مصرف هفتم و هشتم زکات (فی سبیل الله و ابن السبیل) PDF چاپ پست الکترونیکی

پژوهش مقایسه ای

مصرف هفتم و هشتم زکات (فی سبیل الله و ابن السبیل)

از منظر

مرحوم خوئی،مرحوم منتظری،استاد هاشمی شاهرودی

 

تبیین و توضیح موضوع پژوش

در قرآن کریم مواردی را به عنوان مصارف زکات بر شمرده است که مزکّی باید زکات مال خود را در یکی از این مصارف هزینه نماید حال آنچه در این پژوهش بررسی می شود مقایسه ای است بین نظرات چند تن ازاعاظم(مرحوم خوئی، مرحوم منتظری، استاد آیة الله هاشمی شاهرودی) در مورد مصرف هفتم و هشتم از این مصارف با عنوان «سبیل الله» و «ابن السبیل»

آنچه در این مسأله مورد توجه بیشتری قرار گرفته است معنای «سبیل الله» و «ابن سبیل» و شرائط جواز دادن زکات به این دو گروه می باشد.

اهمیت بحث

اهمیت بحث در این است که اگر مزکّی زکات را در غیر از موردی که خداوند بیان کرده است صرف نماید ذمه او بری نشده و مشغول الذمه می باشد و تصرف او -بنابر برخی از مبانی- در اموالی که زکات به آن تعلق گرفته است غصبی و حرام خواهد بود

چکیده مطالب

برای «سبیل الله» سه معنا ارائه شده است:

مرحوم خوئی : منظور از «سبیل الله » هر راه خیری است که نفعش به عموم مردم برسد

مرحوم منتظری: بنا بر احوط مراد از «سبیل الله» مصالح عامه دینیه است

استاد شاهرودی: مراد از «سبیل الله» مطلق سبل خیر است.

و در تعریف و تحقق«ابن سبیل» مرحوم خوئی و منتظری و استاد هاشمی شاهرودی دو قید را شرط دانسته اند 1. مسافر بودن 2. محتاج بودن یعنی ابن سبیل مسافری است که به خاطر از بین رفتن زاد و راحله اش در را مانده باشد و قدرت بر برگشتن به وطن خود را نداشته باشد

واژگان کلیدی

«سبیل الله» «ابن السبیل» «حکمت تشریع» «مناسبت حکم و موضوع»

اصطلاحات

حکمت تشریع: مصلحت يا مفسدۀ موجود در فعل.

از منظر فقهاى امامى احكام تابع مصالح و مفاسد واقعى‌اند؛ بنابر اين، هر حكمى بر اساس مصلحت يا مفسدۀ واقعى موجود در آن تشريع شده است.

در اصطلاح اصوليان، حكمت عبارت است از مصلحت يا مفسدۀ موجود در فعل كه باعث تشريع حكم از سوى شارع گرديده است.

تفاوت حكمت با علّت اين است كه حكمت هرچند منشأ تشريع حكم و غايت آن است، ليكن وجود حكم دائر مدار آن نيست؛ بدين معنا كه لازمۀ عدم آن عدم حكم نيست؛ اما لازمۀ وجود آن وجود حكم است. در نتيجه با وجود آن، عدم حكم ممكن نيست. و نيز ثبوت حكم در جايى، در صورتى كه منافات با حكمت داشته باشد ممكن نيست؛ در حالى كه علت حكم امر ظاهر منضبطى است كه وجود و عدم حكم داير مدار آن است. به عنوان مثال، مست كننده بودن، علت حرمت مايعات مست كننده است.

از اين رو، مايعى كه مست كننده نيست، از اين جهت حرام نخواهد بود؛ ليكن حكمت آن، مفسده‌اى است كه بر آن مترتب مى‌گردد، همچون غافل شدن آدم مست از خدا و شريعت او كه منجرّ به ارتكاب محرّمات مى‌شود؛ چنان كه در بعضى روايات بدان اشاره شده است.[1]

 

پژوهش مقایسه­ای

تذکر : در مواردی که نظرات و ادله موافق بوده است به عنوان متن قرار داده شده است و موارد اختلافی تذکر داده شده است

مسأله اول:فی سبیل الله

در این مسأله چند جهت برای بحث وجود دارد

جهت اول: مصرف بودن سبیل الله برای زکات

در اینکه «سبیل الله» یکی از مصارف زکات می باشد اختلافی وجود ندارد که در ذیل به ادله آن اشاره می شود:

1.آیه شریفه مصارف زکات

2.سنت قطعیه

3. اجماع

جهت دوم: مقصود از «سبیل الله»

در این که مراد از سبیل الله چیست اخلاف نظر وجود دارد که در ذیل به این نظرات و ادله هر کدام اشاره می شود:

1.مرحوم خوئی : منظور از «سبیل الله » هر راه خیری است که نفعش به عموم مردم برسد و به عبارت دیگر سهم «سبیل الله» باید در مصالح عامه هزینه شود زیرا هر چند در آیه شریفه «سبیل الله» اطلاق دارد و شامل هر راه خیری می شود ولکن این اطلاق از مصالح شخصی مثل صرف زکات برای تزویج اغنیاء منصرف است و دو وجه برای انصراف وجود دارد :

الف:مناسبت حکم و موضوع

ب: حکمت تشریع

توضیح اینکه در روایات، حکمت تشریع زکات را بر طرف شدن نیازهای جامعه و رفع فقر بیان نموده است و این حکمت اقتضاء می کند که زکات را در جائی مصرف نمود که نیازی از نیازهای جامعه بر طرف شود.

2.منتظری : ایشان ابتداء می فرمایند: مراد از «سبیل الله» مطلق سبل خیر است یعنی هر راهی که موجب تحصیل رضایت خداوند باشد  بر آن «سبیل الله» صدق می کند  و برا ی مدعای خود به دو دلیل تمسک می کنند:

الف: تبادر

توضیح اینکه «سبیل» به معنای راه است و وقتی به «الله» اضافه شود متبادر از آن هر راهی است که موجب تحصیل رضایت خداوند شود.

ب:روایات

روایات متعددی دلالت می کنند که مراد از «سبیل الله » مطلق سبل خیر است که در ذیل به چند تا از آنها اشاره می شود:

1- مرسل القمي، عن العالم «ع»، قال: «و في سبيل اللّه قوم يخرجون في الجهاد و ليس عندهم ما يتقوون به، أو قوم من المؤمنين ليس عندهم ما يحجّون به، أو في جميع سبل الخير. فعلى الإمام أن يعطيهم من مال الصدقات حتى يقووا على الحج و الجهاد.»[2]

این روایت به طور صریح دلالت دارد که مراد از «سبیل الله » مطلق سبل خیر است

2- صحيحة علي بن يقطين أنه قال لأبي الحسن الأول «ع»: يكون عندي المال من الزكاة فأحج به مواليّ و أقاربي؟ قال: نعم، لا بأس[3].

3- ما رواه في آخر السرائر، عن نوادر البزنطي، عن جميل، عن أبي عبد اللّه «ع»، قال: سألته عن الصرورة أ يحجه الرجل من الزكاة؟ قال: نعم. [4]

در این دو روایت باید به دو نکته توجه نمود :

الف:در  این روایات هر چند اسمی از سبیل الله نیامده است ولی چون اهل سنت «سبیل الله» را مختص به جهاد می دانسته اند ،این روایات این نظریه را ردّ می کنند و دلالت می کنند که در هر راه خیری می توان زکات را مصرف نمود زیرا حج خصوصیتی ندارد .

ب: در  این روایات هر چند اسمی از سبیل الله نیامده است و لی مراد از این روایات سهم سبیل الله است زیرا به فقیر به مقدار حاجتش در امرار معاش زکات داده می شود ولی هزینه سفر حج به او داده نمی شود مگر این که گفته شود حج و زیارات به مقدار متعارف نیز از حاجات فقیر محسوب می شود همانطور که صحیحه ابی بصیر بر آن دلالت می کند

صحيحة أبي بصير، عن أبي عبد اللّه «ع»: «إن اللّه نظر في أموال الأغنياء ثم نظر في الفقراء فجعل في أموال الأغنياء ما يكتفون به، و لو لم يكفهم لزادهم.بلى، فليعطه ما يأكل و يشرب و يكتسي و يتزوج و يتصدق و يحج.»[5]

4- ما رواه المشايخ الثلاثة عن الحسين بن عمر، قال قلت لأبي عبد اللّه «ع»: إن رجلا أوصى إليّ بمال في السبيل (في سبيل اللّه- الفقيه). فقال لي: اصرفه في الحج. قلت: أوصى إليّ في السبيل؟ فقال: «اصرفه في الحج، فإني لا أعلم سبيلا من سبله أفضل من الحج.» [6]

از این روایت استفاده می شود که سبیل الله متعدد است و حج افضل آنها می باشد.

5- ما رواه الحسن بن راشد، قال: سألت أبا الحسن العسكري «ع» (بالمدينة خ. ل) عن رجل أوصى بمال في سبيل اللّه، قال: سبيل اللّه شيعتنا.» [7]

در این روایت سه احتمال وجود دارد:

احتمال اول: مراد از «شیعتنا» صرف کردن زکات در مصالح عامه شیعیان باشد.

احتمال دوم: مراد از «شیعتنا» تملیک زکات به فقراء شیعه باشد که در این صورت «سبیل الله» اعم ار فقرا می شود.

احتمال سوم:مراد از «شیعتنا» تقویت مذهب شیعیان باشد

6- ما رواه في الكافي بسند صحيح عن محمد بن مسلم، قال: سألت أبا عبد اللّه «ع» عن رجل أوصى بماله في سبيل اللّه، فقال: أعطه لمن أوصى به له و إن كان يهوديا أو نصرانيا، إن اللّه- تبارك و تعالى- يقول: «فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ.»‌[8]

ظاهر این رواینت این است که «سبیل الله» معنای واسعی می باشد به گونه ای که یهودی و نصرانی را نیز شامل می شود.

7- و في دعائم الإسلام، عن جعفر بن محمد «ع» أنه قال: «وَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ:

في الجهاد و الحج و غير ذلك من سبل الخير.» [9]

8- و في فقه الرضا: «و من أوصى بماله أو ببعضه في سبيل اللّه- من حج أو عتق أو صدقة أو ما كان من أبواب الخير- فإن الوصية جائزة لا يحلّ تبديلها. الحديث.» [10]

9- و فيه أيضا: «فإن أوصى بمال في سبيل اللّه و لم يسمّ السبيل فإن شاء جعله لإمام المسلمين و إن شاء جعله في حج أو فرّقه على قوم مؤمنين.» [11]

10- و في البخاري: «و يذكر عن ابن عباس: يعتق من زكاة ماله و يعطي في الحج ... و يذكر عن أبي لاس: حملنا النبي «ص» على إبل الصدقة للحج.» [12]

11- و في سنن أبي داود بسنده عن أمّ معقل، قالت: لما حج رسول اللّه «ص» حجة الوداع و كان لنا جمل فجعله أبو معقل في سبيل اللّه و أصابنا مرض و هلك أبو معقل، و خرج النبي «ص» فلما فرغ من حجة جئته فقال: يا أمّ معقل، ما منعك أن تخرجي معنا؟ قالت: لقد تهيأنا فهلك أبو معقل، و كان لنا جمل هو الذي نحجّ عليه فأوصى به أبو معقل في سبيل اللّه. قال: «فهلا خرجت عليه، فإن الحج في سبيل اللّه؟ فأما إذا فاتتك هذه الحجة معنا فاعتمري في رمضان. فإنها كحجة.» [13]

12- و في البيهقي بسنده عن أنس بن سيرين، قال: قلت لعبد اللّه بن عمر إنه أرسل إليّ بدراهم أجعلها في سبيل اللّه و إن من الحاج من بين منقطع به و بين من‌ قد ذهبت نفقته أ فأجعلها فيهم؟ قال: نعم، اجعلها فيهم فإنه سبيل اللّه. قال: قلت:

إني أخاف أن يكون صاحبي أنما أراد المجاهدين، قال: اجعلها فيهم، فإنهم في سبيل اللّه. الحديث.» و روى هذا المضمون في رواية أخرى أيضا.

ج:دلیل دیگر بر این که مراد از «سبیل الله» مطلق سبل خیر است اطلاق آیه شریفه می باشد.

اشکال: مرحوم آقای منتظری بعد از اینکه می فرمایند مراد از «سبیل الله» مطلق سبل خیر است اشکالی را مطرح می کنند که اگر مراد از «سبیل الله» مطلق سبل خیر باشد اعم از تمام مصارف زکات خواهد بود و با سیاق آیه سازگار نیست زیرا سبیل الله به عنوان اولین مصرف ذکر نشده است تا عطف باقی مصارف از باب عطف خاص بر عام باشد و به عنوان آخرین مصرف نیز ذکر نشده است تا از باب عطف عام بر خاص باشد بلکه در وسط مصارف ذکر شده است .

ایشان چون نمی توانند این اشکال را دفع کنند می فرمایند بنا بر احوط مراد از «سبیل الله» مصالح عامه دینیه است یعنی باید سبیل الله در جائی صرف شود که باعث تقویت دین باشد و برای اثبات این مدعا به آیاتی تمسک می کنند که در آنها «سبیل الله» به معنای دین به کار رفته است که در ذیل به آنها اشاره می شود

  1. «ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»، [14]
  2. «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللّهِ، إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ» [15]
  3. «الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ» [16]

جواب استاد شاهرودی به اشکال مرحوم منتظری: مرحوم منتظری چون نتوانستند جواب اشکال مطرح شده را بدهند سراغ معنای دیگری برای «سبیل الله » رفتند  و آن اشکال این بود که اگر سبیل الله به معنای جمیع سبل خیر باشد شامل تمام مصارف زکات می شود و با سیاق آیه سازکار نخواهد بود چون «سبیل الله» در وسط مصارف ذکر شده است و نمی شود آن را عطف عام بر خاص و یا خاص بر عام دانست.

استاد شاهرودی در جواب این اشکال می فرمایند : «سبیل الله» با بقیه مصارف یک تفاوت دارد و آن این است که در سبیل الله قصد وجه اخذ شده است ولی در بقیه مصارف هر چند چون که زکات عبادت است باید قصد وجهکرد ولی قصد وجه در آنها اخذ نشده است .

استاد در ادامه می فرمایند: نمی توان با تمسک به آیات قرآن اثبات کرد که مراد از سبیل الله مصالح عامه دینینه است زیرا سبیل الله در لغت به معنای جمیع سبل خیر است و استفاده معانی دیگر با توجه به تعدد دال و مدلول است.

بنابراین معنای  سبیل الله جمیع سبل خیر می باشد.

جهت سوم: شرطیت احتیاج در مصرف «سبیل الله»

در این که آیا مصرف کردن زکات  به عنوان «سبیل الله» مشروط به احتیاج یا فقر می باشد یا خیر نظرات متفاوتی وجود دارد که در ذیل به آنها اشاره می شود :

1.مرحوم خوئی:ایشان در این مسأله قائل به تفصیل هستند و می فرمایند: اگر زکات در مصارف عامه هزینه شود حاجت شرط نیست و شخص غنی نیز می تواند از آن استفاده کند مانند این که با زکات یک پل ساخته شود همه مردم چه غنی و چه فقیر می توانند از این پل استفاده کننداما اگر به شخصی داده شود تا آن را در سبیل خیر صرف نماید اگر آن کار خیر بدون صرف زکات محقق می شود مثل اینکه شخصی با سرمایه خود قصد ساختن مسجدی دارد و سرمایه او کافی برای ساخت مسجد می باشد نمی توان از سهم «سبیل الله» در آن کار خیر صرف نمود  زیرا که ادله صرف زکات منصرف از این مورد می باشد چونکه حکمت تشریع زکات سد خلات می باشد و در این مورد خلأی وجود ندارد  ولی اگر کار خیر بدون این زکات محقق نمی شود می توان از زکات برای تحقق این کار خیر هزینه نمود هر چند خود شخص غنی باشد مثل این که تعداد حجاج کم باشند و شوکت اسلام مقتضی تعدد و تکثر تعداد حجاج باشد در این جا می توان به شخصی که فقیر نیز نمی باشد از این زکات داد تا به سفر حج برود.

خلاصه این که معیار احتاج جهتی است که زکات در آن صرف می شود و احتیاج و عدم احتیاج شخص ملاک نمی باشد.

2.مرحوم منتظری : ملاک در صرف «سبیل الله » احتیاج است چون زکات برای سد خلات تشریع شده است نه فقر حال این احتیاج ممکن است به لحاظ شخص باشد و گاهی ممکن است به لحاظ مصالح عامه باشد و تشخیص این نیاز نیز با قیم جامعه می باشد.

3.استاد شاهرودی: آچه در صرف سهم «سبیل الله» شرط است این است که در صورت صرف نکردن زکات آن کار خیر محقق نشود زیرا اولا: «فی سبیل الله» به معنای« فی سبیل ایجاد سبیل من سبل الله» است و ثانیا: مناسبات بین حکم و موضوع چنین اقتضاء می کند که زکات در چنین صورتی هزینه شود

جهت چهارم: شرطیت ایمان

فقط استاد شاهرودی متعرض این جهت شده اند و فرموده­اند که در مصرف «سبیل الله» ایمان شرط است زیرا ادله داله بر شرطیت ایمان در مصارف زکات اطلاق دارد و فقط دو مورد یعنی «رقاب »و «مولفة قلوبهم» تخصیص خورده اند.

مسأله دوم : ابن السبیل

در این مسأله چند جهت از بحث وجود دارد

جهت اول: معنای «ابن السبیل»

مرحوم خوئی و منتظری و استاد هاشمی شاهرودی در تحقق «ابن سبیل » دو قید را شرط دانسته اند 1. مسافر بودن 2. محتاج بودن یعنی ابن سبیل مسافری است که به خاطر از بین رفتن زاد و راحله اش در را مانده باشد و قدرت بر برگشتن به وطن خود را نداشته باشد.

دلیل اخذ قید مسافر در ابن السبیل

دلیل اخذ این قید خیلی روشن است زیرا ابن السبیل به کسی گفته می شود که در راه مانده باشد.

دلیل اخذ قید احتیاج در ابن السبیل

برای اخذ این قید به چند دلیل تمسک شده است:

الف: حکمت تشریع: همانطور که قبلا بیان کردیم حکمت در تشریع زکات سد خلات در جامعه می باشد و بنا بر این حکمت نمی توان زکات را به کسی که محتاج نیست پرداخت نمود.

ب: از اضافه «ابن» به «سبیل» استفاده می شود که شخص ملازم راه شده است و در واقع در راه مانده است و قدرت برگشت به وطن را ندارد

ج: روایات

1.روایت علی بن ابراهیم : «و ابن السبیل ابناء الطریق الذین یکونون فی الاسفار فی طاعة الله فیقطع علیهم »[17]

از این کلمه «یقطع علیهم» استفاده می شود که شخص در راه مانده است.

البته این روایت مرسله است و می تواند موید مطلب باشد.

2- و في المستدرك عن تفسير الإمام: «و ابن السبيل: المجتاز المنقطع به لا نفقة معه.» [18]

3- و في الجعفريات بسنده عن أمير المؤمنين «ع»، قال: «و نصيب في بني السبيل، و هو الضعيف المنقطع به.» [19]

4- و في الدعائم، عن جعفر بن محمد «ع»: «و ابن السبيل: الرجل يكون في السفر فيقطع به نفقته أو تسقط أو يقع عليه اللصوص.» [20]

(سه روایت اخیر را فقط مرحوم منتظری مطرح نموده اند)

د:از میان مصارف زکات در آیه شریفه فقط ابن السبیل به صورت مفرد ذکر شده است و آن مشعر به قلت افراد آن می باشد در حالی که مسافری که محتاج نباشد کم نیستند.

جهت دوم:مراد از سفر

مراد از سفر در تعریف ابن سبیل سفر عرفی می باشد نه سفر شرعی یعنی لازم نیست نمازش شکسته باشد بلکه همین که سفر عرفی صدق کند برای تحقق ابن سبیل کافی است.

جهت سوم : شرطیت فقر در ابن سبیل

در ابن سبیل فقر شرط نیست بلکه امکان دارد شخص در وطن خود غنی و ثروتمند باشد ولی در سفر مانده باشد و دلیل عدم شرطیت فقر دو چیز می باشد :

الف)ابن سبیل در مقابل بقیه اصناف زکات مثل فقیر و مسکین ذکر شده است و خود این دلالت می کند که ابن سبیل خود یک عنوان مستقل در مقابل فقر می باشد

ب) اطلاق آیه شریفه دلالت می کند که می توان به ابن سبیل زکات داد چه فقیر باشد و چه غنی.

جهت چهارم: شرائط دادن زکات به ابن سبیل

برای اینکه بتوان زکات را در ابن سبیل هزینه کرد دو شرط مطرح شده است :

الف) شخص تمکن از استدانه و بیع مایملک نداشته باشد زیرا شخص با تمکن از این کارها دیگر محتاج نیست

ب) سفر او سفر معصیت نباشد و دلیل ِاین شرط یکی اجماع است و دیگر مناسبت بین حکم و موضوع می باشد.

مراد از سفر مصصیت:

منتظری: مراد از سفر معصیت سفری است که غایت از آن معصیت باشد و یا اینکه خود سفر معصیت باشد مثل سفر زوجه بدون اذن زوج

باید توجه داشت که سفر معصیت در مقابل سفر مباح است یعنی لازم نیست در جواز دفع زکات به ابن سبیل سفر او واجب باشد بلکه همین مقدار که مباح باشد برای اعطاء زکات کافی است

اعطاء زکات برای بازگشت از سفر معصیت:

خوئی : می توان برای بازگشت از سفر معصیت زکات را به ابن سبیل داد زیرا در صورتی که شخص توبه کرده باشد اولا : اطلاق آیه شامل او می شود و ثانیا: دیگر سفر معصیت صدق نمی کند و در صورتی که توبه نکرده باشد دیگر سفر معصیت صدق نمی کند

جهت پنجم: چه مقدار می توان به ابن سبیل از زکات داد؟

مرحوم منتظری: به مقداری می توان از زکات به ابن السبیل داد که از ابن السبیل بودن خارج شود و یا اگر غرض مشروعی دارد سفرش را به مقدار متعارف ادامه دهد و برگردد ولی اگر برای تحصیل غرض نیاز به سفری طولانی دارد نمی توان از زکات به او داد زیرا ادله جواز اعطاء زکات از چنین موردی منصرف است

خوئی: دلیل اینکه فقط می توان به مقداری به ابن السبیل داد که از این عنوان خارج شود این است که زکات خرج جهت می شود و در صورتی که شخص ابن السبیل نباشد دیگر اطلاق آیه شامل او نمی شود .

استاد هاشمی شاهرودی : ایشان علاوه بر ادله فوق به مناسبت بین حکم و موضوع نیز تمسک کرده اند.

فهرست منابع

1.قرآن کریم

2.الجعفریات

3.الکافی

4.دعائم الاسلام

5.کتاب الزکاة(مرحوم منتظری)

6.فرهنگ فقه مطابق مکتب اهل البیت(علیهم السلام)

7.مستدرک الوسائل

8.موسوعه مرحوم خوئی

9. وسائل الشیعه

 


[1] فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام؛ ج‌3، ص: 353

 

[2] الوسائل 6/ 146، الباب 1 من أبواب المستحقين للزكاة، الحديث 7

[3] الوسائل 6/ 201، الباب 42 من أبواب المستحقين للزكاة، الحديث 1.

[4] الوسائل 6/ 202، الباب 42 من أبواب المستحقين للزكاة، الحديث 4

[5] الوسائل 6/ 201، الباب 41 من أبواب المستحقين للزكاة، الحديث 2.

[6] الوسائل 13/ 412، الباب 33 من كتاب الوصايا، الحديث 2.

[7] الوسائل 13/ 412، الباب 33 من كتاب الوصايا، الحديث 2.

[8] الكافي 7/ 14، كتاب الوصايا، باب إنفاذ الوصية على جهتها، الحديث 1 و 2.

[9] دعائم الإسلام 1/ 261، كتاب الزكاة، ذكر دفع الصدقات.

[10] فقه الرضا/ 39 (- طبعة أخرى/ 298).

[11] فقه الرضا/ 39 (- طبعة أخرى/ 299).

[12] صحيح البخاري 2/ 128 (- طبعة أخرى 1/ 256)، باب قول اللّه- تعالى- وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللّهِ.

[13] سنن أبي داود 2/ 204 (- طبعة أخرى 1/ 459)، كتاب المناسك، باب العمرة.

[14] سورة النحل (16)، الآية 125.

[15] سورة ص (38)، الآية 26.

[16] سورة محمد «ص» (47)، الآية 1

[17] الوسائل 6/ 146، الباب 1 من أبواب المستحقين للزكاة، الحديث

[18] المستدرك 1/ 521، الباب 1 من أبواب المستحقين للزكاة، الحديث 8.

[19] الجعفريات (المطبوع مع قرب الإسناد)/ 54، كتاب الزكاة، باب من يستوجب أخذ الزكاة.

[20] دعائم الإسلام 1/ 261، كتاب الزكاة، ذكر دفع الصدقات.

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج