نماز مسافر در کتاب و سنت، آیت الله سبحانی PDF چاپ پست الکترونیکی

مجله فقه اهل بيت عليهم السلام (فارسى)؛ ج52، ص: 26

 

مقاله پیش رو به بررسی یکی از موضوعات مورد اختلاف میان شیعه و اهل سنت پرداخته است. نماز مسافر بنا بر نظر امامیه واجب است به شکل قصر به جا آورده شود ولی در میان اهل سنت این مساله مورد اختلاف واقع شده است و برخی (حنفیه) هم نظر امامیه بوده و برخی قائل به جواز یا استحباب قصر آن می باشند. نویسنده در این مقاله بعد از بررسی آیات قرآن و روایات اهل سنت نظر امامیه را اثبات می کند و در پایان ادله قول مخالف را مورد بررسی قرار می دهد.

اقوال :

الف. امامیه و حنفیه : وجوب قصر   ب. مالکیه : استحباب مؤکّد قصر    ج. شافعیه و حنابله : جواز قصر

نکته : تفاوت نظر حنفیه و امامیه در این است که حنفیه می گویند : اگر مسافر نماز چهار رکعتی بخواند دو رکعت آخر او نافله محسوب می شود و اگر هم در این چهار رکعت به کسی که مسافر نیست اقتداء کند تمام چهار رکعت به عنوان فریضه وی محسوب می شود.

ادله قول اول : وجوب قصر

1. مسلم از عايشه، همسر پيامبر (ص) نقل كرده است كه گفت : ابتدا نماز در سفر و حضر به صورت دو ركعت دو ركعت واجب شد، اما سپس نماز سفر به همان صورت تثبيت شد و ركعات نماز غير مسافر اضافه شد[1].

دلالت روایت روشن است.

مناقشه : عايشه در زمان تشريع نماز حضور نداشته است و اگر اين خبر درست بود، بايد به صورت متواتر نقل مى‌شد.

جواب : مقتضاى عدالت راوى اين است كه او اين حديث را مستقيماً يا به واسطه عادل ديگرى از پيامبر (ص) شنيده باشد. اگر قرار باشد تنها رواياتى را از عايشه قبول كنيم كه با پيامبر (ص) بوده است، بخش بزرگى از روايات او از درجه اعتبار ساقط خواهد شد.

2. ابن ماجه در سنن خود از عمر نقل كرده است: نماز سفر و نماز جمعه، دو ركعت است. نماز عيد فطر و عيد قربان دو ركعت تمام است كه قصر در آنها راه ندارد. اين را پيامبر (ص) فرموده است[2].

3. عمربن خطاب از پيامبر (ص) نقل كرده است كه: صلاة المسافر ركعتان حتى يؤوب إلى أهله أو يموت[3].

4. از عبداللّه بن عمر نقل شده است كه: رسول خدا (ص) نزد ما آمد و ما در گمراهى به سر مى‌برديم و او ما را آموزش داد. از جمله چيزهايى كه به ما تعليم داد اين بود كه خداوند به ما دستور داده است كه در سفر دو ركعت نماز بخوانيم.[4]

5. از ابراهيم نقل شده است كه عمربن خطاب در مكه نماز ظهر را دو ركعت خواند. وقتى نمازش تمام شد رو به مردم كرد و گفت: «اى مردم مكه، ما مسافر هستيم. هر يك از شما كه اهل مكه است، بايستى نماز را كامل بخواند.» مردم مكه نمازشان را كامل به جا آوردند[5].[6]

اينها رواياتى بود كه از پيامبر (ص) و اصحاب او و تابعين به دست ما رسيده است و گروهى از اصحاب و غير اصحاب هم به آنها عمل كرده‌اند. از جمله كسانى كه به اين روايات عمل كردند عبارتند از: عمربن خطاب، عبداللّه بن عمر، ابن عباس، جابر، جبيربن مطعم، حسن، قاضى اسماعيل، حمّاد بن ابى سليمان، عمربن عبدالعزيز، قتاده و فقهاى كوفه مى‌توان اتفاق امامان اهل بيت (ع) و فقهاى شيعه از زمان اميرالمؤمنين (ع) تا به امروز را نيز به آنان افزود.

اگر تمام خواندن نماز در سفر جايز بود قطعاً رسول خدا صلی الله علیه و آله بيان مى‌كردند و يا دست كم همچون ساير موارد براى نشان دادن جواز آن براى يكبار هم كه شده در طول عمرشان آن را انجام مى‌دادند.

اگر در اين زمينه ترخيصى از جانب پيامبر صلی الله علیه و آله وجود داشت نبايستى بر بزرگان اصحاب مخفى مى‌ماند و آنان كسانى كه نماز را تمام مى‌خواندند نكوهش نمى‌كردند.

ادله قول دوم : جواز قصر

آیه

وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً.[7]

(الضرب فی الارض) کنایه از سفر است. واژه «جناح» در قرآن، بيست و پنج بار تكرار شده و همه جا مراد از آن، گناه است. برخى «قصر» را به كاستن كيفيت و اوصاف نماز تفسير كرده‌اند؛ به اين معنا كه به مقتضاى شرايطى كه براى نمازگزار پيش مى‌آيد ركوع و سجود نماز به اشاره كردن تبديل شود و يا نماز به صورت سواره و يا در حال راه رفتن، اقامه شود، همانطور كه در مورد نماز خوف و كسى كه در تعقيب است و يا به اجبار همراه كسى است، چنين وارد شده است.

اين معنا از قصر در برخى روايات به ابن عباس و ابن جريج به نقل از ابن طاووس از پدرش، نسبت داده شده و ابوبكر جصاص در تفسيرش اين معنا را پسنديده است[8].

ممكن است از ظاهر سخنان سيد مرتضى در «الانتصار»[9] و قطب راوندى در «فقه القرآن»[10] نيز اين معنا استفاده شود.

اما آنچه ميان مفسران معروف است و از روايات امامان اهل بيت (ع) استفاده مى‌شود اين است كه مراد از قصر، كاستن از كميت و مقدار ركعات نمازهاى چهار ركعتى است.

ظاهر آیه این است که سفر موضوع مستقلی برای نماز قصر نمی باشد بلکه باید ترس هم همراه آن باشد، لکن این مطلب به خاطر این بوده است که سفرهای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) همراه با ترس بوده است. مراجعه به سنت نشان می دهد که خود سفر عنوان مستقلی برای قصر نماز می باشد.

معنای آیه این است که در هنگام سفر و در شرایط خوف، گناهی  بر شما نیست که از تعداد رکعات نماز کوتاه کنید.

بنا براین ظاهر آیه در وجوب نماز قصر نمی باشد، بلکه صرفا جواز نماز قصر در سفر از آن استفاده می شود.

نقد استدلال به آیه :

آیه در مقام دفع توهم حظر است و گویا مخاطب تصور می کرده است که کم کردن رکعات نماز نوعی ایجاد نقص در نماز است، لذا آیه برای این نازل شده است که مکلفین با نوعی آرامش خاطر نماز قصر را بخوانند. تعبیرِ (لاجناح) در مقام توهم حظر در قرآن کریم دارای مورد مشابه نیز می باشد :

إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ[11]

بر اين اساس، آيه نه دلالت بر وجوب قصر دارد و نه بر اباحه آن، بلكه در اين زمينه ساكت است.

روایات

مسلم از يعلى بن اميه نقل كرده است كه :

1. از عمر بن خطاب در مورد آيه: «فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خفتم أن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا» پرسيدم، گفت: از تعجب تو در شگفتم؛ زيرا همين مسأله را از رسول خدا (ص) پرسيدم و او در پاسخ فرمود: «صدقة منّ اللّه بها عليكم فاقبلوا صدقته»[12].

از آن جا که قبول صدقه واجب نیست پس نماز قصر در سفر هم واجب نمی باشد.

نقد :

قیاس صدقه ای که معطی آن انسان باشد با صدقه ای که معطی آن خداوند تعالی باشد مع الفارق است، قبول صدقه خداوند تعالی واجب است ؛ زيرا صدقه خدا، امرى امتنانى است و منّت خدا گزاف نيست، بلكه ناشى از حكمت بالغۀ اوست. بنابراين از آنجا كه خداوند مى‌داند مصالح ذاتى بشر مقتضى چنين امتنانى است، قبول آن از طرف مردم امرى واجب است.

از برخی روایات هم استفاده می شود که قبول صدقه خداوند واجب است. مثلِ این حدیث :

قال رسول اللّه: انّ اللّه عزّوجلّ تصدّق على مرضى أمتي و مسافريها بالتقصير و الافطار، أيسرّ أحدكم إذا تصدّق بصدقةٍ ان تردّ عليه[13]

2. دارقطنى و  بيهقى از عبدالرحمن بن اسود از عايشه روايتى نقل كرده‌اند كه بنابر نقل دارقطنى چنين است:

به قصد عمره ماه رمضان با پيامبر (ص) از مدينه خارج شديم. او روزه را افطار كرد و من روزه گرفتم، او نماز را كوتاه خواند و من تمام خواندم. عرض كردم: اى رسول خدا پدر و مادرم فدايت، شما روزه را افطار كرديد و من روزه گرفتم، شما نماز را كوتاه خوانديد و من تمام خواندم؟ فرمود: كار خوبى كردى.[14]

نقد :

سند روایت : اولا برخی علمای اهل تسنن (ابن حبان) روایات عبد الرحمن را در حدّ روایات ثقات درجه یک نمی دانند، لذا در صورت معارضه روایات وی با روایات ثقات از درجه اعتبار ساقط می شود. ثانیا برخی دیگر (ابن حاتم) گفته اند وی در حالی بر عائشه وارد شده است که کودک بوده است. به همین دلیل برخی احتمال داده اند که این روایت مرسل باشد. برخی دیگر (ابوبکر نیشابوری) هم این وجود چنین نقلی را انکار کرده اند.

دلالت روایت : اولا در سیره حلبی آمده است که تمام چهار عمره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در ماه ذی القعده بوده است. این مطلب با مضمون حدیث ناسازگار است. ثانیا این که عائشه به عنوان ام المومنین در تمام مدت سفر با سیره حضرت مخالفت کرده باشد بعید به نظر می رسد، لذا ابن تیمیه این حدیث را انکار کرده است.

باقی روایات نیز از جهت سند و دلالت مخدوش می باشد.

استناد به عمل عثمان و عائشه

عثمان با این که ساکن مدینه بوده است در سفر به مکه نمازش را تمام خوانده است. عائشه نیز نمازش را در سفر تمام می خوانده است.

نقد :

اولا عمل صحابی برای حجیت باید به حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منتهی شود. عثمان و عائشه در این عمل خود به هیچ سخنی یا کلامی از پیامبر صلی الله علیه و آله استناد نکرده اند. ثانیا این عمل وی با مخالفت عده زیادی از صحابی مواجه شد. مثلا عبدالله بن مسعود بعد از این عمل عثمان تعبیرِ (انا لله و انا الیه راجعون) را به کار برد.

 

 


[1] شرح صحيح مسلم از نووى، ج 5، ص 201؛ صحيح بخارى، ج 2، ص 55، باب «يقصر إذا خرج من موضعه» از كتاب صلاة.

[2] سنن ابن ماجه، ج 1، ص 338، شماره 1036

[3] احكام القرآن، جصاص، ج 2، ص 254

[4] نيل الاوطار، ج 3، ص 204، به گفته نويسنده اين كتاب اين روايت را نسائى نقل كرده است.

[5] الآثار، ص 30 و 75 از ابو يوسف؛ الغدير، ج 8، ص 113.

[6] نویسنده مقاله 31 روایت را ذکر کرده است که ما به جهت تلخیص فقط 6 مورد را در این جا آوردیم.

[7] نساء/ 101

[8] احكام القرآن، ج 2، ص 259

[9] الانتصار، ص 53

[10] فقه القرآن، ج 4، ص 516.

[11] بقره/ 158

[12] شرح نووى بر صحيح مسلم، ج 5، ص 203، شماره 4

[13] وسائل الشيه، ج 1، ص 175

[14] سنن دار قطنى، ج 2، ص 188؛ السنن الكبرى، ج 3، ص 142

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج