجْرَاهُمَا أَنْ نَحْمِلَهُ عَلَى أَنَّهُ إِذَا كَانَ قَدْ نَوَى مِنَ اللَّيْلِ السَّفَرَ يَجِبُ عَلَيْهِ الْإِفْطَارُ إِذَا خَرَجَ قَبْلَ الزَّوَالِ وَ إِنْ خَرَجَ بَعْدَ الزَّوَالِ يُسْتَحَبُّ لَهُ أَنْ يُتِمَّ فَإِنْ لَمْ يَصُمْ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ شَيْ‌ءٌ»[35]

در هر دو عبارت از دو کتاب فوق، مشخص است که ایشان تبییت نیت را شرط اصلی می دانند. یعنی  بدون آن، به هیچ وجه اجازه افطار وجود ندارد. اما در صورت تبییت دو حالت وجود دارد؛ اگر خروج قبل از زوال باشد، افطار واجب است و اگر بعد از آن باشد، مخیر بین اتمام و افطار می باشد البته با حکم به استحباب اتمام.

ادله قول پنجم

همانگونه که در دو کتاب تهذیب و استبصار هم اشاره شده است، این قول با لحاظ دو دسته از روایات و جمع بین آن ها بدست آمده است.

دسته اول، روایاتی همچون روایت علی بن یقطین از امام کاظم(علیه السلام) می باشند.

«669- 44- عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع فِي الرَّجُلِ يُسَافِرُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ أَ يُفْطِرُ فِي مَنْزِلِهِ قَالَ إِذَا حَدَّثَ نَفْسَهُ بِاللَّيْلِ بِالسَّفَرِ أَفْطَرَ إِذَا خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ وَ إِنْ لَمْ يُحَدِّثْ نَفْسَهُ مِنَ اللَّيْلَةِ ثُمَّ بَدَا لَهُ فِي السَّفَرِ مِنْ يَوْمِهِ أَتَمَّ صَوْمَهُ.»[36]

دسته دیگر روایاتی مثل روایت حلبی است.

«671- 46 وَ الَّذِي رَوَاهُ- مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهِ وَ هُوَ يُرِيدُ السَّفَرَ وَ هُوَ صَائِمٌ قَالَ إِنْ خَرَجَ قَبْلَ أَنْ يَنْتَصِفَ النَّهَارُ- فَلْيُفْطِرْ وَ لْيَقْضِ ذَلِكَ الْيَوْمَ وَ إِنْ خَرَجَ بَعْدَ الزَّوَالِ فَلْيُتِمَّ يَوْمَهُ.»[37]

قول ششم؛ تبییت نیت و خروج قبل از زوال هر دو ملاک افطار و اگر خروج بعد از زوال باشد، لزوم اتمام و قضا

در واقع این قول همان قول چهارم است، با این تفاوت که اگر پس از زوال بـه سـفر رود، روزه خود را باید تمام کند و قـضای آن را نـیز به جا آورد. این نظر از ابن حمزه‌ نقل‌ شده است.

قائلین به قول ششم

ابن حمزه

ابن حمزه در کتاب «الوسیلة‌ إلی‌ نیل الفضیله» برای مسافر در ماه رمضان چهار حالت بیان می فرمایند:

«و المسافر لم يخل من أربعة أوجه إما خرج قبل الصبح من منزله أو بعد الصبح قبل الزوال ناويا للسفر من الليل أو غير ناو أو خرج بعد الزوال»[38]

حالت اول، سفر قبل از صبح است. در این باره می فرمایند:« فالأول يفطر إذا خفي عليه أذان مصره أو توارى عنه جدران بلده».[39]

حالت دوم خروج قبل از زوال و با قصد سفر از شب قبل است. در این باره می فرمایند: «و الثاني يفطر و يقضي».[40]

حالت سوم در مورد کسی است که قصد سفر از شب قبل ندارد. در مورد او می فرمایند: «و الثالث لا يفطر و لا يقضي». [41]

حالت چهارم کسی است که بعد از زوال خارج می شود. در مورد او می فرمایند: «و الرابع يصوم و يقضي.»[42]

جمع بین این چهار حالت، همین قول ششم است که فرق آن با قول چهارم در فرض خروج بعد از زوال است که علاوه بر اتمام، قضا را نیز واجب می داند.

ادله قول ششم

ظاهرا ایشان با عنایت به روایاتی که ملاک افطار را فقط زوال دانسته اند، احتمال باطل بودن روزه را در فرض چهارم داده اند و به همین خاطر علاوه بر اتمام، قضا را نیز واجب دانسته اند. گویا ایشان در این فرض احتیاط کرده و به همین خاطر هم حکم به اتمام داده اند و هم حکم به قضا.

قول هفتم؛ تبییت نیت و خروج قبل از زوال ملاک افطار و اگر تبییت نیت بود و خروج بعد از زوال، هم اتمام و هم قضا.

این قول نیز همان قـول چـهارم است با این تفاوت که اگـر پس از زوال بـه سفر رود، روزه خـود را تـمام‌ مـی کند‌ و تنها در صورت تبییت نـیّت‌ ، قضای‌ آن را نیز به جا می آورد. این قول به نقل از شیخ طوسی در «النهایه» آمده است.

قائلین قول هفتم

شیخ طوسی

شیخ طوسی در کتاب «النهایة فی مـجرد الفـقه و الفتاوی، شیخ الطوسی» می فرمایند:

و إذا خرج الرّجل إلى السّفر بعد طلوع الفجر أيّ وقت كان من النّهار، و كان قد بيّت نيّته من اللّيل للسّفر، وجب عليه الإفطار. و ان لم يكن‌ قد بيّت نيّته من اللّيل، ثمَّ خرج بعد طلوع الفجر، كان عليه إتمام ذلك اليوم، و ليس عليه قضاؤه. و إن خرج قبل طلوع الفجر، وجب عليه الإفطار على كلّ حال، و كان عليه القضاء. و متى بيّت نيّته للسّفر من اللّيل، و لم يتّفق له الخروج إلّا بعد الزّوال، كان عليه أن يمسك بقيّة النّهار، و عليه القضاء.[43]

تفاوت این نظر با قول چهارم در همین عبارت پایانی است که فرمده اند: «و متى بيّت نيّته للسّفر من اللّيل، و لم يتّفق له الخروج إلّا بعد الزّوال، كان عليه أن يمسك بقيّة النّهار، و عليه القضاء»[44]

ادله قول هفتم

ظاهرا در نظر جناب شیخ در این حکم، نمی توان از روایاتی که به طور مطلق تبییت نیت را عامل وجوب افطار دانسته اند رفع ید نمود فلذا در عین اینکه فتوا به لزوم اتمام داده اند از این باب که احتمال دارد هر دو شرط برای افطار لازم باشند در کنار آن حکم به لزوم قضا هم داده اند از این باب که چه بسا همان شرط تبییت کفایت در افطار داشته و قضا بر ذمه شخص خواهد بود.

نتایج و آثار مترتب بر اصل نظریات

برای بررسی و مشخص نمودن نتایج و آثار مترتب بر این اقوال، باید حالات مختلف مکلف را در نظر گرفت و حکم آن را طبق هر قول بدست آورد.

حالت اول؛ تبییت نیت و خروج قبل از زوال

کسی که با قصد سفر از شب قبل پیش از زوال اقدام به مسافرت می نماید، طبق همه این اقوال حکم او لزوم افطار و وجوب قضا خواهد بود.

حالت دوم؛ تبییت نیت و خروج بعد از زوال

کسی که با قصد سفر از شب قبل، بعد از زوال اقدام به سفر می نماید:

طبق قول اول و چهارم باید روزه خود را تمام کند و قضا هم به عهده او نیست.

طبق قول دوم و سوم باد افطار نماید و بعدا قضا نماید.

طبق قول پنجم، مخیر بین اتمام و افطار است با اولویت اتمام و در فرض اتمام قضا به عهده اش نخواهد بود.

طبق قول  ششم و هفتم، لزوم اتمام و وجوب قضا.

حالت سوم؛ بدون تبییت نیت و خروج قبل از زوال

کسی که بدون قصد سفر از شب قبل، قبل از زوال اقدام به سفر نماید:

طبق قول اول و سوم باید روزه خود را افطار نماید.

طبق قول دوم، چهارم، پنجم، ششم و هفتم باید روزه خود را بگیرد.

حالت چهارم؛ بدون تبییت نیت خروج بعد از زوال

کسی که بدون قصد سفر از شب قبل، بعد از زوال اقدام به سفر می نماید:

طبق قول اول، دوم، چهارم و هفتم باید روزه خود را تمام کند. و قضا هم لازم ندارد.

طبق قول سوم و پنجم باید روزه خود را افطار کند.

طبق قول ششم باید روزه خود را تمام کند و علاوه بر آن قضا نیز نماید.

بررسی اجماع یا شهرت

شاید بتوان گفت تنها کسی که در این مساله ادعای اجماع نموده است، جناب ابن زهره می باشد.

«و يوجب القضاء السفر الذي بيناه أنه يوجب قصر الصلاة، و المرض الذي لا يستطاع معه الصوم، أو يستطاع بمشقة تظهر بها الزيادة في المرض، بدليل الإجماع المشار إليه»[45]

البته ممکن است منظور ایشان از اجماع هم، اجماع در مورد اصل افطار در حالت سفر باشد. به هر حال این اجماع، بر فرض وجود هم مدرکی خواهد بود. زیرا در این مورد ادله نقلی وجود دارد. البته بر فرض وجود چنین اجماعی، شاید بتوان بر مبنای کسانی که تعدی به مرجحات غیر منصوصه را معتبر می دانند، از آ« به عنوان مرجح برخی از روایات بر دیگران بهره جست. اما با توجه به اقوال هفتگانه مطرح شده، معلوم می شود که در بین قدما اجماعی در این زمینه وجود نداشته است. حتی برخی به عدم اجماع نیز تصریح نموده اند و این مساله را اختلافی دانسته اند. در نتیجه در این مساله اجماعی وجود ندارد.

برای بررسی وجود شهرت یا عدم آن، می توان در یک نگاه قائلین هر قول را شماره نمود و با یک دیگر سنجید.

قائلین قول اول(چهار نفر): مرحوم کلینی، شیخ مفید، ابن جنید و شیخ صدوق(رحمهم الله).

قائلین قول دوم(سه نفر): شیخ طوسی در اقتصاد، ابن براج، محقق حلی(رحمهم الله).

قائلین به قول سوم(شش نفر): صدوق اول، سید مرتضی، ابن عقیل، ابن ادریس، ابن زهره، علامه حلی(رحمهم الله).

قائل به قول چهارم(یک نفر): شیخ طوسی(رحمه الله) در مبسوط.

قائل به قول پنجم(یک نفر): شیخ طوسی(رحمه الله) در تهذیب و استبصار.

قائل به قول ششم(یک نفر): ابن حمزه(رحمه الله).

قائل به قول هفتم(یک نفر): شیخ طوسی(رحمه الله) در نهایه.

با توجه به این جمع بندی، می توان گفت که در بین این اقوال بیشترین قائل مربوط به قول سوم بوده است. یعنی لزوم افطار در مطلق سفر شرعی بدون هیچ قید دیگری. بعد از آن می توان به قول اول اشاره کرد که تنها ملاک افطار را خروج پیش از زوال می دانست. و بعد از آن قول دوم که تنها ملاک افطار را تبییت نیت می دانست. و اقوال چهارم تا هفتم هم به نحوی جمع بین دو ملاک به طرق مختلف می باشد که توسط دو تن از علما انجام شده است و اقوال نادری هستند که هر کدام یک قائل بیشتر ندارند. به خصوص که سه قول از این اقوال، نظرات مختلف شیخ طوسی در کتب مختلف خود می باشد.

در مجموع شاید بتوان گفت مشهورترین قول در بین قدما قول سوم باشد.

دیدگاه اهل سنت

نظر اهل سنت در اصل حکم روزه مسافر، با شیعه متفاوت است. در دیدگاه شیعه همانگونه که قبلا اشاره شد، اگر سفر دارای شرایط قصر نماز باشد، شخص نمی تواند روزه بگیرد، بلکه بعدا باید قضا نماید. در حالی که بنا به نظر اهل سنت، روزه در سفر جایز است ولی واجب نیست. فلذا شخص می تواند به انتخاب خود روزه بگیرد و نیز می تواند روزه نگرفته و بعدا قضا نماید.

«و الفطر عندهم في السفر رخصة، و ليس بعزيمة فالمسافر الذي تمت له جميع الشروط بالخيار، ان شاء صام، و ان شاء أفطر.»[46]

البته هر فرقه ای از اهل سنت، شرایطی را اضافه نموده اند که در ادامه بدان اشاره می شود.

یکی از شروط اضافه شده، شروع سفر قبل از طلوع فجر است و شرط دیگر اینکه قبل از طلوع فجر به محلی رسیده باشد که از آنجا قصر نماز شروع می شود.

«يباح الفطر للمسافر بشرط أن يكون السفر مسافة تبيح قصر الصلاة على ما تقدم تفصيله، و بشرط أن يشرع فيه قبل طلوع الفجر بحيث يصل إلى المكان الذي يبدأ فيه قصر الصلاة قبل طلوع الفجر، فإن كان السفر لا يبيح قصرها لم يجز له الفطر»[47]

این دو شرط در نزد سه مذهب از مذاهب چهارگانه اهل سنت مورد اتفاق است و فقط حنابله هستند که شرط اول یعنی شروع سفر قبل از طلوع فجر را قبول ندارند.

«و هذان الشرطان متفق عليهما، عند ثلاثة: و خالف الحنابلة في الشرط الأول». طبق نظر این گروه اگر سفر حتی بعد از زوال هم باشد، باز افطار جایز است. البته اتمام را در این صورت اولی می دانند.

«الحنابلة- قالوا: إذا سافر الصائم من بلده في أثناء النهار، و لو بعد الزوال سفرا مباحا يبيح القصر جاز له الإفطار، و لكن الأولى له أن يتم صوم ذلك اليوم.»[48]

مذهب شافعیه به این دو شرط، شرط سومی را نیز اضافه نموده اند.

« الشافعية- قالوا: زادوا شرطا ثالثا لجواز الفطر في السفر، و هو أن لا يكون الشخص مديما للسفر، فإن كان مديما له حرم عليه الفطر، إلا إذا لحقه بالصوم مشقة كالمشقة التي‌ تبيح التيمم، فيفطر وجوبا.»[49]

همانگونه که مشاهده ملاک اصلی برای اجرای حکم روزه مسافر در نزد اهل سنت، زمان شروع سفر بود. البته در کلام آن ها صحبتی از هم تبییت نیت شده است.

« يجوز الفطر للمسافر الذي بيت النية بالصوم، و لا إثم عليه، و عليه القضاء، خلافا للمالكية، و الحنفية».[50]

در نظر مالکیه کسی که تبییت نیت نموده و بعد از اقدام به روزه، افطار نموده است، باید هم روزه خود را قضا کند و هم کفاره دهد. «المالكية- قالوا: إذا بيت نية الصوم في السفر، فأصبح صائما فيه ثم أفطر لزمه القضاء و الكفارة، سواء أفطر متأولا أو لا.» [51]

در نظر حنفیه کسی که تبییت نیت نموده است، حرام است که روزه خود را افطار کند. البته بنابر این نظر اگر افطار نمود، فقط قضا به عهده او خواهد بود. «الحنفية- قالوا: يحرم الفطر على من بيت نية الصوم في سفره. و إذا أفطر فعليه القضاء دون الكفارة.»[52]

اما با توجه به احکامی که بر آن مترتب گردیده است، معلوم می شود که منظور آن ها از تبییت نیت، قصد روزه گرفتن از شب قبل است، نه قصد به سفر رفتن که در برخی اقوال علمای شیعه بدان اشاره شده است. در واقع چون اصل روزه گرفتن در چنین شرایطی جایز بوده است، برخی تصمیم مکلف به روزه گرفتن را موثر در تکلیف لزومی او دانسته اند. یعنی اگر تصمیم گرفت دیگر نمی تواند از تصمیم خود برگردد.

فلذا در نظر اغلب اهل سنت ملاک اصلی، زمان شروع سفر است و برای اجرای حکم روزه مسافر که جواز افطار است، به شرط قصد سفر از شب قبل اشاره نشده است. البته در نظر برخی از آن ها تصمیم مکلف بر روزه یا افطار باعث لازم شدن روزه گرفتن او می شود.

 

 

منابع

اسكافى، ابن جنيد، محمد بن احمد كاتب بغدادى، مجموعة فتاوى ابن جنيد، در يك جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق

بغدادى، مفيد، محمّد بن محمد بن نعمان عكبرى، المقنعة (للشيخ المفيد)، در يك جلد، كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد - رحمة الله عليه، قم - ايران، اول، 1413 ه‍ ق

كلينى، ابو جعفر، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، 8 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، چهارم، 1407 ه‍ ق

قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابويه، المقنع (للشيخ الصدوق)، در يك جلد، مؤسسه امام هادى عليه السلام، قم - ايران، اول، 1415 ه‍ ق

قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابويه، من لا يحضره الفقيه، 4 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، دوم، 1413 ه‍ ق

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، الاقتصاد الهادي إلى طريق الرشاد (للشيخ الطوسي)، در يك جلد، انتشارات كتابخانه جامع چهل‌ستون، تهران - ايران، اول، 1375 ه‍ ق

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، الجمل و العقود في العبادات، در يك جلد، مؤسسه نشر دانشگاه فردوسى مشهد، مشهد - ايران، اول، 1387 ه‍ ق

طرابلسى، ابن براج، قاضى، عبد العزيز، المهذب (لابن البراج)، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1406 ه‍ ق

حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، المعتبر في شرح المختصر، 2 جلد، مؤسسه سيد الشهداء عليه السلام، قم - ايران، اول، 1407 ه‍ ق

حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، 4 جلد، مؤسسه اسماعيليان، قم - ايران، دوم، 1408 ه‍ ق

حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، المختصر النافع في فقه الإمامية، 2 جلد، مؤسسة المطبوعات الدينية، قم - ايران، ششم، 1418 ه‍ ق

قمّى، صدوق اوّل، على بن بابويه، مجموعة فتاوى ابن بابويه، در يك جلد، قم - ايران، اول، ه‍ ق

عمانى، حسن بن على بن ابى عقيل حذّاء، مجموعة فتاوى ابن أبي عقيل، در يك جلد، قم - ايران، اول، ه‍ ق

شريف مرتضى، على بن حسين موسوى، جمل العلم و العمل، در يك جلد، مطبعة الآداب، نجف اشرف - عراق، اول، 1387 ه‍ ق

حلّى، ابن ادريس، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، دوم، 1410 ه‍ ق

حلبى، ابن زهره، حمزة بن على حسينى، غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع، در يك جلد، مؤسسه امام صادق عليه السلام، قم - ايران، اول، 1417 ه‍ ق

حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1410 ه‍ ق

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، المبسوط في فقه الإمامية، 8 جلد، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، تهران - ايران، سوم، 1387 ه‍ ق

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، 10 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، چهارم، 1407 ه‍ ق

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، 4 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، اول، 1390 ه‍ ق

طوسى، محمد بن على بن حمزه، الوسيلة إلى نيل الفضيلة، در يك جلد، انتشارات كتابخانه آية الله مرعشى نجفى - ره، قم - ايران، اول، 1408 ه‍ ق

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، در يك جلد، دار الكتاب العربي، بيروت - لبنان، دوم، 1400 ه‍ ق

مغنيه، محمد جواد، الفقه على المذاهب الخمسة، 2 جلد، دار التيار الجديد - دار الجواد، بيروت - لبنان، دهم، 1421 ه‍ ق

جزيرى، عبد الرحمن - غروى، سيد محمد - ياسر مازح، الفقه على المذاهب الأربعة و مذهب أهل البيت عليهم السلام، 5 جلد، دار الثقلين، بيروت - لبنان، اول، 1419 ه‍ ق

ابن منظور، ابو الفضل، جمال الدين، محمد بن مكرم، لسان العرب، 15 جلد، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع - دار صادر، بيروت - لبنان، سوم، 1414 ه‍ ق

طريحى، فخر الدين، مجمع البحرين، 6 جلد، كتابفروشى مرتضوى، تهران - ايران، سوم، 1416 ه‍ ق

محمود عبد الرحمان، معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهية، 3 جلد، ه‍ ق

 

 


[1] لسان العرب، ج‌2، ص: 16

[2] مجمع البحرين؛ ج‌2، ص: 194

[3] معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهية؛ ج‌2، ص: 216

[4] همان، ص: 217‌

[5] الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‌4، ص: 131

[6] المقنعة (للشيخ المفيد)؛ ص: 354

[7] مجموعه فتاوی ابن جنید: ص112-113.

[8] المقنع‌، شیخ الصدوق، ص198

[9] 1982 وَ رَوَى الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهِ وَ هُوَ يُرِيدُ السَّفَرَ وَ هُوَ صَائِمٌ فَقَالَ إِنْ خَرَجَ قَبْلَ أَنْ يَنْتَصِفَ النَّهَارُ فَلْيُفْطِرْ وَ لْيَقْضِ ذَلِكَ الْيَوْمَ وَ إِنْ خَرَجَ بَعْدَ الزَّوَالِ فَلْيُتِمَّ يَوْمَهُ

1983 وَ رَوَى الْعَلَاءُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا سَافَرَ الرَّجُلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَخَرَجَ بَعْدَ نِصْفِ النَّهَارِ فَعَلَيْهِ صِيَامُ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ يَعْتَدُّ بِهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ إِذَا دَخَلَ أَرْضاً قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ وَ هُوَ يُرِيدُ الْإِقَامَةَ بِهَا فَعَلَيْهِ صَوْمُ ذَلِكَ‌ الْيَوْمِ وَ إِنْ دَخَلَ بَعْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَلَا صِيَامَ عَلَيْهِ وَ إِنْ شَاءَ صَامَ. (من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص: 143‌)

[10] الكافي (ط - الإسلامية)، ج‌4، ص: 132‌

[11] الاقتصاد الهادي إلى طريق الرشاد (للشيخ الطوسي)؛ ص: 295

[12] الجمل و العقود في العبادات؛ ص: 124-125

[13] المعتبر في شرح المختصر؛ ج‌2، ص: 715

[14] شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام؛ ج‌1، ص: 190

[15] المختصر النافع في فقه الإمامية؛ ج‌1، ص: 71

[16] وسائل‌ الشیعه، ج10، ص187، بـاب 5 از ابـواب مـن یصح منه الصوم، حدیث 10.

[17] وسائل الشیعه، ج10، ص188، باب 5 از ابـواب مـن یصح منه الصوم، حدیث 12.

[18] همان، حدیث 13.

[19] مجموعة فتاوى ابن بابويه؛ ص: 74

[20] جمل العلم و العمل، ص: 92‌

[21] مجموعة فتاوى ابن أبي عقيل؛ ص: 74

[22] السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى؛ ج‌1، ص: 391

[23] همان.

[24] غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع؛ ص: 140

[25] إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان؛ ج‌1، ص: 302

[26] مجموعة فتاوى ابن بابويه، ص: 74

[27] البقرة: 184.

[28] وسائل الشیعه، ج10، ص188، باب 5 از ابواب‌ من‌ یصح‌ منه الصوم، ح14.

[29] همان، ص187، باب 5 از ابواب من یصح منه الصوم، ح8.

[30] مجموعة فتاوى ابن بابويه؛ ص: 74

[31] غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع، ص: 140

[32] السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى؛ ج‌1، ص: 391

[33]المبسوط في فقه الإمامية؛ ج‌1، ص: 284

[34] تهذيب الأحكام، ج‌4، ص: 229‌

[35] الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، ج‌2، ص: 99‌

[36] تهذيب الأحكام، ج‌4، ص: 228‌

[37] همان. ص: 229‌

[38] الوسيلة إلى نيل الفضيلة؛ ص: 149

[39] الوسيلة إلى نيل الفضيلة؛ ص: 149

[40] همان.

[41] همان.

[42] همان.

[43] النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى؛ ص: 161و 162

[44] همان.

[45] غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع، ص: 140

[46] الفقه على المذاهب الخمسة؛ ج‌1، ص: 150

[47] الفقه على المذاهب الأربعة و مذهب أهل البيت عليهم السلام؛ ج‌1، ص: 743

[48] همان.

[49] الفقه على المذاهب الأربعة و مذهب أهل البيت عليهم السلام؛ ج‌1، ص: 743.

[50] همان.

[51] همان.

[52] همان.


[TE11]چکیده عصاره مقاله است که قسمتهای اصلی آن عبارتند از:

  1. معرفی موضوع در یک یا دو جمله
  2. ارائه هدف در یک یا دو جمله
  3. طرح یافته های اصلی در یکی دو جمله
  4. ارائه مهمترین نتیجه به دست آمده

[TE12]قول سوم ناظر به هیچکدام  از دو ملاک نیست.

[TE13]ماه

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج