اعتبار ابزار جدید در رؤیت هلال محمدجواد فاضل لنکرانی PDF چاپ پست الکترونیکی

اعتبار ابزار جدید در رؤیت هلال

محمدجواد فاضل لنکرانی، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام، شماره 43، ص176

 

فهرست مطالب

تحریر محل نزاع. 3

تعريف هلال‌ 3

هلال کدام حالت ماه است؟. 3

بررسی ادله کفایت رؤیت هلال با چشم مسلح. 4

جريان اصالة الاطلاق نسبت به سبب رؤيت و عدم وجود قرينه بر انصراف... 4

استناد حقيقى رؤيت به كسى كه با ابزار و وسائل آن را انجام مى‌دهد 4

شمول اطلاق لفظ «اهلّة». 4

بیان یک مؤید 4

ادله منکرین اعتبار رؤیت هلال با چشم مسلح. 5

ادّعاى اوّل: انصراف رؤيت به ديدن با چشم معمولى‌ 5

بررسی ادعای اول. 5

ادّعاى دوّم: رؤيت طريقيّت دارد نه موضوعيت.. 6

بررسی ادعای دوم 6

بیان دیگری در مورد نقش طریقیت و موضوعیت در مساله. 6

بررسی بیان دوم نقش طریقیت و موضوعیت.. 6

اشكالات و توهّمات‌ 7

 

تحریر محل نزاع

از مسائل مورد بحث در عصر حاضر، اعتبار و يا عدم اعتبار وسائل و آلات جديد در رؤيت هلال است. با پيدايش وسائل جديدى همچون دوربين و تلسكوپ، اين پرسش نيز مطرح شده كه آيا رؤيت با چشم مسلّح كافى است؟ در بررسی روايات با عنوان مركّب «رؤية الهلال» روبه رو می شویم که ملاک ماه جدید قرار گرفته است. در اين عنوان دو كلمه ی «رؤيت»و «هلال» وجود دارد كه لازم است هر دو توضيح داده شود[1].

تعريف هلال‌

هلال در لغت به معناى ماه نو است؛ هرچند برخى ماه دو شبه تا شب سوّم و برخى تا شب هفتم را نيز هلال ناميده‌اند[2]. درلسان العرب آمده است:

«الهلال غرّة القمر حتّى يهلّه الناس في غرّة الشهر»[3]. از اين عبارت روشن مى‌شود كه از شب اوّل كه ماه از محاق خارج شده است، هلال بر آن صدق مى‌كند. در ادامه عبارت لسان العرب آمده: «فإنّه فى الثالثة يتبيّن ضوءه»؛ از این عبارت چنین فهمیده می شود که نور ماه در شب سوم در آسمان آشکار می شود. در عین حال در همان شب اول که نور ماه بسيار ضعيف بوده و به گونه‌اى نيست كه بر سياهى آسمان غلبه كند، هلال صادق است.

از سوی دیگر، تعبير «حتّى يهلّه الناس» به عنوان مقوّم اين معنى نيست؛ بلكه از آثار غالبى آن مى‌باشد. شاهد اين مطلب آن است كه القاموس المحيط هلال را به غرّة القمر معنى كرده و تعبير «حتّى يهلّه الناس» در آن وجود ندارد[4].

هلال کدام حالت ماه است؟

پس از دانستن معنای هلال باید بدانیم که از نظر واقعى و تكوينى دو حالت مهمّ براى ماه وجود دارد:

الف) مقارنه: زمانى است كه ماه در تحت‌الشعاع خورشيد قرار مى‌گيرد و به هيچ وجه با چشم معمولى قابل رؤيت نيست.

ب) ولادت: زمانى است كه ماه از محاق و تحت الشعاع خارج مى‌شود و ماه نو و جديد آغاز مى‌گردد. آنچه در لغت و عرف از آن به هلال ماه تعبير مى‌كنند همین حالت ولادت است.

منجّمين مقارنه و ولادت را می توانند از طريق محاسبات دقيق تعيين مى‌كنند، امّا اوّلًا اين‌گونه محاسبات به خودى خود و با قطع نظر از افاده اطمینان داشتن یا نداشتن، حجيّت شرعى ندارد؛ و ثانياً در ادلّه، رؤيت، ملاك قرار داده شده است. بنابراين نمى‌توان به آن اعتماد كرد و بايد گفت كه ظاهراً ملاك، رؤيت و ديدن هلال است.

حال، بحث در اين است كه اگـر همين هلال كه زمان ولادت ماه است، با تلـسكوپ ديده شود به‌طورى‌كه هيچ تغـييرى در

واقع به وجود نياورد و فقط هلال واقعى را نشان دهد، آيا چنين ديدنى حجيّت دارد؟

بررسی ادله کفایت رؤیت هلال با چشم مسلح

قائلین این نظریه در مجموع سه دلیل و تعدادی مؤید بر مدعای خویش اقامه می کنند که عبارتند از:

جريان اصالة الاطلاق نسبت به سبب رؤيت و عدم وجود قرينه بر انصراف

كسانى كه رؤيت با چشم مسلّح را كافى مى‌دانند، به اطلاق اخبار رؤيت هلال استدلال نموده‌اند؛ بدین بیان که این روایات در مقام بیان چگونگی اثبات ماه بوده اند و در هیچ کدام از آن ها دليل و قرينه‌اى بر اعتبار رؤيت با چشم معمولى و عادى وارد نشده است. پس همان‌طور كه رؤيت با ابزارى مانند عينك كفايت مى‌كند، رؤيت با ابزار قوى‌تر نيز كه در واقع تغييرى ايجاد نمى‌كند كفايت مى‌كند.

استناد حقيقى رؤيت به كسى كه با ابزار و وسائل آن را انجام مى‌دهد

آنچه از نظر صناعى لازم است، صدق و استناد رؤيت به بيننده مى‌باشد؛ و به طور قطع مى‌توان رؤيت را به كسى كه با تلسكوپ مى‌بيند، استناد داد و اين استناد حقيقى است. به عبارت ديگر، صدق رؤيت بر رؤيت با ابزار، قطعى و مسلّم است.

یک شاهد روشن بر اين مطلب آن است كه اگر كسى با تلسكوپ مشاهده كند كه شخصى به قتل رسيد، مى‌تواند در دادگاه بر آن قتل شهادت دهد و حاكم شرع نيز بايد بر اين شهادت ترتيب اثر بدهد. شاهد دیگر نیز آنست كه شرط حلال بودن گوشت ماهى، وجود فلس در آن است؛ و بر طبق روايات و فتاوا، ملاك حلّيت، وجود فلس است. یعنی اگر فلس يك نوع ماهى با چشم معمولى ديده نشود، امّا به‌وسيله دوربين بتوان آن را مشاهده كرد يا اين‌كه تودۀ مردم نتوانند فلس آن را تشخيص دهند، ولى اهل فن بگويند كه داراى فلس است، ظاهراً اين مقدار در جواز خوردن آن كفايت مى‌كند. به عبارت ديگر، جواز خوردن بر وجود واقعى فلس مترتّب است. در مانحن فیه نيز گرچه در روايات كلمه «رؤيت» آمده، امّا از ادلّه استفاده مى‌شود كه ملاك، وجود واقعى هلال است.

شمول اطلاق لفظ «اهلّة»

در آيه شريفه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ»، لفظ «اهلّة» به خاطر اطلاقش، بر هلالى كه مردم با چشم معمولى نمى‌بينند، امّا ممكن است با وسائل و ابزار رؤيت شود نیز دلالت دارد.

بیان یک مؤید

از شواهد و مؤيّدات اين نظريه آن است كه اگر هلال در شب اوّل با چشم معمولى قابل رؤيت نباشد، ولى با تلسكوپ رؤيت شود، در صورتى كه فرداى آن شب را اوّل ماه ندانيم و بخواهيم روز بعد را به عنوان اوّل ماه قرار دهيم، چنانچه اين ماه در پايان، بيست و هشت روز شود، طبق برخى از روايات و فتواى همه فقيهان لازم است يك روز روزه بگيريم. اين كشف مى‌كند كه در آن زمان هرچند هلال با چشم معمولى ديده نشده، امّا عـنوان روز اوّل را داشته است. اين مطـلب شاهـد بسيار خوبى است كه

ديدن با چشم معمولى، موضوعيّت ندارد.

ادله منکرین اعتبار رؤیت هلال با چشم مسلح

امّا كسانى كه رؤيت هلال را با چشم مسلّح كافى نمى‌دانند، در مجموع دو ادّعا را مطرح كرده‌اند:

ادّعاى اوّل: انصراف رؤيت به ديدن با چشم معمولى‌

بسيارى از كسانى كه رؤيت با چشم مسلح را كافى ندانسته‌اند، مسأله انصراف را مطرح كرده‌اند. برخی فرموده اند: «رؤيت كسانى كه قدرت ديد فوق‌العاده‌اى دارند كفايت نمى‌كند؛ همان‌طورى كه رؤيت با ابزار كفايت نمى‌كند. و اين امر به دليل انصراف رؤيت در نصوص به رؤيت با چشم عادى است.[5]» برخی دیگر نیز فرموده اند: «هنگامى‌كه سخن از رؤيت به ميان مى‌آيد، به رؤيت متعارف (با چشم غيرمسلّح) انصراف دارد؛ زيرا فقيهان در همه ابواب فقه، اطلاقات را به افراد متعارف منصرفِ مى‌دانند.[6]»

بررسی ادعای اول

اولاً بايد ديد منشأ انصراف چيست؟ در علم اصول ثابت شده كه منشأ انصراف چنانچه غلبه استعمال باشد در انصراف كفايت مى‌كند، امّا غلبه وجود كفايت نمى‌كند. كلمه رؤيت همان‌طورى كه در ديدن با چشم معمولى استعمال شده، در ديدن با ابزارى مانند عينك، ذرّه‌بين و دوربين نيز به نحو حقيقى استعمال مى‌شود؛ و استعمال رؤیت در دیدن با چشم غیر مسلح غالب نیست.

ثانیاً روشن است كه بر اساس اصالة الاطلاق که يكى از اصول لفظى عقلى است، اصل اوّلى در الفاظ به مقتضاى مقدّمات حكمت اطلاق است؛ مگر اين كه در مقابل آن دليل يا قرينه‌اى بر تقييد باشد. به عبارت ديگر، رفع يد از اطلاق و ادّعاى انصراف، هميشه محتاج قرينه است و بدون قرينه، هرگز نمى‌توان ادّعاى انصراف كرد. از طرفی در روايات رؤيت، هيچ‌گونه قرينه‌اى كه دلالت بر انصراف داشته باشد نبوده و رؤيت از جهت اسباب آن كاملًا مطلق است.

ثالثاً در مواردى هم كه قرينه بر انصراف وجود دارد، صرف وجود آن نمى‌تواند مستند فقيه قرار گيرد؛ بلكه بايد شواهد و قرائن ديگرى نيز وجود داشته باشد.

رابعاً به نظر مى‌رسد اگر شارع مقدّس در اين امر مهمّ رؤيت غير مسلّح را معتبر مى‌دانست، بايد با بيانى روشن و صريح، اعتبار رؤيت با چشم معمولى را ذكر مى‌فرمود. به عبارت ديگر، نمى‌توان گفت شارع در امرى كه مورد ابتلاى مسلمانان در هر سال و بلكه در هر ماه است، به مجرّد انصراف اكتفا كند.

خامساً چنانچه انصراف را بپذيريم، بايد قائل شويم كه فقط رؤيت معمـولى آن هم در سطح زمين اعتبار دارد. بـنابراين، اگر

كسى در بالاى كوه يا ساختمان بسيار مرتفعى ماه را با چشم معمولى ببيند، نبايد اعتبار داشته باشد؛ در حالى‌كه نمى‌توان به اين مطلب ملتزم شد. البته نسبت به غروب آفتاب، در برخى از روايات نهى شده كه انسان بر بالاى كوه برود؛ امّا اين مطلب به بحث ما ارتباطى ندارد و بين اين دو، در موضوع اختلاف است.

بنابراين، به خوبى مى‌توان نتيجه گرفت كه همان‌گونه كه رؤيت با چشم عادى مى‌تواند كافى باشد، رؤيت با چشم مسلّح نيز اعتبار و حجيّت شرعى دارد و ادلّه و ضوابط، با اين نظريه كاملًا مساعد است‌.

ادّعاى دوّم: رؤيت طريقيّت دارد نه موضوعيت

برخی مدعی هستند که در مسئله هلال، اگر رؤيت طریقیت داشته باشد می توان بین اسباب مختلف آن فرق گذاشت و چنین گفت که شارع تنها طریقیت رؤیتی را پذیرفته که بدون ابزار انجام شود. اما چنانچه موضوعیت داشته باشد میان ابزار و اسباب فرقی نخواهد بود. پس قول به اعتبار ابزار جدید مبتنی بر موضوعیت رؤیت است. این در حالی است که رؤیت هلال به خلاف مواردی همچون نگاه به نامحرم که رویت در آن ها موضوعیت دارد، صرفا طریق است.

بررسی ادعای دوم

با اینکه در طريقيّت رؤیت هلال تردیدی نیست و امور ديگرى از قبيل شهادت دو شاهد عادل يا علم شخصى، مى‌تواند جايگزين آن شود، اين ادعا مخدوش است. زيرا‌ نزاع محل بحث، طبق هر دو قول طریقیت و موضوعیت مطرح مى‌شود؛ اگر قائل به طریقیت شویم، اختلاف در اين است كه آيا مطلق رؤيت طريق است يا رؤيت از طريق عادى؟ و اگر قائل به موضوعیت شویم، آيا مطلق رؤيت موضوعيّت دارد يا رؤيت از طريق عادى؟ بنابراین، با نفى موضوعيّت نمى‌توان اين امر را اثبات كرد كه تنها رؤيت از طريق عادى معتبر است.

بیان دیگری در مورد نقش طریقیت و موضوعیت در مساله

برخى به اين نتيجه رسيده‌اند كه در رواياتى كه شنيدن يا ديدن، طريق براى تحديد يا اندازه چيز خاصى باشد، آن شنيدن و ديدن طريقيّت دارد و چيز ديگرى جايگزين آن نمى‌شود. نه تنها چشم مسلّح و شنيدن با ابزار، بلكه حتّى شنيدن و ديدن خارق‌العاده نيز جايگزين آن نمى‌گردد[7].

بررسی بیان دوم نقش طریقیت و موضوعیت

اوّلًا معناى طريقيّت اين نيست كه حتّى ديگرى نيز نتواند جايگزين آن شود، بلكه به عكس، جايگزينى امور ديگر، با طريقيّت سازگارى دارد‌.

ثانياً با دقّت در بحث روشن مى‌شود كه خلطى بين اين‌كه عنوانى طريق باشد و يا ملاك و موضوع براى حكم قرار گيرد، واقع شده است. ممكن است بگوييم در چنين مواردى شنيدن و ديدن، موضوعِ براى تحديد است و قرينه ی مناسبت حكم و موضوع،

اقتضا مى‌كند كه هر چيزى نتواند جايگزين آن شود؛ بلكه امورى كه با تحديد مناسبت دارد مى‌تواند جايگزين آن گردد‌.

بنابراین، به صرف اين كه بگوييم رؤيت طريقيّت دارد، هيچ‌كدام از اين دو احتمال مذکور در بحث را نمى‌توان اثبات كرد. به عبارت ديگر، اين طريقيّت با هر دو احتمال سازگارى دارد. البته مى‌توان از راه اطلاق و عدم اطلاق، هر كدام از آنها را اثبات يا نفى كرد.

از مطالب ذكر شده روشن مى‌شود كه هيچ‌كدام از دو ادّعايى كه در اين بحث براى عدم اعتبار رؤيت با چشم مسلّح مطرح شده است، پذيرفته نيست و كاملًا مخدوش است. در نتيجه چون ملاك، هلال و رؤيت نسبت به آن طريق است، ملاك شروع ماه قمرى و وجوب روزه، يقين به هلال است و هلال يك امر واقعى است كه به همان شب اوّل مربوط مى‌شود. بنابراين، ديدن با اسباب و آلات نيز كفايت مى‌كند‌.

اشكالات و توهّمات‌

در اين بخش لازم است به بعضى از اشكالاتى كه منكرين اعتبار رؤيت با چشم مسلّح مطرح نموده‌اند، پرداخته شود:

اشکال اول

اگر رؤيت با ابزار و وسائل پيشرفته، اعتبار و حجيّت داشته باشد، لازم است در باب نجاست و طهارت، ديدن با ميكروسكوپ نيز كافى باشد. يعنى چنانچه ذرّات نجاست با ميكروسكوپ هم قابل تشخيص باشد، بايد لباس را شست؛ در حالى كه التزام به اين امر از نظر فقهى مشكل، بلكه غير صحيح است[8].

در پاسخ گوییم اين مطلب بسيار روشن است كه طبق روايات، ملاك در باب نجاست و لزوم تطهير آن، يقين به نجاست است. يعنى در صورتى كه نجاست يقينى باشد، تطهير لازم است: «إن كان إستبان من أثره شي‌ء فاغسله، وإلّا لا بأس[9]». البته روشن است كه اين روايات در خصوص شكّ است. شارع در هنگام شكّ، بررسى و تحقيق از واقع درمورد نجاسات را لازم نمى‌داند، بلكه اگر به آن يقين پيدا كرد، لازم است از آن اجتناب كند و آن را‌ بشويد. به عبارت ديگر، اگر در باب نجاسات نيز قاعده و اصل، بررسى و تحقيق بود، به صورت روشن مى‌گفتيم كه يكى از راه‌هاى بررسى، ديدن با ميكروسكوپ و يا ذرّه‌بين است. امّا به جهت توسعه‌اى كه شارع داده، به اين نتيجه مى‌رسيم كه شارع چنين بررسى را لازم نمى‌داند؛ بلكه اگر به صورت عادى براى انسان قطع حاصل شود، شستن لازم است.

حال اين پرسش مطرح مى‌شود كه گرچه بررسى نجاست با ابزار و آلات لازم نيست، ولى اگر تصادفاً چنين امرى اتّفاق افتد و با ذرّه‌بين يا تلسكوپ، ذرّات نجاست در لباس ديده شود، چه بايد گفت؟ ظاهراً طبق اطلاقات مى‌توانيم بگوييم كه اين مورد نيز از مصاديق استبانه است و چون به وجود نجاست يقين حاصل شده، حكم ساير موارد را دارد. البته اين احتمال نيز وجود دارد كه از مجموع ادلّه موجود در باب طهارت و نجاست استفاده مى‌شود كه شارع اين مقدار را موضوع حكم قرار نداده و آن را به منزلۀ عدم دانسته است؛ امّا اين معنى را نمى‌توانيم به انصراف مستند كنيم‌.

اشكال دوّم

در حدّ ترخّص گفته شده است: «حدّ ترخّص مكانى است كه ديوار خانه‌هاى شهر از چشم دور باشد و صداى اذان شنيده نشود.»

اگر بگوييم ملاك مطلق رؤيت و مطلق شنيدن است، لازم مى‌آيد كه اگر كسى مثلًا از فاصله بيست كيلومترى با دوربين يا تلسكوپ ديوارها را ببيند، حدّ ترخّص او همان مكان باشد؛ در حالى كه همه فقيهان فتوا داده‌اند ملاك، حالت عادى و ديدن و شنيدن طبيعى است[10].

در پاسخ گوییم روشن است كه حدّ ترخّص از امورى نيست كه به اختلاف افراد و اشخاص مختلف شود، بلكه يك امر عرفى است؛ و اين تحديد شارع نيز به عنوان يك امر تعبّدى محض نيست، بلكه به يك ضابطه عرفى نظر دارد. عرف در اين مورد، همان ديدن و شنيدن عادى را ميزان قرار مى‌دهد و براى ابزار و آلات اعتبارى قائل نيست؛ چراكه اگر ابزار و وسائل دخالتى داشت، ديگر به اختلاف وسائل، اين حدّ متعدّد، و اساساً از عنوان و حقيقت حدّ خارج مى‌شد. به عبارت ديگر، ملاك حدّ ترخّص، دور شدن از شهر به مقدارى است كه ديوارهاى شهر ديده نشود و خود دور شدن، بهترين قرينه است بر اين كه يك حدّ معيّن واقعى براى آن وجود دارد‌.

اشكال سوّم

گفته شده كه اگر دو نفر استثنايى با قدرت بينايى دو برابر، شهادت دهند‌ كفايت نمى‌كند؛ در نتيجه ديدن با وسائل را نيز بايد به اين موارد ملحق كنيم و بگوييم كه هيچ اعتبارى ندارد‌.

پاسخ آنست که اوّلاً در اين جهت كه قدرت ديدن آنها استثنايى است، احتمال وجود اشتباه و خطا در آن زياد است؛ در حالى‌كه در دوربين و تلسكوپ اين احتمال يا وجود ندارد و يا در حدّ بسيار ضعيف است‌.

ثانياً همه مى‌توانند با دوربين و تلسكوپ، ببيند؛ امّا در اين مورد، ديدن مختصّ به خود آنان است. بنابراين نمى‌توانيم از اين روايات استفاده كنيم كه ديدن با تلسكوپ نيز مانند ديدن با چشم خارق‌العاده است‌.

ثالثاً اين استدلال تنها يك قياس است و موارد ديگر را نمى‌توان به آن ملحق كرد مثلًا در باب نجاست نمى‌توان گفت كه اگر

قدرت بينايى كسى استثنايى باشد و با چشم خود نجاست را ببيند، براو اجتناب از آن لازم نيست؛ بلكه چون به حصول نجاست يقين كرده است، حتماً بايد اجتناب كند؛ هرچند براى ديگران اجتناب لازم نيست‌.

رابعاً از اين نظريه يا فتوا استفاده مى‌شود كه شهادت آنان براى ديگران اعتبارى ندارد؛ ولى براى خـود آنان كه ديده‌اند، قطعاً

اعتبار دارد و بايد به آن ترتيب اثر دهند‌.

اشكال چهارم

لازمه معتبر بودن چشم مسلّح آن است كه شارع مقدّس بيش از هزار سال مردم را به اشتباه انداخته باشد. به اين معنى كه چون در گذشته اين وسائل در اختيار مردم نبوده، هميشه يا غالباً ماه ديرتر در نزد آنان شروع شده است، درحالى‌كه نمى‌توان به اين امر ملتزم شد‌.

پاسخ آنست که اوّلاً اين اشكال در صورتى صحيح است كه شارع مردم را از استفادۀ اين آلات منع كرده باشد، در حالى‌كه چنين منعى وجود نداشته است‌.

ثانياً اين اشكال در صورتى صحيح است كه رؤيت با چشم مسلح تعيُّن داشته و ملاك حقيقى باشد، در حالى‌كه گفتيم قائلين به اعتبار، به نحو مانعة الخلوّ اين نظريه را قبول دارند‌.

ثالثاً اگر ماه در منطقه‌اى با چشم معمولى رؤيت شود، هيچ‌گاه دليل نمى‌شود كه در شب قبل، امكان رؤيت با چشم معمولى نبوده است.

بنابراين نبايد اين نظريه را از اين راه ابطال كرد. به عبارت ديگر، اين‌كه رؤيت با چشم مسلّح كافى باشد يا نباشد، تأثيرى در واقعيّت و حقيقت ندارد؛ همان‌طورى كه رؤيت با چشم غير مسلّح نيز اين چنين است.

اشكال پنجم

قبول حجيّت رؤيت با چشم مسلّح، موجب مشكلات بسيارى مى‌گردد‌ و با برهان خُلف، قابل نقض است؛ چه آن‌كه اگر ديدن با ابزار حجّت شرعى داشته باشد، به آن معنا است كه احكام الهى و مفاسد و مصالح اعمال عبادى، تابع پيشرفت و به‌كارگيرى ابزار و فنّاورى جديد است. يعنى اگر تلسكوپ قوى اختراع شود و مورد استفاده قرار گيرد، هلالى كه با چشم عادى رؤيت‌پذير نيست ديده مى‌شود، مثلًا شب قدر يك شب جلوتر مى‌افتد و ملائكه يك شب زودتر نزول مى‌كنند و مصلحت ملزمه روزه در ماه رمضان و ...[11].

در جواب گوییم اوّلاً اين مشكلات مى‌تواند مشترك باشد؛ يعنى چنانچه رؤيت با چشم معمولى نيز ملاك باشد، در شهرهايى كه هلال را نديده‌اند و قريب‌الافق هم نيستند، همه اين مشكلات رخ خواهد داد. به عبارت ديگر، اين مشكلات به خاطر استفاده كردن از ابزار و وسائل نيست‌.

ثانياً ادّعاى ما آن است كه اگر ديدن با وسائل كافى باشد، بسيارى از اين اشكالات روى نمى‌دهد و اطمينان اين روشن از رؤيت با چشم معمولى بيشتر است‌.

ثالثاً در اصول ثابت شده كه آنچه تابع مصالح و مفاسد است، احكام واقعى مى‌باشد؛ امّا در احكام فعـلى كه عنوان ظاهرى

دارد، ملاكات ديگرى مطرح است كه در جاى خود در علم اصول بحث شده است.

رابعاً در موردى كه يك شخص به تنهايى هلال را ببيند و ديگران نبينند، بر حسب روايات[12] و فتاوا چنانچه آن شخص به ديدن خود اطمينان داشته باشد و شك نكند، بايد به تنهايى روزه بگيرد و اگر شكّ كند، بايد همراه با مردم روزه بگيرد.

بنابراين در اين فرض، تكليف اين شخص با بقيه مختلف مى‌شود. آيا در اين صورت نيز اين اشكالات را قبول داريد؟ يا بايد به شيوه‌اى كه در جمع بين حكم واقعى و ظاهرى در محلّ خود در اصول مطرح شده است، پاسخ بگوييم. از اين رو نتيجه مى‌گيريم كه استفاده از اين آلات، هيچ‌كدام از اين مفسده‌ها را به دنبال نخواهد داشت.

 

 


[1] توضیح معنای رؤیت در ادامه خواهد آمد.

[2] منتهى الارب، اقرب الموارد‌

[3] لسان العرب، ج 15، ماده هلل

[4] القاموس المحیط، ج 4، ص 93

[5] الصوم فى الشريعة الاسلاميّة الغرّاء، ص 144

[6] چند نكته مهمّ در باب رؤيت هلال، ص 10

[7] رضا مختارى، رؤيت هلال با چشم مسلّح، مجلۀ فقه اهل بيت سال دهم شماره 40- 39

[8] همان

[9] وسائل الشيعة، ابواب النجاسات، باب 37، ص 467

[10] همان

[11] محمد سميعى، بررسى حكم شرعى رؤيت هلال با چشم مسلّح، ص 8

[12] وسائل الشيعة، ابواب احكام شهر رمضان، باب 4، ح 1 و 2

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج