امور پرورشی و تهذیب سخنرانی های و مراسمات
سخنرانی ها و مراسمات
مراسم سالروز شهادت امام کاظم علیه السلام PDF چاپ پست الکترونیکی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

روز شهادت آقا موسی بن جعفر  علیهما السلام است و ما این روز را به محضر فاطمه ی معصومه سلام الله علیها تسلیت عرض می کنیم که پدرش در مورد ایشان فرمود: «فداها ابوها».

ماه رجب است و در این ماه از خدا خیر می طلبیم. «اعطنی بمسالتی ایاک جمیع خیر الدنیا و خیر الآخره .» اگر کسی خیر دنیا و آخرت را می خواهد، خداوند در قرآن می فرماید: «من یؤت الحکمة فقد أوتی خیرا کثیرا»[1]. هرکسی که حکمت داشت، خیر دنیا و آخرت را دارد. باید درخواست حکمت کنیم تا به خیر دنیا و آخرت برسیم. این حکمت را از کجا پیدا کنیم. حکمت فقط به دست حکیم است. امام کاظم علیه السلام افراد حکیم را معرفی می کنند. نباید سراغ کسانی رفت که فاقد حکمت و علم حقیقی هستند. در مورد «انا انزلناه فی لیله مبارکه»[2] را فرمودند: فاطمه ی زهرا سلام الله علیها. اما اینکه فرمود: «فیها یفرق کل امر حکیم»[3] فرمودند: «یخرج منها رجل حکیم» یعنی امامان همان معدن حکمت هستند. هرکس به دنبال حکمت است باید محضر امام علیه السلام زانو بزند که «من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا». خود امام کاظم علیه السلام وارث این حکمت است. وارث سکینه و وقار و همچنین حکمت و آثار است. وجود ایشان معدن حکمت است. از خزانه ی حکمت ایشان یک سؤال پرسیدند: الله الصمد یعنی چه؟ آیه ای از سوره توحید که این سوره شناسنامه ی خدای متعال است. از ویژگی های امیر المومنین این بوده است که وقتی پشت حضرت نماز می خواندند فقط سوره ی توحید می خواند و بس.


حضرت  کاظم که معدن حکمت هستند در معنای الله الصمد فرمودند: «الذی لا جوف له» یعنی او میان تهی نیست. اگر در این تعبیر دقت کنیم به نتایج زیبایی می رسیم؛ چون هر چیزی مادی میان تهی است که این نکته با علم هم ثابت شده است .کوچک ترین ماده اتم است که همان هم میان تهی است. لذا مادیات نفوذ پذیر هستند. اگر کل کره ی زمین را منهای فضای خالی اش جمع کنند، اندازه ی یک توپ فوتبال می شود و این به جهت این است که جهان توخالی است در حالی که خداوند متعال میان تهی نیست. همه ی عالم خداپرست شوند، هیچ سودی به حالش ندارد و اگر همه کافر شوند، هیچ ضرری به ایشان ندارد. کسانی که به خدا متصل هستند نیز این گونه هستند. حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را 14 سال در زندان ها چرخاندند. هارون گفت: اگر بگویید که اشتباه کرده اید آزاد می شوید و دیگر کاری با شما ندارم و این فقط بین من و شما خواهد ماند. اگر حضرت این جمله را می گفت: آزاد می شد اما بساط بندگی خدا در عالم جمع می شد. این درخواست همان است که از امام حسین علیه السلام در کربلا خواستند. اگر حضرت قبول می کردند، شاید هیچ اتفاقی برای خانوادشان نمی افتاد، ولی بساط بندگی خدا تعطیل می شد، چون تایید طاغوت بود.


امام کاظم علیه السلام نیز فرمودند: نمی گویم و دو هفته بیشتر نیز زنده نیستم. کسی که رنگ و بوی الله الصمد بگیرد، اینگونه می شود. جامعه ی ما در مقابل این همه دشمنی که می خواهد شیعه را زمین بزند، «لیطفئوا نورالله بافواههم»[4] قرار گرفته است.  که نقل شده است مقصود نور امیرالمومنین است و لذا می‌خواهند نور مولا را خاموش کنند. چه کنیم که تحت تاثیر این فشار ها قرار نگیریم؟

«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‌ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ»[5] امام حسین علیه السلام فرمودند: این آیه برای شیعیان قبل از ظهور است. فشارها زیاد می شود. رفقا در اوج سختی ها پشیمان و سست نشویم . چه کنیم که سست نشویم. همان کاری که موسی بن جعفرعلیهماالسلام کردند. «حلیف السجده الطویله» .ارتباط با خدای متعال باید قوی شود. دائما در حال سجده بودند. اینگونه می شود در مقابل فشار ها ایستاد.


ماه رجب است و ماه ریزش رحمت است. «طوبی للذاکرین ...انا جلیس من جالسنی» اینها می شوند نفوذ ناپذیر.

یک جمله هم نسبت به مهربانی آن حضرت بگوییم. بنابر روایتی فرمودند: خدای متعال مرا مخیر کرد که بناست بلایی نازل شود خودت را سپر قرار می دهی یا شیعیانت را؟ حضرت فرمودند: خودم را سپر بلا قرار دادم. خدا می داند که امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف چقدر خودشان را سپر بلای ما قرار داده اند. وجود موسی بن جعفرعلیهماالسلام هم معدن علم الهی است .این ها که اینقدر در دنیا با ما مهربان هستند در آخرت چه می کنند.


پرسیدند «إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ ﴿25ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ»[6] حضرت فرمودند: یعنی حساب شیعیان ما به ماست. اگر حق الله باشد، خودمان واسطه می شویم و خدا به احترام ما قبول می کند و اگر حق الناس باشد، در قیامتشان می رویم نزد صاحبان حق و می خواهیم و آنها بخاطر ما شیعیان مارا می بخشند. البته اینها مربوط به قیامت است و الا همه در برزخ گرفتار اعمال خود خواهند بود. اینگونه با ما مهربانی می کنند، پرونده‌ی اعمال شیعه در قیامت به برکت اهل بیت پاک است. «فَيَوْمَئِذٍ لاَ يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لاَ جَانٌّ[7] خدای متعال به خاطر حضرات گناهان ما را می بخشد به شرطی که در مسیر ولایت قدم برداریم .

به همین مقدار اکتفا می کنم. باب الحوائج الی الله است. خیلی به گردن ما حق دارد، چرا که فرزندان ایشان کشور ما را ولایی و شیعی کردند ما مدیون این آقا هستیم. اما چه بلایی سر همین اقا آوردند.

صلی الله علیک یاابالحسن یا موسی بن جعفر علیهما السلام.

 

 


[1] سوره بقره، آیه269

[2] سوره دخان، آیه 3

[3] سوره دخان، آیه4

[4] سوره توبه، آیه 32

[5] سوره بقره، آیه155

[6] سوره غاشیه، آیات 25و 26

[7] سوره الرحمن، آیه39

 
مراسم ترحیم - حجه الاسلام حسینی قمی PDF چاپ پست الکترونیکی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در روایات وارد شده است:« إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاء»[1]

همچنین در زیارت نامه امیرالمومنین علی علیه السلام وارد شده است: «السلام علیک یا میزان الاعمال» امیرالمومنین همان طور که میزان اعمال است، میزان فضائل می باشند.

اما در مورد مجالست با علماء در روایتی وارد شده است : «قَالَ النَّبِيُّ ص‏ لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ كُلِّ دَاعٍ مُدَّعٍ يَدْعُوكُمْ‏ مِنَ‏ الْيَقِينِ‏ إِلَى‏ الشَّكِ‏ وَ مِنَ الْإِخْلَاصِ إِلَى الرِّيَاءِ وَ مِنَ التَّوَاضُعِ إِلَى الْكِبْرِ وَ مِنَ النَّصِيحَةِ إِلَى الْعَدَاوَةِ وَ مِنَ الزُّهْدِ إِلَى الرَّغْبَةِ وَ تَقَرَّبُوا إِلَى عَالِمٍ يَدْعُوكُمْ مِنَ الْكِبْرِ إِلَى التَّوَاضُعِ وَ مِنَ الرِّيَاءِ إِلَى الْإِخْلَاصِ وَ مِنَ الشَّكِّ إِلَى الْيَقِينِ وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَى الزُّهْدِ وَ مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَى النَّصِيحه»[2]

در این روایت برای کسانی که افراد برای همنشینی خود انتخاب می کنند چند صفت ذکر شده است که به صورت خلاصه به برخی از فقرات آن خوهیم پرداخت. آنچه از کلمات اهل بیت علیهم السلام استفاده می شود این است که سیره خصوص کلام نیست، بلکه عمل و منش یکی از اموری است که در بسیاری از روایات به الگو بودن عملی بسیار تاکید شده است و در طول تاریخ شیعه عالمان فراوان بدون سخن گفتن دعوت به اخلاق از جمله تواضع داشته اند.


يَدْعُوكُمْ‏ مِنَ الشَّكِّ إِلَى الْيَقِينِ و مِنَ الْكِبْرِ إِلَى التَّوَاضُعِ

دعوت از یقین به شک از مهمترین صفات همنشین است. از شاگردان مرحوم حاج آقا مرتضی حائری به نقل از ایشان می فرمود: اگر ایمان ما علاوه بر برهان عقلی به جهت دیدن روش و منش عالم باشد، ایمان ما بسیار تقویت خواهد شد.  این نکته یک واقعیت است که عمل عالم باید به تواضع و یقین دعوت کند. از سیره علماء سلف موارد متعددی وجود دارد که سیره عملی آنها تماما اخلاق بوده است. مرحوم محدث قمی در کتاب فوائد الرضویه که به شرح حال علمای شیعه اختصاص دارد، وقتی به شرح حال خود می رسد، عبارت ایشان این است که چون این کتاب برای شرح حال علماء وضع شده است و من کوچکتر از آن هستم که شرح حال خود را نقل کنم لذا صرفا تعداد کتاب های خود را نقل می کند که در صورت نیاز افراد مراجعه کنند. ایشان در چهل سالگی حدود شصت کتاب نام می برد در حالی که  مجموع کتاب های ایشان بیش از صد کتاب خواهد شد اما اخلاق و تواضع ایشان به قدری است که راضی نمی شوند خود را در بین علماء ذکر کنند. این نشان از اخلاق عملی ایشان دارد. اگر مردم تواضع و اخلاق را در زندگی مردم ببینند، یقینا تاثیر بیشتری خواهند پذیرفت.

سید محمد تقی خوانساری وقتی احساس کردند که مرحوم بروجردی می توانند بهتر از ایشان خدمت کنند، تمام امکانات خود را به مرحوم بروجردی تقدیم کردند. در کنار ایشان پیش آهنگ مرحوم صدر بوده است که تمام امکانات را به مرحوم بروجردی تقدیم می کند. این در حالی که است که سید محمد تقی خوانساری تفاوت سنی و علمی چندانی با مرحوم بروجردی نداشتند اما به جهت اینکه موقعیت آیت الله بروجردی را بهتر و مناسب تر دیدند، موقعیت علمی خود را فدا کردند. نقل شده است سید محمد تقی خوانساری، در جمعی که افراد متعددی حضور داشته اند خطاب به آیت الله بروجردی می گوید: یادتان هست در فلان سال من نزد شما قوانین می خواندم که ایشان می فرمایند: من یادم نیست ولی ایشان می گوید: من یادم هست.  ایشان عمدا در جمع فریاد می زند و با این نقل خود را شاگرد آیت الله بروجردی نشان می دهد. از حیث علمی تفاوت چندانی نداشته اند. و در جای دیگر ایشان نسبت به مرحوم برجرددی می فرمایند: ایشان آقاست.

تمام این داستان های نقل شده از علماء به عنوان درس برای ما قابل استفاده است.


مِنَ الشَّكِّ إِلَى الْيَقِينِ:

کلام کسی مؤثر است که به یقین رسیده باشد. مرحوم حسین فاطمی در قم موعظه اخلاقی داشتند که بسیاری از علما به جهت نفس ایشان پای منبر ایشان می رفتند. در مورد ایشان نقل شده است نیم ساعت قبل مرگ این جمله را تکرار می کند که ما لااله الا الله هم گفتیم، فرشته ها کجایند بیایند جان ما را بگیرند که بعد از نیم ساعت ایشان دار فانی را وداع گفتند. اینها نشانه یقین است. اینها افسانه نیست. اگر انسان به یقین برسد، به راحتی از دنیا می رود.

مِنَ الرِّيَاءِ إِلَى الْإِخْلَاصِ

انصافا آنچه دین مردم را حفظ کرده است، عمل متدینین و عالمان دین است. مردم از عالم، عمل انتظار دارند، آن هم به گونه ای که تنها نظر او معطوف به خداوند باشد و تماما همت خود را در انجام وظیفه الهی قرار دهد.


مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَى الزُّهْدِ

از رغبت دنیا به زهد دنیا دعوت کند. بسیار حائز اهمیت است که خدمت عالم دلبستگی به دنیا نیاورد. در دعای ندبه وارد شده است خداوند انبیاء زهد در دنیا را  شرط کرده است و انبیاء هم پذیرفته اند و به این شرط هم به خوبی وفا کردند. در مورد علماء هم اگر «العلماء ورثه الانبیاء» هستند، باید از رغبت دنیا به زهد دعوت کنند. زهد توسط امیرالمؤمنین در خطبه 167 معنا شده است که متقین هم دنیا دارند و هم آخرت. لذا زهد به معنای دوری از دنیا نیست و دنیا داشتن عیب نیست ولی دنیا دوستی عیب است.

در حالات آیت الله بروجردی نقل شده است که  یک خبرنگار خارجی هنگام مرگ ایشان به منزلشان می آید در حالی که نام آیت الله بروجردی در آن زمان جهان گیر بوده است حال خبرنگار برای بررسی زندگی ایشان وارد ایران می شود اما وقتی به منزل ایشان می رود، باور نمی کند که منزل ایشان این است  و فکر می کند که حتما اینجا اندرونی مجللی دارد که وقتی اتاق مخصوص آیت الله بروجردی را به ایشان نشان می دهند، بعد دیدن باور می کند که زندگی ایشان همین است و بعد ملاقات می گوید: همین خانه برای تبلیغ دین کافی است.


مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَى النَّصِيحه

نکته آخری هم که عرض می کنم این است که همنشین باید، دنبال خیر خواهی باشد و خود محور نباشد بلکه خیر مردم را بخواهد.


اما مجلس به احترام یک عالم بزرگوار حضرت حجت الاسلام و المسلمین آل طه منعقد شده است که انصافا همه این ویژگی های ذکر شده را دارا بوده است؛ چون تمام وسائل ایشان اگر قیمت گذاری شود به پنج یا ده میلیون نخواهد رسید در حالی که ایشان سالیان سال مورد اعتماد و خطیب اول قم بوده است اما زندگی ایشان به نحوی بوده است که نسبت به یک طلبه در ابتدای راه هم ساده تر زندگی کرده اند.

نکته دوم تلاش ایشان در بحث علمی است که همین نکته موجب شده بود که ایشان از حیث منبر بسیار پخته و پرمحتوا صحبت کنند. در مجلسی که ایشان در محضر آیت الله العظمی فاضل لنکرانی منبر می رود، آیت الله فاضل لنکرانی می فرمایند: هر عملی که ما انجام دادیم ایشان هم انجام داده است. بحث، درس و اساتید همانند ما داشته است ولی تشخیص داده اند، در بحث خطابه و وعظ خدمت کنند.

سبک ایشان هم در منبر سبک نمونه بوده است که باید در قم نشر می شد، چون ایشان همه مباحث را طی کرده است و بعد فهم عمیق در علم، به منبر پرداختند که در تمام قم کسی مثل ایشان حافظه اشعار محکم و روایات نداشته است. در برداشت از آیات و روایات دارای سبک خاص بوده است که لازم است که این سکب رواج یابد. نکته قابل توجه این است که تمام کلمات ایشان خالی از نقطه ضعف و خلاف مبانی است.

نکته سوم دفاع از حریم ولایت توسط ایشان است که در هر مورد که نیاز به فریاد بود، اقدام می کرد. ایشان یک ترجمه بر خطبه امام سجاد داشته است که بسیار ترجمه قوی و قابل استفاده است و این گونه اقدامات ایشان دفاع از حریم ولایت است.

نکته چهارم  مورد اعتماد بودن ایشان در نزد مراجع و بزرگان است مثلا آیت الله زنجانی می خواستند یک مجلس برگزار کنند و ایشان در مشهد بود است،  آیت الله زنجانی می فرمایند: ما الان خلأ ایشان را احساس می کنیم.

نکته بعد شجاعت در نقد مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه است که انسان باید در موارد لازم کلام را بیان کند و اگر مشکلی را احساس کرد بیان کند. ایشان مباحث مبارزاتی فراوان داشته است و در دوران تجمع مردم قم در مسجد اعظم ایشان سخنرانی داشته است و در مراسم مدرسه فیضیه سخنرانی داشته است.  زمان حکومت پهلوی ایشان در همه مسائل اعم از سیاسی و اجتماعی مشکلات را بیان می کردند که اینها ویژگی های بسیار فراوان ایشان بوده است.


 


[1] الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 32

[2] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏2، ص: 53

 
مراسم عزاداری حضرت فاظمه زهرا سلام الله علیها PDF چاپ پست الکترونیکی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

قال النبی صلی الله علیه و آله: أَنَا زَعِيمُ بَيْتٍ فِي أَعْلَى الْجَنَّةِ وَ بَيْتٍ فِي وَسَطِ الْجَنَّةِ وَ بَيْتٍ فِي رِيَاضِ الْجَنَّةِ[1] لِمَنْ‏ تَرَكَ‏ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كَانَ مُحِقّاً.

مسأله ی غفلت ناشی از روزمرگی از مسائل مطرح است و اصل آن هم صحیح و درست می باشد لذا بر ما لازم است که مواظب باشیم. گاهی کارهای روزمرّه ی تعریف شده؛، شخص را از مسائل شخصی و اساسی غافل می کند؛ مثلا شخصی بازاری است و صبح تا شب در بازار است و در همه ساعات در فکر همان امور بازار است تا حدی ممکن است به مسائل زندگی هم رسیدگی کامل نداشته باشد.  البته این ویژگی اختصاص به بعض امور ندارد بلکه حتی کارهای علمی هم ممکن است همین طور باشد که شخص از مسائل شخصی غافل شود؛ چون زندگی شخصی هم ملزومات دارد اما گاهی شدت اشتغال به مسائل علمی مانع از رسیدگی به مسائل زندگی خواهد شد.


همین نکته در مسائل اخلاقی هم وجود دارد؛ چون گاهی روزمرگی به حدی می رسد که انسان را از خودش هم غافل می کند که دیگر به فکر خود نخواهد بود.  لذا بسیاری از مشکلات خود را فراموش می کند که به جهت روزمرگی است و اینکه غرق در برنامه های تعریف شده می شود ولو اینکه برنامه های حق باشد که در روایات هم هشدار شده است که علیکم انفسکم که قبل دیگران نسبت به خود تکلیف دارید. لذا در روز قیامت اول از خود شخص و بعد از دیگران سوال می شود. علامه مجلسی می فرمایند: اول از ذات سؤال می شود که با قلب سلیم چه کرده است و چقدر سیاه شده است که در صورت امانتداری به سایر تلاش ها ملاحظه می شود. لذا از این جهت نباید هیچ گاه غافل شد.

عمر بن عبدالعزیز کارهای بزرگی انجام داده است؛ بعد هشتاد سال ناسزا و جسارت به امیرالمومنین را در رسمی ترین ترین تریبون یعنی نماز جمعه برداشت و درعین اعتراض قبول نکرد و بعد فدک را به اولاد فاطمه سلام الله علیها برگرداند، در حالی که اولی غصب کرده بود. اینجا سخت تر شد که فقهاء را جمع کردند که این کار تکذیب گذشتکان است که یک دو روایت نسبت به حضرت صدیقه سلام الله علیها خواند و طلب جواب کرد. پس عمر بن عبدالعزیز  کار فوق العاده ای انجام داد، ولی هنگام مرگ او امام سجاد علیه السلام فرمود: با مرگ او کسی از دنیا رفت که اهل زمین ناراحت هستند؛ چون عادل بوده است و ریخت و پاش حکومتی را جمع کرده است، اما اهل آسمان خوشحال اند؛ چون او ولایت نداشته است. چون کار  بعد از ولایت است و کارها در رتبه بعد است. بنابراین رابطه با امام، با خدا بسیار لازم است و بدون آن انسان ارزشی ندارد ولو هر چقدر کار انجام داده باشد.


پس در مسائل شخصی توصیه های فراوان شده است و نباید کارهای اجتماعی، ما را از خودمان غافل کند. جلد یازده وسائل بهترین است که آیت الله سبحانی از امام خمینی ره نقل کرده است که امام خمینی اوایل درس اخلاق خود را بر اساس احیاء العلوم می خوانده است  و به جهت اشتباهات این کتاب، محور مباحث اخلاقی ایشان جلد یازده وسائل بوده است.

یکی از مواردی که روایات آن فراوان است که به تمام دلالات اعم از مطابقی، تضمنی، التزامی  از 150 روایات بیشتر است، مراء و جدل و گفتگوهایی که به خصومت منجز می شود که مراء یک قید است که باید رها شود که گفته شده است ولو اینکه شخص محق باشد.

درمورد مراء گفته شده است وقتی مشاهده شد که بحث منطقی پیش نمی رود، مراء خواهد شد. نشانه های مراء این است که حرف قابل اثبات نباشد 2- با فرض عدم رد حرف طرف مقابل، صرفا برای رد نشدن کلام خود مقابله می کند 3- اصرار


مراء منشأ خصومت و فاصله است، کدورت در ذهن ایجاد می کند. مراء در مورد اساتید و شاگردان هم وجوددارد، در ایام درسی اساتید کلام خود را یک یا دو بار بیشتر مطرح نمی کردند؛ چون لازم نیست بر حق بودن خود یا باطل بودن دیگری اصرار کردو الّا اگر ادامه یابد مراء خواهد شد که بسیاری از خانواده ها به جهت مراء آسیب دیده است نکته مورد توجه روایت این است که در آن وارد شده است: «لمن ترک المراء و ان کان محقا» درعین حق داشتن انسان از مراء پرهیز کند که این نکته مسائل شخصی را هم شامل است.

البته در روایت موارد دیگری هم ذکر شده است که به صورت خلاصه اشاره می کنیم: «لمن ترک الکذب و ان کان هاذلا» که شخص از دروغ حتی به شوخی فرار می کند ولو اینکه از حیث فقهی دروغ شوخی حرام نباشد، ولی این بحث فقهی نیست. پس باید دروغ حتی به شوخی ترک شود. اما در روایات مواردی هم هست که دروغ شمرده شده است: «کفی ان تکون کاذبا بان تقول بکل ما تسمع» پس از دروغ فرار و در دروغ وسواس باشیم؛ چون آثار وضعی عجیبی دارد؛ شخصی به محضر امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف رسیده است. شخص دربان حضرت به او گفته بود که اگر در عمر خود یک دروغ گفته بودم به من توفیق محضر حضرت علیه السلام را نمی دادند.


مورد دیگر که روایات متعدد دارد، حسن خلق است: «لمن حسن خلقه» حسن خلق دو معنا دارد که یک معنا تمام اخلاقیات را شامل است و یک معنا حسن برخورد است که باید با همه نیکو باشد. این گونه اخلاقیات نیازمند تمرین است که اگر حسن خلق ایجاد شود، قدرت به انواع امر به معروف را حاصل می کند.  حسن برخورد نیازمند تمرین است که با حسن خلق بسیاری از کارها به آسانی انحام خواهد شد. البته  لازم است برای حصول این صفات، در شبها اخلاق افراد در روز مورد بررسی قرار گیرد تا به مشکلات پی برده و هر روز در رفع این موارد تلاش کرده باشد.

 


 
مراسم سوگواری شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها PDF چاپ پست الکترونیکی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بنابر نقل 75 روز بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله امروز شهادت جانگداز حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها است. در برخی نقل ها وارد شده است: «ماتت سلام الله علیها بعد العصر»[1]؛ مثل امروزی امیر المومنین علی علیه السلام ببینند که فاطمه زهراء سلام الله علیها مشغول کارهای خانه هستند.گفتند: امروز کار انجام می دهید؟ فرمودند: امروز روز آخر است و وقت جدایی نزدیک است. در خواب پدرم را دیدم و فرمودند: که وقت وصال نزدیک است. بعد شروع به وصیت کردند. گویا اولین وصیّت حضرت زهراء سلام الله علیها این بود که «أوصیک یا ابالحسن أن لا تنسانی و تزورنی بعد مماتی».مرا فراموش نکن. و چه زیبا حضرت امیرالمومنین به این وصیت عمل کردند؛ چون در نقل ها آمده است که سالها بعد از شهادت حضرت زهراء سلام الله علیها، زمانی که محاسن حضرت سفید شده بود به ایشان عرض شد یا امیر المومنین چرا خصاب نمی کنید؟ حضرت امیر المومنین علیه السلام فرمودند: من عزادار فاطمه ام و خضاب نمی کنم. بعد سال ها یاد فاطمه سلام الله علیها از زبان و دل مولا جدا نمی شود. این وصیّت خود حضرت زهرا سلام الله علیها است.

 

وصیت دوم ایشان نیز این است که مرا بعد از مماتم زیارت کن. معلوم است اسراری در زیارت حضرت زهراء سلام الله علیها وجود دارد که امام موسی بن جعفر علیهما السلام فرمودند: هرروز حضرت امیرالمومنین علیه السلام  حضرت زهراء سلام الله علیها را زیارت می کردند. سایر ائمه علیهم السلام نیز همین طور بودند. برنامه هر روز امام جواد علیه السلام نیز همین بوده است.

با توجه به این روایت که از امام رضا علیه السلام نقل شده است که «دفنت فی بیتها» [2] تشییع جنازه ای هم نبوده است و این اوج مظلومیت ایشان است؛ مثل امشبی امیر المومنین علیه السلام مادر را در خانه ی خود دفن می کند و این موجب می شود، قبر حضرت زهرا سلام الله علیها همیشه مقابل چشم فرزندان حضرت امیر المومنین علیه السلام باشد .

 

اسراری در زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها وجود دارد. جا دارد ما هم زیارت آن حضرت را جزء برنامه های زندگی داشته باشیم. فرازهای این زیارت عجیب است. «یا ممتحنه امتحنک الله الذی خلقک قبل ان یخلقک»[3]. هر کدام از زیارت نامه های معصومین علیهم السلام اسراری دارد و با سایر زیارت ها تفاوت دارد؛ مثل زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها که با تسبیحات حضرت زهراء سلام الله علیها شروع می شود. اغلب زیارت ها با سلام شروع می شود ولی زیارت مادر با سلام شروع نمی شود. چه سری دارد؟

قبل از اینکه تو را خلق کنند، امتحان داده شده ای؛ یعنی قبل از خلقت آدم ایشان خلق شده است. از نور حضرت زمین و آسمان خلق شده اند. اولین چیزی که خداوند آفریده، نور ایشان بوده است؛ لذا هر چه برکت در آسمان و زمین است، منسوب به ایشان است. در زمان ظهور حضرت بقیه الله الاعظم عج الله تعالی فرجه الشریف زمین هر چه برکات دارد بروز می کند؛ دلیلش این است که دین امام زمان ولایت فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشد. در سوره  بینه وارد شده است: «و ما امروا الا لیعبدوالله مخلصین له الدین...و ذلک دین القیمه»[4]. در ذیل این آیه شریفه امام باقر علیه السلام فرمودند: «هی فاطمه»[5]. حقیقت این دین، محبت فاطمه سلام الله علیها است و امام صادق علیه السلام فرمودند: دین قائم است. معلوم می شود این ها با هم ارتباط دارند.

 

این است که وقتی محبت حضرت به وسیله ی فرزندش گسترده شود، برکات زمین بروز می کند. زمین و آسمان ها از نور حضرت آفریده شده است.

اما امتحان حضرت: خدای که تو را قبل از ورودت به این عالم امتحان کرد. پس حضرت امتحان هایی داده است. این امتحان ها برای همه ی انبیاء و اولیاء علیهم السلام بوده است ولی حضرت زهرا سلام الله علیها وقتی از این امتحانات در عالم نور سربلند بیرون آمد، خودش یک میزان شد و بقیه با او سنجیده می شوند. ایشان معیار می شوند.

حضرت عبدالعظیم حسنی سلام الله علیه که دین خود را به امام هادی علیه السلام ارائه دادند. حضرت امام هادی فرمودند: دین حق همین است لذا مردم را در همان ری به ایشان ارجاع می دادند. اگر کسی خودش را متصل کند به اهل بیت علیهم السلام و مطیع امر مولا باشد، خودش معیار می شود به گونه ای که در مورد او گفته می شود: کسی این ها را رد کند گویا امام را رد کرده است. در مورد حضرت زهراء سلام الله علیها نیز اینگونه است. خودش می شود معیار. به گونه ای که درجه ی انبیای الهی با معرفت حضرت زهراء سنجیده می شود؛«علی معرفتها دارت القرون الاولی»[6]. محور زندگی انبیاء علیهم السلام شناختشان نسبت به فاطمه زهراء سلام الله علیها بوده است. هیچ پیامبری تکامل پیدا نمی کرد مگر اینکه خدای متعال به واسطه ی معرفت ایشان از او امتحان می گرفت.

خود ایشان ممتحنه است و لذا معیار برای سایرین نیز شده است. به گونه ای که طبق روایت امام عسگری علیه السلام معیار امامان نیز ایشان است.[7]

 

برای همه ما امتحاناتی قرار داده شده است. امام باقر علیه السلام فرمودند: آیه ی «نذیرا للبشر» مادر ما زهرا سلام الله علیها می باشد.[8] لذا سخنان حضرت انذاز و تنبه و تذکر است. یکی از سخنان ناب حضرت  صدیقه کبری سلام الله علیها همان خطبه فدکیه ایشان است که باید حساب ویژه ای برای ایشان باز کرد. حضرت ام العلوم است. یکی ازکنیه های ایشان این است؛ یعنی ریشه علوم است.

امام کاظم علیه السلام فرمودند: «حم» پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله و «کتاب مبین» امیرالمومنین علیه السلام است و کسی که در شأن امام علی علیه السلام است، ام العلوم فاطمه است. «مرج البحرین یلتقیان»[9]. یکی از دو بحر فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشد. علم حضرت صدیقه این گونه است.

«سقف بیتهم عرش رب العالمین»[10]. این جمله از امام باقرعلیه السلام در مورد خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها صادر شده است. همانگونه که به راحتی سقف خانه را می بینند، انگار حضرت زهرا سلام الله علیها است که عرش عالم را می بینند و به تمام حقائق علوم اشراف دارند.

در همین حدیث کساء می خوانید که زیر عبا جمع شدند، ولی حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها از سخن خدا می گوید که خطاب به ملائکه می گوید: « و عزّتى و جلالى انّى ما خلقت‏ سماء مبنيّة و لا ارضا مدحيّة و لا شمسا مضيئة و لا قمرا منيرا و لا فلكا يدور و لا بحرا يجرى و لا فلكا يسرى الّا لمحبّة هؤلاء الخمسة » [11]؛ گفتگوی خدا و ملائک را در زیر عبا می بیند. لذا احادیثی که از ایشان نقل شده و خطبه هایی که از ایشان رسیده است، باید یک حساب ویژه ای برای آن باز کرد که بسیار مایه ی انذار است.

 

اکثر جملات حضرت زهراء سلام الله علیها حول محور امام علیه السلام است. این یعنی وفا، یعنی در رابطه با محبوب کم نگذاشتن. آمدند فدک را بگیرند اما در این مجال هم مدح علی می کند؛ «مجتهدا فی امر الله سیدا فی اولیاء الله».[12] هر جا می رسد از مولا می گوید. گریه می کند: «لفقد النبی و ظلم الوصی». حتی وقتی چشمانش باز شد، اولین جمله اش این است که «فضه أین علی؟» علی کجاست؟

مولا در چنین روزی دیدند که چشمان حضرت بسته است. به ایشان فرمودند: «کلمینی یا فاطمه» من علی هستم تا  نام علی آمد، چشمان مادر باز شد. «سیدتی ما یبکیک؟» چرا گریه می کنی سرور علی؟ «ابکی لما تلقی بعدی.» فقط برای غریبی تو گریه می کنم. این یعنی حتی نفس نفس زدنش و اشکش نیز برای امامش است. ما هم برای امام زمانمان اینگونه هستیم؟ هر کاری می کنیم باید نسبت به امام باشد. اگر هر کاری غیر از برای امام انجام شود، حسرت است.

حضرت صدیقه در جواب آن زنان که برای عیادت آمده بودند، فرمودند: از دنیا شما بدم می آید و نسبت به مردان شما خشمگینم. « أصبحت و الله عائفةلدنياكم قاليةلرجالكم لفظتهم بعد أن عجمتهم‏ و شنأتهم‏ بعد أن سبرتهم‏ فقبحا لفلول الحد و خور القنا و خطل الرأ »[13]. بعد از اینکه آن ها را امتحان کردم، آن ها را بد یافتم. بیرون انداختم و بغض این ها را دارم.

رفقا همه ی ما در معرض امتحان هستیم و صدیقه زهرا سلام الله علیها همه ی ما را امتحان می کند، مگر چه کرده بودند؟ شمشیری که برّان بوده است کند کردند و کسی که مشغول جد و جهد بوده است، مشغول بازی شده است. رفقا این ها خطاب به ما نیز هست. اگر کسی اینگونه باشد مورد غضب فاطمه سلام الله علیها است و کسی که مورد غضب فاطمه باشد مغضوب خداست. فرمود : با پیامبر بودید و اما کار را تمام نکردید. باید راه رسول خدا صلّی الله علیه و آله را ادامه می دادید و ولی خود را می شناختید ولی این کار را نکردید. این موجب شده است شما منفور فاطمه شوید.

 

نظیر همین را حضرت زینب به کوفیان فرمودند؛ گفتند: مثل شما مثل همان پیر زنی است که در قرآن اشاره شده است. حاضر نیستید، استقامت کنید و گذشته ی خود را به باد می دهید.

کسی کار الهی را به جدّیت شروع کند و بعد مدتی در برابر نفس تسلیم شود و بیفتد دنبال دنیا طلبی ای کاش از همان اول نمی آمد. ای کاش کوفیان از همان اول مولا را دعوت نمی کردند. اول دعوت کردند و در میانه ی راه سست شدند و تسلیم هوا شدند. «واللعب بعد الجد» .چه زشت است که انسان اینگونه باشد .

حضرت «نذیرا للبشر» است و این جملات را برای همه تا روز قیامت فرموده است.

اما امتحانی که خدای متعال از حضرت گرفت. اما در نتیجه می فرماید: تو اهل صبر بودی؛«فوجدک صابره»، لذا بزرگترین مأموریت ها در این عالم به ایشان سپرده شده است. یکی اینکه ظرف قرآن است؛ قرآنی که «لو انزلنا هدا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله»[14]. ظرف قران شدن خیلی سخت است؛ ولی می فرماید: «انا انزلناه فی لیله القدر»[15]. که در روایات شب قدر به حضرت زهرا سلام الله علیها تفسیر شده است که لیله القدر هی فاطمه.

 

اگر کسی می خواهد قرآن بشناسد، اول باید سراغ ظرف برود تا از مظروف آن استفاده کند.

هم ظرف قرآن شد و هم ریشه ی دین شد و هم ریشه ی رسالت شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: شجره ی طیبه که اصلها ثابت و فرعها فی السماء ما هستیم. اما ریشه این درخت فاطمه است. ماده ی اصلی و ریشه ی این درخت فاطمه است. درخت اگر ریشه نداشته باشد، زود خم می شود .این همه نقشه ها و طوفان ها بر علیه امامت بوده است و اگر فاطمه نبود واقعا چیزی از دین نمی ماند.

هدف سقیفه خاموش کردن نور خدا بود و بس. اما زهرای مرضیه سلام الله علیها در مقابل این ها ایستاد. چه صبری و چه استقامتی که موجب می شد دشمن ناامید شود.

سرمایه ی محبت محبت زهراست دین من  من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم.

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.

 

 

 


[1] كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)، ج‏1، ص: 501

[2] الكافي، ج‏2، ص: 498

[3] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص: 711

[4] سوره بینه، آیه

[5] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏23، ص: 369

[6] الأمالي (للطوسي)، النص، ص: 668

[7] عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال  ج‏11-قسم-2-فاطمةس، ص: 1030

[8] تفسير القمي، ج‏2، ص: 396

[9] سوره الرحمن ، آیه19

[10] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏25، ص: 97

[11] مسكن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد، ص: 155

[12] الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: 101

[13] بلاغات النساء، ص: 32

[14] سوره حشر، آیه 21

[15] سوره قدر،آیه 1

 
جشن ولادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها PDF چاپ پست الکترونیکی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در مورد شخصیت عقیله ی بنی هاشم باید بگوییم انصافا خود ما هم به این بانوی بزرگوار ظلم کردیم. ما که فرهنگ ساز جامعه هستیم و مردم شخصیت ها را از زبان ما می شناسند، واقعا کم  کاری کردیم. در برابر آن مقام علمی این بانو و نطق و بیان و صبر ایشان کم گفته ایم. در کتاب بلاغات النساء می بینید که مولفش متوفای 240 است. قصد او  جمع آوری خطبه های بلیغ است و اول خطبه هم از عایشه است و دومین خطبه از حضرت زهرا سلام الله علیها و سومین خطبه خطبه ی زینب کبری سلام الله علیها می باشد.

 

کتابی است که خطبه ی زینب کبری سلام الله علیها را توسط سردار کابلی شرح داده است. این تازه خطبه ی کوفه است. بگذریم از خطبه ای که در شام خواندند. چرا ما با این خطبه ها انس نداریم. در قدیم میان حوزویان رسم بود که مقید بودند سلسله خطبه هایی را حفظ کنند. برخی از نهج البلاغه و خطبه ی حضرت زهرا سلام الله علیها. اکنون متاسفانه خیلی این سبک ها زیاد نیست. انسان وقتی زندگی گذشتگان را می خواند، شرمنده می شود. وقتی کتابها و  محفوظات این ها را می بیند، تعجب می کند. علامه ی مجلسی چهل سال قلم به دست گرفته است و باید تقریبا روزی با این آمار بیست صفحه فقط نوشته باشند. شیخ عباس وقتی در فواید الرضویه احوال علما را می نویسد، وقتی به شرح حال خودشان می رسند، می گویند: چون من پست تر و احقر از آنم که در ردیف علماء به حساب بیایم، از شرح حال خودم دریغ می کنم، فقط نام کتابهایم را برای خوانندگان می نویسم. در چهل سالگی شصت و یک کتاب نوشته بودند. کتاب هایی مثل سفینه البحار که چند مؤسسه دست به دست هم دهند با این نرم افزار های امروزی باید چند سال وقت بگذارند. آن روز ایشان واقعا کار ده ها نفر را انجام داده است. پنجاه کتاب هم بعدا می نویسد.

خلاصه در قدیم رسم بود که به این خطبه ها اهمیت بیشتری می دادند. انصافا وقتی باگذشتگان مقایسه می کنیم، می بینیم که واقعا خیلی عقب هستیم.

 

یک نفر گفته بود، علمای بزرگ ما امروز اطلاعاتی که از زندگی اهل بیت علیهم السلام دارند، همان اندازه است که پای منبری ها شنیده اند. بله هستند کسانی که واقعا اهل بیت شناس بودند؛ مثل آیت الله العظمی میلانی که در شرح حال اهل بیت علیهم السلام غوغا کرده است؛ ولی اعتراف کنیم که بعضی از ما اطلاعاتمان زیاد نیست و فقط می شنویم.

در جمعی که نزد حضرت آقا بودیم، فرمودند: گاهی از بعضی منبری ها حرص می خوردم ولی اکنون الحمدلله بهتر شده است. برخی ضعاف می گویند و مطلب نادرست نقل می کنند و غیره. عزیزان درگذشته همان مجتهدین منبر می رفتند، انسان بی مایه که نمی تواند منبری شود. در همین سال هایی که گذشت، ما مراجع تقلید فراوانی داشته ایم که از بین آنها امام رحمه الله علیه چقدر در خطابه موفق بودند. واقعا قابل مقایسه نیست. سخنرانی امام رحمه الله علیه در دوازدهم بهمن را مشاهده کنید، چه نمره ای به ایشان می دهید؟ یک پیر مرد در هفتاد سالگی آن طور سخنرانی می کند.

 

اگر می خواهیم از زینب کبری سلام الله علیها درس بگیریم، یکی همین خطابه است. اگر آن سخنرانی زینب کبری سلام الله علیها در نزدیکی دروازه ی کوفه نبود، چه می شد؟ زینب کبری سلام الله علیها با آن همه سختی و مشکلات آن طور سخنرانی می کنند.

یک نویسنده مصری کتابی به نام عایشه بنت الشاطی نوشته است. بطله کربلاء وقتی می خواهد نام بر این کتاب انتخاب کند، اسمی را بهتر از این پیدا نمی کند. در حالی که در کتاب قهرمان کربلاء، نویسنده در برابر این عظمت زانو می زند. این بانو در اوج شداید و گرفتاری ها در برابر یزید می ایستد: «کیف رأیت صنع الله اخیک؟ ما رأیت الا جمیلا» خیلی عجیب است. یزید با تعجب می گوید: «من هذه المتکبره؟» این زن کیست؟

ما باید از زوایای زندگی اهل بیت علیهم السلام برای هر روز زندگی خودمان استفاده کنیم. باید اینها باشد. باید اهل بیت علیهم السلام را به درستی معرفی کرد. نباید اهل بیت علیهم السلام را از الگو بودن برای جامعه ی دینی تفکیک داد. مقام علمی بی بی زینب کبری سلام الله علیها را می بینید، در حالی که خیلی کم تر مطرح می شود. وقتی ایشان مفسره ی قرآن است، در شهر کوفه تفسیر می گوید. این ها را می توان در جامعه ی خودمان به عنوان الگو معرفی کنیم. امام حسین علیه السلام فرمودند: «لاتقولو بالسنتکم ما ینقص من قدرکم». این نکته ی خیلی مهمی است. مؤمن نباید چیزی بگوید که با جایگاه مؤمن سازگار نباشد. مؤمن عزیز است. باید منزلت مؤمن حفظ شود. حضرت زینب سلام الله علیها این دستور را به بهترین شکل رعایت کردند. این مجموعه را باید بتوانیم هم خودمان و هم برای دیگران به خوبی ابلاغ کنیم.

 

حضرت امام نیز همین الگوبرداری را به خوبی کرده بودند. در اوج شداید ولی با صلابت و با خطابه ای عالی برای مردم روشنگری می کردند؛ زندگی امام قدس سره تجلی الگو برداری از اهل بیت علیهم السلام است.

زندگی زاهدانه امام خمینی قدس سره در نفوذ انقلاب در قلب های مردم جهان بسیار تاثیر داشت. آیا ما نیز واقعا مثل امام هستیم؟ اگر به فکر اعتقاد جوان ها هستیم، باید عمل ما اصلاح شود. عمل ما روحانیون باید همراه با صداقت باشد. اگر بخواهیم این دین گریزی در جوان ها از بین رود، باید خودمان را به علم و عمل مجهز کنیم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

 
<< شروع < قبلی 1 2 بعدی > پایان >>

JPAGE_CURRENT_OF_TOTAL

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS