ذکری-جرعه ای از دریا
نوکری برای عالم سنّی جهت تهیّه کتاب (ذکری 56) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: نوکری برای عالم سنّی جهت تهیّه کتاب[1]

نقل کرده‌اند که یک وقت میر حامد حسین مطّلع می‌شود که در مدینه در کتابخانه یکی از علمای اهل سنّت نسخه منحصر به فرد کتابی که مورد احتیاج ایشان بود، موجود است. ایشان با اصحاب و مریدهایش به مکّه می‌رود و پس از انجام مناسک به آنها می‌گوید که شما مراجعت کنید؛ من باید مدّتی اینجا بمانم.

ایشان نزد آن عالم سنّی می‌رود و نوکر او می‌شود و به او می‌گوید که چون من ناراحتی دارم، برای محفوظ ماندن از شرور لازم است که در جایی که قرآن و کتاب قرار دارد، بخوابم. لذا توافق می‌کنند که ایشان در کتابخانه بخوابد. در تمام آن مدّت میر حامد حسین در نهایت تقیّه رفتار و در حدّ اعلی برای آن عالم سنّی نوکری می‌کرد؛ به گونه‌ای که حتی به بچّه آن عالم رسیدگی و او را بغل می‌کرد و از این قبیل کارها که افراد محترم حاضر به آن نمی‌شوند، منتها وقتی ایشان شب‌ها برای استراحت به کتابخانه می‌رفت، آن کتاب را که مفصّل هم بوده، جزء جزء استنساخ می‌کرد. نجّار شیعه‌ای در مدینه بود، او برای میر حامد حسین جعبه‌ای ساخته بود تا ایشان اجزائی را که شب‌ها استنساخ می‌کرد، در آن قرار دهد. میر حامد حسین هر جزء را که استنساخ می‌کرد، در آن جعبه قرار می‌داد. وقتی کتاب تمام شد، از صاحب خانه اجازه گرفت تا به خویشانش سر بزند و او هم اجازه داد. ایشان آن جعبه را برداشت و سوار کشتی شد. دریا طوفانی می‌شود و جعبه در آب می‌افتد. میر حامد حسین خودش را در دریا پرت می‌کند تا جعبه را بگیرد. جعبه را می‌گیرد و دیگران هم کمک می‌کنند و ایشان را نجات می‌دهند.

بعداً ایشان به عالم سنّی پیغام می‌دهد یا به نحوی آن عالم سنّی مطّلع می‌شود که آن شخص میر حامد حسین بوده و برای به دست آوردن نسخه نوکری می‌کرده است. عالم سنّی می‌خواهد میرحامد حسین را تعقیب کند، ولی راجه هندوستان که مرید میر حامد حسین بود، او را حفظ می‌کند.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص350. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
آبروی اوّلی و ثانوی (دقت در حفظ آبروی مؤمن) (ذکری 55) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه ای از دریا: آبروی اوّلی و ثانوی (دقت در حفظ آبروی مؤمن)[1]

از مطالبی که هم به جنبه عقلی و هم به جنبه دینی میرزا[2] مربوط می شود، این قضیه است که: به میرزا اطلاع می دهند که یکی از وکلای شما در سهم امام و امثال آن مراعات درستی نمی کند. او را عزل کنید. میرزا امتناع داشته، خیلی تعقیب می کنند. بعد میرزا می فرماید: «من که امتناع می کنم چون باید نظر کرد که این آقا یک آبرویی از قبل داشته، و در اثر وکالتی که من به او دادم یک آبروی ثانوی بعداً پیدا کرده، من اگر اختیاری داشته باشم، این است که آبروی ثانوی را که به او دادم، از او بگیرم، اما حق اینکه آبروی اولش را هم از بین ببرم ندارم. الآن اگر او را عزل کنم، آبروی اول هم از بین خواهد رفت و از حیثیت اصلاً ساقط خواهد شد، و من چنین حقی را برای خودم قائل نیستم».

بعد میرزا به او نامه ای می نویسد که این اخبار درباره تو رسیده و من هم ایستادگی کردم و حیثیت تو را حفظ کردم، کاری نکن که ما مجبور شویم اقدام دیگری کنیم، تو باید مواظب باشی. خلاصه او را با همین نامه اصلاح می کند.

این، هم از یک عقل فوق العاده و ممتاز و هم از تقوای ممتاز میرزا کشف می کند.

------------------------

[1] به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه ، از کتاب جرعه ای از دریا ، ج 1 ، ص 121. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی دانش پژوه دوره خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام

[2] مقصود میرزای شیرازی، صاحب فتوای تنباکو می باشد.

 
روضه اهل بیت علیهم السلام (ذکری 54) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: روضه اهل بیت علیهم السلام[1]

حاج آقا جواد گلپایگانی نقل کردند که مرحوم آقای خویی فرمودند: ما در نجف اشرف در خانه بسیار کوچکی زندگی می‌کردیم. خانمم روضه می‌گرفت و مزاحم مطالعه من بود. من به ایشان گفتم: روضه‌خوانی در منزل مزاحم مطالعه من است. روضه ترک شد، ولی مبتلا به چشم دردی شدم که هر چه به دکتر مراجعه کردم، خوب نشد و دکترها از معالجه آن مأیوس شدند. متوسّل شدیم، در عالم خواب به من گفتند: بنا بود شما کور شوید، ولی حالا که متوسّل شدید، با تربت استشفا کنید. با تربت استشفا کردم، چشمم خوب شد.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص 681. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
تقیّد به نماز جماعت (ذکری 53) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: تقیّد به نماز جماعت[1]

مرحوم والد مقیّد بود همیشه نمازها را به جماعت بخواند، اماماً یا مأموماً. یادم هست با مرحوم والد در تهران بودیم. وقت مغرب از کنار مسجدی رد می‌شدیم. فرمود: کاش امام جماعت را می‌شناختیم و در نماز جماعت شرکت می‌کردیم.

دو چیز مانع شرکت در جماعت است: یکی سخت‌گیری در عدالت اشخاص. مذاق ایشان این گونه نبود. می‌گفت: در عدالتی که شرع برای امام جماعت شرط کرده، این سخت‌گیری‌ها لحاظ نشده است. علاوه بر این که ایشان نوعاً به اشخاص حسن ظنّ داشت.

مانع دوم امراض نفسانی است که مانع اقتدا کردن به اشخاص می‌شود. این جهت نیز در مرحوم والد منتفی بود. ایشان نه از نظر فقهی مانع داشت و نه از نظر نفسانی. لذا به راحتی به اشخاص اقتدا می‌کرد. آقای حاج سید مهدی روحانی می‌گفت: ایشان در مشهد ظاهراً در ایوان مسجد گوهرشاد نماز می‌خواند. ما وقتی متوجه شدیم اقتدا کردیم. فردا بعضی از قمی‌ها متوجه شدند و آنها هم به جماعت ملحق شدند. پس فردا قدری دیر کرد و من جلو رفتم. ایشان وقتی آمد، خیلی راحت به من اقتدا کرد. بعداً خدّام حرم مانع شدند و گفتند که از دستگاه حکومت (در دوره شاه) باید اجازه گرفته شود. او نیز دیگر در آنجا نماز جماعت نخواند و در نماز جماعت دیگری شرکت کرد.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص 622. انتخاب از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
توجّه به سلامتی در جوانی (ذکری 52) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: توجّه به سلامتی در جوانی[1]

شاعر می‌گوید:

طی نگشتـه روزگار کودکی پیـری رسیـد

از کتاب عمر ما فصل شباب افتاده است[2]

من می‌گفتم: طبق این شعر باید اوراقی از ایام کودکی هم افتاده باشد. اگر بخواهیم مصراع دوم کاملاً تصدیق شود، باید بگوییم: «تا که شد طی روزگار کودکی پیری رسید...».

این شعر درباره من صادق است؛ چون در جوانی سلامت مزاج را مراعات نمی‌کردم. مشکل دندان داشتم و به آن رسیدگی نمی‌کردم، کم می‌خوابیدم، غذای مناسب نمی‌خوردم، بیش از استعداد مزاج، درس و بحث داشتم. اینها سبب شد که از جوانی بهره کافی نبرم. اگر به سلامت مزاج توجه می‌کردم، از نظر موفقیت خیلی تفاوت می‌کردم.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص 635. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

[2]. از غزلیات رهی معیّری.

 
دقّت در بیت المال (ذکری 51) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: دقّت در بیت المال[1]

این قضیه درباره مرحوم راشد[2] معروف است: مرحوم سید خلیل ضیایی، هم ولایتی راشد، نقل کرده است: در زمان شاه می‌خواستند در منطقه بهارستان تهران، اطراف ساختمان مجلس شورای ملّی را بسازند و باید 35 خانه خراب می‌شد. به اطلاع صاحبان خانه‌ها رساندند که خانه شما را متری فلان مبلغ می‌خریم. هر کس اعتراض دارد، بنویسد تا رسیدگی شود. هیچ کس به جز مرحوم راشد اعتراض نکرد. این جریان خیلی بر مسؤولین گران آمد و گفتند: «فقط اینکه آخوند است، اعتراض کرده!»

بعد مرحوم راشد را دعوت کردند و آماده شدند برای اینکه به او حمله و خفیفش کنند.

راشد آمد. بعد از سلام و احوال پرسی از او پرسیدند که اعتراض شما چیست؟ گفت: حقیقتش این است که این خانه را من سال‌ها قبل و به قیمت خیلی کم خریده‌ام و در این مدت زمان طولانی مخروبه شده و به نظر من قیمتی که شما پیشنهاد کرده‌اید، زیاد است! من راضی نیستم از بیت المال مردم قیمت بیشتری برای خانه‌ام بگیرم.

بهت و تعجّب همه را فرا گرفت. یکی از اعضای کمیسیون که از اقلیت‌های دینی بود، از جا برخاست و راشد را بوسید و گفت: «اگر اسلام این است، من آماده‌ام برای مسلمان شدن...»

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص 658، انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

[2]. شیخ حسینعلی راشد قدس سره (م 1400)

 
تحمّل میرزا (احترام به دیگران و حمل بر صحّت) (ذکری 50) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: تحمّل میرزا (احترام به دیگران و حمل بر صحّت)[1]

آقای حاج ابوالفضل زنجانی از پدرش حاج سیّد محمّد زنجانی نقل می‌کرد که من خدمت میرزا[2] رفتم، میرزا مشغول نوشتن جواب استفتا بود. سیّدی وارد شد و اظهار احتیاج کرد. میرزا توجهی نکرد. سیّد به میرزا پرخاش کرد که: «این طلا و نقره‌ها روز قیامت مار و عقرب می‌شود، آتش می‌شود و به گردنت می‌افتد».

اصحاب میرزا می‌خواهند به جهت این هتک حرمت او را بیرون کنند، امّا میرزای مؤدّب که درجه اعلای ادب را داشته، اجازه نمی‌دهد و می‌گوید کاری نداشته باشید. او را صدا می‌زند، می‌آید و میرزا عذر می‌خواهد که من مشغول جواب استفتا بودم و متوجه درخواست شما نشدم، پولی هم به او می‌دهند و می‌رود. موقعی که می‌رفته، تنها جمله‌ای که میرزا تعبیر می‌کند، این بوده: «پیداست کثرت استیصال، تحمّل آقا را کم کرده». فقط همین قدر میرزا تعبیر می‌کند.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 1، ص 117. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضایی، دانش‌پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

[2]. مقصود میرزای شیرازی رحمة الله علیه، صاحب فتوای تنباکو می‌باشد.

 
مراقبه در همه حال (ذکری 49) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: مراقبه در همه حال[1]

میرزا[2] می‌خواسته نامه‌ای به ناصرالدین شاه بنویسد. آقا سیّد عبدالمجید متن نامه را تهیه می‌کند تا میرزا امضا کند. وقتی میرزا نامه را مطالعه می‌کند، تأمل می‌کند. دوباره مطالعه و تأمل می‌کند و خلاصه طول می‌کشد. آقا عبدالمجید از میرزا می‌پرسد که اگر به نظر مبارک جایی از نامه ایراد دارد، یک نامه دیگر بنویسم. تأمل آقا از چه جهت است؟

میرزا می‌فرماید: شما در اینجا راجع به ناصرالدین شاه نوشته‌اید: «من شما را دعا می‌کنم» و من الآن می‌خواهم ببینم که ایشان را دعا می‌کنم؟ آیا دعا کرده‌ام؟ آیا این حرف درستی است و شرعاً می‌توان نوشت؟

یک قدری که می‌گذرد، میرزا می‌فرماید: عیب ندارد، بنویسید: چون ناصرالدین شاه در یک جریانی یک وقت، خدمتی به شیعه کرد و من دعایش کردم، پس نوشتن این جمله عیبی ندارد.

میرزا به تمام معنا مواظب و مراقب خودش بود!

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 1، ص 122. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دوره‌ی خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

[2]. میرزای شیرازی، صاحب فتوای تحریم تنباکو.

 
تهذیب نفس (ذکری 48) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: تهذیب نفس[1]

آقای آخوند همدانی در تهذیب نفس تلاش کرده و کاملاً خود را ساخته بود. از نشانه‌های این امر، خودداری ایشان از نشر رساله عملیه بود. زمینۀ نشر رساله برای او از هر جهت فراهم بود؛ چون صاحب فتوا بود و حوزه‌های علمیه ایشان را صالح می‌دانستند و مقبولیت عامه نیز داشت، ولی چون تکلیفی در این مورد احساس نمی‌کرد، مردم را به سایر فقها ارجاع می‌داد. به هواهای نفسانی بی‌اعتنا و به راستی وصفِ «مخالفا لهواه» درباره‌اش صادق بود.

از ویژگی‌های اخلاقی آخوند ملاعلی، مواظبت در گفتار بود. گاهی اشخاصی درباره‌اش کوتاهی می‌کردند، ولی می‌دیدیم که ایشان در گفتار بسیار مواظب است که سخنی ناشایست درباره آنها نگوید. کاملاً حفظ الغیب می‌کرد. هم زبان خود را مالک بود و هم عمل خود را.[2]

------------------------

[1]. به نقل از حضرت آیت الله شبیری زنجانی دام ظله، کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص 649.

[2]. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
موعظه بعد از درس (ذکری 47) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا[1]

موعظه بعد از درس

معمولاً آقای بروجردی در پایان درس چند جمله‌ای موعظه می‌کرد و پیدا بود که از روی قلب موعظه می‌کند و به گونه‌ای بود که در مخاطب اثر می‌کرد. به یاد دارم این عبارت را با حال خاصّی می‌گفت: «الدنیا یمرّ و یغرّ» یعنی دنیا می‌گذرد و انسان را می‌فریبد.

گذر عمر

کسی نقل می‌کرد: یک وقت آقای بروجردی به یکی از روستاهای اطراف قم (ظاهراً وشنوه) تشریف برده و کنار جوی آب فرموده بود: الآن که به جوی آب نگاه می‌کردم، به این معنا منتقل شدم که عمر ما مثل جوی آب تدریجاً از دست می‌رود و باز نمی‌گردد. ایشان با دیدن این صحنه اظهار تأسف می‌کرد که از این گذر عمر چه نصیب من شد و چه به دست آوردم؟

------------------------

[1] به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 3، ص 487؛ انتخاب و تنظیم

از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 بعدی > پایان >>

JPAGE_CURRENT_OF_TOTAL

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS