نجاست اهل کتاب PDF چاپ پست الکترونیکی

 

 

تبیین و توضیح موضوع پژوهش :

فقهاء در کتاب الطهارة ، کافر را به عنوان یکی از اعیان نجسة مطرح کرده اند. یکی از مسائلی که در ذیل این مبحث وجود دارد آن است که آیا اهل کتاب هم جزء اعیان نجسه هستند یا خیر ؟ ما در این نوشتار قصد داریم به نقد و تحلیل نظریه ی فقهایی بپردازیم که اهل کتاب را هم جزء اعیان نجسه دانسته اند .

اهمیت بحث :

وجود پیروان ادیان دیگر در ایران از یک سو و گسترش روز افزون حضور مسلمانان در کشورهای غیر اسلامی از سوی دیگر ، به بحث طهارت و نجاست اهل کتاب – که اکثریت جمعیت دنیای امروز را تشکیل می دهند- اهمیت ویژه ای بخشیده است.

فواید بحث

این بحث تعیین کننده ی باید ها و نباید های یک فرد مسلمان در تعامل با اهل کتاب می باشد.

اشاره اجمالی به اقوال مطرح در مساله

مشهور فقهاء امامیه ، قائل به نجاست اهل کتاب می باشند لکن برخی از قدماء مانند ابن جنید، عمانی و شیخ طوسی در نهایة و برخی از متأخر المتأخرین مانند آیت الله حکیم ، آیت الله تبریزی و......قائل به طهارت اهل کتاب شده اند .

جایگاه بحث نزد اهل سنت

جمهور اهل سنت قائل به طهارت اهل کتاب می باشند.

چکیده مطالب

واژگان کلیدی

طهارت و نجاست ، اعیان نجسه ، کافر ، اهل کتاب

تعریف اصطلاحات و کلمات خاص

1. اهل کتاب : مراد پیروان ادیانی است که صاحب کتاب آسمانی بوده اند مانند یهودیان و مسیحیان .

2. نجاست اهل کتاب : مراد ما در این نوشتار از نجاست اهل کتاب ، نجاست ذاتی اهل کتاب می باشد نه نجاست عرضی آنها که در اثر تماس با اموری مانند شراب ، خوک و ... حاصل می شود.

بخش های اصلی

تبیین مدعای مورد بررسی

اهل کتاب یکی از اعیان نجسه می باشند به عبارت دیگر اهل کتاب دارای نجاست ذاتی می باشند.

اقوال فقهاء سابق و معاصر

اما فقهاء سابق :
مشهور فقهاء سابق مانند سید مرتضی ، ابن زهره ، علامه و..... قائل به نجاست اهل کتاب بوده اند امّا فقهایی مانند ابن جنید ، عمانی و شیخ طوسی هم قائل به نجاست اهل کتاب بوده اند.

امّا فقهاء معاصر :
آیات عظام حکیم ، تبریزی ، فاضل ، خامنه ای ، سیستانی ، وحید ، نوری همدانی و .... قائل به طهارت اهل کتاب هستند و بزرگانی مانند آیات عظام ؛ امام خمینی ، گلپایگانی ، اراکی ، بهجت و...........قائل به نجاست اهل کتاب هستند . و بزرگانی مانند آیات عظام خویی ، صافی ، شبیری هم احتیاط کرده اند.

ادله ی نجاست اهل کتاب

قائلین به نجاست اهل کتاب به ادله ای از کتاب ، سنت و اجماع تمسک کرده اند که می توان آنها را به ترتیب قوّت به شکل زیر بیان کرد :

الف) اجماع بر نجاست اهل کتاب :

1. اجماع منقول : بزرگانی مانند سید مرتضی ، ابن زهره ، علامه ادعای اجماع فرموده اند.
2. اجماع محصل حدسی : از آنجایی که تعداد زیادی از بزرگان به شکل مستفیضه ادعای اجماع کرده اند و از سویی هم فتاوای تعداد زیادی از علماء که در دسترس ماست نیز دال بر نجاست می باشد و فتوای بر خلافی هم یافت نشد و از جهتی هم ارتکاز متشرعه بر نجاست اهل کتاب است ، از مجموع این امور اطمینان به وجود اجماعی تعبدی پیدا می کنیم که کاشف از رأی و نظر معصوم است .

ب) قوله تعالی : « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلٰا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ » :

در آیه ی شریفه حکم به نجاست مشرکان شده است و اهل کتاب هم از مصادیق مشرکان هستند پس نجس می باشند.

ج) پاره ای از روایات که مهمترین آنها عبارتند از :


1. روايت سعيد الأعرج :

 

قال: «سألت أبا عبد اللّه عن سؤر اليهودي و النصراني. فقال: لا».

تقریب دلالت :
1. نهی در این روایت شریفه دلالت می کند بر عدم جواز اکل و شرب سؤر یهودی و نصرانی (از آن جهت که سؤر آنهاست ) و این اثر (و نشانه) نجس بودن سؤر آنهاست.
2. سئوال از سؤر یهودی و نصرانی می تواند از حکم تکلیفی آنها باشد یا از حکم وضعی ، ولی پاسخ حضرت دال بر آن است که سئوال از حکم تکلیفی بوده است لکن از آنجایی که در ارتکاز عرف دلیلی برای منع تکلیفی از سؤر یهودی و نصرانی جزء نجاست آنها وجود ندارد ، بنا بر این از نهی تکلیفی حضرت ، نجاست سؤر یهودی و نصرانی را برداشت می کنند.


2. روايت أبو بصير :

عن أحدهما (ع): «في مصافحة المسلم اليهودي و النصراني؟ قال: من وراء الثوب، فان صافحك بيده فاغسل يدك».

تقریب دلالت : امر حضرت به شستن دستی که با یهودی و نصرانی تماس پیدا کرده ، عرفاً دال است بر نجاست یهودی و نصرانی.

3. روایت اوّل محمّد بن مسلم :

عن أبي جعفر عليه السّلام «في رجل صافح رجلا مجوسيّا. فقال: يغسل يده، و لا يتوضأ» .

تقریب دلالت : مانند روایت پیشین است.

4. روایت دوّم محمّد بن مسلم :

قال: «سألت أبا جعفر عليه السّلام عن‌آنية أهل الذمة و المجوس؟ فقال: لا تأكلوا في آنيتهم، و لا من طعامهم الّذي يطبخون، و لا في آنيتهم الّتي يشربون فيها الخمر».

تقریب دلالت : نهی مطلق حضرت از غذا خوردن در ظروف اهل ذمه و مجوس ، عرفاً دال بر نجاست اهل ذمه و مجوس است .

5. روایت الكاهلي :

قال: «سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن قوم مسلمين يأكلون و حضرهم رجل مجوسيّ، أيدعونه إلى طعامهم؟ فقال: أما‌ أنا فلا أو أكل المجوسي، و أكره أن أحرّم عليكم شيئا تصنعون في بلادكم».

تقریب دلالت : امتناع امام از مؤاکله با مجوسی دال است عرفاً بر نجاست مجوسی .

6. روایت اوّل علي بن جعفر :

عن أخيه أبي الحسن موسى عليه السّلام قال: «سألته عن مؤاكلة المجوسيّ في قصعة واحدة، و أرقد معه على فراش واحد، و أصافحه. قال: لا».

تقریب دلالت : نهی حضرت از مؤاکله ، مصافحه و ... با مجوسی عرفاً دال است بر نجاست مجوسی.

7. روایت هارون بن خارجة :

قال: «قلت لأبي عبد اللّه عليه السّلام: إنّي أخالط المجوسيّ، فآكل من طعامهم، فقال: لا».

تقریب دلالت : نهی امام از مؤاکله با مجوسی دال است عرفاً بر نجاست او.

8. روایت دوّم عليّ بن جعفر:

أنه سأل أخاه موسى بن جعفر عليه السّلام عن النّصراني يغتسل مع المسلم في الحمّام. قال: إذا علم أنه نصرانيّ اغتسل بغير ماء الحمام. إلّا أن يغتسل وحده على الحوض فيغسله ثمّ يغتسل. و سأله عن اليهودي و النّصراني يدخل يده في الماء، أيتوضأ منه للصلاة قال: لا إلّا أن يضطر إليه».

تقریب دلالت : اشتراط غسل به تنهایی و امر به شستن حوض پیش از غسل کردن از سوی امام ، دالّ است عرفاً بر نجاست نصرانی .

9. روایت سوّم علی بن جعفر :

عن أخيه موسى بن جعفر عليه السّلام قال: «سألته عن فراش اليهودي، و النّصراني ينام عليه. قال: لا بأس، و لا يصلّي في ثيابهما. و قال: لا يأكل المسلم مع المجوسي في قصعة واحدة، و لا يقعده على فراشه، و لا مسجده، و لا يصافحه. قال: و سألته عن رجل اشترى ثوبا من السّوق للبس لا يدري لمن كان، هل تصلح الصلاة فيه؟ قال: إن اشتراه من مسلم فليصلّ فيه، و إن اشتراه من نصرانيّ فلا يصلّي فيه حتّى يغسله».

تقریب دلالت : نهی حضرت از نماز خواندن در لباس یهودی و نصرانی و همچنین نهی ایشان از مؤاکله و مصافحه و... با مجوسی دال است عرفاً بر نجاست ایشان .

10. روايت زرارة :

عن أبي عبد اللّه عليه السّلام «في آنية المجوس. قال: إذا اضطررتم إليها فاغسلوها بالماء».

تقریب دلالت : امر حضرت به شستن ظروف مجوسیان پیش از استفاده ی از آنها ، دال است عرفاً بر نجاست ایشان .

د) سیره ی متشرعه :

وجود سیره ی متشرعه بر لزوم اجتناب از اهل کتاب به دلیل نجاست ذاتیشان .

تحلیل ادله ی قائلین به نجاست اهل کتاب :

الف) اجماع بر نجاست اهل کتاب :

امّا تمسک به اجماع منقول ، متوقف بر آن است که اوّلاً : ما حجیت اجماع منقول را در اصول پذیرفته باشیم ، ثانیاً : با اجماع منقول دیگری تعارض نداشته باشد ، ثالثاً : خلاف وجدان نباشد.

اما تمسک به اجماع محصّل ، متوقف بر آن است که از مجموع امور مذکوره برای شخص اطمینان حاصل شود .

ب) قوله تعالی : « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلٰا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ » :

استدلال بر این آیه ی شریفه متوقف است بر آنکه اوّلاً : اثبات کنیم که واژه ی نجس در آیه ی شریفه به معنای قذارت ظاهری (نجاست فقهی) می باشد. ثانیاً : باید اثبات کنیم که عنوان مشرکون در آیه ی شریفه ، اهل کتاب را هم شامل می گردد.

ج) پاره ای از روایات :

در مورد استدلال به این روایات توجه به نکات زیر ضروری به نظر می رسد :
1. بحث سندي روايات

2. بحث جهتي روايات

3. بررسي وجود معارض

4. احراز وجود ارتکازی در عرف که نهی از اموری مانند اکل ، شرب ، مصافحه و... با اهل کتاب را ناشی از نجاست ذاتیه ی آنها می داند.

نقد ادله ي قائلين به نجاست اهل كتاب

الف) اجماع :

اجماع منقول كه حجت نمي باشد و اجماع محصلي هم كه موجب اطمينان شود ، يافت نمي شود زيرا امور مذكوره اگرچه موجب تقويت احتمال وجود چنين اتفاقي مي شود لكن در مقام امور ديگري نيز وجود دارند كه مضعف اين احتمال هستند و اگر اين دو گروه در كنار هم قرار گيرند ديگر اطمينان آور نخواهند بود . علاوه بر آنكه احتمال آنكه مستند اجماع آيه ي شريفه ، روايات و سيره باشد هم بعيد نيست.

ب) آيه ي شريفه :

اشكال اوّل : نمي توان اثبات كرد كه واژه ي نجس در آيه ي شريفه به معناي نجاست شرعي به كار رفته است .

اشكال دوّم : نمي توان اثبات كرد كه واژه ي مشرك در آيه ي شريفه به معناي لغوي خود به كار رفته تا شامل اهل كتاب هم باشد.

ج) پاره اي از روايات

1. روايت سعيد الاعرج :

دلالت اين روايت متوقف بر آن است كه مرتكز عند العرف پيرامون منع از اكل و شرب سؤر ، نجاست آن باشد در حالي كه وجود چنين ارتكازي نزد متشرعه اي كه روايات وارده پيرامون سؤر مؤمن ، ولد الزنا ، جنب و حائض را ديده است ، بعيد به نظر مي رسد.

2. روايت ابو بصير :

در اين روايت حضرت به طور مطلق امر به شستن دست بعد از مصافحه كرده اند در حالي كه غالباً مصافحه همراه با رطوبت مسريه نمي باشد بنابر اين معلوم مي شود كه علت امر به شستن نجاست نمي باشد و الا لازم مي آيد حمل مطلق بر فرد نادر.

3. روایت اوّل محمّد بن مسلم :

همان اشكال روايت ابو بصير را دارد.

4. روایت دوّم محمّد بن مسلم :

عبارت پاياني روايت (و لا في آنيتهم الّتي يشربون فيها الخمر) از آنجايي كه مي تواند قرينه ي بر مراد از صدر باشد ، موجب مجمل شدن صدر روايت مي گردد.

5. روایت الكاهلي :

غايت و منتهاي دلالت اين روايت حرمت مؤاكله است لكن در ارتكاز متشرعه علت حرمت مؤاكله منحصر در نجاست نيست بلكه علل محتمله ي ديگري هم وجود دارد بنا بر اين هيچ ملازمه ي عرفي ميان حرمت مؤاكله و نجاست وجود ندارد.

6. روایت اوّل علي بن جعفر :

همان اشكال رواين كاهلي در اين روايت هم وجود دارد.

7. روایت هارون بن خارجة :

همان اشكال سابق در اين روايت هم وجود دارد.

8. روایت دوّم عليّ بن جعفر:

ظاهراً دلالت صدر اين روايت بر نجاست تامّ است لكن ذيل آن دلالت بر طهارت دارد و همين امر موجب اجمال اين روايت مي گردد مگر آنكه گفته شود جواب سئوال دوّم قرينه ي متصله براي جواب سئوال اوّل شمرده نمي شود .

9. روایت سوّم علی بن جعفر :

دلالت نهي از مؤاكله ، مصافحه و... بر نجاست به بيان سابق در روايات گذشته ، تمام نيست و دلالت نهي حضرت از نماز خواندن در لباس يهودي و نصراني بر نجاست آنها گر چه تمام است لكن اولا خود اين روايت (في نفسها) مبتلي به معارض است ثانياً مفاد آن تخصيص قاعده ي طهارت در اين مورد مي باشد.

10. روايت زرارة :

ظاهراً بر دلالت اين روايت اشكال صحيحي وارد نباشد.

نتيجه ي بررسي روايات :

تنها روايتي كه دلالت آن بر نجاست اهل كتاب را (في نفسها) پذيرفتيم ، روايت زراره مي باشد لكن در مقابل اين روايت روايات ديگري داريم كه ادعا شده است دال بر طهارت اهل كتاب هستند از اين رو لازم است ابتدا به بررسي آن روايات بپردازيم :

روايات دال بر طهارت :

1. روايت عيص بن القاسم :

«انه سأل أبا عبد الله (عليه السلام) عن مؤاكلة اليهودي و النصراني؟ فقال لا بأس إذا كان من طعامك. و سألته عن مؤاكلة المجوسي؟ فقال إذا توضأ فلا بأس».

تقريب دلالت :

عدم بأس ولو مشروط ، دلالت مي كند بر آنكه اهل كتاب نجاست ذاتي ندارند و الا وضو گرفتن كه نجاست ذاتي آنها را رفع نمي كند .

2. روايت اوّل ابراهيم بن ابي محمود :

قال: «قلت للرضا (عليه السلام) الجارية النصرانية تخدمك و أنت تعلم أنها نصرانية لا تتوضأ و لا تغتسل من جنابة؟ قال لا بأس تغسل يديها».

تقريب دلالت :

از اين روايت به روشني فهميده مي شود كه اهل كتاب نجاست ذاتيه ندارند و تنها ممكن است نجاست عرضيه داشته باشند كه آن هم با غسل رفع مي گردد.

3. روايت دوّم ابراهيم بن ابي محمود :

قال: «قلت للرضا (عليه السلام) الخياط أو القصار يكون يهوديا أو نصرانيا و أنت تعلم انه يبول و لا يتوضأ ما تقول في عمله؟ قال لا بأس».

تقريب دلالت :

اشكال نداشتن شستن لباس ها توسط اهل كتاب ، دال است بر عدم نجاست ذاتي اهل كتاب.

4. روايت اسماعيل بن جابر :

قال: «قلت لأبي عبد الله (عليه السلام) ما تقول في طعام أهل الكتاب؟ فقال لا تأكله، ثم سكت هنيئة ثم قال لا تأكله، ثم سكت هنيئة ثم قال لا تأكله و لا تتركه تقول انه حرام و لكن تتركه تنزها عنه، ان في آنيتهم الخمر و لحم الخنزير».

تقريب دلالت :

اين روايت به روشني دال بر طهارت اهل كتاب است زيرا مي فرمايد كه خوردن طعام اهل كتاب حرام نيست بلكه تنها به دليل امكان نجس بودن طعامشان نه خودشان ، مكروه است. علاوه بر آنكه اين روايت مي تواند حاكم و مفسر روايات ناهي از خوردن طعام اهل كتاب هم باشد.

5. روايت زكريا بن ابراهيم :

قال: «دخلت على ابي عبد الله (عليه السلام) فقلت اني رجل من أهل الكتاب و اني أسلمت و بقي أهلي كلهم على النصرانية و انا معهم في بيت واحد لم أفارقهم فآكل من طعامهم؟ فقال لي يأكلون لحم الخنزير؟ فقلت لا و لكنهم يشربون الخمر، فقال لي كل معهم و اشرب».

تقريب دلالت :

جواز خوردن و نوشيدن با اهل كتاب ، دال است بر عدم نجاست ذاتي اهل كتاب .

6. روايت علي بن جعفر :

عن أخيه موسى (عليه السلام) : «و قد سأله عن اليهودي و النصراني يدخل يده في الماء أيتوضأ منه للصلاة؟ قال لا إلا ان يضطر اليه».

تقريب دلالت :

اين روايت دلالت مي كند بر جواز وضو با آبي كه اهل كتاب با آن تماس داشته اند (ولو در فرض اضطرار) در حالي كه آب وضو بايد پاك باشد و اگر آبي جز آب نجس وجود نداشته باشد ، وظيفه تيمم است نه وضوي با آب نجس . پس معلوم مي شود كه آب در اثر تماس با اهل كتاب نجس نمي شود و اين يعني عدم نجاست ذاتي اهل كتاب .

7. روايت عمار ساباطي :

عن الصادق (عليه السلام) قال «سألته عن الرجل هل يتوضأ من كوز أو إناء غيره إذا شرب منه على انه يهودي؟ فقال نعم. قلت من ذلك الماء الذي يشرب منه؟ قال نعم».

تقريب دلالت :

جواز وضو گرفتن به طور مطلق با آبي كه يهودي از آن نوشيده است ، دال است بر عدم نجاست ذاتي يهودي خصوصا با آب كوزه كه قليل است.

نتيجه ي بررسي روايات طهارت :

حداقل مي توان گفت كه برخي از آنها كالصريح در دلالت بر طهارت مي باشند.

جمع ميان روايات نجاست و روايات طهارت :

از آنجايي كه در هر دو طائفه رواياتي داريم كه دلالتاً و سنداً تام هستند ، بنا بر اين ميان آنها تعارض روي مي دهد . حال بايد ببينيم آيا ميان آنها جمع عرفي وجود دارد يا خير ؟ و اگر جمع عرفي وجود دارد آيا اخبار علاجيه شامل موارد جمع عرفي هم مي شوند يا خير ؟

پاسخ سئوال اوّل : بله جمع عرفي وجود دارد چون دلالت روايات طهارت اظهر بلكه نصّ است در حالي كه دلالت روايات نجاست نهايتاً ظاهر است بنا بر اين به قرينه ي اظهر (يا نصّ) از ظهور روايات نجاست رفع يد مي كنيم.

پاسخ سئوال دوّم : حق آن است كه اخبار علاجيه شامل موارد جمع عرفي نمي شوند و به غير آن موارد اختصاص دارند . بنا بر اين در مقام با وجود جمع عرفي نوبت به اعمال مرجحات نمي رسد .

د) سيره ي متشرعه :

اتصال اين سيره به عصر معصومين محرز نيست زيرا سئوالات راويان عصر معصومين(دست كم) اشعار دارند به اينكه مغروس در اذهان آنها طهارت ذاتي اهل كتاب بوده است لذا مصب سئوالات آنها نجاست عرضيه اهل كتاب مي باشد.

جمع بندی و نتیجه گیری :

هيچ كدام از ادله ي قائلين به نجاست تامّ نمي باشد لكن در مقام شهرت محققه بر نجاست وجود دارد و چه بسا كه همين شهرت محققه مانع فتوا به طهارت اهل كتاب باشد. بنا بر اين بايد مقتضاي احتياط پيرامون طهارت و نجاست اهل كتاب رعايت گردد.

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج