ذکری-جرعه ای از دریا
باب الأئمه (ذکری 62) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: باب الأئمه[1]

از مرحوم شیخ عباس قمی رحمه الله نقل شده است که مرحوم مجلسی را در عالم رؤیا دیده‌اند که دارای مقام رفیع و استثنایی است و «باب الأئمّه» است و درباره‌ی وجه این تعبیر گفته‌اند که چون ایشان خودش را سپر بلا قرار داده است و اشخاصی که جرأت نمی‌کنند به امام معصوم علیه السلام جسارت کنند، مرحوم مجلسی را هدف قرار می‌دهند.

او در حقیقت خودش را سپر قرار داده است تا امام علیه السلام محفوظ بماند.

------------------------

[1]. به نقل از آیت الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص322. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دوره خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
احاطه شهید اول بر فقه (ذکری 61) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: احاطه شهید اول بر فقه[1]

شهید اول خیلی فوق العاده بود. اگر حواشی ایشان بر دروس را ملاحظه کنید، مبهوت می‌شوید که چقدر بر فقه احاطه دارد. ما کلمات قوم را طوطی‌وار یاد گرفته ایم. وقتی آقای بروجردی کلمات سابقین را معنا می‌کرد، می‌فهمیدیم که آنها درست می‌گویند.

کتاب دروس شهید اول-که ناتمام ماند- بعد از مراجعه به جواهر و همه کتاب‌ها، هنوز هم تازه است و مطالب زیادی در آن وجود دارد که در این کتاب‌ها نیامده است. کتاب دروس، کتاب تازه‌ای است و بر فقیه لازم است که حتّی بعد از مطالعه جواهرالکلام به دروس مراجعه کند و از مطالب ابتکاری آن بهره ببرد. شهید در بعضی از نُسَخ دروس، حاشیه‌هایی دارد که با «منه» مشخص شده است. این حواشی خیلی قوی است و مثلاً ذکر می‌کند که فلان مطلب در کجا ثمره دارد و حدود ده مورد از ثمرات آن را ذکر می‌کند. اینها شاهد بر احاطه‌ی فوق‌العاده شهید بر فقه است و نشان می‌دهد که فقه مثل موم در دستش بود.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص 308. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضایی، دانش پژوه دوره خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
عنایت امیرالمؤمنین علیه السلام (ذکری 60) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: عنایت امیرالمؤمنین علیه السلام[1]

حاج آقا جواد موسوی زنجانی قدس سره احتمالاً از آشیخ محمد حسین اصفهانی و او از سید محمد ولدآبادی چنین نقل کرد:سید محمد از ولدآباد قزوین برای تحصیل به نجف رفت، اما مایه‌ی علمی برای او حاصل نشد. روحانیِ محل از دنیا می‌رود. عده‌ای از ولدآباد سراغ او می‌آیند تا او را به ولد آباد ببرند. ایشان چون مایه‌ی علمی نداشت و از طرفی نمی‌توانست جواب منفی بدهد، به حرم حضرت امیر علیه السلام رفت و متوسل شد و عرض کرد که من به نجف آمدم و زحمت هم کشیدم، ولی مایه‌ی علمی به دست نیاوردم و الآن هم آمده‌اند که مرا ببرند. من نمی‌توانم به آنها جواب منفی بدهم. اگر مردم از من مسائل شرعی بپرسند و پاسخ بدهم، مشکلاتی به وجود می‌آید. از حضرت درخواست می‌کند که عنایتی بفرماید. در همان حال به ایشان الهام می‌شود که شما به این حرف‌ها مبتلا نمی‌شوید. شما (بسم الله الرحمن الرحیم) بنویسید، ما به شما تأثیر نَفَسی دادیم که برای معالجه‌ی بیماران کافی است. ایشان همراه آنها برمی‌گردد. در بدو ورود، مریضی مشرف به موت را نزد او می‌آورند. ایشان یک (بسم الله الرحمن الرحیم) نوشت و مریض شفا پیدا کرد. جریان شفای بیمار در آن منطقه منتشر شد و مردم از دور و نزدیک به منزل سید محمد هجوم آوردند. کثرت جمعیت به گونه‌ای بود که ایشان شب، چند صد (بسم الله الرحمن الرحیم) می‌نوشت و هر کسی که مراجعه می‌کرد، به او می‌داد و می‌رفت. لذا هیچ‌گاه زمینه‌ای برای طرح مسائل شرعی پیش نمی‌آمد. مردم هم به عنوان هدیه برای سید محمد، گوسفند و برّه و هدایای دیگر می‌آوردند و ایشان هم چون سخی و دست و دل‌باز بود، هدیه‌های مردم را به فقرا می‌داد.

شیخ بهاء هیدجی می‌گفت: وقتی سید محمد به هیدج آمد، جیب‌هایش پر از پول بود و دائماً به اشخاصی که مراجعه می‌کردند، پول می‌داد. فرزندان سید محمد هم فی الجمله تأثیر نَفَس داشتند.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص 459. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضایی دانش‌پژوه دوره خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
سیر و سلوک با دستورات شرعی (ذکری 59) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: سیر و سلوک با دستورات شرعی[1]

حاج شیخ باقر ملکی میانجی که فردی متّقی و از شاگردان مرحوم آمیرزا مهدی اصفهانی در مشهد بود، از حاج شیخ مجتبی قزوینی و او از سیّد موسی زرآبادی قدّس الله أسرارهم چنین نقل کرد:

در قزوین امام جماعت بودم و به سیر و سلوک مشغول بودم. در آن وقت مکاشفاتی داشتم و در و دیوار برای من حائل نبود و از پشت آن اشخاص را می‌دیدم. یک وقت در عالم مکاشفه، ندایی شنیدم که: «این مقدار اعمال ظاهری بس است. اگر می‌خواهی به مقامات بالاتر برسی، باید این کارها را کنار بگذاری». من گفتم: نماز و روزه و مانند آن از طریق معتبر از پیامبر صلی الله علیه و آله به ما رسیده است، لذا من از آن دست بر نمی‌دارم. دوباره ندا آمد: «اگر دست بر نداری، تمام این مقامات از شما گرفته می‌شود». من گفتم: به جهنّم! گرفته شود. تا این را گفتم، دیدم تمام آن حالات از من گرفته شد و مانند افراد عادی شدم.

فهمیدم این راه، شیطانی بود و تصمیم گرفتم که به دستورهای شرع و آداب و سنن تا حد توان عمل کنم. پس از مدّتی عمل به دستورهای شرع، حالتی برای من حاصل شد که حالات قبلی در مقابل آن مثل قطره‌ای در مقابل دریا بود.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه،
از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص 477.

 
اخلاص و دقّت در تألیف کتاب (ذکری 58) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا:اخلاص و دقّت در تألیف کتاب[1]

این قضیه را از آقای واله، از منبری‌های متّقی مشهد، شنیدم که می‌گفت: بعضی از کتاب‌فروش‌ها با مرحوم حاج میرزا علی محدّث‌زاده قرار گذاشته بودند که بعضی از نواقص مفاتیح الجنان را رفع کنند. برای مثال اگر شعری نوشته شده، ولی اسم شاعرش ذکر نشده است، اسم شاعر ذکر شود یا اگر در جایی گفته: «برای این مطلب به اقبال رجوع شود»، همان جا دعا نقل شود تا نیازی به مراجعه نباشد؛ چون همه اشخاص به این کتاب‌ها دسترسی ندارند. آقای حاج میرزا علی هم قبول کرد. حاج میرزا علی شب در رؤیا پدرش را می‌بیند که به وی می‌گوید: این کار را نکن. من عمداً این کار را کرده‌ام. این که من اسم فلان شاعر را ذکر نکردم و فقط به نقل شعر بسنده کردم، بدان جهت بود که شعرش خوب بود، ولی شاعر، درویش و صوفی یا منحرف بود. خوب بودن شعر، مصحّح این نیست که شاعر را ترویج کنم؛ لذا عمداً نخواستم اسم شاعر ذکر شود. علت عدم نقل کامل آن دعا‌ها این است که صاحبان کتب دعا، برگردن ما حق دارند و باید حقوق آن‌ها محفوظ بماند. من حسّ کردم اگر این کتاب منتشر شود، ممکن است آن کتب ادعیه کم کم منسوخ شوند. لذا عمداً این کار را کردم تا اگر کسی دسترسی داشت، به آن کتب مراجعه کند.

شاید علت این که کتاب‌های حاج شیخ عباس شیوع پیدا کرده است، اخلاص ایشان و مراعات کردن این نکات است.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص513. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
تربیت شده اهل بیت علیهم السلام (ذکری 57) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه ای از دریا: تربیت شده اهل بیت علیهم السلام[1]

تردید دارم این قضیه مستقیماً از حاج میرزا علی محدّث‌زاده شنیدم یا از آقای حاج سیدصدرالدین از ایشان. به احتمال زیاد از خود آقای حاج میرزا علی شنیده‌ام. می‌گفت: یک وقت آمیرزا محسن (اخوی ما) مریض شد و ظاهراً مریضی او خطرناک بود. پدر گفت مقداری سوپ رقیق یا آّب (تردید دارم) بیاورند و شروع کرد با انگشتش آن را به هم زد و فرمود: این انگشت هزاران حدیث نوشته است، لذا نمی‌شود در آن شفا نباشد. اخوی ما آن را خورد و خوب شد.

حاج شیخ عباس درباره عالم معنی آدم باور کرده‌ای بود. به آنچه می‌نوشت و می‌گفت، ایمان داشت. ایشان تربیت شده اهل بیت علیهم السلام بود.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج2، ص 509.

 
نوکری برای عالم سنّی جهت تهیّه کتاب (ذکری 56) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: نوکری برای عالم سنّی جهت تهیّه کتاب[1]

نقل کرده‌اند که یک وقت میر حامد حسین مطّلع می‌شود که در مدینه در کتابخانه یکی از علمای اهل سنّت نسخه منحصر به فرد کتابی که مورد احتیاج ایشان بود، موجود است. ایشان با اصحاب و مریدهایش به مکّه می‌رود و پس از انجام مناسک به آنها می‌گوید که شما مراجعت کنید؛ من باید مدّتی اینجا بمانم.

ایشان نزد آن عالم سنّی می‌رود و نوکر او می‌شود و به او می‌گوید که چون من ناراحتی دارم، برای محفوظ ماندن از شرور لازم است که در جایی که قرآن و کتاب قرار دارد، بخوابم. لذا توافق می‌کنند که ایشان در کتابخانه بخوابد. در تمام آن مدّت میر حامد حسین در نهایت تقیّه رفتار و در حدّ اعلی برای آن عالم سنّی نوکری می‌کرد؛ به گونه‌ای که حتی به بچّه آن عالم رسیدگی و او را بغل می‌کرد و از این قبیل کارها که افراد محترم حاضر به آن نمی‌شوند، منتها وقتی ایشان شب‌ها برای استراحت به کتابخانه می‌رفت، آن کتاب را که مفصّل هم بوده، جزء جزء استنساخ می‌کرد. نجّار شیعه‌ای در مدینه بود، او برای میر حامد حسین جعبه‌ای ساخته بود تا ایشان اجزائی را که شب‌ها استنساخ می‌کرد، در آن قرار دهد. میر حامد حسین هر جزء را که استنساخ می‌کرد، در آن جعبه قرار می‌داد. وقتی کتاب تمام شد، از صاحب خانه اجازه گرفت تا به خویشانش سر بزند و او هم اجازه داد. ایشان آن جعبه را برداشت و سوار کشتی شد. دریا طوفانی می‌شود و جعبه در آب می‌افتد. میر حامد حسین خودش را در دریا پرت می‌کند تا جعبه را بگیرد. جعبه را می‌گیرد و دیگران هم کمک می‌کنند و ایشان را نجات می‌دهند.

بعداً ایشان به عالم سنّی پیغام می‌دهد یا به نحوی آن عالم سنّی مطّلع می‌شود که آن شخص میر حامد حسین بوده و برای به دست آوردن نسخه نوکری می‌کرده است. عالم سنّی می‌خواهد میرحامد حسین را تعقیب کند، ولی راجه هندوستان که مرید میر حامد حسین بود، او را حفظ می‌کند.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص350. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
آبروی اوّلی و ثانوی (دقت در حفظ آبروی مؤمن) (ذکری 55) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه ای از دریا: آبروی اوّلی و ثانوی (دقت در حفظ آبروی مؤمن)[1]

از مطالبی که هم به جنبه عقلی و هم به جنبه دینی میرزا[2] مربوط می شود، این قضیه است که: به میرزا اطلاع می دهند که یکی از وکلای شما در سهم امام و امثال آن مراعات درستی نمی کند. او را عزل کنید. میرزا امتناع داشته، خیلی تعقیب می کنند. بعد میرزا می فرماید: «من که امتناع می کنم چون باید نظر کرد که این آقا یک آبرویی از قبل داشته، و در اثر وکالتی که من به او دادم یک آبروی ثانوی بعداً پیدا کرده، من اگر اختیاری داشته باشم، این است که آبروی ثانوی را که به او دادم، از او بگیرم، اما حق اینکه آبروی اولش را هم از بین ببرم ندارم. الآن اگر او را عزل کنم، آبروی اول هم از بین خواهد رفت و از حیثیت اصلاً ساقط خواهد شد، و من چنین حقی را برای خودم قائل نیستم».

بعد میرزا به او نامه ای می نویسد که این اخبار درباره تو رسیده و من هم ایستادگی کردم و حیثیت تو را حفظ کردم، کاری نکن که ما مجبور شویم اقدام دیگری کنیم، تو باید مواظب باشی. خلاصه او را با همین نامه اصلاح می کند.

این، هم از یک عقل فوق العاده و ممتاز و هم از تقوای ممتاز میرزا کشف می کند.

------------------------

[1] به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه ، از کتاب جرعه ای از دریا ، ج 1 ، ص 121. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی دانش پژوه دوره خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام

[2] مقصود میرزای شیرازی، صاحب فتوای تنباکو می باشد.

 
روضه اهل بیت علیهم السلام (ذکری 54) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: روضه اهل بیت علیهم السلام[1]

حاج آقا جواد گلپایگانی نقل کردند که مرحوم آقای خویی فرمودند: ما در نجف اشرف در خانه بسیار کوچکی زندگی می‌کردیم. خانمم روضه می‌گرفت و مزاحم مطالعه من بود. من به ایشان گفتم: روضه‌خوانی در منزل مزاحم مطالعه من است. روضه ترک شد، ولی مبتلا به چشم دردی شدم که هر چه به دکتر مراجعه کردم، خوب نشد و دکترها از معالجه آن مأیوس شدند. متوسّل شدیم، در عالم خواب به من گفتند: بنا بود شما کور شوید، ولی حالا که متوسّل شدید، با تربت استشفا کنید. با تربت استشفا کردم، چشمم خوب شد.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص 681. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
تقیّد به نماز جماعت (ذکری 53) PDF چاپ پست الکترونیکی

جرعه‌ای از دریا: تقیّد به نماز جماعت[1]

مرحوم والد مقیّد بود همیشه نمازها را به جماعت بخواند، اماماً یا مأموماً. یادم هست با مرحوم والد در تهران بودیم. وقت مغرب از کنار مسجدی رد می‌شدیم. فرمود: کاش امام جماعت را می‌شناختیم و در نماز جماعت شرکت می‌کردیم.

دو چیز مانع شرکت در جماعت است: یکی سخت‌گیری در عدالت اشخاص. مذاق ایشان این گونه نبود. می‌گفت: در عدالتی که شرع برای امام جماعت شرط کرده، این سخت‌گیری‌ها لحاظ نشده است. علاوه بر این که ایشان نوعاً به اشخاص حسن ظنّ داشت.

مانع دوم امراض نفسانی است که مانع اقتدا کردن به اشخاص می‌شود. این جهت نیز در مرحوم والد منتفی بود. ایشان نه از نظر فقهی مانع داشت و نه از نظر نفسانی. لذا به راحتی به اشخاص اقتدا می‌کرد. آقای حاج سید مهدی روحانی می‌گفت: ایشان در مشهد ظاهراً در ایوان مسجد گوهرشاد نماز می‌خواند. ما وقتی متوجه شدیم اقتدا کردیم. فردا بعضی از قمی‌ها متوجه شدند و آنها هم به جماعت ملحق شدند. پس فردا قدری دیر کرد و من جلو رفتم. ایشان وقتی آمد، خیلی راحت به من اقتدا کرد. بعداً خدّام حرم مانع شدند و گفتند که از دستگاه حکومت (در دوره شاه) باید اجازه گرفته شود. او نیز دیگر در آنجا نماز جماعت نخواند و در نماز جماعت دیگری شرکت کرد.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه، از کتاب جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص 622. انتخاب از آقای حسن رضائی، دانش‌پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 بعدی > پایان >>

JPAGE_CURRENT_OF_TOTAL

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS