لوح پژوهشی «ذکری»
لوح پژوهشی ذکری 69 PDF چاپ پست الکترونیکی

جهت مشاهده متن هر قسمت، روي آن بخش کليک کنيد

لوح پژوهشي ذکري

جرعه اصول کاربردی فقه مسائل مورد ابتلا نکاتی از اصحاب ائمه منابع تحقیق فوائد رجالی

جرعه‌ای از دریا: زهد مرحوم حاج شیخ[1]

مرحوم آشیخ محمدرضا[2] در زمان حاج شیخ[3] به قم آمد و قرار بود که ایشان در قم بماند و درسش را هم شروع کرده بود. مرحوم آقای حاج شیخ هم ایشان را خیلی ترویج می کرد. حاج آقای والد ما، آقای خمینی و شاید آقای گلپایگانی هم در درس ایشان شرکت می کردند، ولی ایشان در قم نمی ماند و به اصفهان بر ‌می‌گردد.

وقتی از ایشان می پرسیدند که چرا شما در قم نماندید، ایشان جواب درستی نمی داد. با اینکه ایشان آمده بود که در قم بماند و آقای حاج شیخ هم او را ترویج کرده بود و آقایان هم در درسش شرکت می کردند.

آسید فرج الله می گفت: من اصفهان رفتم و مهمان آشیخ محمدرضا مسجد شاهی شدم. وقتی سفره‌ی غذا پهن شد، گفتم: من یک سؤال می کنم. اگر شما جواب ندهید، غذا نمی خورم. شما چرا در قم نماندید؟ آشیخ محمدرضا گفت: حالا بگذارید برای بعد. گفتم: نه، مگر اینکه قول بدهید که بعد از غذا بگویید. آشیخ محمدرضا گفت: بله، می گویم. غذا را خوردیم. گفتم: چرا شما در قم نماندید؟ آشیخ محمدرضا گفت: واقعش دیدم دستگاهی که آقای حاج شیخ پهن کرده است کار ما نیست. ما نمی توانیم در قم بمانیم، فقط خود او می تواند. آشیخ محمدرضا در توضیح این مطلب می گفت: ما مهمان آقای حاج شیخ بودیم، ایشان نان و آبگوشتی به ما می داد. تا اینکه قرار شد از آن منزل به جای دیگری منتقل شویم. شب آخر بود. بعضی از پسرهای حاج شیخ خوابیده بودند. ایشان پلو تهیه کرده بود، می خواست پسرهایش را بیدار کند. گفتم: آقا بگذارید بخوابند. چرا آنها را اذیّت می کنید؟ حاج شیخ گفت: آخه اینها پلو گیرشان نمی آید. ما برای دفع شرّ تو امشب این کار را کردیم. آشیخ محمدرضا می گفت: من دیدم کسی که مرجع عام تقلید در تمام داخله بود، وقتی ما مهمانش شدیم، این مقدار به این شکل خیلی ساده از ما پذیرایی می کند، ما نمی توانیم با وجود او اظهار حیات کنیم. این کار ما نیست، فقط خود او می تواند در اینجا بماند و بس!. حاج آقا نورالله و آقا نجفی (عموی آشیخ محمدرضا) از اعیان درجه اول اصفهان بودند و آشیخ محمدرضا در اصفهان در آن دستگاه بود و در قم نمی توانست با زهد حاج شیخ کنار بیاید. با وجود زهد حاج شیخ هم کسی در قم به دیگران نگاه نمی کرد.

------------------------

[1]. به نقل از آیة الله شبیری زنجانی دام ظلّه ، از کتاب جرعه ای از دریا ، ج 2 ، ص498. انتخاب و تنظیم از آقای حسن رضایی دانش پژوه دورۀ خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام

[2]. آسید فرج الله فقیهی با مرحوم والد ما خیلی مربوط بود و حاج آقای ما وصی ایشان هم بود. ایشان سیّد بسیار جلیل‌القدری بود. وی نواده‌ی(نتیجه) مرحوم آسید محمد باقر حجة الاسلام شفقی مرجع معروف بود. آقای آشیخ محمدرضا مسجد شاهی، ظاهراً پسر عمه‌ی ایشان بود.

[3]. حاج شیخ عبدالکریم حائری

^بالا



اصول کاربردی: ضابطۀ قضایای محقق موضوع (بخش دوم)[1]

مقدمه

در نوبت قبل ملاک قضایای محقق موضوع ذکر شد و روشن گردید که در چنین قضیه ایی، توقف جزا بر شرط عقلی است. حال در این نوبت در دو مقام بحث می شود: الف- دلیل مفهوم نداشتن قضایای محقق موضوع چیست؟ ب- آیا آیه نبأ از مصادیق قضایای محقق الموضوع است تا مفهوم نداشته باشد و یا از این نوع قضایا نیست و مفهوم دارد؟

مقام اول: دلیل مفهوم نداشتن قضایای شرطیه محقق موضوع

در قضیه شرطیه، محمول در صورت وجود شرط بر موضوع حمل می شود، و کسانی که قائل به وجود مفهوم برای جمله شرطیه هستند می گویند در صورت نبود شرط محمول از موضوع منتفی می شود، مثلا در جمله «إذا كان الماء قدر كرّ لم ينجّسه شي‏ء»، در صورت عدم کریت، آب با ملاقات نجاست، نجس می شود.

علمای اصول، عموما قائلند قضیه شرطیه محقق موضوع، مفهوم ندارد. برخی ادله این مطلب تقدیم می گردد.

بیان اول (بیان اکثر اصولیون)

مفهوم نداشتن چنین قضایایی به خاطر این است که این قضایا سالبه به انتفاء موضوع هستند، یعنی نبود حکم برای موضوع به خاطر مفهوم نیست بلکه به خاطر نبود موضوع است.[2] انتفاء جزا در صورت نبود شرط، عقلی است و ربطی به مفهوم داشتن جمله شرطیه ندارد. از این رو فلاسفه می‌گویند: «ثبوت شیء لشئ فرع ثبوت المثبت له».

اگر اشکال شود که همین سالبه به انتفاء موضوع، مفهوم این قضایا است؛ در پاسخ می توان گفت: سالبه به انتفاء موضوع مفهوم قضیه شرطیه نیست، زیرا سالبه به انتفاء موضوع در قضیۀ حملیه هم وجود دارد بنابر این جمله شرطیه دخالت و تأثیری در به وجود آمدن سابه به انتفاء موضوع ندارد. بلکه امر عقلی انتفاء جزا در صورت انتفاء شرط، موجب آن شده است.

بیان دوم (بیان شهید صدر)

ملاک وجود مفهوم در این است که شرط، قید حکم و نسبت حکمیه باشد یعنی حکم، با وجود این شرط محقق می شود و اگر شرط منتفی شد، حکم هم منتفی می شود. این نکته تفاوت جمله شرطیه و وصفیه را روشن می کند. در جمله وصفیه قبل از عارض شدن حکم بر موضوع، وصف قید موضوع است. نتیجه اثبات حکم بر موضوع مقید، این است که حکم نسبت به موضوع بدون قید، ثابت نیست. ولی در قضایای محقق موضوع شرط ذاتا خود موضوع است بنابر این تقیید زائدی بین حکم و شرط غیر از تقیید حکم با موضوع که در هر جمله حکمیه وجود دارد، در این قضایا وجود ندارد بنابر این مفهوم ندارند.[3]

مقام دوم:بررسی مصداقیت آیه نبأ نسبت به قضایای محقق موضوع

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمين‏[4].

اگر در آیه نبأ، توقف جزاء بر شرط عقلی باشد این قضیه شرطیه مفهوم ندارد، در نتیجه آیه دلالتی برای حجیت خبر عادل نمی کند. ولی اگر این توقف عقلی نبود بلکه به تعبد مولوی باشد؛ در این صورت این آیه مفهوم دارد و دلالت بر حجیت خبر عادل می کند.

در اینکه موضوع در آیه نبأ چیست دو احتمال به وجود دارد:

الف- نبأ موضوع است که در این صورت مفاد آیه این گونه است(النبأ اذا جاء به فاسق فتبینوا فی الخبر). طبق این احتمال، توقف جزاء بر شرط عقلی نیست زیرا عقل، تبیّن از خبر را متوقف بر فاسق بودن مخبر نمی داند. ممکن است در خبر عادل هم تبیّن صورت گیرد. بنابراین وقتی شرط عقلی نبود و به تعبد مولوی شد، در نتیجه این قضیه محقق موضوع نیست و مفهوم دارد.

ب- نبأ الفاسق موضوع است که در این صورت مفاد آیه این گونه است: (نبأ الفاسق اذا جاء به فاسق فتبینوا فی الخبر الفاسق) که در این صورت تبیّن از خبر فاسق عقلا متوقف بر خبر آوردن فاسق است. بنابراین قضیه محقق موضوع است و مفهوم ندارد. شاید مرحوم شیخ انصاری که معتقد است آیه نبأ از قضایای محقق موضوع است و مفهوم ندارد، این استظهار را از آیه کرده است.

اما احتمال اینکه «فاسق»، موضوع باشد، صحیح نیست زیرا معنا ندارد حکم تبیّن بر فاسق مترتب شود.

برای اینکه روشن شود کدام احتمال صحیح است باید به سراغ استظهار از آیه رفت. ظاهر آیه، همان احتمال اول است. طبق این ظهور، آیه دلالت بر مفهوم و حجیت خبر واحد دارد. محقق خویی و شهید صدر نیز این احتمال را استظهار نموده اند.

کلام محقق خویی (ره)

مرحوم آقای خویی قبل از اینکه در مورد آیه وارد بحث شود متذکر دو نکته می شود:
1-شرط گاهی امر واحد و گاه مرکب است، اگر شرط واحد باشد و جزاء، عقلا، متوقف بر شرط باشد؛ مفهوم ندارد. در غیر این فرض مفهوم دارد.

ولی اگر شرط مرکب از دو چیز باشد سه صورت دارد:

الف-: اگر هر دو جزء از اموری باشند که جزاء عقلا بر آنها متوقف است؛ قضیه شرطیه، اصلا مفهوم ندارد مانند «ان رزقك اللَّه مولوداً و كان ذكراً فاختنه».

ب-اگر جزاء عقلا متوقف بر هر دو جزء نباشد، قضیه نسبت به هر دو مفهوم دارد یعنی قضیه دلالت بر انتفاء جزاء، هنگام انتفاء هریک از دو جزء دارد هر چند جزء دیگر محقق باشد مانند «ان جاءك زيد و كان معمماً فأكرمه» این قضیه دلالت بر انتفاء وجوب اکرام هنگام انتفاء مجئ می کند هر چند معمم باشد.

ج- اگر جزاء عقلا متوقف بر یک جزء باشد و بر دیگری نباشد مانند «ان ركب الأمير و كان ركوبه يوم الجمعة فخذ ركابه»، قضیه نسبت به جزء (رکوب) که جزاء عقلا متوقف بر آن است مفهوم ندارد ولی نسبت به دیگری مفهوم دارد.

2- تشخیص جزئی که در مقام اثبات موضوع حکم است، از جزئی که حکم معلق بر آن می باشد به وسیله استظهار از سیاق کلام به حسب متفاهم عرفی است، بنابر این آنچه از ظاهر قضیه «ان جاءك زيد فأكرمه» استفاده می شود این است که موضوع، زید و مجیئ آن است ولی اگر گفته شود «إن كان الجائي زيداً فأكرمه»، از ظاهر کلام بر می آید که «الجائي» موضوع، و «زید بودن» شرط وجوب اکرام است.

بعد از ذکر این مقدمات می‌گوید: شرط در آیه نبأ به حسب تحلیل، مرکب از دو جزء است: 1- نبأ 2- اینکه آورنده خبر، فاسق است. نبأ موضوع حکم است. جزاء عقلا متوقف بر آن است بنا براین قضیه نسبت به آن مفهوم ندارد ولی در جزء دیگر یعنی «كون الآتي به فاسقاً»، جزاء، عقلا متوقف بر آن نیست. بنابراین قضیه نسبت به آن مفهوم دارد و مفهومش این است که اگر آورنده خبر فاسق نباشد؛ تبیّن لازم نیست. این همان مطلوب یعنی حجیت خبر عادل است.[5]

کلام آیت الله شهید صدر(ره)

ایشان می‌گوید شرط به سه نحوه وجود دارد:

اول- شرط عبارت از سنخ تحقق و وجود موضوع است به گونه ای که برای موضوع، وجودی غیر از شرط تصور نمی شود مانند (إذا رزقت ولداً فاختنه).

دوم- شرط أجنبي از وجود موضوع و عارض بر آن است مثل (إن جاءك زيد فأكرمه).

سوم- شرط نحوی از وجود موضوع است ولی وجود موضوع منحصر در آن شرط نیست بلکه ممکن است موضوع، به نحو دیگری هم موجود شود مثلا اگر آیه نبأ این گونه باشد (النبأ إذا جاءكم به الفاسق فتبيّنوا)؛ از این قسم است زیرا مراد از خبر آوردن فاسق، خبر دادن و ایجاد نبأ است ولی وجود نبأ منحصر در آوردن فاسق نیست زیرا عادل هم می تواند آن را بیاورد.

سپس می‌گوید: نحوه اول مفهوم ندارد همانگونه که نحوه ثانی مفهوم دارد، و وجه مفهوم نداشتن در قسم اول همان دو وجهی بود که گذشت و هیچ کدام از این دو وجه در قسم سوم جریان ندارد زیرا ذات موضوع با انتفاء شرط محفوظ است. شرط حصۀ خاصی از ایجاد موضوع است بنابراین انتفاء آن مساوی با انتفاء موضوع نیست تا انتفاء عقلی یا تقیید مستحیل باشد، بنابر این قسم سوم هم مفهوم دارد.

و اما تشخيص اینکه آيه از کدام یک از اقسام است، بستگی به این دارد که مفاد آیه چه باشد، اگر مفاد آیه این باشد که (نبأ الفاسق إذا جي‏ء به أو جاءكم الفاسق به فتبيّنوا) از قسم اول است زیرا انتفاء نبأ فاسق با انتفاء مجئ، عقلی است ولی اگر مفاد آیه این باشد که (النبأ إذا جاء به الفاسق فتبيّنوا) از قسم سوم می باشد و اگر مفادش این باشد که (نبأ المخبر يجب التبين عنه إذا كان الجائي به فاسقاً) از قسم دوم است زیرا فسق مخبری که خبر آورده حالتی عارضی به لحاظ موضوع است و در نهایت می‌گوید: بدون اشکال استظهار از آیه، معنای دوم است. پس این قضیه شرطیه از قسم سوم است و مفهوم دارد.[6]

------------------------

[1]. تحقیق از آقای محمد حیدری دانش پژوه دورۀ خارج مدرسۀ فقهی امام محمد باقر علیه السلام

[2]. اصول الفقه (للمظفر) ص 124 و المحصول فی علم الاصول ج 3 ص 232، مصباح الاصول ج 1 ص 157

[3]. بحوث فی علم الاصول ج 4 ص 352

[4]. الحجرات، آیه 6

[5]. مصباح الاصول (طبع موسسة احیاء آثار السید الخوئی) ج 1 ص 158

[6]. بحوث في علم الأصول – ج 4، ص 351

^بالا



فقه: پول مجازی، ارز دیجیتالی، پول رمزگذاری‌شده[1]

اصطلاح پول مجازی و به خصوص بیت‎کوین[2] در دو دهه‎ی اخیر زیاد شنیده می‎شود. اصطلاحی که در مسائل اقتصادی، بازار و بانک خودنمایی می‎نماید؛ همان پول مجازی که با نرم افزاری در دسترس همگان قرار گرفته و به نظر می‎رسد به دوران بلوغ خود نزدیک می‎شود.

در این نوشتار به موضوع شناسی بیت کوین به صورت اجمالی پرداخته شده و به برخی از مسائل فقهی مرتبط با آن اشاره می‎گردد.

مراحل تکامل پول

معاملات در بین انسان‎ها سیری تکاملی و منطقی را طی نموده است؛ زمانی معاملات کالا به کالا، احتیاج مردم را برطرف می‎نمود و به حسب نیاز و اقتضاءات زمان و مکان اشیاء مختلفی مانند نمک وگندم به عنوان ثمن موضوعیّت پیدا کردند و در آخرین مراحل طلا و نقره جایگاه ویژه‎ای به عنوان ثمن پیدا نمود و از آنجایی که حفظ طلا و نقره در دست مردم کاری مشکل و خطر آفرین بود، صاحبان طلا و نقره آن را به افرادی امین و مکان‎هایی خاص به امانت می‎گذاردند، در مرحله‎ی بعد عده‎ای عهده‎دار نگهداری پول‎ها و دارائی‎های مردم(طلا و نقره) شدند و در مقابل آن رسید ارائه می‎دادند و مردم رسیدها را بر می‎گرداندند و طلا و نقره دریافت می‎نمودند.

به تدریج رسید‎ها موضوعیّت پیدا کرده و مستقیماَ مورد معامله واقع می‎شد و کمتر کسی برای تبدیل رسید خود به طلا و نقره مراجعه می‎نمود، با گسترش این فرهنگ عده‎ای که عهده‎دار حفظ طلا و نقره بودند(صرافان و...)، اقدام به ارائه‎ی رسیدهای بدون پشتوانه می‎نمودند و موجبات هرج و مرج در جامعه را ایجاد می‎کردند؛ به همین جهت، حکومت‎ها و سلاطین اختیار چاپ پول(همان رسیدهای سابق) را در اختیار گرفتند و پشتوانه‎ی آن را طلا قرار دادند.

بعد از جنگ جهانی، اعتبار پول‎ها به پایه‎ی دلار قرار گرفت و پشتوانه‎ی آن طلا قرار داده شد و بعد از رجوع کشورها و تقاضای دریافت طلا در مقابل دلارها، نوعی بحران و نگرانی از آینده را در آمریکا ایجاد نمود؛ از این رو، آمریکا پشتوانه‎ی طلا را از دلار حذف نمود و به تدریج در تمام جهان پشتوانه‎ی طلا از پول‎ها حذف شد و حکومت‎ها تنها تعهّد به تحویل کالا در مقابل پول کشور خود را نمودند و در واقع ثروت‎های طبیعی، علمی، سیاسی و ... پشتوانه‎ی ارزشی پول کشورها قرار گرفت.

عصر فضای مجازی و پول‎های مجازی

هر چند بر اساس تحقیقات، ایده و نظر خلق پول رمزدار و مجازی به قبل از سال 2000 میلادی برمیگردد امّا در سال 2008 شخص یا گروهی که ماهیّت آنها شاید به صورت کامل مشخص نباشد، اقدام به ابداع و به عبارت دقیق تر معرفی پول مجازی نمودند و نخستین‌بار بیت‎کوین در اوایل فوریه‌ سال ۲۰۰۹ در پی مقاله‌ای توسط برنامه‌نویس ژاپنی به نام ساتوشی ناکاموتو[3] به دنیا معرفی گردید و به ادّعای برخی شاید کسی تا کنون او را ملاقات ننموده باشد و حتّی ممکن است نام مستعار شخص یا گروهی باشد. این شخص یا گروه، نرم‎افزار و در پی آن مسائلی ریاضی را در فضای مجازی مطرح و اعلان نمودند در قبال حل هر مسأله، یک بیت کوین جایزه و امتیاز به او اختصاص داده خواهد شد، بیت‎کوین چیزی نبود جز رمزی که توسط نرم‎افزار در فضای مجازی ارائه می‎شد و هیچ ما به ازای خارجی مانند سکه، اسکناس و ... نداشت و ندارد. انتقال آن به اشخاص تنها در فضای مجازی صورت می‎پذیرد و در هنگام معامله، شناسایی طرف مقابل ضروری نمی‎باشد و تنها درخواست معامله در فضای نرم‎افزار مشاهده شده و طرف مقابل به آن درخواست پاسخ می‎دهد. دارنده‎ی بیت‎کوین‎ها می‎تواند رمزهای خود را در کیف پولی به همین نام ذخیره نماید که غیر از خود او، کسی رمز آن را نمی‎داند و دسترسی به آن برای هیچ کس ممکن نیست. قابل توجه است که امروزه بیش از 10 نوع پول مجازی تولید شده است و مورد معامله قرار می‎گیرد[4].

قیمت بیت کوین و نوسانات آن

بیت کوین از قیمت صفر در سال 2008 به حدود 9 هزار دلار(40 میلیون تومان) در سال 2018 رسیده است. افزایش بی سابقه‎ی قیمت بیت کوین سبب رغبت بسیاری از مردم در تبدیل سرمایه‎ی خود به آن شده است. البته ممکن است قیمت آن در بعضی زمان‎ها نقصان هم پیدا نماید ولی در مجموع سرعت صعودی نسبتاً زیادی را دارا می‎باشد.

تعداد محدود بیت‎کوین‎ها عامل دیگری در رغبت زیاد مردم به آن شده است؛ چرا که گفته‎اند بر اساس نرم‎افزار طراحی شده و مسائل ریاضی مربوط به آن تعداد آنها حدود 21 میلیون بیشتر نیست[5] و به همین خاطر بعد از ارائه‎ی این تعداد، قیمت بسیار زیادی پیدا خواهد نمود و حتی ممکن است به 60 هزار دلار یا بیشتر برسد. البته لازم است به این نکته توجه شود که محدودیت تعداد بیت‎کوین موجب محدودیت در معاملات و اختلال در آنها نخواهد شد زیرا هر بیت‎کوین فعلاً می‎تواند تا هشت رقم اعشار کوچکتر شود که به کوچکترین واحد بیت‎کوین یک سوتاشی(00000001/0) می‌‎گویند. به عبارت دیگر هر بیت‎کوین 100 هزار سوتاشی می باشد و در آینده بر حسب نیاز هر کدام به واحدهای کوچکتری تقسیم شود.

کشورها و بیت کوین

واکنش کشورها نسبت به بیت‎کوین مختلف است در بعضی کشورها مانند استونی، ایالات متحده‎آمریکا، کانادا، کره جنوبی، دانمارک، فنلاند، استرالیا و انگلستان، نه تنها علیه بیت‎کوین موضع گیری ننموده‎اند حتی در بعضی از آنها دستگاه‎های خودپرداز و پوزهای خرید هم قرار گرفته است و در مقابل کشورهایی چون بنگلادش، بولیوی، چین، اکوادور، ایسلند،هند، سوئد، تایلند، ویتنام ممنوعیت معامله با بیت‎کوین را از سیاست‎های خود قرار داده‎اند. در روسیه نیز عملاً معامله‎ی بیت‎کوین ممنوع است و یا ارزش بسیار پایینی دارد.

بیت‎کوین در قوانین ایران

قوانین ایران نسبت به بیت‎کوین ساکت بوده و موضوع گیری خاصی در آن دیده نمی‎شود اما با مطالعات میدانی در فضای مجازی و بررسی گفتگوهای اعضای مرکز ملی مجازی و برخی دیگر، این نتیجه به دست می‎آید که قانونی شدن بیت‎کوین در آینده‎ای نزدیک، دور از انتظار نیست. معاون فناوری‎های نوین بانک مرکزی گفته است: "باتوجه به جدید بودن مقوله رمزینه پولها از جمله بیت کوین در سطح بین المللی، تلاش می کنیم تا نیمه اول سال 97 به جمع بندی برسیم... دو مقوله ضوابط و چارچوبها برای استفاده از ارزهای رمزینه رایج در دنیا و اینکه اگر در کشور بخواهیم پول رمزینه داشته باشیم، لازم است که "آپ" بومی داشته باشیم تا بتواند این سیستم را به صورت بومی و محلی راه اندازی کند... تا زمانی که سیاستگذاری نکنیم نمی توانیم درخصوص ممنوع بودن یا نبودن بیت کوین اظهار نظر کنیم، ذات بیت کوین آزاد بودن است و نمی توان جلوی آن را گرفت" [6]البته هم اکنون علاوه بر اینکه در بعضی صرافی‎ها تبدیل بیت‎کوین به پول رایج صورت می‎گیرد و نمی‎توان این عمل را قانونی یا غیر قانونی نامید، در بورس ایران نیز بیت‎کوین جایگاهی برای خود پیدا نموده است[7]

بیت‎کوین پول مجازی یا منجی آمریکا و طراحان آن

آیا چنین امری می‎تواند ساخته‎ی ذهن یک شخص یا گروهی ژاپنی و ... باشد و یا اینکه ساز و کار آن در مراکزی جاسوسی یا غیرجاسوسی مانند پنتاگون و در کشوری مانند آمریکا طراحی شده است که یکی از اهدافش جمع آوری دلارهایی است که اگر به آمریکا برگردد اقتصاد آن را نابود خواهد نمود، آنچه که این احتمال را تقویت می‎نماید این است که گفته می‎شود از حدود 15 میلیون بیت کوین تولید شده است سرنوشت 9 میلیون بیت‎کوین اولیّه مشخص نیست و احتمال دارد در اختیار دولت‎ سازنده باشد و در انتظار است تا با نزدیک شدن به سال 2040 و اتمام حدود 21 میلیون بیت‎کوین وعده داده شده و اوج گرفتن قیمت آن به حدود 60 هزار دلار، به بازار عرضه شود و بسیاری از دلارها و دارائی‎های مردم و کشورهای مختلف جمع‎آوری شود.

ارتباط بیت کوین و فقه

بیت کوین از موضوعات مستحدثی است که به طور مسلم کشور مسلمان ما را روز به روز و بیش از گذشته درگیر خود خواهد نمود؛ از این رو لازم است قبل از فراگیر شدن آن، همه‎ی جنبه‎های مختلف آن مورد نقد و بررسی قرار گرفته و احکام فقهی خاص آن مشخص گردد تا تمهیدات لازم جهت جلوگیری یا هدایت صحیح این پدیده در معاملات صورت گیرد. همانگونه که در کشورهای اسلامی مختلف، کنفرانس‎ و نشست‎های تخصصی در این زمینه برگزار گردیده است البته با توجه به جدید بودن این موضوع، مباحث علمی دقیق زیادی در کلام فقهاء از نظر موضوع و حکم، غیر از چند استفتاء که در آنها خیلی کوتاه به بعضی از منشأهای جواز یا حرمت اشاره شده است، وجود ندارد.

جنبه‎های مبهم و تأثیر گذار در صحت و بطلان معامله با بیت‎کوین

1. علاوه بر اینکه مالیّت ذاتی آن مورد اشکال است، پشتوانه و معتبِر شناخته شده‎ای برای آن وجود ندارد.

2. آیا قاعده‎ی "مایبذل بإزاءه مال" برای حکم به مالیّت داشتن بیت‎کوین و صحت معامله با آن کافی است، در حالی که تبلیغات، بیشترین پشتوانه‎ی آن محسوب شده و هیچ شخص، کشور، دولت و مرجع معتبری پشتوانه‎ی کالایی برای آن در نظر نگرفته است و به بیان دیگر آیا بیت کوین با در نظر نگرفتن تبلیغات آن مالیّتی دارد یا خیر؟

3. سرانجام آن مشخص نبوده و هر لحظه احتمال دارد در فضای مجازی نرم‎افزار آن برچیده و هک شود یا هنگ کند.

4. آیا کاری که برای دریافت اولیّه‎ی بیت‎کوین می‎شود مالیّت داشته و دریافت بیت‎کوین در مقابل آن صحیح است؟

5. احکامی مانند خمس، ربا و غیره به رمزهای دیجیتالی که با حل مسأله دریافت می‎شود تعلق می‎گیرد؟

6. آیا ابهامات فعلی موجود در پول مجازی، ریسک پذیر بودن، غرر و یا قماری بودن معامله‎ی آن را نتیجه نمی‎دهد؟

7. قیمی یا مثلی بودن بیت‎کوین و پول مجازی.

8. آیا رواج پول مجازی نتیجه‎اش هرج و مرج و از بین رفتن تعادل اقتصادی و امنیت اقتصادی جامعه نیست؟

9. تسلط فعلی جوامع کفر و غیر اسلامی بر فضای مجازی و پول مجازی و تنافی ترویج این مسأله با قاعده‎ی “نفی سبیل” خصوصاً در حالی که جوامع مسلمان از پشت پرده‎ی این مقوله اطلاع دقیقی ندارند.

10. مجهول بودن طرفین معامله از لحاظ صغیر بودن و کبیر بودن، فضول بودن و اصیل بودن شدن و... .

11. لزوم یا عدم لزوم التزام به قوانین جامعه در این مقوله و منافات آن با قاعده‎ی سلطنت.

12. بررسی احکام خاص باب صرف و ربا در معاملات پول مجازی و بیت‎کوین.

13 . بنابر مبنایی که پشتوانه‎ی پول صرفاً اعتبار عند العقلاء دانسته شود چه اشکالاتی از معامله‎ی بیت‎کوین برداشته خواهد شد و به عبارت دیگر تفاوت مبانی در ماهیّت پول چه آثاری بر صحت و بطلان معامله‎ی با پول مجازی خواهد داشت.

نکته‎ی پایانی

آنچه در این نوشتار جمع آوری شده بود نگاهی بسیار اجمالی به پول مجازی و علی الخصوص بیت‎کوین بود اما باید دانست مسأله‎ی پول مجازی از مسائل مهم و مورد ابتلا در آینده خواهد بود؛ لذا لازم است تحقیقات بسیار دقیق از لحاظ موضوع شناسی و در پی آن احکام فقهی و مسائل حکومتی در آن صورت پذیرد تا جامعه‎ی علمی، اقتصادی و قانونی کشور، با دید باز نسبت به مزیّت‎ها، آسیب‎ها و احکام فقهی با این مسأله برخورد نمایند و مجبور به خورد انفعالی با این مسأله نشوند.

------------------------

[1]. تحقیق از آقای سید مهدی تقوی دانش آموخته مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام

[2]. Bitcoin

[3]. Satoshi Nakamoto

[4]. مانند: «اتروم"، "ریپل"، "کاردانو" ، "نیو"، " بیت‎کوین" ،"لایت کوین" ،»نِیم‎کوین» ،»ارث‎کوین»

[5]. ر.ک https://exchanging.ir

[6]. http://www.iribnews.ir/fa/news/1896667

[7]. http://www.eghtesadbartar.com/blog/. ر.ک : بیت-کوین-در-بورس-تهران

^بالا



مسائل مبتلا به: داخل شدن جنب و حائض به حرم ائمه علیهم السلام[1]

یکی از مسایلی که مورد ابتلا غالب مومنین، زیارت قبور امامان معصوم علیهم السلام است. این سنت حسنه که دارای فضایل و آثار معنوی بسیاری می باشد، شامل فروعات فقهی مختلفی است که یکی از آن ها بحث جواز ورود صاحبان عذر شرعی به حرم امامان معصوم علیهم السلام است. در این مختصر در دو بخش به بیان دیدگاه مراجع عظام تقلید در این باره می پردازیم. بخش اول نظرات فقهاء در جواز یا عدم جواز دخول صاحبان عذر به حرم امامان معصوم علیهم السلام است و بخش دوم بررسی می گردد که آیا رواق های حرم های مطهر نیز جزو مکان های ممنوعه هستند یا خیر.

بخش اول: حکم ورود صاحبان عذر به حرم ائمه علیهم السلام

احتیاط واجب آن است که شخص جنب یا حائض در حرم امامان توقف نکند ولى می تواند از يك در داخل و از در ديگر خارج شود. حضرات آیات امام خمینی[2]، سیستانی[3]، تبریزی[4]، فاضل[5]، سبحانی[6] و مکارم[7].

وقف در حرم امامان برای حائض یا جنب حرام است ولى می تواند اگر از يك در داخل و از در ديگر خارج شود. حضرت آیت الله صافی گلپایگانی[8].

احتیاط واجب نرفتن در حرم ائمه علیهم السلام است اگر چه از یک در وارد و از در دیگر خارج شود. حضرات آیات گلپایگانی[9] و بهجت[10].

رفتن يا ماندن در حرم امامان عليهم السلام اگر چه از يك در داخل و از در ديگر خارج شود حرام است. حضرت آیت الله شبیری زنجانی[11]

توقّف در حرم امامان عليهم السّلام حرام است، و احتياط واجب آن است كه از رفتن در حرم ائمه عليهم السّلام خوددارى كند اگر چه از يك در داخل و از در ديگر خارج شود. حضرت آیت وحید خراسانی[12].

بخش دوم : حکم رواق های ملحق به حرم ائمه علیهم السلام

سوال این است که آیا رواق های حرم نیز ملحق به مشاهد مشرفه است تا حکم حرمت ورود برای صاحبان عذر شرعی را داشته باشد یا اینکه حکم آن تفاوت می کند.

داخل شدن در رواق ها برای صاحبان عذر هیچ مانعی ندارد{به شرطی که مسجد نباشد}.حضرات آیات خامنه ای[13]، سیستانی[14]، مکارم[15]، فاضل[16] و شبیری زنجانی[17].

احتیاط واجب آن است که در رواق ها توقف نکنند. حضرات آیات امام خمینی[18]و نوری همدانی .[19]

بنابر احتیاط واجب از رواق ها عبور نکنند. حضرت آیت الله بهجت [20]

------------------------

[1]. انتخاب و تنظیم از آقای سید رضا حسنی دانش پژوه دورۀ خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام

[2]. توضيح المسائل (امام خمينى)، ص: 82.

[3]. توضيح المسائل (محشى - امام خمينى)، ج‌1، ص:212.

[4]. رساله احكام بانوان (تبريزى)، 40.

[5]. احكام جوانان (فاضل)، ص87.

[6]. رساله توضيح المسائل (سبحانى)، ص: 162.

[7]. احكام بانوان (مكارم)، ص: 53.

[8]. احكام نوجوانان (صافى)؛ 61.

[9]. توضيح المسائل (محشى - امام خمينى)، ج‌1، ص: 212.

[10]. رساله توضيح المسائل (بهجت)، ص: 74 .

[11]. رساله توضيح المسائل (شبيرى)، ص: 79.

[12]. توضيح المسائل (وحيد)، ص: 71.

[13]. .أجوبه الاستفتاءات ص 35.

[14]. .سایت معظم له .

[15]. احكام بانوان (مكارم) 53؛

[16]. جامع المسائل (فارسى - فاضل)؛ ج‌1؛ 61؛ احكام بانوان ؛ ج‌1، ص : 59.

[17]. رساله توضيح المسائل (شبيرى)؛ 78.

[18]. تحرير الوسيلة ، ترجمه؛ ج‌1؛ 67.

[19]. توضیح المسائل 16 مرجع مسأله355

[20]. استفتاءات (بهجت)، ج‌1، ص: 294.

^بالا



نکاتی از اصحاب ائمه:برید بن معاویه: صداقت[1]

برید بن معاویه عجلی از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام و از اهل کوفه است که با کنیه ابوالقاسم شناخته می شود، او جزء چهار نفری است که امام صادق علیه السلام آنها را با عباراتی همچون «اوتاد ارض»، «اعلام دین» و «حافظ آثار نبوت» نام می برد. نجاشی می نویسد او فقیه بزرگ اصحاب ما بود و نزد ائمه جایگاهی داشت[2]. او از اصحاب اجماع است که 206 حدیث از خود به یادگار گذاشته است[3].

داود بن سرحان می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: من زمانی که سخن می گویم اصحاب خود را از دو چیز نهی می کنم؛ از جدال و مشاجره و از قیاس و مصلحت اندیشی، به گروهی گفته ام سخن بگویید و گروهی را نهی کرده ام ولی هر دو گروه نافرمانی کرده و دستور مرا توجیه می کنند. اینها معصیت است، اگر سخن مرا گوش می کردند و اهل اطاعت بودند من نیز همچون پدرم حقائقی را برای آنها بازگو می کردم «لو سمعها و اطاعها لأودعتهم ما أودع أبی علیه السلام»، اصحاب پدرم همچون برید بن معاویه به دنبال عدالت بودند راستگو بودند و در کارهای نیک پیشتاز بودند «هولاء القوّامون بالقسط، هولاء القوّالون بالصدق، هولاء السابقون السابقون اولئک المقرّبون»[4].

------------------------

[1]. انتخاب و تنظیم از حضرت استاد فاضلی از اساتید مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام

[2]. رجال نجاشی، ص 112

[3]. معجم‏رجال‏الحديث ج : 3 ص : 287

[4]. رجال کشی، ص238 تا 243

^بالا



وب سایت مرکز فقهی امام محمّد باقر علیه‌السلام[1]

وب سایت مرکز فقهی امام محمّد باقر علیه‌السلام در حقیقت یک مجلّه اینترنتی با تمرکز بر موضوعات مرتبط با علوم استنباط احکام فقهی است. این وب سایت که با آدرس http://www.mfeqhi.ir در شبکه جهانی قابل دسترسی است یکی از فعالیت‌های چندگانه مرکز فقهی امام محمّد باقر علیه‌السلام وابسته به دفتر حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی است. در این مجله الکترونیکی بخش‌های مختلفی به چشم می‌خورد که در ادامه نگاهی به آن خواهیم داشت:

درباره ما

در این بخش شمایی کلّی از تاریخچه و فعالیت‌های این مرکز و برنامه‌های آتی آن در دسترس خوانندگان قرار گرفته است.

آثار پژوهشی

تمرکز بخش «آثار پژوهشی» بر انتشار مقالاتی است که توسط محققان این مرکز با هدف گردآوری و تدوین نظریات و آرای حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی تهیه شده است. این مقالات در چهار بخش «فقه»، «اصول»، «رجال، درایه و حدیث» و «سایر پژوهش‌ها» به خوانندگان ارائه شده‌اند. با نگاهی به مقالات منتشر شده در این بخش، می‌توان دریافت که در مجموع مقالات اصولی بیش از مقالات دیگر بخش‌ها است. مقالاتی همچون «انسداد»، «انصراف»، «اجماع» بعضی از مقالاتی هستند که به بررسی آرای اصولی این مرجع عالی‌قدر می‌پردازند.

نقد و نظر

در این بخش مقالات متنوّعی در حوزه‌های مختلف مرتبط با علوم استنباط منتشر شده است. همان‌طور که از نام این بخش پیداست، هدف اصلی بخش «نقد و نظر» ایجاد و تقویت روحیه پرسش‌گری در بستر ارتباط نویسنده و مخاطب است. در حقیقت این بخش در ادامه سنّت حسنه «مباحثه» و گفتگو که سنّتی رایج در حوزه‌های علمیه محسوب می‌شود، شکل گرفته است و می‌کوشد تا به موضوعات جدیدی بپردازد که هنوز کمتر نقد و بررسی شده‌اند. از همین جهت، نگارنده‌ی هر مقاله موظف است تا به نظرات و نقد‌هایی که ذیل هر مقاله منتشر می‌شود پاسخ‌گو باشد.

عناوینی همچون «مشروعیت تقیه مداراتی یا جواز حسن معاشرت با عامّه»، «تعیین جنسیت خنثی از منظر فقه»، «بین الطلوعین روز است یا شب؟»، «تمایز میان مثبتات مستصحب از مثبتات استصحاب»، «دانشجویان و مسأله نماز در غیر وطن» و «عرفی نبودن استخدام در ضمیر» از جمله مقالات این بخش است. اگر چه بیشتر مقالات این بخش به زبان فارسی نگاشته شده‌ است اما برخی مقالات عربی نیز به چشم می‌خورد. مقالاتی همچون «مبدأ وقت صلوة الصّبح فی اللیالی المقمّرة»، «الصّبیّ الممیّز» و «لزوم الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فی أدیان السابقة».

یادداشت محقق

در بخش یادداشت محقق مطالبی منتشر می‌شود که مورد توجه محققان قرار گرفته است و در یادداشتی کوتاه تنظیم شده است. در حوزه رجال مقالاتی همچون «علی بن محمّد در صدر اسناد کافی»، «وجوه توثیق قاسم بن محمد جوهری» و «توثیق مشایخ جعفر بن بشیر» به چشم می‌خورد. در حوزه علم اصول نیز مقالاتی همچون «مرجّحات باب تعارض خبرین»، «دفع ضرر دنیوی در کلام مرحوم آخوند خراسانی»، «جریان استصحاب در شبهات حکمیه» و «حجیّت اطمینان از دیدگاه شیخ انصاری» منتشر شده است. مقالات فقهی بیشترین مقالات بخش «یادداشت محقق» را تشکیل می‌دهد. از جمله برخی عناوین این مقالات عبارتند از «شرط خیار در نکاح»، «جواز نظر طبیب مختار به غیر مماثل مضطرّ»، «حق فسخ در نکاح در صورت کشف از محدوده بودن زوجه» و «بررسی حکم جمع بین دو بانوی فاطمی». در مجموع در این بخش بیش از پنجاه مقاله منتشر شده است.

خبرنامه پژوهشی

خبرنامه پژوهشی این مجله الکترونیکی اگر چه به لحاظ کمّی تعداد خبر زیادی در خود جای نداده است اما سعی بر آن داشته تا صرفا بر موضوع اخبار پژوهشی در حوزه‌های مرتبط با علوم استنباط تمرکز داشته باشد.

معرفی آثار

این بخش به معرفی آثاری می‌پردازد که در مرکز فقهی امام محمّد باقر علیه‌السلام تحقیق و توسط انتشارات این مرکز منتشر شده است. عنوان چهار کتاب در این بخش به چشم می‌خورد: دو کتاب از مرحوم آیت‌الله حاج سید احمد زنجانی(ره) با عناوین «ایمان و رجعت»، «اربعینیات»؛ و کتاب «احکام و استفتائات روزه» و جلد اول کتاب «استفتائات» که مجموعه‌ای است از استفتائات آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی که توسط محققان این مرکز فقهی تهیه و تنظیم شده است.

ارسال مطلب

از آنجا که هدف اصلی این مجله الکترونیکی ایجاد تعامل هر چه بیشتر میان محقّقان و طلاب و فضلا با محوریت علوم استنباط احکام دینی است، این امکان در وب سایت به وجود آمده است تا محققان به سادگی مقالات خود را برای انتشار ارسال نمایند. برای این کار کافی است مقالات خود را که حداکثر در 1500 کلمه تنظیم نموده‌اید، از طریق زبانه «ارسال مطلب» برای گردانندگان سایت ارسال نمایید.

کانال تلگرام مرکز فقهی

همزمان با انتشار مطالب در وب سایت مرکز فقهی، متن مقالات در کانال این مرکز به آدرس «@mfeqhi» در تلگرام منتشر می‌شود. غیر از مطالب وب سایت مرکز، در این کانال اخبار و مطالب ویژه‌ و اختصاصی نیز منتشر می‌شود. از جمله این مطالب می‌توان به خلاصه‌ای از مباحث رجالی آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی اشاره نمود. همچنین برخی نکات فقهی، اصولی و یا رجالی که در دروس فقه و اصول ایشان مورد بررسی قرار گرفته است به صورت خلاصه در این کانال با عنوان «نکات و اشارات» منتشر می‌شود. از مطالب جذاب این کانال برخی پاسخ‌های آیت‌الله العظمی شبیری به مسائل مختلف در زمینه علوم فقه، اصول و رجال است که به صورت صوتی منتشر شده است. مجموعه‌ای از مطالب اخلاقی با عنوان «زی طلبگی» نیز به بررسی چارچوب زندگی صحیح طلبگی بر اساس کلام آیت‌الله‌العظمی شبیری و دیگر بزرگان می‌پردازد.

------------------------

[1]. نویسنده آقای ابطحی از مسئولین سایت مرکز فقهی امام محمد باقر علیه السلام

^بالا



فوائد رجالی: اقسام تعلیق و طریقۀ تشخیص آن در تهذیب الاحکام[1]

یکی از روشهای متداول برای اختصار در سند، روش تعلیق است. تعلیق به معنای حذف یک یا چند راوی از ابتدای سند است که به جهت اختصار صورت می گیرد.

تعلیق در اسناد به سه شکل محقق می شود:

تعلیق بر سند: در این نوع از تعلیق، نام یک یا چند راوی از ابتدای سند حذف شده با اعتماد به این که نام ایشان در سند قبل ذکر شده است و این تعلیق در اسناد کافی شایع است.

سند معلق علیه: «مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع ...»

سند معلق: «صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي إِبْرَاهِيمَ»[2]

همانطور که ملاحظه می شود در سند اول «مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى» در سند واقع شده اند و در سند دوم نیز همین افراد در صدر سند واقع شده اند فلذا برای اختصار مرحوم کلینی محمد بن اسماعیل و فضل بن شاذان را از سند دوم حذف نموده و برای روشن شدن افراد حذف شده به سند اول تکیه نموده است.

تعلیق بر مشیخه : در این نوع از تعلیق، نام یک یا چند راوی از ابتدای سند حذف شده با اعتماد به این ذکر آنها در مشیخه و این نوع از تعلیق در کتاب تهذیب و من لا یحضره الفقیه شایع است.

سند معلق : «عَلِيُّ بْنُ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا صَلَّيْت‏»[3]

مشیخه تهذیب: «و ما ذكرته في هذا الكتاب عن علي بن مهزيار فقد اخبرني به الشيخ ابو عبد اللّه عن محمد بن علي بن الحسين عن ابيه و محمد بن الحسن عن سعد بن عبد اللّه و الحميري و محمد بن يحيى و احمد بن ادريس كلهم عن احمد بن محمد عن العباس ابن معروف عن علي بن مهزيار».[4]

تعلیق بر کتاب: در این نوع از تعلیق، نام یک یا چند راوی حذف شده با اعتماد به این که در کتاب دیگری ذکر شده است و این تعلیق در کتاب تهذیب شایع است.

«عَلِيُ‏ بْنُ‏ الْحَكَمِ‏ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ إِنَّ أَبِي أَوْصَانِي ...»[5]

«علي بن الحكم الكوفي، ثقة، جليل القدر له كتاب.أخبرنا جماعة، عن محمّد بن علي بن الحسين بن بابويه، عن أبيه، عن محمّد بن أحمد بن هشام، عن محمّد بن السندي، عن علي بن الحكم.و رواه محمّد بن علي، عن أبيه و محمّد بن الحسن، عن سعد بن عبد اللّه، عن أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم.و أخبرنا ابن أبي جيد، عن ابن الوليد، عن الصفّار و أحمد بن إدريس و الحميري و محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد، عن علي بن الحكم». [6]

با توجه به توضیحات ذکر شده روشن شد که اگر تعلیق پیش رو تعلیق بر سند قبل باشد، برای بازسازی آن می بایست سند معلق علیه را ملاحظه نموده و افراد حذف شده را به سند معلق اضافه کرد و سپس سند را ارزیابی نمود و اگر تعلیق به مشیخه یا کتاب باشد باید به مشیخه یا به کتاب مورد نظر مراجعه نموده و طریق مؤلف به اولین شخصی که در سند معلق ذکر شده را به سند اضافه کرد و سپس سند را ارزیابی نمود.

این نوشتار در صدد بررسی این مطلب است که اگر چنانچه در کتاب تهذیب، سندِ معلقی ذکر شده بود که احتمال داشت از نوع اول یا نوع دوم ویا نوع سوم باشد؛ برای بازسازی سند چه باید کرد.

راه حل های موجود برای بازسازی سند

در اینجا به دو راه حل می توان اشاره کرد:

1-اگر تعلیق از نوع دوم یا سوم باشد می بایست طریق شیخ به صدر سند در مشیخۀ تهذیب یا در فهرست شیخ ذکر شده باشد. چنانچه با مراجعه به این دو، طریقی برای راوی مذکور ذکر نشده باشد می توان حکم کرد به تعلیق نوع اول ولی چنانچه طریق به راوی مذکور را در مشیخه یا کتاب مورد نظر یافت شد؛ دیگر نمیتوان به هیچیک از انواع تعلیق حکم کرد.

2-با توجه به اشتراک تهذیب و استبصار در بسیاری از روایات، می توان به استبصار مراجعه نموده و سند روایت مورد نظر را در آنجا ملاحظه کرد.

بررسی نمونه مطلب

فَأَمَّا مَا رَوَاهُ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَذْيِ يُـصِيبُ الثَّوْبَ قَالَ إِنْ عَرَفْتَ مَكَانَهُ فَاغْسِلْهُ وَ إِنْ خَفِيَ مَكَانُهُ عَلَيْكَ فَاغْسِلِ الثَّوْبَ كُلَّهُ.

عَنْهُ عَنْ عَلِيٍّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَذْيِ يُـصِيبُ الثَّوْبَ فَيَلْتَزِقُ بِهِ قَالَ يَغْسِلُهُ وَ لَا يَتَوَضَّأُ.

عَلِيُّ بْنُ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَذْيِ يُـصِيبُ الثَّوْبَ قَالَ لَا بَأْسَ بِهِ فَلَمَّا رَدَدْنَا عَلَيْهِ قَالَ تَنْضِحُهُ بِالْمَاءِ.[7]

سند روایت سوم از علی بن الحکم شروع می شود در حالی که مرحوم شیخ طوسی قطعاً نمی تواند از او بلا واسطه نقل روایت کند. پس در سند تعلیق رخ داده است؛ در مورد تعلیق مورد نظر دو احتمال وجود دارد:

احتمال اول این که سند روایت سوم تعلیق بر سند قبل شده باشد و این تعلیق از منبعی که روایت از آن اخذ شده است به کتاب تهذیب سرایت کرده است.

احتمال دوم این که سند روایت سوم، تعلیق بر مشیخۀ تهذیب یا فهرست شیخ شده باشد.

تطبیق راه حل اول

با مراجعه به مشیخۀ تهذیب، می توان فهمید که طریقی به علی بن الحکم در آن وجود ندارد. این نشان از این است که ایشان سند روایت را تعلیق بر مشیخه نکرده است. اما با تصریح مرحوم شیخ به این که برخی از طرق خود را که در مشیخه ذکر نکرده؛ در فهرست بیان نموده است. شیخ در فهرست طریقی را به علی بن الحکم ذکر نموده است.[8] احتمال دارد ایشان تعلیق بر فهرست نموده باشد و در عین حال احتمال دارد تعلیق بر سند قبل نموده باشد. بنابراین نمی توان از این راه نتیجۀ مطلوب را گرفت. وجود طریق در مشیخه و کتاب مورد نظر، احتمال تعلیق بر سند را نفی نمی کند و تنها عدم وجود طریق در مشیخه و کتاب مورد نظر است که نتیجه بخش بوده و احتمال تعلیق بر مشیخه و کتاب را نفی می کند.

تطبیق راه حل دوم

با مراجعه به کتاب استبصارِ مرحوم شیخ، می توان فهمید که ایشان همین روایت را از علی بن الحکم شروع کرده است. در استبصار با احمد بن محمد شروع نموده است[9]. این نکته نشان می دهد که ایشان در سند مورد نظر تعلیق نموده بر سند قبل که در آن احمد بن محمد در صدر سند است.

------------------------

[1]. تهیه و تنظیم از آقای مسعود عطارمنش دانش پژوه دورۀ خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام

[2]. الکافی ط اسلامیه ج4 ص97

[3]. تهذیب الاحکام ج2 ص47

[4]. مشیخه تهذیب الاحکام ص98

[5]. تهذیب الاحکام ج1 ص449

[6]. فهرست كتب الشيعة و أصولهم و أسماء المصنفين و أصحاب الأصول (للطوسي) ( ط - الحديثة)، النص، ص: 264

[7]. تهذيب الأحكام ج‏1 ص 253

[8]. فهرست كتب الشيعة و أصولهم و أسماء المصنفين و أصحاب الأصول (للطوسي) ( ط - الحديثة)، النص، ص: 264

[9]. الإستبصار فيما اختلف من الأخبار ج‏1ص174

^بالا



 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > پایان >>

JPAGE_CURRENT_OF_TOTAL

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS