امور پرورشی و تهذیب سخنرانی های و مراسمات
سخنرانی ها و مراسمات
مراسم شهادت امام زین العابدین امام سجاد علیه السلام - استاد عالمی PDF چاپ پست الکترونیکی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ ع إِنَّ أَبِي عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع مَا ذَكَرَ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِلَّا سَجَدَ وَ لَا قَرَأَ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا سُجُودٌ إِلَّا سَجَدَ وَ لَا دَفَعَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ سُوءً يَخْشَاهُ أَوْ كَيْدَ كَائِدٍ إِلَّا سَجَدَ وَ لَا فَرَغَ مِنْ صَلَاةٍ مَفْرُوضَةٍ إِلَّا سَجَدَ وَ لَا وُفِّقَ لِإِصْلَاحٍ بَيْنَ اثْنَيْنِ إِلَّا سَجَدَ وَ كَانَ أَثَرُ السُّجُودِ فِي جَمِيعِ مَوَاضِعِ سُجُودِهِ فَسُمِّيَ السَّجَّادَ لِذَلِكَ‌.


مرحوم مقرم کتابی به نام زین العابدین دارند که در میان کتبی که راجع به آن حضرت نوشته شده است، این کتاب مفصل تر است. اکثر کتاب های ایشان مفید است. همیشه سعی کنید کتاب هایی را بخوانید که نویسنده دقیق است، مخصوصا در این زمانی که ما قرار گرفته ایم. روایتی را اخیرا در سفینه در کلمه ی زهری می دیدم. محمد بن مسلم زهری. آنجا امام سجاد علیه السلام به او فرموده بودند: «ایاک ان تتکلم بما تسبق الی القلوب انکاره و ان کان عندک اعتذاره». بسیار حدیث زیبایی است. این اوضاعی که امروز برای تحصیل علم پیدا شده است واقعا برای کسانی که دنبال تحقیق هستند، خوب است ولی آفاتی نیز دارد. این سیستم جدید آفاتی دارد که یکی از آن ها این است که شخص را از تحقیق و تتبع باز می دارد؛ چون مطلبی را می خواهی، به راحتی سرچ می کنی و همین یک نکته ای که کلید کردی را می آورد و این برای انسان های متتبع آفت است. اگر خود کتاب را مطالعه کردی در کنارش ده ها مطلب دیگری نیز گیر انسان می آید. گاهی علمای قدیم برای یافتن یک روایت، بیست جلد کتاب وسایل را مطالعه می کردند. این فواید بسیاری دارد. تا بخواهد این روایت را پیدا کند، ده مطلب دیگر نیز در کنارش پیدا می شود که با این کامپیوتر ها به دست نمی آید.


امام سجاد علیه السلام به زهری این را فرمود: «ایاک ان تتکلم بما تسبق الی القلوب انکاره و ان کان عندک اعتذاره» مبادا یک مطلبی را بگویی که جامعه از تو نمی پذیرد با اینکه خودش دلیل دارد. گاهی اوقات گذشت زمان برخی مسایل را حل می کند و امروزه جامعه این ها را نمی پذیرد و ضرورتی ندارد که ما این ها را در منابر بگوییم. این دستور امام سجاد علیه السلام است. «فَلَيْسَ كُلُّ مَنْ تُسْمِعَهُ شَرّاً يُمْكِنُكَ أَنْ تُوَسِّعَهُ عُذْراً» مخصوصا امروزه در میان نسل جوان برخی مسایل باید بازسازی شود. در عین حالی که اصول حفظ شود از گفتن برخی مسایل خود داری کنیم تا دشمن استفاده نکند.

یکی از اصحاب امام سجاد علیه السلام محمد بن مسلم بن عبدالحارث بن شهاب بن زهره بن بنی کلاب است. به نام زهری معروف است. او از بنی امیه و متولد سال 52 است. بعد هم در دستگاه بنی امیه بود. البته پر مطالعه بوده است. کتاب ها را دور خودش می چید و همسرش به او گفته بود که کتب تو از سه تا هوو سنگین تر است. زحمت کش بوده اما از عامه است و در باب تیمم نظری دارد که خلاف اجماع است. او در تیمم نظرش این است که ضابطه ای نداریم لذا باید از سر دست تا ته دست تیمم کرد. خلاصه این آقای زهری در دستگاه بنی امیه بود. یک اتفاقی برایش افتاد و هشت سال در یک غار زندگی  کرد و افسردگی گرفت. دستش به خونی آغشته شده بود به همان خاطر رفته بود و منزوی شده بود. یک سالی آمد به حج و امام به او نهیب زد. فرمود: من از این یأس و ناامیدی تو بیشتر نگران هستم تا آن قتل. با اینکه قتل هم گناهش بزرگ است ولی این ناامیدی بزرگتر است. ذیل آیه ی شریفه ی «من قتل مومنا متعمدا فجزاءه جهنم» این آیه را چه طور معنا کنیم قتل اکبر کبائر است. امام صادق علیه السلام ذیل آیه فرمود: ما دو نوع قتل نفس داریم. یک نوع این است که دو جوان نادانی کرده و یکی دیگری را کشته باشد. آیا این شخص هم خالدا در جهنم است؟ خیر. آیه گوید: «من قتل مومنا متعمدا لعقیدته». کسی که دیگری را به خاطر مومن بودنش بکشد، خالدا در جهنم است. نه قتل هایی که اتفاقی در گیری شده است، با اینکه آن هم بزرگ است ولی قابل جبران است. امام فرمودند: دیه را بفرست و نجات پیدا کن. بدین وسیله امام علیه السلام او را نجات داد. البته یک نامه ی تندی امام سجاد علیه السلام به این زهری دارد که این نامه را در تحف العقول آمده ست. هم متن و هم ادبیات و هم کلماتش و هم محتوایش سنگین است. «علم أن أدنى ما كتمت و أخف ما احتملت أن آنست وحشة الظالم و سهلت له طريق الغى بدنوّك منه حين دنوت و اجابتك له حين دعيت، فما أخوفنى أن تكون تبوء باثمك غدا مع الخونة و أن تسأل عما أخذت باعانتك على ظلم الظلمة، انك أخذت ما ليس لك ممن أعطاك، و دنوت ممن لا يرد على أحد حقا، و لم ترد باطلا حين أدناك و أحببت من حادّ اللّه سبحانه، أو ليس بدعائه اياك حين دعاك جعلوك قطبا أداروا بك رحى مظالمهم و جسرا يعبرون عليك الى بلاياهم، و سلما الى ضلالتهم، داعيا الى غيهم، سالكا سبيلهم، يدخلون بك الشك على العلماء، و يقتادون بك قلوب الجهال اليهم، فلم يبلغ أخص وزرائهم، و لا أقوى أعوانهم الا دون ما بلغت من اصلاح فسادهم، و اختلاف الخاصة و العامة اليهم، فما أقل ما أعطوك في قدر ما أخذوا منك- الى آخر.» برخی گویند که با این نهیب امام سجاد علیه السلام، زهری برگشته است و جزو ممدوحین شده است. ولی خلاصه نهیب امام سجاد علیه السلام او را از خواب غفلت بیدار کرد. البته یک حریتی داشت، وارد شد بر ولید بن عبدالملک.{می دانید که یکی از خلفای سفت و سخت بنی امیه عبدالمک است. یکی معاویه و یکی عبدالملک و دیگری هشام است که مقتدر بودند} ولید پسر عبدالملک است. این ولید به زهری گفت: مردم شام در شان ما سلاطین مطلبی را نقل می کنند و می گویند: «ان الله اذا استرعی عبدا رعیه کتب له الحسنات و لم یکتب له السئیات». خدا حسنات ما را می نویسد و سیئات ما را قلم می کشد. زهری گفت: این حرف با قران نمی سازد؛ زیرا قرآن خطاب به داود گوید: «انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالعدل و لاتتبع الهوی»حتی داود هم مواخذه می شود، چگونه خطاهای خلفای بنی امیه نوشته نمی شود؟


بنابراین این زهری شاید آخر عمری مستقیم شده باشد. از امام سجاد تعبیر به زین العابدین می کرد. این در قاموس الرجال مرحوم تستری است. یک وقتی درس رجال اقای زنجانی می رفتیم. ایشان می فرمود که این قاموس الرجال در کتب متأخرین یا بی نظیر و یا کم نظیر است. ایشان نقل می کند که زهری هر وقت می خواست روایتی از امام سجاد علیه السلام نقل کند، می گفت: «حدثنی زین العابدین» سفیان بن عیینه گفت: این چه تعبیری است به کار می بری. گفت از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت داریم که در قیامت خطاب می آید زین العابدین به محشر بیاید. یک مرتبه آقا علی بن الحسین علیهما السلام می آید. این لقب را پیامبراکرم صلی الله علیه و آله داده است. ابن ابی الحدید گوید که سه نفر در اثر کثرت عبادت معروف هستند؛ یکی علی بن الحسین است که برای خودش مصونیت قائل نبود. همه ی اهل بیت علیهم السلام این گونه بودند. نباید در جامعه ترزیق کرد که بهشت را به بهانه می دهند و عبادت لازم نیست. انبیاء علیهم السلام در رأس عابدین و متقین بودند. اواخر شب در مسجدالحرام طاووس یمانی که از عامه است می گوید: دیدم یک آقایی سر به سجده گذاشته است و عجیب عبادت می کند.


« لْمَنَاقِبُ، لِابْنِ شَهْرَآشُوبَ عَنْ طَاوُسٍ قَالَ: رَأَيْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع يَطُوفُ مِنَ الْعِشَاءِ إِلَى السَّحَرِ وَ يَتَعَبَّدُ فَلَمَّا لَمْ يَرَ أَحَداً رَمَقَ السَّمَاءَ بِطَرْفِهِ وَ قَالَ إِلَهِي غَارَتْ نُجُومُ سَمَاوَاتِكَ وَ هَجَعَتْ عُيُونُ أَنَامِكَ وَ أَبْوَابُكَ مُفَتَّحَاتٌ لِلسَّائِلِينَ جِئْتُكَ لِتَغْفِرَ لِي وَ تَرْحَمَنِي وَ تُرِيَنِي وَجْهَ جَدِّي مُحَمَّدٍ ص فِي عَرَصَاتِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ بَكَى وَ قَالَ وَ عِزَّتِكَ وَ جَلَالِكَ مَا أَرَدْتُ بِمَعْصِيَتِي مُخَالَفَتَكَ وَ مَا عَصَيْتُكَ إِذْ عَصَيْتُكَ وَ أَنَا بِكَ شَاكٌّ وَ لَا بِنَكَالِكَ جَاهِلٌ وَ لَا لِعُقُوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ وَ لَكِنْ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي وَ أَعَانَنِي عَلَى ذَلِكَ سِتْرُكَ الْمُرْخَى بِهِ عَلَيَّ فَأَنَا الْآنَ مِنْ عَذَابِكَ مَنْ يَسْتَنْقِذُنِي وَ بِحَبْلِ مَنْ أَعْتَصِمُ إِنْ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنِّي فَوَا سَوْأَتَاهْ غَداً مِنَ الْوُقُوفِ بَيْنَ يَدَيْكَ إِذَا قِيلَ لِلْمُخِفِّينَ جُوزُوا . وَ لِلْمُثْقِلِينَ حُطُّوا أَ مَعَ الْمُخِفِّينَ أَجُوزُ أَمْ مَعَ الْمُثْقِلِينَ أَحُطُّ وَيْلِي كُلَّمَا طَالَ عُمُرِي كَثُرَتْ خَطَايَايَ وَ لَمْ أَتُبْ أَ مَا آنَ لِي أَنْ أَسْتَحْيِيَ مِنْ رَبِّي ثُمَّ بَكَى وَ أَنْشَأَ يَقُولُ‌

أَ تُحْرِقُنِي بِالنَّارِ يَا غَايَةَ الْمُنَى

فَأَيْنَ رَجَائِي ثُمَّ أَيْنَ مَحَبَّتِي

أَتَيْتُ بِأَعْمَالٍ قِبَاحٍ زَرِيَّةٍ

وَ مَا فِي الْوَرَى خَلْقٌ جَنَى كَجِنَايَتِي


ثُمَّ بَكَى وَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُعْصَى كَأَنَّكَ لَا تُرَى وَ تَحْلُمُ كَأَنَّكَ لَمْ تُعْصَ تَتَوَدَّدُ‌ا ِلَى خَلْقِكَ بِحُسْنِ الصُّنْعِ كَأَنَّ بِكَ الْحَاجَةُ إِلَيْهِمْ وَ أَنْتَ يَا سَيِّدِي الْغَنِيُّ عَنْهُمْ ثُمَّ خَرَّ إِلَى الْأَرْضِ سَاجِداً .قال: فدنوت منه و شلت برأسه و وضعته على ركبتي و بكيت حتّى جرت دموعى على خدّه، فاستوى جالساً و قال: من الّذي أشغلني عن ذكر ربّي؟ فقلت:

أنا طاوس يا ابن رسول اللّه، ما هذا الجزع و الفزع؟[1]


گاهی  اینگونه از ترس خدا و گاهی برای پدر غریبش سیدالشهدا علیه السلام گریه می کرد.



[1] . بحار الأنوار؛ ج‌84؛ 200؛ باب 12 كيفية صلاة الليل و الشفع و الوتر و سننها و آدابها و أحكامها ؛ ج 84، ص : 194

 
معرفی موضوعات و منابع سخنرانی محرم PDF چاپ پست الکترونیکی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مساله ی محرم در حال حاضر نزد برخی این گونه مطرح می شود که محرم و عزاداری های آن برنامه ی مذهبی و آئینی شیعیان است و همه ی مذاهب در دنیا یک آیین های مذهبی به عنوان نمادی از آئین خود دارند و مدعی هم نیستند که این آیین ها پیام های خاصی داشته باشند. در حالی که یکی از وظایف مهم ما این است که عاشورا را آن طور که هست بتوانیم به مردم منتقل کنیم. این عزاداری ها صرف یک آیین نیست بلکه جریانی است که همانند قرآ ن هر روز و شام در جریان است. مثل آن، مثل آفتاب است که هر روز می بینیم طلوع کرده است. یک انسان سی ساله چندین بار آفتاب را دیده است اما اگر یک بار نبیند متحیر می شود. عاشورا یک نماد خشک نیست، عاشورا پیام است، عاشورا انگیزه است و بیان این پیام ها وظیفه ی علما است.

نکته ی بعد این که تبلیغ امر بسیار مهمی است. بسیاری بعد از این که مرجع شدند، وارد این حوزه شده اند، مثل شیخ جعفر شوشتری که مرجع بوده است و احساس وظیفه کرده است که عاشورا را زنده کند. تبلیغ مربوط به مسایل امام حسین علیه السلام، یک مسئله ی ساده نیست. غرض از این درس ها و بحث ها نیز این است که بتوانیم دین را وارد زندگی مردم کنیم و همین مطلب نیز غرض از قیام عاشورا و این عزاداری ها است. اگر دوستان خواستند جایی در رابطه با امام حسین علیه السلام صحبت کنند، باید این نکته را محور قرار دهند تا مجالس ما عالم محور باشد. محور همه ی مجالس این باشد که عالم صحبت کند و از امام حسین علیه السلام بگویند.

موضوعاتی که در رابطه با محرم مناسب است. اینکه ده شب صرفا در مورد یک موضوع صحبت شود، مناسب نیست مثلا فقط در مورد نماز صحبت شود؛ این نوع منبرها پاسخ مناسب ندارد. باید از محرم استفاده کرد و در مورد همه مطالب صحبت شود. سال گذشته چهار سرفصل معرفی کردم که عبارت بودند از شخصیت شناسی، سخنان امام حسین علیه السلام، بدعت های بنی امیه، و علل تنها ماندن امام حسین علیه السلام. عاشورا نمایشی از خوبان و بدان عالم بوده است.

در مجموع به موضوعات ذیل اشاره می کنیم:

1-   معرفی خوبان و بدان: باید ویژگی های این افراد معرفی شود. اصحاب چه کسانی بودند و چه ویژگی هایی داشتند. زهیر و حبیب و... چقدر درس های تاریخی در مورد این ها می توان شمرد. از آن طرف هم زندگی اصحاب عمر سعد پیام عبرت بوده است. یزید در میان بنی امیه هم یک استثناء است. چگونه تربیت شده است. از همین می شود گریز زد به بایستگی های تربیت اولاد. پس یک سرفصل همین معرفی خوبان و بدان است .

 

2-   فلسفه ی قیام؛ موضوعات وسیعی دارد. مباحث فقهی، سیاسی، اخلاقی و کلامی در این بحث قابل طرح است. بحث اصلاح امت و امر به معروف و بحث ظلم ستیزی که خود این ظلم ستیزی شش عنوان دارد که در مکاسب هم مطرح شده است. با این توضیحات هم  قیام حضرت مشخص می شود و هم وظیفه ی مردم را مشخص می کنیم. امروز هم باید با ظلم مبارزه کرد. مباحث روز. بحث فلسفه ی قیام بسیار مهم است. در فلسفه ی قیام این مساله مهم است که در این 50 سال چه گذشت که خود امام حسین وارد میدان شدند و این واقعه ی عظیم رخ داد. این از مباحث بسیار ضروری روز است. از سقیفه به بعد در جامعه ی اسلامی چه چیز هایی عوض شد. مثلا بحث عدالت علوی، بحث نژاد و عرب و عجم که پیامبر اکرم جمع کرده بود، عوض شد. بحث عبادات و نماز و روزه و بحث حکومت. از این زاویه خیلی خوب است. از بحث مطاعن نیز می توان برای موضوع استفاده کرد. این 50 سال خیلی مباحث مهم دارد.

 

3-   سخنان حضرت سیدالشهدا؛ سخنانی که خود حضرت از مدینه تا کربلاء و تا لحظه ی شهادت اشاره کرده است. این ها خیلی موضوعات جالبی هستند که می توان عنوان قرار داد و از موضوعاتش استفاده کرد. در شب عاشورا اصحاب امام حسین علیه السلام چه گفتند؟ بحث مرگ و حیات مطرح شده است و  مومن باید شبانه روز با مساله ی مرگ درگیر باشد و این موضوع مهمی است و مخصوص زمان خاصی نیست. در مورد مسئولین امام صحبت کرده است و ویژگی های مسئولین را فرموده است. حضرت در رابطه با لهو و لعب مفصل صحبت کرده است. نگاه اسلام در مورد لعب و لهو چیست و از چه چیزی از نگه داری سگ ما ناراحت هستیم. این بحث ها بحث های خوبی است. سخنان امام حسین علیه السلام موضوعات مفصلی دارند. حضرت فرمود: کسانی که قرض دارند و بدهی دارند بروند. می شود جلسه ی مستقل در مورد حق الناس صحبت کرد و این که حق الناس یک مانع بسیار محکمی است از رسیدن به سعادت ما. این ها موضوعاتی است که امام حسین علیه السلام را وارد زندگی ما می کند. کتاب مرحوم دکتر شهیدی در مورد تاریخ امام حسین صد ها موضوع در رابطه با امام حسین به ما می دهد. یا مثلا پیشوای شهیدان آیت الله صدر یک بحث اجتهادی در موضوع امام حسین است.

 

4-   بدعت های بنی امیه؛ به طور مخصوص موضوع بدعت های بنی امیه بسیار مهم است و باید به صورت تحقیقی کار شود. کتاب معالم المدرستین مرحوم علامه عسگری هم یک جلد آن مخصوص امام حسین علیه السلام است که بسیار مفید می باشد.

 

5-   لهو و لعب؛ یکی از علل عدم بیعت امام حسین علیه السلام اهل لهو و لعب بودن حاکم است که بحث روز است. بحث بازیهای حرام و قمار مطرح شود و فلسقه لهو و لعب مطرح شود که مگر اسلام با شادی مخالف است؟ قبل از این ذکر کنم که اهل منبر بودن مطالعات دوازده ماهه طلب می کند و مطالعات یک شبه موجب منبر کامل نخواهد شد بلکه باید در طی سال در مورد مطالب منبر مطالعات صورت گیرد که اگر نشد، باید مطلب مثل لهو و لعب با تحقیق و جستجو به صورت جامع مطرح شود که بسیار مفید است؛ چون اکثر مخالطبین جوان هستند و نکته هم این است که امام حسین علیه السلام لهو و لعب را به تباهی جامعه بیان کرده اند.

 

6-   خانواده؛ امام حسین علیه السلام می فرمایند: من حسین آزادگی را از خانواده گرفته ام و لذا باید اهمیت خانواده مطرح شود که شخصیت افراد در خانواده شکل می گیرد و تجربه ثابت کرده است که بعد از بیست و چند سال، خلق و خوی شخص همان اخلاق خانواده خواهد بود و لذا مباحث خانواده بسیار مهم است که کتاب نظام خانواده در اسلام کتاب مناسبی است. البته بحث خانواده مفصل است که بحث ازدواج و تربیت فرزند همگی در این بحث است. اما می توان به مباحث کلی پرداخت. بحث طلاق و زشتی طلاق و آمار بالای آن باید در بین مباحث مطرح شود؛ چون طلاق آسان نیست و تبعات بسیاری خصوصا در صورت وجود فرزند دارد.  در رساله حقوق امام سجاد تمام سرنوشت را به پدر و مادر برمی گرداند که پدر و مادر باید بدانند که هر کاری که انجام می دهند و هر کاری که فرزند انجام دهد در سرنوشت او موثر است و اگر تربیت او ناقص باشد، پدر و مادر مسوول هستند. در مسئله حقوق فرزندان به تربیت اشاره می کنند.

 

7-   یاد خدا؛ موضوع دیگری که کم شده است، یاد خداست. عاشورا، هنگام شهادت ابی عبدالله و هر مناسبتی یاد خداست که یاد خدا و آثار آن بحث بسایر مهمی است. در کتاب میزان الحکمه هم همه مطالب مرتبط را با روایت مطرح کرده است. امام حسین در شب خروج از مدینه آیه ای که حضرت موسی خواند، را خوانده اند و بالاخره ذکر یاد خدا از مباحث بسیار محوری در عاشورا است.

 

8-   فرصت ها؛ بحث دیگر فرصت ها است که باید جدی گرفته شود. فرصت یعنی زمان، مکان یا شرائطی که تکرار نمی شود. خود امام حسین علیه السلام یک فرصت بود و کسانی که نتوانستند با امام حسین علیه السلام باشند، این فرصت طلایی را از دست دادند؛ مثل عبید الله حر جعفی در زمان بعد گریه می کرد. امام حسین علیه السلام یک فرصت در تمام تاریخ است.

در روایات چند فرصت ذکر شده است: دنیا که فرصت غیر قابل برگشت است. جوانی که باید توضیح داده شود و در این مطالب می توان از مثال های دیگر مطرح کرد که پدر و مادر فرصت است اما در حال حاضر پدر و مادر زنده را رها و بعد فوت با خاطره زندگی می کنند. بحث صله که لازم است مطرح شود. خود جوانی چندین فرصت است که یک فرصت علم است و دیگری فرصت سلامتی بدن است و در جوان شخص رشد جسمانی دارد و دیگری رشد اخلاقی که در روایت وارد شده است که بعد مدتی سجایای اخلاقی عادت می شود و دیگر قابل تغییر نخواهد بود که حضرت فرموده اند: «رد المعتاد کالمعجز» جوانی فرصت است که به اخلاق، علم و بدن رسیدگی شود.

 

9-   انتخاب امام؛ بحث دیگر که مطرح کردن آن باتوجه به زیاد بودن انتخابات مناسب است، بحث انتخاب امام است که امام بحث اعم است که شامل استداندار فرماندار و .. می شود و عناوین امام حسین علیه السلام باید مطرح شود. بحث مسوولین و رای، مطلب آسانی نیست. اگر سلطان تغییر کند زمان تغیر می کند و تمام قواعد اعم سیاسی و اجتماعی تغییر می کند که اینها در بحث اهمیت بحث امام مطرح است.

10-  مهر و خشم درعاشورا؛ بحث ضروری دیگر بحث مهر و خشم در عاشورا است. در عاشورا بسیاری از مظاهر محبت وجود دارد. در مورد امام حسین علیه السلام رحمت های فراوانی مطرح شده است.  بیشتر مراد موضوع دوم است که عاشورا محل خشم الهی از حیث انتقام بوده است در برخی کتب کسانی که در عاشوار بوده اند و بعد دچار ابتلاء شده است مطرح شده است. باید مطرح شود که عالم عالم انتقام است و هر کسی عملی انجام دهد، جزاء آن را خواهد دید. در مورد قاتل حضرت ابالفضل نقل شده است که می گوید: هر شب‌خواب می بینم که شخصی مرا به سمت آتش می برند. این مطلب اختصاص به او ندارد بلکه به صورت کلی می توان نتیجه گرفت کسانی که درکربلا بودند نتیجه کار خود را گرفتند و جزای کار خود را دیدند. بیان این نوع موارد هم به صورت داستانی است و هم اینکه بحث عکس العمل های کار انسان را نشان می دهد که از هیچ کاری نباید غافل شد. این بحث مفصلی است. نقل شده است: علی بن اسماعیل نزد هارون رفت و از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام  سعایت کرد که افراد در نزد امام کاظم بیعت خلافت می کنند که این کار او موجب شد که حضرت دستگیر شوند و هارون صدهزار درهم به اسماعیل داد.  اسماعیل آمد بغداد و پول هایی که از هارون گرفته بود همراه خود آورد اما صبح مرده او از آن اتاق بیرون آمد. این نوع موارد باید در مورد انتقام الهی باید مطرح شود و حتی می توان در مسائل دیگر مثل افرادی که علیه پدر و مادر یا خانواده اقدامی می کند، مساله انتقام عالم مطرح کرد.

سختی کشی زچرخ چو سختی دهی به خلق        در کیفر فلک غلط واشتباه نیست

امکان ندارد که یاد او برود. در این بیت انتقام از باب ادب به فلک نسبت داده شده است ولی منظور خداوند متعال است که یکی از سنت های الهی در آفرینش، سنت انتقام است.

 

11- خوبان و بدان


12- آشنایی با مجالس امام حسین؛ که می توان این بحث را از نظر روانشناسی مطرح کرد که نقش خاطرات در کودکی، در بزرگسالی نقش آفرین است. تصمیمات بزرگسالی خاطره در کودکی است و لذا کودکان با معارف عاشورا آشنا شودند.

 

13- چرا حسین تنها ماند.


14- شهادت و اسارت؛ از موضوعات ناب عاشورا اینکه اسارت اهل بیت علیهم السلام چه نقشی داشت. مرحوم صدوق روایتی را که در آن نقل شده است که ان الله شاء ان یراک قتیلا نقل کرده است که در ذیل مطرح شده است که خداوند می خواهد اسارت اهل امام حسین را هم ببیند که اسارت عدل شهارت ابی عبدالله قرار گرفته است.

 

15- عوامل تحریف تاریخ؛ بررسی عوامل تحریف از مباحث بسیار مهم است که در تاریخ چه چیزهایی موجب تحریف اسلام شد، چه چیزهایی موجب تحریف دین موسی و عیسی شد. عوامل تحریف در تاریخ انکار، تحریف و دروغ بوده است که جبهه باطل از هر سه مورد استفاده کرده است. در حالی که حضرت زینب سلام الله علیها مانع تاثیر همه این عوامل شد که می توان با نظر به خطبه ایشان نحوه جلوگیری ایشان از تحریف را فهمید.

 

16- اصول انسانی در عاشورا؛ بحث مهم دیگر این است که امام حسین علیه السلام از چه اصولی استفاد کردند و مقابل ایشان دشمنان از چه اصولی استفاده کردند. در مورد امام حسین مثل تعهد، وفاء به عهد، ادای دین و .. که باید این اصول استخراج شود در حالی که در جبهه مقابل هم قواعدی حاکم بود که به کودک شیرخوار هم رحم نکردند. بیان اصول هر کدام بسیار مهم است. عاشورا نمایشگاه اصول و قواعد است.

 

17- حسین وارث انبیاء؛ شاه بیت عاشورا که مناسب شب عاشورا است، بحثی به عنوان حسین وارث انبیاء است که در ضمن این بحث زیارت وارث مطرح شود و مقام ولایت امام حسین، تاریخچه ایشان، اتفاقات بعد شهادت ایشان و فضایل و دیگر مسائل از این قبیل مطرح شود.

 

 

 
مراسم شهادت امام محمد باقر علیه السلام PDF چاپ پست الکترونیکی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

هدف از تشکیل این جلسات دو مسئله ی مهم است :

1. همدردی و مواسات با صاحب عزای اصلی که وجود نازنین امام زمان ارواحنا له الفداء است. هیچ کس جز معصوم نمی تواند عمق مصیبت معصوم دیگر را درک کند. این امیر المومنین است که مصیبت حضرت زهرا سلام الله علیها را درک می کند وآرزوی مرگ می کند. این امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف است که در زیارت نامه ی سید الشهداء می فرمایند: می خواهم از شدت گریه و ماتم تو جان بدهم. این مواسات و همدردی با امام علیه السلام بسیار حائز اهمیت است. انسان در مواسات باید با محبوب خود همرنگ شود. در زیارتنامه ی حضرت عباس سلام الله علیه آمده است که خداوند مقام تو را در علییّن رد .انسان در مواسات باید با محقرار داده است، این نه به دلیل قد رشید آن حضرت بلکه به خاطر مواساتی است که با امام زمانش داشت؛ «فذکر عطش الحسین فرمی الماء علی الفرات» او رفته بود تا نشان دهد که ما نسبت به امام مان باید چگونه باشیم. امروز هم که مصیبت امام باقر علیه السلام است و امام زمان صاحب عزای آن بزرگوار هستند، ما آمده ایم برای همدردی با اآن حضرت ان شاالله.

 

2. نام ما جزء محبّان امام باقر علیه السلام ثبت شود. امام رضا علیه السلام در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کنند که فرمودند: یاعلی هر کس فرزندت محمد بن علی را دوست داشته باشد، خداوند متعال از نعمت های بهشتی بهره مندش می کند. لکن این ها به شرطی است که حقوقی را که اهل بیت علیهم السلامم بر گردن ما دارند را اداء کنیم؛ از جمله آن حقوق معرفت و شناخت است که اگر باشد نتیجه اش می شود محبت. و این محبت هم که حقیقت دین است کما اینکه در روایتی از بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ آمده است که قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي فُسْطَاطٍ لَهُ بِمِنًى فَنَظَرَ إِلَى زِيَادٍ الْأَسْوَدِ مُنْقَلِعَ الرِّجْلِ‏فَرَثَى لَهُ‏ فَقَالَ لَهُ مَا لِرِجْلَيْكَ هَكَذَا قَالَ جِئْتُ عَلَى بَكْرٍ لِي نِضْوٍ فَكُنْتُ‏ أَمْشِي عَنْهُ عَامَّةَ الطَّرِيقِ فَرَثَى لَهُ وَ قَالَ لَهُ عِنْدَ ذَلِكَ زِيَادٌ إِنِّي أُلِمُّ بِالذُّنُوبِ حَتَّى إِذَا ظَنَنْتُ أَنِّي قَدْ هَلَكْتُ ذَكَرْتُ حُبَّكُمْ فَرَجَوْتُ النَّجَاةَ وَ تَجَلَّى عَنِّي- فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ هَلِ‏ الدِّينُ‏ إِلَّا الْحُب‏.

 

اصل دین محبت است و اصل ارزش انسان نیز به دینداری است در روایت وارد شده است: «کرم الرجل دینه». متاسفانه بسیاری از جوانان مقام اهل بیت علیهم السلام را مانند اهل سنت می دانند؛ یعنی اینکه اینها فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند و صرفا عالم و اتقی هستند همان طور که ابو حنیفه گفت: «ما رای عین أتقی و لا اعلم من جعفر بن محمد». این در حالی است که نباید معرفت جوانان در همین حد باشد. ما باید به این اعتقاد برسیم که اینها امین الله و کهف حصین هستند و  خدای متعال ما را به دست این بزرگواران سپرده است. اینها امانت دار بوده و ما را به مقصد می رسانند. بسیاری از افراد تمام دعوتشان به سوی نفس خودشان است ولی اهل بیت علیهم السلام دعاۀ الی الله هستند، لذا باید تسلیم اینها بود. عبدالله بن ابی یعفور سیب را محضر امام باقر علیه السلام آورد و عرض کرد: اگر بفرمایید نصف سیب حلال و نصف آن حرام باشد، قبول می کنم.حضرت امام باقر علیه السلام بر او رحمت فرستادند و فرمودند: مثل او باشید.

 

امام کهف الوری است و ما باید به آن عزیزان پناه ببریم .دیگران ما را به پرتگاه می برند، اما امام راه نجات است. در زیارت ها می خوانیم «بابی انتم و امی و نفسی و مالی و اسرتی» ما باید سپر بلای امام باشیم. باید با تمام وجود از آنها و مکتبشان حفاظت کنیم. مردم قدر ندانستند که این بلا ها به سر اهل بیت علیهم السلام آمد. تا جامعه قدر امام علیه السلام را نداند، خدای متعال آن حضرت را به ما واصل نمی کند. باید به نحوی باشد که مردم مثل پروانه ای به دور شمع بچرخند. خیلی ها جان خود را بیش از امام دوست دارند. چند روز دیگر عرفه است، امام حسین بیرون می روند و می فرمایند: می بینم که گرگ ها بر بدنم هجوم می آورند، کسی نگفت من می آیم و نمی گذارم، بلکه رفتند و در راحتی حج خود را به جا آوردند. یکی از اسرار اینکه خود حضرت زهرا سلام الله علیها پشت در آمده اند این است. می خواستند کار علی را یکسره کنند. انسان در اوج سختی ها باید همراه با امام باشد. «فمعکم معکم لامع غیرکم»یکی از دلیل هایی که گویند: این جا دو بار «معکم» آمده این است که ما در سختی ها و راحتی ها همراه شما هستیم. از این مطلب استفاده می کنم و عرض می کنم که برخی افراد در مواردی که راحت هستند، لباس روحانیت را می پوشند اما در موارد سخت که لازم است لباس مقدس روحانیت را بپوشد ولی ممکن است یک اهانتی هم بر او بشود، نمی پوشد. این دیگر «معکم» نیست. باید د ر سختی ها نیز با اهل بیت علیهم السلام باشیم. حضرت آمدند عیادت جابر بن عبدالله انصاری و فرمودند: حالت چطور است؟ جابر گفت: فقر را بیش از غنی دوست دارم و بیماری را بیش از صحت. حضرت فرمودند: ما اینگونه نیستیم. هر چه خداوند بخواهد را می پسندیم. حضرت در بستر جابر هم کلاس درس را بر پا کردند و به او معرفت آموختند که پسندم هر چه را جانان پسندد.

 

باید در سختی ها نیز با امام بود. باید معرفت را نسبت به امام بالا برد.  ابوحمزه ثمالی نقل می کند قتاده آمده بود مدینه که او را به عنوان فقیه بصره می شناختند. پرسید: ابو جعفر کجاست؟ آدرس امام را در مسجد به او دادند. گفت: چهل مسئله ی دشوار دارم که باید از او بپرسم.آمد سوال اول را کرد و دیگر محو امام شد و سوالات دیگر را نپرسید. امام فرمود: فتوا می دهی؟ گفت: آری .امام فرمودند: ویحک يَا قَتَادَةُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ خَلَقَ خَلْقاً مِنْ خَلْقِهِ فَجَعَلَهُمْ حُجَجاً عَلَى خَلْقِهِ فَهُمْ أَوْتَادٌ فِي أَرْضِهِ قُوَّامٌ بِأَمْرِهِ نُجَبَاءُ فِي عِلْمِهِ اصْطَفَاهُمْ قَبْلَ خَلْقِهِ أَظِلَّةً عَنْ يَمِينِ عَرْشِهِ قَالَ فَسَكَتَ قَتَادَةُ طَوِيلًا ثُمَّ قَالَ أَصْلَحَكَ اللَّهُ وَ اللَّهِ لَقَدْ جَلَسْتُ بَيْنَ يَدَيِ الْفُقَهَاءِ وَ قُدَّامَ ابْنِ عَبَّاسٍ فَمَا اضْطَرَبَ قَلْبِي قُدَّامَ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مَا اضْطَرَبَ قُدَّامَكَ قَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَيْحَكَ أَ تَدْرِي أَيْنَ أَنْتَ أَنْتَ بَيْنَ يَدَيْ‏ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ. رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ فَأَنْتَ ثَمَّ وَ نَحْنُ أُولَئِكَ فَقَالَ لَهُ قَتَادَةُ صَدَقْتَ وَ اللَّهِ-[1]

 

شبیه این روایات بسیار موجود است که اهل بیت علیهم السلام سالیان دراز قبل از خلقت عالم به صورت نور بودند و خلق شده بودند و خداوند آنان را حجت بر خلق قرار داده است و تمام علوم را نزد آنها قرار داده است. متاسفانه امروزه مسئولینی روی کار هستند که باور ندارند «لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین» را. از علوم غربی می خواهند کمک بگیرند و اقتصاد و فرهنگ و اجتماع اسلامی را سر و سامان دهند. فقط این حدیث را می بیند که «اطلبوا  العلم و لو بالصین» ولی دیگر احادیث دیگر را نمی بینند که شرق وغرب عالم را زیر و رو کنید علمی مانند علم ما اهل بیت پیدا نمی کنید. هیچ جای دنیا عزیزان خبری نیست الا در خانه ی اهل بیت علیهم السلام. در هر مسئله ای اسلام نظر دارد و می تواند جامعه را اداره کند ولی حیف که قدر دان آن نیستیم. انشاءالله خداوند ما را از سربازان واقعی حضرت قرار دهد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

 

 


[1] . الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏6، ص: 257

 

 

 
مراسم سالروز شهادت امام کاظم علیه السلام PDF چاپ پست الکترونیکی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

روز شهادت آقا موسی بن جعفر  علیهما السلام است و ما این روز را به محضر فاطمه ی معصومه سلام الله علیها تسلیت عرض می کنیم که پدرش در مورد ایشان فرمود: «فداها ابوها».

ماه رجب است و در این ماه از خدا خیر می طلبیم. «اعطنی بمسالتی ایاک جمیع خیر الدنیا و خیر الآخره .» اگر کسی خیر دنیا و آخرت را می خواهد، خداوند در قرآن می فرماید: «من یؤت الحکمة فقد أوتی خیرا کثیرا»[1]. هرکسی که حکمت داشت، خیر دنیا و آخرت را دارد. باید درخواست حکمت کنیم تا به خیر دنیا و آخرت برسیم. این حکمت را از کجا پیدا کنیم. حکمت فقط به دست حکیم است. امام کاظم علیه السلام افراد حکیم را معرفی می کنند. نباید سراغ کسانی رفت که فاقد حکمت و علم حقیقی هستند. در مورد «انا انزلناه فی لیله مبارکه»[2] را فرمودند: فاطمه ی زهرا سلام الله علیها. اما اینکه فرمود: «فیها یفرق کل امر حکیم»[3] فرمودند: «یخرج منها رجل حکیم» یعنی امامان همان معدن حکمت هستند. هرکس به دنبال حکمت است باید محضر امام علیه السلام زانو بزند که «من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا». خود امام کاظم علیه السلام وارث این حکمت است. وارث سکینه و وقار و همچنین حکمت و آثار است. وجود ایشان معدن حکمت است. از خزانه ی حکمت ایشان یک سؤال پرسیدند: الله الصمد یعنی چه؟ آیه ای از سوره توحید که این سوره شناسنامه ی خدای متعال است. از ویژگی های امیر المومنین این بوده است که وقتی پشت حضرت نماز می خواندند فقط سوره ی توحید می خواند و بس.


حضرت  کاظم که معدن حکمت هستند در معنای الله الصمد فرمودند: «الذی لا جوف له» یعنی او میان تهی نیست. اگر در این تعبیر دقت کنیم به نتایج زیبایی می رسیم؛ چون هر چیزی مادی میان تهی است که این نکته با علم هم ثابت شده است .کوچک ترین ماده اتم است که همان هم میان تهی است. لذا مادیات نفوذ پذیر هستند. اگر کل کره ی زمین را منهای فضای خالی اش جمع کنند، اندازه ی یک توپ فوتبال می شود و این به جهت این است که جهان توخالی است در حالی که خداوند متعال میان تهی نیست. همه ی عالم خداپرست شوند، هیچ سودی به حالش ندارد و اگر همه کافر شوند، هیچ ضرری به ایشان ندارد. کسانی که به خدا متصل هستند نیز این گونه هستند. حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را 14 سال در زندان ها چرخاندند. هارون گفت: اگر بگویید که اشتباه کرده اید آزاد می شوید و دیگر کاری با شما ندارم و این فقط بین من و شما خواهد ماند. اگر حضرت این جمله را می گفت: آزاد می شد اما بساط بندگی خدا در عالم جمع می شد. این درخواست همان است که از امام حسین علیه السلام در کربلا خواستند. اگر حضرت قبول می کردند، شاید هیچ اتفاقی برای خانوادشان نمی افتاد، ولی بساط بندگی خدا تعطیل می شد، چون تایید طاغوت بود.


امام کاظم علیه السلام نیز فرمودند: نمی گویم و دو هفته بیشتر نیز زنده نیستم. کسی که رنگ و بوی الله الصمد بگیرد، اینگونه می شود. جامعه ی ما در مقابل این همه دشمنی که می خواهد شیعه را زمین بزند، «لیطفئوا نورالله بافواههم»[4] قرار گرفته است.  که نقل شده است مقصود نور امیرالمومنین است و لذا می‌خواهند نور مولا را خاموش کنند. چه کنیم که تحت تاثیر این فشار ها قرار نگیریم؟

«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‌ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ»[5] امام حسین علیه السلام فرمودند: این آیه برای شیعیان قبل از ظهور است. فشارها زیاد می شود. رفقا در اوج سختی ها پشیمان و سست نشویم . چه کنیم که سست نشویم. همان کاری که موسی بن جعفرعلیهماالسلام کردند. «حلیف السجده الطویله» .ارتباط با خدای متعال باید قوی شود. دائما در حال سجده بودند. اینگونه می شود در مقابل فشار ها ایستاد.


ماه رجب است و ماه ریزش رحمت است. «طوبی للذاکرین ...انا جلیس من جالسنی» اینها می شوند نفوذ ناپذیر.

یک جمله هم نسبت به مهربانی آن حضرت بگوییم. بنابر روایتی فرمودند: خدای متعال مرا مخیر کرد که بناست بلایی نازل شود خودت را سپر قرار می دهی یا شیعیانت را؟ حضرت فرمودند: خودم را سپر بلا قرار دادم. خدا می داند که امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف چقدر خودشان را سپر بلای ما قرار داده اند. وجود موسی بن جعفرعلیهماالسلام هم معدن علم الهی است .این ها که اینقدر در دنیا با ما مهربان هستند در آخرت چه می کنند.


پرسیدند «إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ ﴿25ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ»[6] حضرت فرمودند: یعنی حساب شیعیان ما به ماست. اگر حق الله باشد، خودمان واسطه می شویم و خدا به احترام ما قبول می کند و اگر حق الناس باشد، در قیامتشان می رویم نزد صاحبان حق و می خواهیم و آنها بخاطر ما شیعیان مارا می بخشند. البته اینها مربوط به قیامت است و الا همه در برزخ گرفتار اعمال خود خواهند بود. اینگونه با ما مهربانی می کنند، پرونده‌ی اعمال شیعه در قیامت به برکت اهل بیت پاک است. «فَيَوْمَئِذٍ لاَ يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لاَ جَانٌّ[7] خدای متعال به خاطر حضرات گناهان ما را می بخشد به شرطی که در مسیر ولایت قدم برداریم .

به همین مقدار اکتفا می کنم. باب الحوائج الی الله است. خیلی به گردن ما حق دارد، چرا که فرزندان ایشان کشور ما را ولایی و شیعی کردند ما مدیون این آقا هستیم. اما چه بلایی سر همین اقا آوردند.

صلی الله علیک یاابالحسن یا موسی بن جعفر علیهما السلام.

 

 


[1] سوره بقره، آیه269

[2] سوره دخان، آیه 3

[3] سوره دخان، آیه4

[4] سوره توبه، آیه 32

[5] سوره بقره، آیه155

[6] سوره غاشیه، آیات 25و 26

[7] سوره الرحمن، آیه39

 
مراسم ترحیم - حجه الاسلام حسینی قمی PDF چاپ پست الکترونیکی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در روایات وارد شده است:« إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاء»[1]

همچنین در زیارت نامه امیرالمومنین علی علیه السلام وارد شده است: «السلام علیک یا میزان الاعمال» امیرالمومنین همان طور که میزان اعمال است، میزان فضائل می باشند.

اما در مورد مجالست با علماء در روایتی وارد شده است : «قَالَ النَّبِيُّ ص‏ لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ كُلِّ دَاعٍ مُدَّعٍ يَدْعُوكُمْ‏ مِنَ‏ الْيَقِينِ‏ إِلَى‏ الشَّكِ‏ وَ مِنَ الْإِخْلَاصِ إِلَى الرِّيَاءِ وَ مِنَ التَّوَاضُعِ إِلَى الْكِبْرِ وَ مِنَ النَّصِيحَةِ إِلَى الْعَدَاوَةِ وَ مِنَ الزُّهْدِ إِلَى الرَّغْبَةِ وَ تَقَرَّبُوا إِلَى عَالِمٍ يَدْعُوكُمْ مِنَ الْكِبْرِ إِلَى التَّوَاضُعِ وَ مِنَ الرِّيَاءِ إِلَى الْإِخْلَاصِ وَ مِنَ الشَّكِّ إِلَى الْيَقِينِ وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَى الزُّهْدِ وَ مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَى النَّصِيحه»[2]

در این روایت برای کسانی که افراد برای همنشینی خود انتخاب می کنند چند صفت ذکر شده است که به صورت خلاصه به برخی از فقرات آن خوهیم پرداخت. آنچه از کلمات اهل بیت علیهم السلام استفاده می شود این است که سیره خصوص کلام نیست، بلکه عمل و منش یکی از اموری است که در بسیاری از روایات به الگو بودن عملی بسیار تاکید شده است و در طول تاریخ شیعه عالمان فراوان بدون سخن گفتن دعوت به اخلاق از جمله تواضع داشته اند.


يَدْعُوكُمْ‏ مِنَ الشَّكِّ إِلَى الْيَقِينِ و مِنَ الْكِبْرِ إِلَى التَّوَاضُعِ

دعوت از یقین به شک از مهمترین صفات همنشین است. از شاگردان مرحوم حاج آقا مرتضی حائری به نقل از ایشان می فرمود: اگر ایمان ما علاوه بر برهان عقلی به جهت دیدن روش و منش عالم باشد، ایمان ما بسیار تقویت خواهد شد.  این نکته یک واقعیت است که عمل عالم باید به تواضع و یقین دعوت کند. از سیره علماء سلف موارد متعددی وجود دارد که سیره عملی آنها تماما اخلاق بوده است. مرحوم محدث قمی در کتاب فوائد الرضویه که به شرح حال علمای شیعه اختصاص دارد، وقتی به شرح حال خود می رسد، عبارت ایشان این است که چون این کتاب برای شرح حال علماء وضع شده است و من کوچکتر از آن هستم که شرح حال خود را نقل کنم لذا صرفا تعداد کتاب های خود را نقل می کند که در صورت نیاز افراد مراجعه کنند. ایشان در چهل سالگی حدود شصت کتاب نام می برد در حالی که  مجموع کتاب های ایشان بیش از صد کتاب خواهد شد اما اخلاق و تواضع ایشان به قدری است که راضی نمی شوند خود را در بین علماء ذکر کنند. این نشان از اخلاق عملی ایشان دارد. اگر مردم تواضع و اخلاق را در زندگی مردم ببینند، یقینا تاثیر بیشتری خواهند پذیرفت.

سید محمد تقی خوانساری وقتی احساس کردند که مرحوم بروجردی می توانند بهتر از ایشان خدمت کنند، تمام امکانات خود را به مرحوم بروجردی تقدیم کردند. در کنار ایشان پیش آهنگ مرحوم صدر بوده است که تمام امکانات را به مرحوم بروجردی تقدیم می کند. این در حالی که است که سید محمد تقی خوانساری تفاوت سنی و علمی چندانی با مرحوم بروجردی نداشتند اما به جهت اینکه موقعیت آیت الله بروجردی را بهتر و مناسب تر دیدند، موقعیت علمی خود را فدا کردند. نقل شده است سید محمد تقی خوانساری، در جمعی که افراد متعددی حضور داشته اند خطاب به آیت الله بروجردی می گوید: یادتان هست در فلان سال من نزد شما قوانین می خواندم که ایشان می فرمایند: من یادم نیست ولی ایشان می گوید: من یادم هست.  ایشان عمدا در جمع فریاد می زند و با این نقل خود را شاگرد آیت الله بروجردی نشان می دهد. از حیث علمی تفاوت چندانی نداشته اند. و در جای دیگر ایشان نسبت به مرحوم برجرددی می فرمایند: ایشان آقاست.

تمام این داستان های نقل شده از علماء به عنوان درس برای ما قابل استفاده است.


مِنَ الشَّكِّ إِلَى الْيَقِينِ:

کلام کسی مؤثر است که به یقین رسیده باشد. مرحوم حسین فاطمی در قم موعظه اخلاقی داشتند که بسیاری از علما به جهت نفس ایشان پای منبر ایشان می رفتند. در مورد ایشان نقل شده است نیم ساعت قبل مرگ این جمله را تکرار می کند که ما لااله الا الله هم گفتیم، فرشته ها کجایند بیایند جان ما را بگیرند که بعد از نیم ساعت ایشان دار فانی را وداع گفتند. اینها نشانه یقین است. اینها افسانه نیست. اگر انسان به یقین برسد، به راحتی از دنیا می رود.

مِنَ الرِّيَاءِ إِلَى الْإِخْلَاصِ

انصافا آنچه دین مردم را حفظ کرده است، عمل متدینین و عالمان دین است. مردم از عالم، عمل انتظار دارند، آن هم به گونه ای که تنها نظر او معطوف به خداوند باشد و تماما همت خود را در انجام وظیفه الهی قرار دهد.


مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَى الزُّهْدِ

از رغبت دنیا به زهد دنیا دعوت کند. بسیار حائز اهمیت است که خدمت عالم دلبستگی به دنیا نیاورد. در دعای ندبه وارد شده است خداوند انبیاء زهد در دنیا را  شرط کرده است و انبیاء هم پذیرفته اند و به این شرط هم به خوبی وفا کردند. در مورد علماء هم اگر «العلماء ورثه الانبیاء» هستند، باید از رغبت دنیا به زهد دعوت کنند. زهد توسط امیرالمؤمنین در خطبه 167 معنا شده است که متقین هم دنیا دارند و هم آخرت. لذا زهد به معنای دوری از دنیا نیست و دنیا داشتن عیب نیست ولی دنیا دوستی عیب است.

در حالات آیت الله بروجردی نقل شده است که  یک خبرنگار خارجی هنگام مرگ ایشان به منزلشان می آید در حالی که نام آیت الله بروجردی در آن زمان جهان گیر بوده است حال خبرنگار برای بررسی زندگی ایشان وارد ایران می شود اما وقتی به منزل ایشان می رود، باور نمی کند که منزل ایشان این است  و فکر می کند که حتما اینجا اندرونی مجللی دارد که وقتی اتاق مخصوص آیت الله بروجردی را به ایشان نشان می دهند، بعد دیدن باور می کند که زندگی ایشان همین است و بعد ملاقات می گوید: همین خانه برای تبلیغ دین کافی است.


مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَى النَّصِيحه

نکته آخری هم که عرض می کنم این است که همنشین باید، دنبال خیر خواهی باشد و خود محور نباشد بلکه خیر مردم را بخواهد.


اما مجلس به احترام یک عالم بزرگوار حضرت حجت الاسلام و المسلمین آل طه منعقد شده است که انصافا همه این ویژگی های ذکر شده را دارا بوده است؛ چون تمام وسائل ایشان اگر قیمت گذاری شود به پنج یا ده میلیون نخواهد رسید در حالی که ایشان سالیان سال مورد اعتماد و خطیب اول قم بوده است اما زندگی ایشان به نحوی بوده است که نسبت به یک طلبه در ابتدای راه هم ساده تر زندگی کرده اند.

نکته دوم تلاش ایشان در بحث علمی است که همین نکته موجب شده بود که ایشان از حیث منبر بسیار پخته و پرمحتوا صحبت کنند. در مجلسی که ایشان در محضر آیت الله العظمی فاضل لنکرانی منبر می رود، آیت الله فاضل لنکرانی می فرمایند: هر عملی که ما انجام دادیم ایشان هم انجام داده است. بحث، درس و اساتید همانند ما داشته است ولی تشخیص داده اند، در بحث خطابه و وعظ خدمت کنند.

سبک ایشان هم در منبر سبک نمونه بوده است که باید در قم نشر می شد، چون ایشان همه مباحث را طی کرده است و بعد فهم عمیق در علم، به منبر پرداختند که در تمام قم کسی مثل ایشان حافظه اشعار محکم و روایات نداشته است. در برداشت از آیات و روایات دارای سبک خاص بوده است که لازم است که این سکب رواج یابد. نکته قابل توجه این است که تمام کلمات ایشان خالی از نقطه ضعف و خلاف مبانی است.

نکته سوم دفاع از حریم ولایت توسط ایشان است که در هر مورد که نیاز به فریاد بود، اقدام می کرد. ایشان یک ترجمه بر خطبه امام سجاد داشته است که بسیار ترجمه قوی و قابل استفاده است و این گونه اقدامات ایشان دفاع از حریم ولایت است.

نکته چهارم  مورد اعتماد بودن ایشان در نزد مراجع و بزرگان است مثلا آیت الله زنجانی می خواستند یک مجلس برگزار کنند و ایشان در مشهد بود است،  آیت الله زنجانی می فرمایند: ما الان خلأ ایشان را احساس می کنیم.

نکته بعد شجاعت در نقد مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه است که انسان باید در موارد لازم کلام را بیان کند و اگر مشکلی را احساس کرد بیان کند. ایشان مباحث مبارزاتی فراوان داشته است و در دوران تجمع مردم قم در مسجد اعظم ایشان سخنرانی داشته است و در مراسم مدرسه فیضیه سخنرانی داشته است.  زمان حکومت پهلوی ایشان در همه مسائل اعم از سیاسی و اجتماعی مشکلات را بیان می کردند که اینها ویژگی های بسیار فراوان ایشان بوده است.


 


[1] الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 32

[2] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏2، ص: 53

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 بعدی > پایان >>

JPAGE_CURRENT_OF_TOTAL

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS